تبليغاتX
سینمای ایران
جدیدترین اخبار درباره سینمای ایران/ گزارش اکران/ آمار فروش/فیلتر شکن
 

 

فرا  رسیدن نوروز باستانی  را  به  همه 

 

    بینندگان  این وبلاگ  تبریک  عرض        

 

                  می کنم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پویا نبی  | 

اگر بخشي از فرايند نقد تئاتر بررسي مختصات يک اثر و ويژگي‌هاي آن به طور مستقل باشد، بخش مهم ديگر و اغلب فراموش شده آن بررسي جريان‌هاي در حال شکل گيري، اشتراکات و روابط اجراها با يکديگر و در رابطه با مخاطب و شرايط فرهنگي و اجتماعي است. از همين رو‌ در اين جستار سعي خواهيم کرد به بررسي يک جريان در حال شکل گيري در تئاتر ايران بپردازيم. جرياني که هر چند جديد نيست و براي نخستين بار نيست که بحث آن به ميان مي‌آيد اما موج ديگري است از جرياني که هرازچندگاهي بحث آن به ميان مي‌آيد اما اين بار و بنا به دلايل خاصي که در ادامه نوشتار مي‌آيد شايد، از هميشه حساس‌تر مهم‌تر و تاثيرگذاتر باشد.
اين موج جديد که ما سعي خواهيم کرد ويژگي‌ها و اشتراکات آن را برشمريم از زمستان امسال آغاز ‌شد و به طور مشخص چهار اجرا را در برمي‌گيرد که عبارتند از"کرگدن‌" اثر فرهاد آئيش، "ديوار چين" اثر مريم معترف، "خداي کشتار" اثر عليرضا کوشک‌جلالي و"آمادئوس" اثر منيژه محامدي و در کنار، اين چهار اثر، بازتاب‌هاي مشخصي نيز در دو اجراي ديگر داشته است که عبارتند از: "مانيفست چو" از محمد رحمانيان و"شکار روباه" از دکتر علي رفيعي. هر چند که تقريباً با اطمينان مي‌توان از موج دامنه‌داري سخن گفت که بايد منتظر اجراهاي بعدي و حلقه‌هاي ديگر زنجير آن در اجراهاي سال آينده نيز باشيم.
در اين جستار کوتاه سعي خواهيم کرد از زاويه ديدهاي مختلف و حتي متناقضي به بررسي اشتراکات اين موج بپردازيم و بررسي ريشه‌ها و منشاء شکل‌گيري آن را به فرصتي ديگر و گزارشي مشروح‌تر وا‌مي‌گذاريم.
1- طنز نابه‌جا: مهمترين ويژگي که تمام اين اجراها را به هم گره زده ‌حضور طنز است. طنزي ساده، روان و در عين حال کم عمق. هر چند نمي‌توان تنها با استناد به حضور طنز ‌دسته‌اي از آثار را در يک رديف قرار داد، اما آن چه طنز موجود در اين آثار را شاخص مي‌سازد و آن‌ها را متعلق به يک طبقه‌بندي مي‌کند، حضور طنز در بستري تلخ و سياه است.
بستر شکل‌گيري تمام اين آثار فاجعه است. چه اين فاجعه به شکل فردي مطرح باشد(آمادئوس) چه در يک محيط اجتماعي مشخص، (مانيفست چو، خداي کشتار و شکار روباه) و چه در ابعاد بشري و جهاني(کرگدن، ديوار چين).
طنين فاجعه، خشونت و کشتار چنان قوي است که مجالي براي طنز و خنده باقي نمي‌گذارد. هر چند کمدي محملي مناسب براي اين گونه آثار به شمار مي‌آيد؛ چرا که کمدي در ذات خود بيش از هر چيز به انتقاد از اين سياهي‌ها و تلخي‌ها استوار ‌شده است و نقاب از چهره آنان مي‌افکند، اما اين آثار را بايد در رده کمدي‌هاي تلخي طبقه‌بندي کرد که بيش از هر چيز زهرخندي بر لب تماشاگر مي‌آورند. اما در حوزه اجراي اين آثار ما نه با يک کمدي تلخ و سياه بلکه با طنزي شاد و سرخوش مواجه‌ايم که در حضور قهقهه‌هاي بلند تماشاگران، فاجعه به طور کلي از آن‌ها رخت برمي‌بندد و مخاطب اين دست از آثار نه تنها دچار حس اندوه و يا همدردي نمي‌شود بلکه به راحتي و سرخوشي از اين فجايع عبور مي‌کند. حتي اگر اين فاجعه به بحث‌هاي مهم و فراگيري همچون ظهور و سلطه فاشيسم مرتبط باشد همچون"کرگدن" و"ديوار چين" و يا به فضاي گروتسک و بحث خشونت در جامعه همچون"خداي کشتار". اين طنز گاهي حتي به مرز لودگي مي‌رسد و حتي اگر تعمدي باشد بيش از آن که تفکر برانگيز شود، خنده‌هاي‌ پياپي تماشاگر را به دنبال دارد. مثال بارز آن را مي‌توان در شخصيت‌پردازي موتزارت در"آمادئوس" و يا امپراطور در"ديوار چين" مشاهده کرد.
شايد حضور اين طنز نابه‌جا ناشي از اين تفکر باشد که طنز رابطه راحت و سريعي را با مخاطب ايجاد مي‌کند، هر چند که بايد در درستي اين گفتار شک کرد؛ چرا که ارتباط در بهترين شکلش زماني اتفاق مي‌افتد که فضاي موجود در اثر اعم از فضاي کميک و يا تراژيک به بهترين و کامل‌ترين نحو به مخاطب منتقل شود و چه بسا آثار تلخ و سياهي که ارتباطي بسيار گسترده‌تر و فراگيرتر از يک اثر طنز با مخاطب گرفته‌اند.
اما به فرض درست بودن اين استدلال، اين پرسش مطرح مي‌شود که اگر هدف ارتباطي ساده و روان و در فضايي طنز با مخاطب است،‌ چرا اين کارگردان‌ها به سراغ چنين متون تلخ و سياهي مي‌روند که هدف آن‌ها‌ قهقهه بلکه زهرخند است؟ و چرا متون‌ طنز ساده‌تر و روان‌تري را انتخاب نمي‌کنند؟ اکنون اين بحث را وامي‌گذاريم هر چند که در ادامه سعي خواهيم کرد پاسخي براي آن بيابيم.
از ديگر استدلال‌هاي حضور طنز در اين دسته از آثار اين است که تماشاگر خسته از فشارهاي عصبي و تنش‌هاي زندگي روزانه بايد براي لحظاتي در سالن تئاتر از اين فشارها و تنش‌ها رهايي يابد و خود را در فضايي شاد و سرخوش ‌رها کند. هر چند اين استدلال در بدو امر درست مي‌نماياند اما با نگاهي به مخاطبان محدود تئاتر درمي‌يابيم که اين استدلال بيش از آن که فراخور تئاتر باشد فراخور رسانه‌اي چون تلويزيون است با قشر ‌‌‌متنوع مخاطبانش. هر چند که در آن جا نيز جاي بحث و چالش دارد. حتي اگر گفته شود که قرار است با اين روش مخاطبان جديدي به مجموعه مخاطبان تئاتر اضافه شود باز مي‌توان در پاسخ گفت همان قدر که طنز و کمدي در رهايي از تنش و فشار مي‌توانند سودمند باشند، ـ همچنان که ارسطو قرن‌ها پيش ذکر مي‌کند ـ تراژدي نيز با توجه به کاتارسيس مي‌تواند همان تاثير را حتي به نحوي والاتر برمخاطب بگذارد و به تلطيف احساسات وي کمک کند.
البته قصد آن نيست که طنز را در نمايش محکوم کنيم؛ چرا که طنز جزء لاينفکي از جهان نمايش است. بلکه نکته اين جاست که طنز را چه موقع مي‌توان و بايد به کار گرفت و آيا در هر فضايي مي‌توان از طنز به عنوان عنصر غالب سود جست؟ آيا صرف حضور بيشتر مخاطبان مي‌تواند توجيهي براي حضور طنز در هر شرايطي باشد؟
2- ستاره‌هاي کاغذي: يکي از اشتراکات بحث برانگيز اين جريان، حضور ستاره‌هاي سينمايي و تلويزيوني در نقش‌هاي کليدي و محوري اين اجراهاست که اغلب با صرف هزينه‌هاي گزاف براي کارگردان ميسّر مي‌شود و استدلال عمده آن کشاندن مخاطب جديد به سالن‌هاي تئاتر و فروش بيشتر اجراهاست. اين جريان در حالي اتفاق مي‌افتد که بخش عمده‌اي از بازيگران حرفه‌اي تئاتر در طول يک سال تنها يک يا دو بار فرصت ايفاي نقش مي‌يابند و به همين دليل مجبور به د‌ل کندن از تئاتر و گرفتن نقش‌هاي درجه چندم در سينما و تلويزيون مي‌شوند و اين سوال را پيش مي‌کشد که آيا صرف همين هزينه‌ها براي چهره‌هاي تئاتري نمي‌توانست آن‌ها را دلگرم‌تر و اميدوارتر براي ادامه راهشان سازد؟
هر چند در روي ديگر سکه تعدادي از اين ستاره‌هاي سينمايي خود از تئاتر کارشان را شروع کرده‌اند و حتي بازگشت دوباره آن‌ها را به صحنه مي‌توان به فال نيک گرفت اما اين نکته را نيز نبايد فراموش کرد که اين چندگانگي رسانه‌اي و سال‌ها حضور در مقابل دوربين باعث افت کيفي بازي آنان در تئاتر شده‌ و حتي بسياري از علاقه‌مندان و هواداران آن‌ها را که به اين بهانه به تئاتر آمده‌اند، نااميد کرده است.
زنگ خطر اين جريان هنگامي‌ به صدا درمي‌آيد که اکنون زمزمه تئاتر خصوصي در ايران قدرتمندتر از هميشه شده و اين شايد باعث ترغيب کارگردان‌ها و تهيه کننده‌هاي آينده براي جذب هر چه بيشتر اين ستاره‌ها بشود. حال آن که پرسش اين است که آيا تئاتر نمي‌تواند ستاره‌هاي خاص بپرورد و با سرمايه‌گذاري بر آن‌ها اعتبار آنان را در جامعه و در نزد عامه مردم بالا ببرد؟
3- زرق و برق خيره کننده: در حالي که جريان عمده و تاثيرگذار تئاتر دنيا تحت تاثير انگاره‌هاي هنرمنداني چون پيتر بروک و يرژي گروتفسکي، به سوي صحنه‌هاي خالي، فضاهاي بدون دکور و استفاده از قابليت‌هاي بدني و بياني بازيگران و هوشمندي کارگردان‌ها در خلق تصاوير مي‌رود، تئاتر ما حداقل در اين جرياني که ما قصد بازخواني‌اش را داريم، دارد راه به سوي برادوي و شيوه‌هاي طرد شده‌اش مي‌گشايد. چرا که در اين دسته آثار و يا لااقل در بيشتر آن‌ها ميل مفرطي به دکورهاي لوکس و پرهزينه ديده مي‌شود. دکورهايي که در نگاه اول مخاطب را مرعوب مي‌کند، اما در پايان تنها در حد يک کارکرد تزئيني باقي مي‌ماند و کمترين تاثير را بر جريان اجرا دارد و ما را در مقابل اين پرسش باقي مي‌گذارد که اگر وقت و هزينه‌اي که صرف ساخت و آماده‌سازي اين دکورها شده ‌بر اجرا متمرکز مي‌شد، آيا آثاري به مراتب تاثيرگذارتر خلق نمي‌شد؟ و آيا يک صحنه‌پردازي خوب مستلزم يک دکور پرهزينه و پرزرق و برق است؟ حال به فرض آن که چنين اقدامي صورت گرفت و کارگردان بخش مهمي از هم و غمش را صرف دکور کرد آيا نبايد از اين دکور سنگين استفاده شايان توجهي در اجرا شود؟ نمونه اين دکورهاي حجيم و کم کاربرد را مي‌توان در اجراهاي"کرگدن"، "شکار روباه" و"آمادئوس" مشاهده کرد، حال آن که هر سه اجرا مي‌توانست با دکور کمتر و يا کاربردي‌تر بر صحنه بيايد.
4- يک سرگرمي روشنفکرانه: تئاتر از هنگامي که از آئين گسست و در درون تالارهاي تاريک در بسته محبوس شد، همواره و به دلايلي خاص يک سرگرمي روشنفکرانه باقي مانده است؛ چرا که در درون خود تعداد محدودي تماشاگر مي‌پذيرد و حضور اين تعداد محدود نيز مستلزم صرف وقت و هزينه بالايي است و اين بالاخص در تئاتر ما که داراي تالارهاي نمايشي کمتر و به تبع آن تنوع اجرايي کمتر و تماشاگران محدودتري است،‌ بسيار بيشتر خود را نشان مي‌دهد. مخاطب تئاتر ما يا اغلب از روشنفکران است و يا از کساني که به واسطه رفتن به تئاتر مي‌خواهند خود را روشنفکر جلوه دهند.
پس اکنون مي‌توانيم جواب پرسشي را که در آغاز مطرح کرديم، بدهيم. چرا کارگردانان به جاي انتخاب متوني ساده و روان و داراي طنزهاي سرشار از خنده به سراغ متون سنگين، تلخ و پيچيده مي‌روند؟ و جواب در همين نکته نهفته است که تئاتر يک سرگرمي روشنفکرانه است، چرا که تئاتر براي مخاطبان روشنفکر و يا روشنفکر نمايش، بايد دوزي از روشنفکري داشته باشد وگرنه تکليف تفاوت مخاطب تئاترشهر و تئاتر لاله‌زار‌ چه خواهد بود. پس کارگردان‌هاي اين موج هم به نعل مي‌کوبند و هم به ميخ. هم در جست‌وجوي مخاطب عام هستند و هم در پي حفظ اصالت روشنفکرانه تئاتر. پس در درجه اول به سراغ متوني سنگين، پيچيده و به اصطلاح روشنفکرانه مي‌روند، اما در عين حال سعي مي‌کنند اجرايي عامه‌پسند از آن ارائه دهند و اين خود سرمنشاء تناقضاتي مي‌شود که اين اجراها را دربرمي‌گيرد.
منشاء تمامي اين چهار عنصر مشترک را مي‌توان در يک انگاره جست، انگاره‌اي تحت عنوان جذب مخاطب، فروش در گيشه و در سطحي گسترده‌تر تحت لواي شعار تئاتر براي همه.
‌به بيان ديگر تمام اين اجراها با حسن نيت کامل سعي در جذب مخاطب و ارتباطي ساده و روان با وي دارند و اين در ذات خود امري مثبت است؛ چرا که هدف تئاتر در تمام اشکال، ژانرها و سبک‌هاي متعددش در نهايت ارتباط با مخاطب است، اما نکته مهمي که نبايد فراموش کرد اين است که نبايد به بهانه ارتباط با تماشاگر تئاتر ما به سوي يکسان سازي سليقه‌ها پيش برود؛ چرا که تئاتر در تنوعش است که مي‌تواند مخاطبان متعدد و متنوع به خود جذب کند و اگر اين گفته"گابريل مارسل" فيلسوف فرانسوي را بپذيريم که تئاتر تنها مکاني است که در آن همه حق دارند، آن وقت بايد در پي تکثر صداها و ديدگاه‌ها برآييم تا اقشار مختلف مخاطب به سالن‌هاي تئاتر رو آورند نه آن که به بهاي جذب دسته اول، گروهي ديگر را دلزده کنيم.
اهميت بحث زماني آشکار مي‌شود که اکنون بحث تئاتر خصوصي در گرفته است و مشخص نيست با رويکرد به اين گونه تئاتر و جرياني که مشخصات آن را به طور اجمالي برشمرديم، سرنوشت بسياري از گروه‌ها و جريان‌هاي قدرتمند تئاتر کشور چه خواهد شد. 




