|
جدیدترین اخبار درباره سینمای ایران/ گزارش اکران/ آمار فروش/فیلتر شکن
|
|
|
|
||||
|
این وبلاگ تا تاریخ ۱۲/۱۲/۸۷ به روز
نمی شود
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
پس از اعلام خبر جایزه بهترین کارگردانی (خرس نقرهای) در جشنواره برلین 2009 محمدرضا گلزار با ارسال متن کوتاهی برای سایت سینمای ما این موفقیت بزرگ را به سازندگان فيلم، مسئولان فرهنگی، سینماگران و مردم ایران تبریک گفت:
«جناب آقای اصغر فرهادی و گروه سازنده فیلم درباره الی؛ خبر حضور موفق فیلم شما در جشنواره جهانی معتبر برلین و کسب جایزه بهترین کارگردانی این جشنواره از سوی هیئت داوران برای تک تک اهل سینما مایه مسرت و افتخار است. به سهم خودم این موفقیت بزرگ را به اصغر فرهادی فیلمساز خوب سینمای ایران، گروه سازنده فیلم، تمامی سینماگران کشورم، مسئولان فرهنگی این سینما و سینمادوستان ایرانی تبریک میگویم. از صمیم قلب امیدوارم در سال جدید شاهد موفقیتهای بیشتر و بزرگتر سینمای نوین ایران باشیم.»
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
امیر قادری: این یکی جایزه فرق میکند. بعد از سالهای سال که جشنوارههای خارجی به «کاردستی»های ایرانی جایزه دادهاند و سینمای ما را به دلایل فرامتنی تحویل گرفتهاند (به جز در موارد معدودی مثل چند فیلم کیارستمی و مثلا لیلای مهرجویی)، این جایزه جشنواره برلین به اصغر فرهادی برای بهترین کارگردانی، آغاز یک فصل تازه است. همان طور که دیتر گاسلیک مدیر جشنواره برلین گفت، امیدواریم درباره الی (بعد از اتفاقای که باید پس از حضورهای جهانی «نفس عمیق» میافتاد، و نیفتاد)، طلیعهدار حضور نوع جدیدی از سینمای ایران در جهان باشد. در شرایط تازهای که در آن سینمای ما را به عنوان سینما تحویل بگیرند، و نه بیشتر به خاطر «نگاه پاک و انسانی» یا «تلاش برای احقاق حقوق زنها و بچهها و حاشیهنشینها» و همچنین «خلق نشانههای دموکراتیک در کشوری جهان سوم»ای، آن طور که تا به حال مد بوده و رسم بوده. پیش از این هم در نیمه شب اولین تماشای «درباره الی» در سینما فلسطین نوشتم که این فیلم را نباید در محدوده سینمای 1387 ایران سنجید، که این فیلمی است با استانداردهای 2008 سینمای جهان. و حالا اعطای جایزه بهترین کارگردانی جشنواره برلین به اصغر فرهادی (و باز نه مثلا جایزههایی از قبیل «نگاه نو» یا «احساس پاک» و از این قبیل)، آن هم در جشنوارهای مثل برلین و نه از این جشنوارههای محلی و منطقهای، سینمای ایران را در موقعیتی قرار داده که همیشه در آرزویش بودهایم. حالا و با این فیلم و با این «اجرا»، میشود پز سینمایی را داد که اعتبارش را از خودش کسب میکند و نه از محیطی که در آن متولد شده،یا مرزبندیهای سیاسی و اجتماعیاش. این فیلمی است که فرهادی را در موقعیتی فراتر از یک فیلمساز صرفا ایرانی قرار میدهد و سینمای ایران را در موقعیتی مستحکم در میان سینمای حرفهای جهان. توانایی فرهادی در واقعنمایی را در کمتر فیلم مهمی از سینمای امسال جهان دیدهایم. این جایزه مهمی است، چون اگر اصغر فرهادی در هر جای دیگر دنیا چنین فیلمی با چنین درک فوق دقیقی از دنیای اطراف و آدمهایش ساخته بود، باز شایسته تقدیر و احترام بود. و چه خوب که حالا این تقدیر و احترام بینالمللی متعلق به فیلم و فیلمسازی ایرانی است.
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نيما حسنينسب: قضاوت درباره فيلمي كه مضمون پيچيده و چندلايهاش اصلاً درباره "قضاوت"كردن است، كار سادهاي نيست. اتفاق عجيب، نادر و منحصر به فرد جشنواره بيست و هفتم درست در همينجا شكل ميگيرد و رخ نشان ميدهد. بعد از چند روز گفتن و شنيدن، چند روز نوشتن و خواندن درباره اينكه ما (يعني منتقد و نويسنده سينمايي) تا كجا و چهقدر و چهگونه حق و امكان و اجازه قضاوتكردن درباره كارها و آثار ديگران را داريم، ناگهان اين نكته از دلِ يك فيلم و از پس پرده سينما بيرون آمد و همهمان را شگفتزده و مبهوت رها كرد.