+ نوشته شده در  ساعت   توسط پویا نبی  | 










+ نوشته شده در  ساعت   توسط پویا نبی  | 

گیسو فغفوری: براي اولين بار فيلم <خاك آشنا> ساخته <بهمن فرمان‌آرا> شامگاه روز سه‌شنبه در سينما عصر جديد براي مردم به نمايش درآمد. اين فيلم نيز يكي از 10 فيلمي بود كه اتحاديه تهيه‌كنندگان در اين سينما براي نمايش در جشنواره فيلم انتخاب كرده بودند. <بهمن فرمان‌آرا> كارگردان شناخته‌شده سينماي ايران كه در اين مراسم حضور داشت به خبرنگار ما درباره اين فيلم مي‌گويد: <بعد از اكران نوروزي اين فيلم در سينما عصر جديد اكران مي‌شود. براي اينكه آقاي كاوه خودشان دنبال مي‌كنند و مي‌گويند كه مخاطبان فيلم‌هاي شما در دانشگاه‌ها و در اين مناطق هستند.> فيلم خاك آشنا قرار بود در جشنواره فيلم فجر سال 86 به نمايش درآيد اما به دليل مسائل پيش آمده كارگردان فيلم را از جشنواره خارج كرد و به اين ترتيب فيلم بيش از 11 ماه براي دريافت پروانه نمايش منتظر ماند.

اكنون اين فيلم 7 دقيقه اصلا‌حيه خورده است؛ 7 دقيقه‌اي كه از صحنه‌هاي تاثيرگذار فيلم بوده است اما اين روزها بهمن فرمان‌آرا درباره ديگر فعاليت‌هاي خود مطمئن است و مي‌گويد: <ما در مهرماه و پس از عيد فطر به مدت 45 روز نماي <مردي براي تمام فصول> را در تالا‌ر وحدت به روي صحنه مي‌بريم. اين نمايش به طور خصوصي اجرا مي‌شود و با حضور هديه تهراني، رضا كيانيان و آتيلا‌ پسياني و عزت‌الله انتظامي و... قطعا با استقبال فراوان روبه‌رو مي‌شود و بليت‌هايش پيش‌فروش مي‌شود. من متن اين نمايشنامه را براي بازبيني دوباره به خانم فرزانه طاهري داده‌ام. اين نمايشنامه يكي از آثار مهم دنيا است>
‌ فرمان‌آرا پدر مهربان سينما ‌
خيلي از كساني كه به ديدن اين فيلم آمده بودند از علا‌قه‌مندان سينما بودند. آنان با شروع فيلم و آن تيتراژ باشكوهي كه <ساعد مشكي> براساس آثار باستاني ايران طراحي كرده بود تحت تاثير قرار گرفتند و دست زدند اما انگار تنها نام آشنا در ميان بازيگران رضا كيانيان بود. در اين فيلم كه با نظرات متفاوت تماشاگران روبه‌رو شد بازيگراني همچون بابك حميديان، مريم بوباني، بيتا فرهي، رويا نونهالي، نيكو خردمند، هدايت‌هاشمي و رعنا آزادي‌‌ور حضور دارند. فيلم مجموعه‌اي از مناظر زيبا و بديع كردستان است كه روايتگر قطعي از زندگي يك دايي (رضا كيانيان) و خواهرزاده‌اش (بابك حميديان) است. مريم بوباني نيز در نقش يك زن كرد (خاتون) نقش ميانجي اين دو نفر را دارد. آناني كه به تماشاي اين فيلم نشستند شاهد بازي‌هايي روان از بازيگران فيلم بودند كه البته در فيلمي از فرمان‌آرا جز اين انتظار نمي‌رفت. او براي بيان نظراتش نسبت به نسل جوان هيچ پرده‌پوشي‌اي نكرده بود و با صراحت كامل به بيان ايرادهاي آنان پرداخته بود. او هر آنچه كه به نظرش مي‌آيد به جوانان نسل جديد مي‌گويد. اينكه آنها مي‌خواهند <نكاشته درو كنند. اينكه آنها همه‌چيز را به آساني به دست آوردند و به همين خاطر براي هيچ‌چيز ارزش قائل نيستند.> البته اين هنرمندي كه از تهران و روابط انساني آن فرار كرده و به اين مكان پناه آورده است نيز آنچنان بدون ايراد نيست. به‌طوري كه پسر جوان مي‌گويد: <شما از تخيلا‌ت خود نمي‌ترسيد> ‌ اين فيلم لحظه‌هايي دارد كه شما پابه‌پاي شخصيت اصلي فيلم <مام نامدار> فرومي‌ريزيد و به پا مي‌خيزيد. ‌
براي ديدن اين فيلم كمتر از 2 ماه بايد صبر كنيد تا تنهايي‌ها و دلمشغولي‌هاي هنرمندي نقاش و شاعر را به همراه تنهايي‌ها ، آرزوها و خواسته‌هاي جوانان امروزي با آي پاد و لپ‌تاپ شاهد باشيد. ‌
و يك سوال ‌
با ديدن اين فيلم تنها يك سوال پيش آمد دليل اين همه معطل بودن براي گرفتن پروانه نمايش چه بود؟ اين فيلم پيش از اين در جشن خانه سينما براي داوران به نمايش درآمد و 4 جايزه اصلي را از آن خود كرد.





ورود اعضای آکادمی اسکار به عنوان بلند پایه‌ترین هیئت سینمایی ایران بازتاب‌های فراوانی داشت .سرانجام دیروز اعضای این خانه در گفت‌و‌گویی به بیان دیدگاه‌های خویش پرداختند. محمدمهدی عسگرپور با اشاره به واکنش‌های متناقض برخی رسانه‌ها درباره سفر اعضای آکادمی اسکار به ایران گفت: یکی از روزنامه‌های رسمی که از هزینه بیت‌المال استفاده می‌کند در واکنشی تند از این سفر انتقاد کرد. این تفکر به تولید فیلم‌های مثل «300» منجر می‌شود. برای من قابل پیش‌بینی بود که این سفر چه واکنش‌هایی در پی دارد و چه گروه و افرادی چه اظهار نظری درباره این سفر می‌کنند. به نظر گروهی اصرار دارند با رفتارهایشان به این میهمانان نشان بدهند ما همان‌هایی هستیم که در «بدون دخترم هرگز» و «300» دیده‌اید. البته خوشبختانه گروهی تلاش می‌کردند سابقه فرهنگی ما را نشان بدهند و در شأن این سوابق و تاریخ کهن حرکت کنند. در هیچیک از نشست‌ها و برنامه‌ها سینماگران ایرانی به اسکاری‌ها تعظیم نکردند و برخلاف برخی اطلاعات نادرست هیچ سینماگری تحقیر نشد. اعضای اسکار با تصویری صادقانه از ایران، فرهنگ، تاریخ و مردمش روبه‌رو شدند.مدیر عامل خانه سینما ادامه داد: برخورد تلویزیون با این سفر برایم قابل پیش‌بینی بود. این برخورد متناقض، فقدان انسجام و یکدستی در سازمان بزرگ صدا و سیما را نشان می‌دهد. معاونت سیاسی سازمان با پخش برنامه‌هایی به ریشه مشترک و پیوند عمیق سینمای هالیوود، اسکار و صهیونیزم اشاره کرد و اصرار داشت مخاطب متوجه این ارتباط بشود. اما دوستان سازمان در این ماجرا یک گل به خودی زدند. فیلم‌هایی که آنها درباره‌شان حرف می‌زدند بارها از شبکه‌های مختلف روی آنتن رفته است.عسگرپور در تشریح این تشبیه خود گفت: فیلم «رقص با گرگ‌ها» که در تحلیل‌های دوستان نماد نگاه استعماری و نژادی هالیوود است، بارها از تلویزیون برای مخاطب گسترده پخش شده و «میلیونر زاغه‌نشین» که قراراست نوروز روی آنتن برود در این برنامه‌ها نماد نگاه استعماری معرفی شد. اگر دوستان واقعا اعتقاد دارند نباید هیچ رابطه فرهنگی بین سینمای ایران و هالیوود و آکادمی اسکار نباشد، هیچ فیلم خارجی نباید از شبکه‌های مختلف تلویزیون روی آنتن برود.مدیر عامل خانه سینما گفت: می‌دانم مهندس ضرغامی سینما را به خوبی می‌شناسد و از جایگاه سینمای ایران در جهان خبر دارد اما این حرکت را ناشی از تعریف نشدن بعضی سیاست‌گذاری‌ها در صداوسیما می‌دانم. اگر دعوت از اعضای آکادمی اسکار و برپایی چند سفر و کارگاه آموزشی خلاف منافع ملی است، پخش انواع و اقسام فیلم‌های هالیوودی هم مصداق این ماجراست و فقط باید از فیلمسازان سینمای مستقل آمریکا فیلم پخش کرد.وی با اشاره به روشن بودن مواضع درباره اسکار گفت: ما کلیت اسکار را قبول داریم اما همیشه نسبت به جزئیات آن نقدهایی داشته‌‌ایم و سینماگران ایرانی در مناسبت‌های مختلف درباره این انتقادها صحبت کرده‌اند. در این نشست‌ها و فضای تعامل که با اعضای آکادمی اسکار داشتیم سعی کردیم در این باره صحبت کنیم و به شکلی شفاف مواضعمان را به اطلاع آنها برسانیم.رئیس هیئت مدیره خانه سینما ادامه داد: بعضی نصیحت‌ها و اظهار نظرهای دلسوزانه در این مدت نشان می‌داد که بعضی دوستان باور ندارند ما مردمی با سابقه فرهنگی و تاریخی کهن هستیم و به سادگی فریب نمی‌خوریم و اصلا این دیدار و سفر قرار نبود زمینه فریب ما را فراهم کند. هدف اصلی تعامل فرهنگی برای رشد سینمای ایران بود.عسگرپور با اشاره به واکنش مشاور رئیس‌جمهوری در امور هنری درباره این سفر گفت: اظهارنظر ایشان شبیه به اظهار نظر خانم هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا بود که او هم از سفر اعضای آکادمی به ایران انتقاد کرد. البته وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد صحبت‌های کلینتون نظر شخصی اوست و موضع دولت آمریکا نیست. این شباهت مواضع برایم جذاب بود.مدیر عامل خانه سینما همچنین ضمن تشریح عملکرد و برنامه‌های خانه سینما از ارائه طرحی به مراجع قانونی برای راه‌اندازی یک شبکه تلویزیونی مستقل ویژه پخش فیلم و مجموعه‌های ایرانی خبر داد. مدیر عامل خانه سینما در بخشی از جلسه دیروز با اشاره به برنامه‌هایی که درباره معیشت اعضای صنوف دارد گفت: طرح و برنامه‌هایی که پیش از این درباره آنها صحبت کرده بودم، پیگیری شده و در بعضی موارد به نتیجه رسیده است. بیمه بیکاری و رسیدگی به وضعیت معیشتی اهالی سینما یکی از مهم‌ترین برنامه‌های ما در خانه سینماست که با جدیت دنبال می‌کنیم.وی افزود: بحث بیمه بیکاری در قالب طرحی آماده و به رئیس جمهوری تقدیم شد. با توجه به مباحثی که در دیدار ریاست محترم جمهوری با کارگردان‌ها مطرح شد و علاقمندی آقای احمدی‌نژاد برای حل مشکلات سینمای ایران این طرح را ارائه دادیم و ایشان آن را به معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری، وزارتخانه‌های رفاه و تامین اجتماعی، کار و امور اجتماعی و فرهنگ و ارشاد اسلامی ارجاع داده‌اند و طرح به جریان افتاده است.عسگرپور با اشاره به ویژگی‌های این طرح گفت: برای رفع مشکلات معیشتی اعضای خانه سینما راه حل‌هایی در این طرح ارائه و برای افراد در مدت بیکاری مبلغی درخواست شده است. اگر این طرح عملی شود بخشی قابل توجه از دغدغه‌های معیشتی اهالی سینما رفع و مشکل امنیت شغلی کمرنگ می‌شود.وی درباره ارائه طرحی برای بهبود ساختار تشکیلاتی خانه سینما گفت: پیش‌نویس قانون نظام صنفی را با توجه به وضع موجود همراه پیشنهادهایی برای رفع مشکلات به ریاست‌جمهوری و کمیسیون فرهنگی مجلس تقدیم کرده‌ایم که باید تصویب شود. به زودی پیش‌نویس این طرح را در پایگاه اطلاع‌رسانی خانه سینما منتشر می‌کنیم.رئیس هیئت مدیره خانه سینما با اشاره به ارتقای تشکیلاتی خانه سینما گفت: در این طرح برای ارتقای تشکیلاتی خانه سینما و صنوف مختلف فکر کرده‌ایم و دنبال نظام صنفی هستیم که موارد قانونی در آن لحاظ شده و پاسخگوی موارد قانونی باشد.وی در پاسخ به سوال خبرنگار مهر درباره تبدیل شدن خانه سینما به نهادی مستقل با قدرت اجرایی بالا گفت: معمولا درباره اهمیت استقلال خانه سینما به عنوان یک نهاد سینمایی صحبت می‌شود. در این طرح که ما ارائه داده‌ایم مباحث حرفه‌ای، معیشتی، امنیت شغلی، ارتقای حرفه‌ای و نیازهای فرهنگی هنری مطرح شده که حقوق اعضای صنوف را تامین می‌کند.مدیر عامل خانه سینما افزود: راه برون رفت از این بحران قانونمند کردن ساختار خانه سینماست. ممکن است بعضی از قانونی شدن خانه سینما ترس داشته باشند، اما رسیدن به ساختاری قانونمند و حرفه‌ای در نهایت به نفع سینماست.وی با اشاره به راه‌اندازی پایگاه اطلاع‌رسانی خانه سینما گفت: این هم یکی از برنامه‌های ما بود که عملی شده و مخاطب داخلی و خارجی از طریق این پایگاه در جریان اتفاق‌ها قرار می‌گیرد. دو زبانه بودن این پایگاه امکان ارتباط با مخاطب خارجی را بیشتر می‌کند.عسگرپور درباره راه‌اندازی یک شبکه تلویزیونی گفت: پیشنهاد راه‌اندازی یک شبکه تلویزیونی برای پخش فیلم و مجموعه‌های ایرانی به شورای عالی انقلاب فرهنگی و رئیس جمهوری ارائه شده است. با توجه به گسترش شبکه‌های فارسی‌زبان، شبکه‌ها می‌توانند بخش قابل توجهي از مخاطبان سینمای ایران را جذب کنند. با اجرای یک برنامه درست می‌توان فیلم‌ها و مجموعه‌های ایرانی را در شبکه‌ای ویژه پخش کرد. خانه سینما این قابلیت را دارد که این شبکه را اداره کند


«علي كريم» پس از ساخت 2 فيلم كوتاه كه در جشنواره‌هاي بين‌المللي بازتاب‌هاي وسيعي داشت، فيلمبرداري اولين فيلم بلند خود را پس از يك‌ماه پيش توليد از دوم اسفندماه آغاز كرد و تا اواخر اسفند به پايان مي‌رساند.
اين فيلم مضموني اجتماعي دارد و از ساختاري اپيزوديك برخوردار است و تاكنون بيش از 90 درصد فيلمبرداري آن انجام شده است.
چاله كه با دوربين si2k فيلمبرداري مي‌شود، همزمان توسط بهزاد مصلح در حال تدوين است.
بازيگران و عوامل پروژه سينمايي چاله عبارتند از: مصطفي طاري، سيامك احصايي، علي بكائيان، افشين خورشيد باختري، بهرام سروري، سينا رازاني، ناصر آشوري، پژمان عبدي، بابك بيات، رومينا سليمانيه، مسعود سخايي.

ساير عوامل اين فيلم عبارتند از: تهيه‌كننده: علي آشتياني‌پور، مدير فيلمبرداري: مرتضي هدايي، سرمايه گذاران: رضا ديده‌ور، مجيد مطلبي، انتخاب بازيگران: افشين هاشمي، مدير پروژه: مجيد مطلبي، دستيار اول و برنامه‌ريز: سامان خادم، طراح صحنه و لباس: دانيال جباري، دستيار دوم كارگردان: فواد محجوب، طراح گريم: علي بهرامي‌فر، صدابردار: وحيد مقدسي، مدير توليد: مهرزاد چلنگر، تداركات: حامد آزادي، تدوين: بهزاد مصلح، صداگذاري: عليرضا علويان، استوديو ميكس، عكاس: احمدرضا شجاعي.