هيچ سالي تا به امروز به ياد نميآورم كه بحثِ داوري و قضاوت درباره فيلمها تا اين اندازه جدي، پر حرف و حديث و جنجالي شده باشد. روزنامهها و ويژهنامههاي اين روزهاي جشنواره را كه مرور كنيد، به نكته كليدي و به رمز و راز گوهرِ نهفته در پس ظاهر ساده «درباره الي ...» ميرسيد. سينما به شكلي معجزهوار باز هم در يكي از عجيبترين اشكال ممكن نشان داد كه خودبازتابندهترين و افشاگرانهترين رسانه و هنريست كه ما آدمهاي امروزي در اختيار داريم تا در اين آينه شفاف چهرههاي مختلف خودمان و ديگران (چه فرقي ميكند؟) را ببينيم و بعد كه همه چيز تمام شد و پرده فرو افتاد، ارزشگذارياش كنيم و داوري و نظر و (باز هم تكرار ميكنم) "قضاوت"مان را درباره چيزي كه ديده بوديم در معرض نقد و داوري بقيه قرار بدهيم. اين پيچيدهترين نكتهايست كه «درباره الي ...» را در جشنواره امسال به اتفاقي تكرارنشدني تبديل ميكند و بر ماندگارياش مهر تاييد ميزند. تكرار مكررات است نوشتن درباره «درباره الي...» با اين اسم بامسما كه مثل خود فيلم همانقدر ساده به نظر ميرسد كه پيچيده و آن سه نقطهي پاياني كه اين اسم ساده را تا فرسنگها دورتر از چيزي كه دربارهاش تصور ميكرديم امتداد ميدهد، جلو ميبرد و همچنان مبهم و رازآميز و بيپايان نگهاش ميدارد. تكرار مكررات است تعريفكردن از «درباره الي ...» و توصيف ويژگيها و قابليتهاي سينمايي كمنظيرش در ميان توليدات سينماي ايران و تشريح و تحليل دلايل اين تمايز و تفاوت. اينها را اين روزها حتماً آنقدر خواهيد خواند و خواهيد شنيد كه ترجيح ميدهم عجالتاً از اين روند پرشتاب و رقابتِ پر سرعت بر سر توضيح و توصيفشان دست بكشم و بگذارم تا زمان، خودش موقع و امكانِ داوريِ سينمايي درباره فيلم را فراهم كند. چيزي كه تصور ميكنم تكرار مكررش لازم و واجب است و جايش ميان اينهمه تعريف و تمجيد بهحقي كه اين روزها نثار كيفيت فيلم و فيلمساز و تكتك عوامل يكهاش ميشود خاليست، اشاره به همين قابليت خودبازتابندگي و افشاگرانهي آن است. «درباره الي ...» در سالي به جشنواره فجر آمد كه همه مشغول قضاوتكردن ديگران بوديم. عدهاي داوري فيلمها و سازندگانش را بر عهده گرفته بودند و گروهي درباره اين داوريها و ارزشگذاريها قضاوت ميكردند و ميكنند و خواهند كرد. لحظهاي به اين موقعيت فرضي فكر كنيد كه "فيلمهاي جشنواره" همان "اليِ فيلم «درباره الي ...»" هستند و هر كدام از ما كه اين روزها بهقدر فضا و فرصت و امكاني كه در اختيارمان بود، در مورد "فيلمهاي جشنواره" گفتيم و نوشتيم، همان " همسفران و شخصيتهاي ديگر " فيلم هستيم. تازه حالا بازيِ پيچيده و رازآميز اصلي شروع ميشود كه هر كدام در خلوتِ خودمان دوست داريم جاي كدام شخصيت و كدام همسفر الي باشيم و در نوشتهها و اظهار نظرهايمان كدامشان به نظر ميرسيم. اگر بخواهيم اين بازي دشوار را ادامه بدهيم، ميشود جلوتر هم رفت و به اين نتيجه رسيد كه اصلاً هر كدام چهقدر امكان درست و فضا و موقعيت واقعي براي قضاوت در اختيارمان بود، چهقدر از چيزي كه قضاوتش كرديم شناخت و آگاهي داشتيم و از آن مهمتر داوريهايمان تا چه حد شفاف و از روي انصاف و براساس دادهها و اطلاعات و اعتقادمان بود و تا چه حد برمبناي خيلي چيزهاي حاشيهاي و فرامتني و دور از واقعيتِ ديگر. درس مهم و اساسي و فراموشنشدني «درباره الي...» شايد همين باشد كه اصغر فرهادي با ساخت اين فيلم - خواسته يا ناخواسته - ما را درگير و گرفتارِ حقيقت و واقعيتِ قضاوتهايمان كرد. از اين منظر، يك وجه جدي و شايد ناديدهگرفتهشده «درباره الي ...»، فرصتيست كه به تماشاگرش ميدهد كه در قضاوتها و ارزشگذاريهايش در برابر چيزهاي ديگر فكر كند و به اين نتيجه برسد كه در جايگاه كدام شخصيت فيلم است و دلش ميخواست جاي كداميكي باشد. الي اينجا تمثيلي از فيلمها و اصلاً خودِ سينماست و ما كه بيننده و داور و منتقد و نظردهندهاش هستيم، رو در روي آزمون دشواري قرار گرفتهايم... و فرصت فكر كردن درباره اين رودرروييِ دشوار و جذاب و خطير مثل همان سه نقطهي انتهايي نام فيلم ميتواند تا كجاها كه امتداد داشته باشد.