محمود گبرلو: چه بخواهيم، چه نخواهيم، نمي توانيم از حضور يك گروه آمريكايي( چه هاليوودي، چه سياسي و چه اقتصادي) در داخل خاك ايران بدون تحليل و ارزيابي بگذريم. شرايط پس از انقلاب اسلامي و نوع رابطه با آمريكا ملت ایران را اینگونه بار آورده است . حضور هر امریکایی هميشه با تنش هاي مختلفي روبرو بوده و ایضا هم . چنانكه اگر يك گروه ايراني نيز به هر دليلي قصد حضور در خاك آمريكا را داشته باشد، با بازتاب هاي مختلف سياسي، اجتماعي روبرو مي شود. پس چگونه انتظار مي رود حضور يك جمع هاليوودي در ايران را يك سفر تفريحي، آموزشي بدانيم و به ديگران اجازه ندهيم حتي سخني كوتاه در اين زمينه بگويند." هاليوود" بدون استثناء يك جريان فرهنگي وابسته به سياستهاي دولت آمريكاست و مهمتر از آن مگر ممكن است يك هنرمند كه نقش اش آگاهي جامعه از مسائل روز است را نسبت به موضوعات مختلف جهان اطرافش بي تفاوت بپنداريم و به نوع نگاه آنان نيانديشيم. مگر درهمین داخل كشور خودمان شاهد حضور هنرمندانه و نقش مؤثر آنان در فضاي سياسي و اجتماعي نيستيم! مگر همين هاليوود نسبت به بسياري از مسائل فرهنگي، سياسي جهان واكنش نشان نمی دهد و آنچه كه مي پسندد را براي مردم جهان ديكته نمي كند.بنابراين بسيار ساده پسندانه است كه فرض كنيم خانه سينما در راستاي اهداف حرفه اي اش جمعي را دعوت كرده تا به آموزش ايرانيان بپردازد و هاليوودي ها از روي دلسوزي و محبت جمعي را به ايران فرستاده تا به تعامل با سينماي ايران بپردازند..اينكه خانه سينما به عنوان يك صنف حق دعوت از همه متخصصان و حرفه اي هاي جهان را جهت تعامل و گفتگو و ارتقاي حرفه اي خود دارد امري طبيعي است و بايد هم دست به چنين ابتكاري بزند اما در مقابل گروهي خاص كه در آثارشان به كشور و آداب و فرهنگ و اعتقادات يك ملت توهين ها و بي احترامي ها كردند بايد قدری عزت مندانه تر و مقتدرانه تر برخورد می شد و از انفعال در مقابل رفتارها و گفتارهاي آنان پرهيز می نمودند و بی جهت آنان را بی گناه معرفی نمیکردند و نكته مهمتر اينكه چرا در ميان اين همه متخصصين جهاني ، گروهی را پذیرا شده اند كه ملت ايران دل خوشي از رفتارهای آنان ندارد.اگر قصد ارتقا و تامل بود نمی شد افرادی میامدند که مختصص تر و غیر سیاسی تر بودند.و در جهان سینما کم هم نیستند.البته احترام به يك انسان و يك شهروند آمريكايي بحث ديگري است كه در این مقوله نمي گنجد مگر اينكه معتقد باشيم هاليوود مظلوم ترين جريان مستقل فرهنگي است كه هيچوقت بي احترامي به مسلمانان و ايرانيان نكرده است!اگر فرض هم بر این باشد که خانه سینما در راستای فعالیت حرفه ای خود اقدامی کرده است آیا میتوان پذیرفت که وزارت امورخارجه که مرکز سیاست و عزت ایران است بدون توجه به سوابق این جریان فرهنگی و خصومت دولت امریکا خاضعانه با ورود آنان موافقت کرده است!حال که این گروه آمدند و رفتند، امیدوارم همه اهالی مورد نظر ، عزت مندانه به اهدافشان رسیده باشند! اما در شرايطی كه بيش از 30 سال افکار مردم را به یک خصومتی سوق داده ایم بهتر است بجاي عوام فریبی وگول زدن ،به واقعيت ها بپردازيم و تحليلي درست به مردم ارائه دهيم ؛ این مردم ، همان مردمی هستند که در موقعیت های خاص فریاد بر میآوریم هوشمند ترین و آگاه ترین ملت هستند.





به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، با نگاهي به آمار فروش فيلم‌هاي سينمايي اكران يك در سال جاري، فيلم‌هاي به نمايش درآمده در سينماهاي تهران را (بر اساس اعلام پخش‌كننده‌ها و بنياد سينمايي فارابي) مي‌توان به رده‌هاي زير تقسيم‌بندي كرد:
(فهرست زير به ترتيب بر مبناي نام فيلم، كارگردان، تعداد روز نمايش، تعداد هفته نمايش، تاريخ اكران و فروش كل تنظيم شده است).

* بالاي يك ميليارد تومان:
1- «دايره‌زنگي»، پريسا بخت‌آور، 88 ، 13، 1/1 ، يك ميليارد و 128 ميليون تومان
2- «چارچنگولي»، سعيد سهيلي، 91 ، 14 ، 29/8 ، يك ميليارد و 16 ميليون تومان

* بين 500 تا 900 ميليون تومان
3- «هميشه‌پاي‌يك‌زن‌در ميان است» ، 87 ،13 ،9/5 ، 900 ميليون تومان
4- «دعوت»، ابراهيم‌حاتمي‌كيا ، 119 ، 18 ، 3/7 ، 865ميليون تومان
5- «زن‌ها‌فرشته‌اند»، شهرام‌شاه‌حسيني، 74 ، 11 ، 1/3 ، 744 ميليون تومان
6- «مجنون‌ليلي»، قاسم‌جعفري، 62 ، 9 ، 1/1 ، 611 ميليون تومان
7- «ده‌رقمي»، همايون اسعديان، 87، 13 ، 12/6 ، 533 ميليون تومان
8- «انعكاس»، رضا كريمي، 120، 18، 23/3، 526 ميليون تومان

* بين 300 تا 400 ميليون تومان
9- «كنعان»، ماني حقيقي، 113 ، 18 ، 10/7 ، 486 ميليون تومان
10- «دلداده»، قدرت‌الله‌صلح ميرزايي، 74 ،11 ، 29/8، 426 ميليون تومان
11- «زن‌دوم»، سيروس‌الوند،81 ، 12 ، 1/1، 405 ميليون تومان

* بين 200 تا 400 ميليون تومان
12-«آوازگنجشك‌ها»، مجيدمجيدي، 113 ، 17 ، 10/7، 385 ميليون تومان
13- «تيغ‌زن»، عليرضاداودنژاد، 49، 8 ،22/3 ، 294 ميليون تومان
14- «خواستگارمحترم»، داوودموثقي، 65 ، 10 ، 9/6 ، 286 ميليون تومان
15- «حس‌پنهان»، مصطفي‌رزاق‌كريمي، 92 ، 14 ،4/5 ، 249 ميليون تومان
16- «سه‌زن»،‌ منيژه‌حكمت، 48 ، 7 ، 10/7 ، 221 ميليون تومان
17- «قرنطينه»،‌ منوچهرهادي، 79 ، 12 ، 25/2 ، 203 ميليون تومان

* بين 100 تا 200 ميليون تومان
18- «به‌همين‌سادگي»، رضا ميركريمي، 71 ،11، 1/1 ، 192 ميليون تومان
19- «تلافي»، سعيداسدي، 39 ، 6 ، 11/2 ، 185 ميليون تومان
20- «محيا»، اكبرخواجويي، 96 ، 14 ، 25/7 ، 152 ميليون تومان
21- «ديوار»، محمدعلي‌طالبي، 67 ، 10 ،2/5 ، 135 ميليون تومان
22- «دلشكسته»، علي‌رويين‌تن، 37 ، 5 ، 12/9 ، 131 ميليون تومان
23- «فرزندخاك»،محمدعلي‌آهنگر، 57 ، 9 ، 16/5 ، 115 ميليون تومان

* بين 50 تا 100 ميليون تومان
24- «مخمصه»، محمدعلي‌سجادي، 28 ، 5 ، 25/10، 77 ميليون تومان
25- «ايستگاه‌بهشت»، نادرمقدس، 46 ، 7 ، 25/9، 66 ميليون تومان
26- «ميناي‌شهرخاموش»، اميرشهاب‌رضويان، 46 ، 7 ، 16/5، 60 ميليون تومان
27-«شبي‌درتهران»،‌ بهرام كاظمي، 21 ، 3 ، 23/11 ، 55 ميليون تومان
28-«سربلند»،‌ سعيدتهراني، 44، 7 ، 16/6 ، 55 ميليون تومان
29- «نسكافه‌داغ‌داغ»، علي‌قوي‌تن، 31 ، 7 ، 3/7 ،54 ميليون تومان
30- «احضارشدگان»،‌آرش‌معيريان، 47 ، 7 ، 20/10 ، 54 ميليون تومان
31- «همخانه»،‌مهردادفريد، 37 ، 6 ، 25/2 ، 50 ميليون تومان

* زير 50 ميليون تومان
32- «ستاره‌مي‌شود»،‌فريدون‌جيراني،‌3،17 ،23/11 ، 46 ميليون تومان
33- «گناه‌من»، مهرشادكارخاني، 18، 3 ، 24/11 ، 43 ميليون تومان
34- «ريسمان‌باز»، مهرشادكارخاني، 36 ، 6 ، 30/5، 35 ميليون تومان
35- «خواب‌زمستاني»، سيامك‌شايقي، 36 ، 6 ، 1/8 ،33 ميليون تومان
36- «آتش‌سبز»،‌محمدرضا اصلاني، 56 ، 9 ، 9/6 ، 27 ميليون تومان
37- «حقيقت‌گمشده»، محمداحمدي، 56 ، 6 ، 30/6 ،22 ميليون تومان
38-«كتوني‌سفيد»، محمدابراهيم‌معيري، 18، 3 ، 23/11، 21 ميليون تومان


* زير 20 ميليون تومان
39 -«پاپيتال»، اردشيرشليله، 21 ، 4 ، 9/25 ، 20 ميليون تومان
40-«خاك‌سرد»، رضاسبحاني، 31، 5 ، 9/7، 18 ميليون تومان
41- «پابرهنه‌در‌بهشت»، بهرام‌توكلي، 17 ميليون تومان.
42- «روزبرمي‌آيد»، بيژن‌ميرباقري، 11 ميليون تومان.
43- «سوگند»، شاپور قريب، (ادامه دارد) 10 ميليون تومان.
44- «پرچم‌هاي‌قلعه‌كاوه»، محمد‌نوري‌زاد، 6 ميليون تومان.
45- «روزي‌كه‌حسني‌مرد‌شد»، كوروش دالوند، 5 ميليون تومان.
46- «سهم‌گمشده»،حسن نجفي، (ادامه دارد) 3 ميليون تومان.

47- «قند تلخ»، محمد‌عرب، (ادامه دارد) 2 ميليون تومان.






سفير نيكوكاري موسسه مهرآفرين بر تداوم فعاليت‌هاي نيكوكارانه اين مؤسسه به شكل مؤثرتري در سال آينده تأكيد كرد. فاطمه معتمدآريا، سفير مهرآفرين در آخرين روزهاي سال 1387 و در يك ارزيابي كلي از فعاليت‌هاي نيكوكارانه گفت: در طول يك سالي كه به عنوان سفير مهرآفرين انتخاب شدم كار روي جنبه‌هاي فرهنگي نيكوكاري را با قوت و شدت بيشتري پي‌گيري كرده‌ام و اساسا تغيير نگاه به مفهوم مهرورزي و گسترش آن در دستور كار موسسه نيكوكاري مهرآفرين و من بوده است. البته قرار بود همراه با كمك به محرومان برخي استان‌ها و شهرهايي كه مهرآفرين در آنها امدادرساني مي‌كند از جمله شهرهاي كرمان، بندرعباس، اروميه، خرم آباد و سيرجان، من هم حضور داشته باشم كه اين مهم به دليل تراكم كار در سال 87 ميسر نشد، اما اميدوارم در سال 88 همراه اين كمك‌ها خودم هم به ديدن مردمان خوب سرزمين‌ام بروم.
معتمدآريا ضمن تمجيد از روند موثر و منسجم فعاليت‌هاي نيوكاري در مهرآفرين افزود: خوشبختانه فاطمه دانشور مدير عامل اين موسسه فردي جدي و با انگيزه‌هايي بسيار بالاست و همين كه در اين مدت كوتاه توانسته است سطح اين امور را در حد بين‌المللي بالا ببرد و مهرآفرين موفق به دريافت گواهينامه بين‌المللي NGO BENCHMARKING‌شده، نشان از ظرفيت‌ها و انگيزه‌ها و قابليت‌هاي اين مجموعه دارد.
سفير نيكوكاري مهرآفرين همچنين با اشاره به تحت پوشش قرار گرفتن 650 خانواده، به حمايت مستقيم مهرآفرين از بيش از دو هزار كودك بي‌سرپرست در مناطق محروم و مناطق حومه تهران گفت: تعدادي از اين بچه‌ها به دليل فقر مادي و مسائل فرهنگي خانواده‌ها، ترك تحصيل كرده بودند، خوشبختانه در پي حمايت‌ها و اقداماتي كه صورت پذيرفت ، نه تنها بيشتر اين بچه‌ها به تحصيل بازگشتند كه امسال هفت تن از آنان توانستند با رتبه‌هاي بسيار خوب (و با وجود حداقل امكانات) در كنكور دانشگاه‌هاي دولتي پذيرفته شوند و دو دختر مخترع هم داشتيم كه اختراع‌شان به ثبت رسيد، كه از اين بابت همه ما به خود مي‌باليم و مفتخريم.
معتمدآريا با اشاره به اهداء چندين قطعه زمين در سال 87 به مهرآفرين افزود: به همت هموطنان نيكوكار و بلند همت درصدديم تا با اخذ مجوزهاي لازم از بهزيستي و ديگر نهادها، مدارس شبانه روزي براي نگهداري و تحصيل كودكان كار و بدسرپرست احداث كنيم و مي‌دانيم كه در اين مسير هيچ كدام تنها نيستيم و چشم به ياري و كمك‌هاي نهادها و هموطنان نيكوكار دوخته‌ايم.
در پايان؛ سفير مهرآفرين يادآور شد، با عنايت به حضور افرادي چون عزت‌الله انتظامي، مجيد مجيدي، بهاءالدين خرمشاهي، شهرام ناظري، حسن فتحي، رويا تيموريان، ثريا قاسمي، رضا كيانيان و جمعي ديگر از هنرمندان و افراد صاحب نام در چندين مراسم ويژه كه در طول سال در مهرآفرين برگزار شد؛ ما اميدواريم اين حضور ها راه را براي فعاليت‌‌هايي بيشتر و بهتر در زمينه امور خير و نيكوكارانه باز كند.
مؤسسه نيكوكاري مهرآفرين در سال 1384 به شكل رسمي فعاليت‌هايش را با محوريت حمايت از زنان بي‌سرپرست و سرپرست خانوار و كودكان آغاز كرد و در سال 1386 با انتخاب فاصله معتمدآريا به عنوان به عنوان سفر نيكوكاري مهرآفرين دامنه فعاليت‌هاش را وسعت بيشتري بخشيد.
قرار است دومين مراسم اعلام سفير نيكوكاري مهرآفرين در ارديبهشت 1388 برگزار شود.





+ نوشته شده در  ساعت   توسط پویا نبی  | 

مانی حقیقی در چهارمین تجربه فیلم‌سازی بلندش این بار می‌خواهد «50 کیلو آلبالو» را با مایه‌های طنز با حضور بازیگرانی مانند ترانه علیدوستی و باران کوثری در کنار جواد رضویان بسازد. 

فیلم سینمایی «50 کیلو آلبالو» که نویسنده آن فرهاد توحیدی است، به کارگردانی مانی حقیقی و تهیه‌کنندگی محمدرضا تخت‌کشیان اردیبهشت‌ماه سال آینده در تهران کلید می‌خورد.

پیش تولید این فیلم هم‌اکنون شروع شده است و تا کنون حضور ترانه علیدوستی به عنوان بازیگر نقش اصلی زن و حامد کمیلی به عنوان بازیگر مرد قطعی شده است. باران کوثری هم در حال حاضر مشغول خواندن فیلمنامه است و هنوز حضور او قطعی نشده است اما نکته جالب توجه این جاست که گویا قرار است جواد رضویان هم در چند سکانس فیلم حضور داشته باشد.

فرهاد توحیدی فیلمنامه این فیلم را 3 یا 4 سال پیش نوشته ولی از آن تاریخ تاکنون هیچگاه فرصت ساختن آن پیش نیامد. تا این‌که مانی حقیقی تصمیم گرفت چهارمین کار خود را برخلاف سایر آثارش در قالب طنز با محوریت فیلمنامه توحیدی بسازد.

مانی حقیقی پیش از «50 کیلو آلبالو»، سه فیلم به نام‌های «آبادان»، «کارگران مشغول کارند» و «کنعان» را ساخته که دو تای اولی هیچگاه فرصت اکران پیدا نکردند و تنها «کنعان» توانست اکران شود و فروش نسبتاً بالایی هم داشته باشد. «آبادان» داستان پیرمردی بود که از خانه فرار می‌کند تا خودش را به آبادان برساند. با پیرمردی دیگر آشنا می‌شود که او را نیز همراه خود می‌کند. پیرمرد به آبادانی فکر می‌کند که از سال‌های خیلی دور به یادش مانده است...

«کارگران مشغول کارند» هم داستان چهار دوست قدیمی است که در حاشیه یک جاده کوهستانی متوجه تخته سنگی عظیم می‌شوند و وسوسه می‌شوند تا آن را از جا بکنند. رفته رفته به جمع کسانی که به این گروه می‌پیوندند، اضافه می‌شود ولی هیچ کدام از تمهیداتی که به ذهن افراد این گروه برای جا به جا کردن سنگ می‌رسد، کارساز نیست.

اما «کنعان» داستانی خانوادگی داشت؛ ماجرایی مربوط به یک زوج جوان با بازی ترانه علیدوستی و محمدرضا فروتن.

حقیقی در فیلمنامه‌نویسی هم دستی دارد و فیلمنامه‌های سه کار قبلی خود و همچنین «چهارشنبه‌سوری» را در کنار اصغر فرهادی نوشته و به تازگی هم در فیلم «درباره الی» که اصغر فرهادی به‌خاطر آن امسال در جشنواره برلین خرس نقره‌ای کارگردانی را گرفت، بازی کرده است.

حال که او بعد از ساخت چنین فیلم‌هایی سراغ یک سوژه طنز رفته، نکته جالب توجهی است. در ضمن، بازیگرانی مانند ترانه علیدوستی و باران کوثری برای نخستین بار در مقابل هم بازی می‌کنند و بازیگر طنزی مانند جواد رضویان نیز در کنار آنها نقش‌آفرینی خواهد کرد. باید منتظر ماند و دید مانی حقیقی با «50 کیلو آلبالو» چه می‌کند؟

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پویا نبی  | 









+ نوشته شده در  ساعت   توسط پویا نبی  | 

در ابتداي نشست صبح امروز خبرنگاران با مديرعامل خانه سينما، محمدمهدي عسگرپور گفت: در نخستين جلسه مطبوعاتي خود چند موضوع عنوان كرده بودم و وعده پيگيري هم در مورد آن داده بودم كه اكنون بعضي از آنها به نتايج خوبي رسيده است.
وي افزود: يكي از اين موضوعات بيمه بيكاري است كه در طرحي با موضوع ساماندهي معيشت همكاران‌مان آماده شده كه به رئيس جمهور محترم تقديم شد. با توجه به علاقمندي ايشان به حوزه هنر اين طرح به معاونت برنامه‌ريزي دولت و چند وزارتخانه ديگر ارجاع گشته و هم اكنون چرخه كار آنها آغاز شده است و يكي از برنامه‌هاي ما براي سال آينده پيگيري و به ثمر رساندن، اين موضوع است. طرحي كه در آن با فرمول مشخصي تعداد اهالي سينما، ميزان كار و بيكاري آنها و مواردي از اين قبيل محاسبه شده كه پس از مدتي مي‌توان تشكيلات مربوط به اين طرح را خودگران هم كرد و با پيگيري از آن بخش مهمي از مشكلات ساختاري سينماي ايران حل ‌مي‌شود.
وي گفت: يكي ديگر از موضوعات مطروحه ارائه پيشنهادي براي بهبود ساختار تشكيلاتي سينما بود كه پيش‌نويس قانون صنفي سينما را با توجه به وضعيت موجود سينما به همراه پيشنهاداتي براي رفع اين مشكلات به رئيس جمهور و كميسيون فرهنگي مجلس ارائه كرديم و به زودي اين طرح در سايت خانه سينما نيز منتشر خواهد شد.
مديرعامل خانه سينما گفت: در اين پيش‌نويس وضعيت تشكيلاتي خانه سينما و صنوف مرتبط با آن آمده است و ما به مسائلي مانند ارتقاي تشكيلاتي و قانوني شدن تشكيلات سينما نيز فكر كرده‌ايم. حتي در مورد موضوعاتي مانند پروانه ساخت و نمايش و روال توليد سينما هم در اين پيش نويس پيش بيني‌هايي به عمل آمده و به صورت مفصل در آن توضيح داده شده كه در صورت تصويب اين پيش نويس به عنوان قانون چه تغييراتي بايد در ساختار دولت به وجود بيايد.
ديگر بحث ما در جلسه مطبوعاتي موضوع راه‌اندازي سايت «خانه سينما» بود كه در موعد مقرر انجام شد و اخيرا اين سايت به زبان انگليسي نيز مجهز شده است.
عسگرپور در ادامه اين نشست افزود: از ديگر پيشنهاداتي كه به آقاي احمدي‌نژاد به عنوان رئيس شوراي عالي انقلاب فرهنگي داديم راه‌اندازي يك شبكه مستقل براي پخش فيلم سينمايي و سريال تلويزيوني بود.البته قبلا در ديداري كه با آقاي ضرغامي رئيس سازمان صداوسيما داشتيم اين پيشنهاد را مطرح كرديم اما با توجه به پيش‌بيني نشدن چنين مسئله‌اي در افق رسانه ملي ايشان، پيشنهاد كرد كه آن را با رئيس جمهور مطرح كنيم. ما نيز با توجه به وضعيت جديد رسانه‌هاي جهان و تخصصي شدن آنها و توجه به اين بحث كه بسياري از شبكه‌هاي خارجي با پخش برنامه‌هايي به زبان يا زيرنويس فارسي قصد جذب مخاطبان ما را دارند پيشنهاد تاسيس اين شبكه را مطرح كرديم. خانه سينما براي مديريت اين شبكه آمادگي دارد و مي‌توانيم بسياري از مواد لازم اين شبكه را نيز تامين كنيم . شبكه‌اي كه مي‌تواند حتي به شكل خودگردان هم فعاليت داشته باشد.پيشنهاد ديگري نيز براي تاسيس شبكه مستند داريم كه در حال كار بر روي طرح آن هستيم.
عسگرپور در ادامه در مورد لزوم ارائه طرح‌هاي زيربنايي در مورد وضعيت سينما و تلويزيون، گفت: در اين حوزه‌‌ها همه اظهارنظر مي‌كنند و بايگاني‌ها نيز پر از بريده جرايد از اظهار نظرهاست اما طرح مكتوبي به شكل رسمي تا به حال وجود نداشته و نبود طرح معضل بزرگي است كه در دوره‌هاي مختلف فعاليت مجلس شوراي اسلامي باعث شده كار اساسي در زمينه قانونمند كردن سينما انجام نشود. تصور من اين بود كه براي رسيدن به نتيجه‌اي اساسي در اين زمينه بايد چند طرح آماده داشت كه اين طرح‌ها هم با ماه‌ها كار كارشناسي دقيق آماده شده است.






مينا ساداتي بازيگر نقش اول زن فيلم «عيار 14» ساخته پرويز شهبازي در گفت‌وگو با خبرنگار سينمايي فارس گفت: عيار 14 نمايش ترس و وحشت خود ساخته انسان‌هاست كه در فضايي سرد و پر از سوء تفاهم جريان دارد.
وي افزود: بازي در اين فيلم تجربه اول من در عرصه بازيگري بود و حضور من در يك جمع حرفه‌اي باعث شد تا با مفاهيم چند لايه داستان به راحتي ارتباط برقرار كنم. نام من در فيلم هم مينا بود و همين موضوع كمك زيادي كرد تا بتوانم فاصله زياد ميناي خود تا ميناي فيلم آقاي شهبازي را در مدت كوتاهي طي كنم و از نتيجه كار هم رضايت نسبي دارم.
ساداتي در پاسخ به اين سئوال كه آيا از نظر او سيمرغ‌هاي بخش بازيگري عادلانه توزيع شده است يا خير، گفت: فكر نمي‌كنم صلاحيت اظهار نظر در اين حوزه را داشته باشم اما آنچه بعد از تقسيم سيمرغ‌ها در ذهنم شكل گرفت اين بود كه جايزه‌ها در جشنواره‌ها حق داوران است و علي‌رغم اين كه نمي‌توان با صراحت از كلمه سليقه استفاده كرد اما باز هم نمي‌شود نقش سليقه را ناديده گرفت.
ساداتي افزود:به نظر من سيمرغ بهترين بازيگر نقش اول زن حق «ليلا حاتمي» بود.
وي اظهار داشت: بازي در نقش مينا در فيلم «عيار 14» براي من اتفاق سرنوشت‌سازي بود چرا كه مي‌دانم بازيگران چه نقش خطيري در انتقال مفاهيم به مخاطبان و جامعه ايفا مي كنند.

فيلم سينمايي «عيار 14» به كارگرداني «پرويز شهبازي» در بيست و هفتمين جشنواره فيلم فجر كانديداي دريافت جايزه بهترين بازيگر نقش اول مرد، بهترين بازيگر نقش مكمل مرد و بهترين فيلمنامه بود كه در نهايت اين فيلم توانست جايزه ويژه جشنواره را از آن خود كند.







اين فيلم به تهيه كنندگي مركز گسترش سينماي مستند وتجربي-حسن آقا كريمي و وحيد احمديه ساخته مي‌شود و پيش‌بيني مي‌شود تا پايان اسفند ماه فيلمبرداري آن به پايان برسد.
فهرست كامل عوامل سازنده فيلم «سفرمرگ» عبارتند از:
تهيه كنندگان:مركز گسترش سينماي مستندوتجربي، حسن آقاكريمي، وحيداحمديه، كارگردان:حسن آقاكريمي، نويسنده:غلامرضا رمضاني، مدير توليد:بهزادرحماني، دستياراول كارگردان وبرنامه ريز:روزبه سجادي حسيني، مديرفيلمبرداري:مهدي جعفري، صدابردار:آرش برومند، طراح صحنه:محسن پناهي، طراح لباس: مهسا عظيمي، طراح گريم:حسين صالحيان، منشي صحنه:پانته آحسيني، عكاس وكارگردان پشت صحنه:ناصرسجادي حسيني، دستيارفيلمبردار: ميكاييل ندايي-قاسم بزرگي-محمد يوسفي-حسين نصيري-نيما آقاكريمي، دستيار كارگردان:هادي پوراحمدي، دستياركارگردان:فرخ تقي‌زاده، دستياران صدا:ميشا اسلاميه-ميثم ياردي‌لو، مدير تداركات:نعمت يميني، دستياران صحنه:سعيدقوقاني-محمد نوري-محمدفهيمي-جواد داوودي، اجراي گريم:غزل حسيني-بنجامين باباخاني، تداركات:مهدي سهرابي-مهدي حميدي،
حمل ونقل: -رضا نصيري، روابط عمومي:الهه گودرزي.
بازيگران:آتيلا پسياني- پرويز پورحسيني- مهردادصديقيان- مهران رجبي- مهري سادات آل‌آقا- فريماه ارباب-مهرداد فلاحت‌گر- سيامك قاسمي-حشمت آرميده- وحيدملكي- ارژنگ درژند- محمود صحرايي- علي حسن ناصري-عفت رسولي- سلمان خطي-حسين زواركعبه-حميد رضا عرب سرخي-عليرضا جاهد-امير حسين و كيلي-آرزو نيك پور...وكيانوش گرامي.
خلاصه داستان:

سيف‌الله و دامادش مرتضي به علت حادثه اي كه براي يكي ازاقوام‌شان رخ داده است نيمه شب مجبور به عزيمت به سمت روستاي‌شان مي‌شود و براي رفتن به مقصد، با راننده‌اي به نام فريدون همراه مي‌شود. سفر آنها به روستاي شال تپه خالي از اتفاق و حوادث نيست!






همايون ارشادي بازيگر برجسته ايراني كه اخيرا در اثر برگزيده بين المللي «بادبادك باز» (مارك فورستر) درخشش كم نظيري داشت و در كارنامه‌اش بازي در فيلم‌هاي «عشق گمشده»، «طعم گيلاس» و «درخت گلابي» را دارد به جمع نقش آفرينان فيلم سينمايي‌«آل» پيوست.
همچنين آنا نعمتي كه با فيلم «هيوا» اثر زنده‌ياد رسول ملاقلي پور به سينما معرفي شد و با آثاري چون «پارك وي» (فريدون جيراني) و«دعوت» (ابراهيم حاتمي كيا) كارنامه موفقي از خود به جا گذاشت گزينه بازيگر نقش اول زن اين فيلم سينمايي شد.

«آل» به زودي به عنوان پروژه بين‌المللي در ارمنستان به تهيه‌كنندگي علي معلم جلوي دوربين خواهد رفت.







به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، فيلم «درباره الي...» ساخته «اصغر فرهادي» براي نمايش در نوروز 88 آماده شده و نمايش آن در برنامه اكران نوروزي قطعي شده است.
اين در حالي است كه پيش‌تر گمانه‌زني‌ها از نمايش فيلم‌هايي چون «وقتي همه خوابيم»، «اخراجي‌ها2»، «سوپر استار»، «شبانه‌روز»،«بيست» و «حريم» در برنامه اكران نوروزي حكايت داشت كه از اين بين نمايش «شبانه‌روز» منتفي شده است.
بر اساس اعلام مديرعامل خانه سينما، با طولاني شدن پروسه تصويب آئين‌نامه اكران سال 88، اداره كل نظارت و ارزشيابي به همراه دبيرخانه شوراي صنفي نمايش فيلمهاي اكران نوروز را مشخص خواهند كرد.
«درباره الي...» برنده خرس نقره‌اي بهترين كارگرداني از جشنواره فيلم برلين و بهترين كارگرداني از جشنواره فيلم فجر، روايت زندگي چند خانواده است كه براي گذراندن تعطيلاتي سه روزه به شمال كشور سفر كرده‌اند.
ترانه عليدوستي، گلشيفته فراهاني، ماني حقيقي، شهاب حسيني، مريلا زارعي، رعنا آزادي ور، احمد مهرانفر، صابر ابر و پيمان معادي به همراه بازيگران خردسال فرزين صابر بهلولي، متين فتورچي، آينار آناهيد و فاطمه شورمج بازيگران «درباره الي...» هستند.






مدير عامل خانه سينما در ادامه در مورد ديدار اعضاي آكادمي علوم و فنون سينمايي (اسكار) از ايران و ديدار آنها با سينماگران ايراني گفت: قضيه ورود اين افراد به مدت‌ها قبل بازمي‌گردد و چند نوبت نيز حضور آنها در ايران مطرح شده بود و گفته بودند كه مايلند براي ارتباط بهتر با سينماگران ايراني به كشور ما بيايند چون هر سال فيلمي از ايران براي اسكار معرفي مي‌شود و حتي يك دوره كانديدايي نيز داشتيم اما بعد از آن ديگر موفقيتي در اين زمينه كسب نشد.از سويي موقعيت برجسته سينماي ايران در جهان نيز باعث شد كه به طور طبيعي آكادمي مثل اسكار تمايل به برقراري ارتباط با ما باشد. 5 ماه قبل بحث به شكلي جدي مطرح شد و من خواستم تا درخواستي رسمي در مورد اهداف اين سفر و افرادي كه قرار است به اين سفر بيايند ارائه شود، همچنين زمان حضور اين هيئت در ايران نيز معين باشد. اوايل قرار بود حدود 15نفر به ايران بيايند اما در همان زمان اعلام شد عده‌اي درگير پروژه‌هاي سينمايي هستند و شايد نتوانند بيايند. با توجه به برگزاري مراسم اسكار كه قبل از آن اعضاي آكادمي درگير اين مراسم بودند و جشن سينماي ايران كه سال بعد برگزار خواهد شد به اين نتيجه رسيديم كه بهترين زمان براي سفر امسال است و بايد اعضاي اين آكادمي قبل از سال نو به ايران بيايند. آنها نيز بلافاصله بعد از پايان مراسم اسكار دعوت ما را قبول كردند و به ايران آمدند. پيگيري مسائل قانوني ورود آنها نيز از چند ماه قبل آغاز شده بود چون ورود اتباع آمريكايي به ايران قوانين مشخصي دارد و از دو ماه قبل پروسه‌اي آغاز شد كه نتيجه آن صدور ويزا براي اين ميهمانان بود.در مورد اهداف اين سفر نيز توافق شد كه قصد ديداري با سينماگران براي انتقال تجربيات باشد كه قالب اين ديدارها به شكل سمينار طراحي شد كه اين سمينارها با توجه به نوع مهمان تعريف گشته و چند جلسه نيز بين اين ميهمانان و هيئت مديره خانه سينما و كميته تدوين آئين‌نامه جشن سينما برگزار شد، جلساتي كه تبادل تجربيات زيادي در آن صورت گرفت چون اسكار بسيار شبيه به جشن خانه سينماي ايران است و هر دو طرف از تجارب يكديگر استفاده‌هاي خوبي كردند 8 فيلم نيز با حضور دست‌اندركاران آنها به نمايش درآمد و ديدار از اصفهان و شيراز نيز در برنامه اعضاي آكادمي اسكار بود.

*ديد اعضاي آكادمي اسكار به ايران به شكل مثبتي تغيير كرد
-----------------------------------------------------------------------
وي در ادامه در مورد سفر اين گروه به اصفهان و شيراز گفت نكته عجيب براي اين مهمانان و هر مهمان خارجي كه براي اولين بار از شيراز بازديد مي‌كند فضاي خاص اين شهرها بود. وقتي وارد تخت جشميد شدند و آنجا را ديدند سوالات زيادي در مورد ساخت اين بنا و همچنين نقش رستم داشت. بخش تلخ سوالاتشان هم اين بود كه پرسيد آيا فيلمي ساخته‌ايد كه بيانگر تاريخ و عظمت اين بنا باشد و من با تأسف جواب منفي دادم و گفتم ولي شما فيلم‌هاي اسكندر و 300را در مورد كشور ما ساخته‌ايد. در اصفهان هم همين فضا در گروه به وجود آمد و برخورد خوب مردم با آنها باعث شد در كل خاطره خوبي از كشور ما داشته باشند. گمان نكنم آنها كه از ايران بازديد كرده‌اند ديگر به سادگي بتوانند در مورد ايران كار كنند يا در زمان كار به منابع دم دستي خود در زمينه ايران مراجعه كنند قطعا اگر همكارانشان هم بخواهند در مورد ايران فيلمي بسازند و از اين افراد مشورت بخواهند آنها با ديد متفاوت و والايي در مورد ايران سخن خواهند گفت.

* حاشيه‌ها تعجبي براي من نداشت
--------------------------------------------------
عسگرپور در ادامه در مورد حواشي حضور اين هيئت در ايران نيز گفت: حوادث و حواشي به وجود آمد كه در مورد بسياري از آنها تعجبي نكردم چون برايم معلوم بود كه چه كساني چه چيزهايي مي‌نويسند.حتي نحوه برخورد يكي از بازيگران سينماي ايران با اين قضيه نيز برايم عجيب نبود چون مي‌دانم اين افراد براساس چه منافعي چه حرف‌هايي مي‌زنند در مورد برخورد مقامات نظامي نيز با اين قضيه باز تعجبي نكردم و اين برايم جالب است كه هنرمندان حق هيچگونه اظهارنظري در مورد مسائل نظامي ندارند ولي برعكسش بسيار اتفاق مي‌افتد و بسيار جالب است اين مقامات نظامي گاهي متولي فعاليت‌هاي هنري نيز مي‌شوند. در مورد مطالب بعضي از روزنامه‌ها نيز بايد بگويم كه اطلاعات غلطي كه در مورد فرهنگ و هنر مي‌دهند عجيب نيز چون ما روزنامه‌هاي سياسي بيشتر از روزنامه‌هاي هنري داريم. مخاطبان اين روزنامه‌ها نيز از هنر سررشته‌اي ندارند و به همين خاطر هر مطلبي برايشان نوشته مي‌شود را مي‌خوانند و زيبايي قضيه نيز در اينجاست كه با وجود اين همه تفاوت ما سالهاست كه در كنار هم زندگي مي‌كنيم .تنها نكته عجيب براي من نوع برخورد صدا و سيما با اين قضيه بود. چند گزارش خبري كه توسط معاونت سياسي تهيه شده بود از تلويزيون پخش شد و در آنجا مدام سعي در القاي اين نكته بود كه اسكار همان هاليوود است، هاليوود صهيونيست است و دعوت از افراد صهيونيست خلاف منافع ملي ماست.عجيب نيست كه دكترهاي زيادي كه در زمينه‌هاي مختلف فعاليت دارند در صدا و سيما مدام در مورد سينما اظهار نظر مي‌كنند و قطعا به زودي رشته صهيونيست‌شناسي نيز تاسيس خواهد شد. اما نكته جالب براي من گلي بود كه صدا و سيما به دروازه خود زد و مثال‌هايي را در مورد فيلم‌هاي صهيونيستي زد كه خودش بارها انها را پخش كرده،از جمله فيلم «رقصنده با گرگ» كه به عنوان فيلمي نژاد پرستانه معرفي شد يا فيلم «ميليونر زاغه‌نشين» كه صدا و سيما با تلاش بسياري سعي در خريد آن براي نمايش نوروزي دارد.البته اين قضيه را بايد به اين حساب گذاشت كه در حوزه صدا و سيما انسجام وجود ندارد چون نمي‌توان فيلمي صهيونيستي را از صدا و سيما پخش كرد و قطعا اين كار يعني پخش فيلم صهيونيستي از رسانه ملي به نفع صهيونيست‌ها است! البته آقاي ضرغامي سينما را خوب مي‌شناسد و از موقعيت سينما ايران در جهان آگاه است اما به قول يكي از همكارانم از اين پس ما مي‌توانيم هنگام پخش فيلم‌هاي هاليوودي از صدا و سيما به آن اعتراض بكنيم!
وي در ادامه تصريح كرد: بعضي از مقالات درج شده در بعضي روزنامه‌ها نيز واقعا عجيب بود. اظهار نظري مانند اين كه ما مهماني را به كشورمان دعوت كنيم و سپس او را بازداشت كنيم قطعا ضد منافع ملي است و ادامه تفكري است كه باعث ساخت آثاري نظير سيصد مي‌شود و گويا كسي كه چنين پيشنهادي را دارد مي‌خواهد به مهمانان ما بفهماند كه دروغ‌پردازي‌هاي سيصد در مورد ملت ما درست است .در حالي كه اين افراد مدام در سفر خود عظمت ايران را تحسين مي‌كردند.
عسگرپور تصريح كرد:اين پديده‌، پديده‌اي بود كه طي شد اما اثرات آن براي سينماي ايران در آينده‌اي نزديك مشخص خواهد شد سطح ارتباطات بين‌المللي سينماي ما بسيار ارتقا پيدا كرد و با يكي از عالي‌ترين نهادهاي سينمايي دنيا ديدار و گفت و گو كرديم. نوع نگاه ما نيز به اسكار كاملا مشخص است كه با كليات آن مشكلي نداريم ولي در جزئيات ان بسيار اشكال داريم،اشكالاتي سياسي و حتي هنري كه امسال نيز بحث‌هاي فني زيادي بين هنرمندان ما و اعضاي اين آكادمي به وجود آمد. اگر اظهارنظرهاي بعضي روزنامه‌ها درست باشد ما قطعا بايد هم ارتباط خود را با اسكار قطع كنيم و هم ديگر فيلم آمريكايي را در كشورمان پخش نكنيم و اگر اين سياست را نداريم بهتر است كسي حرفي نزند تا تشتت آراي داخلي ما براي بيگانگان مشخص نشود.البته عده‌اي از دوستان مخصوصا در رده‌هاي نظامي نيز دلسوزانه گفتند گول اين افراد را نخوريد انگار ما ملت عقب‌مانده‌اي هستيم يا به سادگي گول مي‌خوريم، اظهارات سخيف و بچگانه‌اي كه به هيچ وجه در شان ملت ايران نيست. از ديگر نكات جالب اين سفر البته اين بود كه همزمان با اظهار نظر مشاور هنري رئيس جمهور در مورد حضور اين هيئت در ايران خانم هيلاري كيلينتون هم اظهار نظر مشابهي كرد و گفت: نبايد اين افراد به ايران مي‌رفتند نظري كه البته بعدا به عنوان نظر شخصي اين خانم و نه نظر وزارت امور خارجه آمريكا معرفي شد.

*نتيجه ديدار هيات اسكار با سينماگران در آينده مشخص مي‌شود
-----------------------------------------------------------------------------
وي در ادامه در پاسخ به سوالي در مورد برخورد سياسي با حضور اعضاي اين آكادمي در ايران و افزايش فشارها بر سينما گفت: ما شكل ديگري از اين موضوع را در جشن خانه سينما داشتيم و در زمينه نمايش فيلم‌هايي بدون پروانه نمايش همه فكر كردند در سينما تنش ايجاد شده يا كار ما در سينما سخت‌تر مي‌شود و من بايد از سمت خود استعفا بدهم ولي قضيه در واقع برعكس شد . از قديم گفته‌اند وقتي شاخصي در جايي قرار مي‌گيرد احتمال عقب‌گرد از آن نقطه كمتر است. قطعا حاشيه‌هايي به وجود خواهد آمد و براي مثال مدت كوتاهي صدور ويزا براي اتباع آمريكايي سخت‌تر خواهد شد ولي باب مذاكره را نبايد بست دستاوردهاي اصلي سفر نيز چندي بعد خود را نشان خواهد داد. البته به اين شرط كه عده‌اي نروند تا به شكلي مغرضانه رفتارهاي اين هيئت را بعد از بازگشت به آمريكا رصد كنند و مثلا وقتي عكس يكي از آنها پشت به پرچم ايران چاپ شد، بگويند او به پرچم بي‌احترامي كرده است...
وي در ادامه در مورد علت لغو نشست اعضاي آكامي اسكار با خبرنگاران گفت: مهم‌ترين دليل در لغو اين نشست برنامه‌ بسيار فشرده‌اي بود كه اين هيئت در آخرين روز سفر خود به ايران داشت آنها جمعه شب از سفر شهرستان خود بازگشتند و شنبه با وجود پيش بيني 12 ساعت برنامه كاري 18 ساعت برنامه كاري داشتند به شكلي كه بعضي از جلسات آنها به دليل همزماني ناقص برگزار شد و حتي ديدارهايي كه با بعضي از روساي صنوف پيش بيني شده بود لغو شد. زمان عزيمت اين هيئت به آمريكا نيز اكثر آنها در حالت نيمه خواب بودند اين موضوع در كنار نگراني ما از حاشيه‌سازي‌ها مربوط به حضور آنها در ايران باعث شده كه متاسفانه برخلاف ميل باطني مجبور شويم اين نشست مطبوعاتي را حذف كنيم. نشستي كه البته بسيار خوب بود ولي وقتي عده‌اي نادان بخواهند استفاده منفي از آن بكند ترجيح مي‌دهيم آن را از اولويت اول برداشته و سپس حذف كنيم.
وي در پاسخ به سوالي در مورد تغييرات احتمالي جشن خانه سينما با توجه به تبادل تجربيات بين هيئت آمريكايي و ايراني گفت: گروهي كه مسئول تدوين آئين‌نامه جشن خانه سينما هستند به نكات جالبي رسيدند كه در جلساتي كه با هيئت آمريكايي داشتيم پس از مطرح كردن اين نكات و شنيدن سخنان آنها دورنماهاي تازه‌اي در مورد اين جشن پيدا كردند.
وي در ادامه اين نشست در مورد طرح خانه سينما براي قانوني كردن روند امور سينمايي و پيش بيني‌هاي اين خانه براي كم شدن تنش در سينما گفت: مهمترين چيزي كه در رفع تنش بايد به آن دقت داشته باشيم خود سينما است سالها بحران اظهار نظر در سينما داشته‌ايم و به نظر مي‌رسد كه همه ما در مجموعه فعاليت‌هاي سينمايي به يك بيماري مبتلاييم. بيماري نبود جريان طبيعي توليد و اكران كه نتيجه آن اظهار نظراست. جنگي معيشتي كه نمود آن در ماجراي تهيه‌كنندگان به خوبي ديده مي‌شود.فرآيند قانوني سازي سينما بايد بخشي از اين موضوع را حل كند اما مشكل اينجاست كه همكاران ما همه مي‌خواهند نقش شخص خود را در اين ميانه پيدا كنند و فكر مي‌كنند بايد با جمع‌هايي 500 نفره در مورد سينما تصميم‌گيري كرد. جمعي كه طرحش شكست خواهد خورد و حتي جمع‌هاي كوچكتر نيز با شكست مواجه مي‌شوند مثل زمان سيف الله داد كه قرار بود سينما سر و شكل قانوني به خود بگيرد. بنابراين ما فكر كرديم بهتر است 10 نفر صاحب صلاحيت براي تدوين چنين طرحي اقدام كنند تا بتوانيم با فرهنگ‌سازي در زمينه سينما در ميان اهالي سينما پيش نويس درستي را داشته باشيم البته مطمئنم عده‌اي نيز با اين طرح و پيش نويس اظهار مخالفت مي‌كنند اما مهم آماده شدن آن بود كه انجام شد مي‌ماند بحث ما و دولت و مجلس كه بايد تعاملات خود را با كميسيون فرهنگي براي معرفي و ارائه اين طرح آغاز كنيم شايد اين كار زمان‌بر باشد و در زمان ديگري نتيجه‌اش را ببينيم اما بالاخره از زماني كار خود را آغاز مي كرديم.
وي در پاسخ به اين سوال كه آيا خانه سينما با تصوير اين طرح مي‌خواهد قدرتي قانوني پيدا كند گفت: هميشه راجع به استقلال خانه سينما صحبت مي‌شود و متاسفانه اين صحبت در بدترين زمان كه زمان انتخابات است زده مي‌وشد قصد واقعي ما نيز همين است كه با استفاده از قوانين بتوانيم مجموعه‌اي كامل صنفي به وجود بياوريم كه تمام كارهاي سينما را انجام دهد. هيچ نكته‌اي از سينما نيز خارج از اين دايره نباشد به جز مسايل كلان كشوري كه سياست‌گذاري در آن زمينه با دولت است. راه برون رفت خانه سينما از وضعيت فعلي رسيدن به اين تشكل است كه اگر تشكيل شود و منسجم عمل كند همكاران ما به قدرت سينما پي مي‌برند. خانه سينما تنها با يك آيين نامه به وجود آمده و نمي‌دانم اگر روزي منحل شود با استناد به چه قانوني مي‌توانيم در اين مورد شكايت كنيم اما قانوني شدن خانه سينما اين مسائل را حل مي‌كند. قانون صنفي ما بايد مصوب مجلس شود و پس از آن تازه كار ما آغاز خواهد شد.
وي در ادامه در پاسخ به اين سوال كه اعضاي آكادمي اسكار از چه تجربه‌هاي ما استفاده كرده‌اند گفت:آنها از تجربيات زيادي استفاده كرده‌اند كه ما در زمينه‌هاي صنفي و هنري داشته‌ايم. البته در اين زمينه صحبت‌هاي زيادي شد و براي مثال مسئولين زيادي با من تماس گرفتند و عنوان كردن بازيگران تحقير شدند و اين را در اشاره به حرف آن دوست بازيگرمان در تلويزيون گفتم يا عده‌اي گفتند كه امين تارخ براي آنها نمايش اجرا كرد تا او را تاييد كند در حالي كه امين تارخ در كلاس بازيگري خود با دوربين شاگردان خود را تمرين داد و آنت بنينگ بعد از ديدن روش آموزش او گفت كه استفاده از موسيقي را من هم بايد در كلاس‌هايم در آمريكا به كار ببرم همچنين در مورد سيستم راي‌گيري جشن خانه سينما توضيحاتي داديم كه به نظر آنها جالب آمد.
عسگرپور در ادامه با انتقاد از كساني كه نسبت به حضور اين افراد در ايران اعتراض داشته‌اند گفت: متاسفانه تعدادي ظرف آب كر در كشور داريم كه در اختيار عده معدودي است در جريان آمدن يا نيامدن اليور استون به ايران كه يك ماه خوراك خبري رسانه‌هايي را تامين كرد مطمئنم اگر خانه سينما قرار بود او را دعوت كند بايد استون مجبور به معذرت‌خواهي در مورد ساخت فيلم اسكندر و دادن شعارهايي در رد آمريكا مي‌شد ولي گويا براي ديگران اين موضوع صحت ندارد قطعا اگر افرادي ديگري نيز كه توان اجرايي اين كار را ندارند ميتوانستند اعضاي آكادمي اسكار را به ايران بياورند مردم بايد الله‌اكبر گويان به پشت بام‌هاي خود مي‌رفتند تا صدور انقلاب را جشن بگيرند اما وقتي ما آنها را دعوت مي‌كنيم مسئله فرق مي‌كند مهم اين است كه اين ظرف آب كر در دست چه كساني است يا رقصنده با گرگ كي فيلم خوب و كي فيلم استعماري است اين دكاني است كه عده‌اي باز كردند اما با توجه به وضعيت كشور و جهان اين مشروع‌سازي ادامه پيدا نخواهد كرد و از بين مي‌رود ولي در حافظه تاريخ مي‌ماند.
مدير عامل خانه سينما در پايان گفت: مايلم از وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي تشكر كنم كه با موضع منطقي و خوبي كه شايسته مقام وزارت بود با اين قضيه برخورد كرد. ضمنا از كميسيون فرهنگي مجلس نيز كمال تشكر را دارم چون برخوردي كه نهايتا با اين موضوع كرد برخوردي عاقلانه بود و پس از جلسه با معاونين وزارتخانه‌هايي كه احضار شدند معلوم شد اصل ماجرا و شيطنت رسانه‌اي از كجا آمده است. البته ما نيز در نامه‌اي به غلامعلي حداد عادل رئيس كميسيون فرهنگي گفتيم كه تمام اين مراسم‌ها ضبط شده و وي مي‌تواند به عينه رفتار هيئت آمريكايي با مهمانان ايراني را ببينيد مسئله‌اي كه در رفع تنش‌ها بسيار موثر بود و ما در نيز در حال حاضر مشغول پياده كردن اين نوارها هستيم تا به شكل آلبومي منتشر شود.





مجتبي راعي» در گفت‌و‌گو با خبرنگار سينمايي فارس در اين باره گفت: بازسازي مرز شلمچه به عراق در شهرك سينمايي دفاع مقدس تمام شده و بزودي فيلمبرداري سكانس‌هاي اين بخش را شروع مي‌كنيم.
وي در ادامه افزود: در اين سكانس‌ها هانيه توسلي، احمد مهرانفر و جواد عاقبت‌بين بازي دارند كه به عنوان پزشكان هلال احمر به مرز عراق مي‌روند.
راعي به فارس گفت: فيلمبرداري اين سكانس‌ها حدود 3 روز به طول مي‌انجامد و ادامه كار جنوب كشور و در آبادان و خرمشهر انجام مي‌شود.
بنا بر اين گزارش، راعي هنوز تصميمي براي انتخاب تدوينگر «عصر روز دهم» نگرفته است و با انجام كار در آبادان و خرمشهر فيلمبرداري اين پروژه به پايان مي‌رسد.
استان اين فيلم از خرمشهر و در دوران جنگ ايران و عراق آغاز مي‌شود و زندگي يك خانواده را به تصوير مي‌كشد كه جنگ باعث جدايي آن‌ها مي شود و بعد از وقايع ديگري از جمله سقوط صدام و جنگ آمريكا و عراق آن‌ها همديگر را پيدا مي‌كنند.
پروژه «عصر روز دهم» براي اولين بار توسط رسول ملاقلي‌پور مطرح شد و اين كارگردان حتي براي ديدن لوكيشن‌هاي فيلم سفرهايي به كربلا داشت اما با مرگ وي، پروژه به شكل ديگري و اين بار توسط مجتبي راعي از ديگر فيلمسازان سينماي كشور ساخته مي‌شود.

مجتبي راعي فيلم هايي چون «جاي امن»، «غزال»، «تولد يك پروانه»، «جنگجوي پيروز» و «سال سخت در خمين» را ساخته است.







داريوش مهرجويي» درباره ساخت اين پروژه بين‌المللي به خبرنگار سينمايي فارس گفت: اين فيلمنامه را با همكاري سعيده قدس، براساس يكي از كتابهاي ايشان با عنوان «كيميا خاتون» نوشته‌ايم كه به سرگذشت مولانا و شمس تبريزي از ديد يك دختر 15 ساله مي‌پردازد.
وي افزود: اين فيلمنامه با عنوان «كيمياي رومي»، اقتباسي از كتاب خانم قدس است كه به زبان انگليسي ساخته مي‌شود و قرار است با عوامل و بازيگران بين‌المللي ساخته شود كه به دليل انگليسي زبان بودن فيلم، احتمالا از بازيگران داخلي مسلط به اين زبان استفاده خواهيم كرد.
مهرجويي در ادامه به فارس گفت: فيلمنامه اين اثر را سال گذشته نوشتيم و حدود 8 ماه ترجمه‌اش به انگليسي طول كشيد كه از دو ماه پيش نيز براي توليد آماده است.
وي گفت: «كيمياي رومي» را در درنا فيلم و به تهيه‌كنندگي مرجان مقيمي كارگرداني مي‌كنم و از آنجايي كه وقايع فيلم در قونيه مي‌گذرد، فيلمبرداري آن در تركيه و بخش‌هايي نيز در هندوستان انجام مي‌شود.
داريوش مهرجويي با بيان اين مطلب كه پيشنهاد ساخت اين فيلم را از سوي تهيه‌كننده، دريافت كرده،گفت:خانم مقيمي كتاب «كيميا خاتون» را خوانده بودند و پيشنهاد ساخت آن را به من دادند و از آنجايي كه هميشه ادبيات كهن ايران برايم جذاب است و به آن علاقمندم، براي ساخت آن ترغيب شدم.
وي افزود: پيش از اين نيز قرار بود در حيطه ادبيات كهن فيلم‌ بسازم، مثلا مي‌خواستم فيلمي درباره عطار بسازم، يا فيلمي درباره زكرياي رازي كه كماكان در مرحله نگارش فيلمنامه است و در «سيمافيلم» ساخته مي‌شود.اينگونه مضامين در حيطه فلسفي-ادبي افكار من قرار گرفته است.
مهرجويي با اشاره به جزئيات فيلمنامه فوق گفت: در نگارش فيلمنامه فقط به كتاب بسنده نكرديم و پژوهش و تحقيقاتي نيز در اين زمينه در منابع انگليسي و فارسي صورت گرفت تا به فرمت فيلمنامه برسيم.
وي افزود: در اين فيلمنامه به مقطعي از زندگي مولانا پرداخته مي‌شود كه همسرش را از دست داده و شخصيت عالي‌قدر شهر است. در اين مقطع او مي‌خواهد با كيميا خاتون ازدواج كند و اتفاقاتي كه طي اين دوسال برايش مي‌افتد، به تصوير كشيده مي‌شود.
اين كارگردان سينما ادامه داد: در فيلمنامه چندين شعر از اشعار مولانا آورده شده و به بهترين شكل ترجمه شده، ضمن اين كه در فيلمنامه صحنه‌هاي سماع هم داريم.
وي گفت: تهيه‌كننده به دنبال سرمايه‌گذار و حمايت‌كننده توليد است كه با كسب حمايت لازم وارد مرحله توليد شويم.

مهرجويي همچنين درباره اپيزود«تهران،تهران»گفت: در اواسط مرحله فيلمبرداري هستيم و كار به خوبي پيش مي‌رود.





حسن قشقاوي صبح امروز در نشست هفتگي مطبوعاتي خود با خبرنگاران گفت: در تداوم برخي دشمني‌ها با جمهوري اسلامي موضوع ساخت فيلم‌هاي مختلف ـ كه مستقيماً نه تنها هويت ديني بلكه هويت باستاني و ارزش‌هاي موجود در ايران و از جمله مهمان‌نوازي ـ هدف قرار گرفته است.
سخنگوي وزارت امور خارجه، حوزه هنر را حوزه‌اي ارزشمند خواند كه به گفته وي، نبايد آلوده شود.
وي گفت «پشت پرده بسياري از فيلم‌ها كه به بهانه خلاقيت هنري توليد مي‌شود، اهداف مشخص سياسي وجود دارد.»
سال گذشته ميلادي فيلمي با عنوان «300» به كارگرداني زاك سنايدر در آمريكا ساخته شد كه با واكنش ايراني‌ها و غيرايراني‌ها روبرو شد.

فيلم روايتي از حمله لشگريان هخامنشي دوران خشايارشا به يونان بود كه 300 مرد اسپارت را مقابل لشكريان «وحشي» نشان مي‌داد.









+ نوشته شده در  ساعت   توسط پویا نبی  | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پویا نبی  | 

 

 

شماره ویژه نوروز ما را  ۲۰ اسفند بخوانید

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پویا نبی  |