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
![]()
با ما باشید
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
در باره الی اصغر فرهادی دیشب ساعت 12 توقیف شد امروز در سینمای آزادی و استقلال نمایش ندارد
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
![]()
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نشست پرسش و پاسخ فيلم سينمايي «اخراجيها ٢» مسعود ده نمكي (نويسنده و
كارگردان)، حبيبالله كاسه ساز(تهيه كننده)، محمدرضا شريفينيا(بازيگر و
مجري طرح)،تورج منصوري(مدير فيلمبرداري)،سيد جواد هاشمي و حسام نواب
صفوي(بازيگران)،تينا پاكروان(مدير توليد)،سيد عليرضا
علويان(صداگذار)،اميرتوسلي(موسيقي متن) و علي معلم(مجري و منتقد) در
سينماي فلسطين برگزار شد.
*«اخراجيها٢» اولين فيلم دو قسمته تاريخ سينماي ايران بر اساس اين گزارش،علي معلم منتقد و مجري اين نشست اظهار داشت: «اخراجيها٢» توليد فيلم در تاريخ سينماي ايران است كه به شماره ٢ رسيد. وي افزود: امسال جشنواره فيلم فجر فيلم چند ويژگي خاص دارد كه جذابش كرده و يكي اين كه فيلم بهرام بيضايي در پوزسيون با نظامقرار گرفته و در بخش مسابقه شركت كرده و فيلم مسعود ده نمكي در اپوزسيون نظام در بخش مسابقه حضور نيافته است. از آن سو اين تنها فيلمي است كه اكثر مسئولان نظام به پشت صحنه آن رفتهاند. *«اخراجيها٢» تنها برداشتي آزاد از يك اتفاق است پس از پايان صحبتهاي معلم،ده نمكي در شروع سخنان خود گفت : من از بچگي عادت داشتم كارهايي كه قرار است درآينده انجام دهم كه يكي از آنها ساخت «فقر و فحشا» و ديگري ساخت مجموعه اخراجي ها در سينما بود كه فكر نمي كنم تعداد همه اين آثار به ده فيلم برسد. وي افزود: در «اخراجيها١» ما بحث جنگ و كارخانه آدم سازي جنگ را مطرح كرديم و در اخراجي هاي ٢ احساس كردم با زبان طنز ميتوانيم اين قالب ها را به گونه اي ديگر مطرح كنيم و به همين دليل در مورد اسارت صحبت كرديم، البته من سعي مي كنم درباره نمادين بودن اردوگاه و هواپيما ربايي صحبت نكنم. كارگردان«اخراجيها٢» خاطر نشان كرد: «اخراجيها٢» يك فيلم مستند نيست اما برداشتي آزاد از يك اتفاق است كه از زبان طنز براي بيان مفاهيم استفاده كرديم. * تدارك «اخراجيها٣» را شروع خواهيم كرد حبيبالله كاسه ساز تهيه كننده «اخراجيها٢» نيز گفت: خدا را شكر ميكنم كه «اخراجيها٢» تمام شد و آقاي دهنمكي در تدارك «اخراجيها٣» هستند. وي ادامه داد:همان روز اول خاطرم است كه بحث ايشان بر روي سه گانه «اخراجيها» بود و حركت اوليه و تعريف ماجرا در اين سه گانه تعريف شده بود كه اميدورام بتوانيم تدارك سومين فيلم را شروع كنيم. تينا پاكروان مدير توليد «اخراجيها٢» نيز در ادامه نشست گفت: توليد فيلم اوخر مرداد ماه با پيدا كردن لوكيشن كه خيلي هم كار سادهاي نبود آغاز شد كه مجموعا از آغاز پيش توليد تا پايان فيلمبرداري حدودا پنج ماه زمان برد و خوشحالم كه توانستيم كاري رد اين حجم را در پنج ماه به پايان ببريم. * «اخراجيها٢» اولين نسخه تبديل شده فرمت ديجيتال در ايران است تورج منصوري مدير فيلمبرداري «اخراجيها٢» نيز اظهار داشت:براي فيلمبرداري اين فيلم از يك تكنولوژي ديجيتالي كه تقريبا به روز است و فكر نميكنم بيش از دو سال از اختراعش گذشته باشد استفاده كرديم كه در حال حاضر سينماي مستقل در اروپا و آمريكا از همين دوربينها استفاده ميكند و فيلم «اخراجيها٢» اولين نسخه تبديل شده اين فرمت در ايران است. وي افزود: در ايران چند پروژه ديگر با دوربين هاي Si2k و RED فيلمبرداري شده اند اما هنوز چيزي را به صورت تبديل شده و اديت شده ندارند اما با تمام اين وجود به دليل سرعت كار ما خيلي امكان اصلاح رنگ را نداشتيم و اين كپي، كپي يك فيلم بود كه به نمايش در آمد. مدير فيلمبرداري «اخراجيها٢» تصريح كرد: وقتي فيلمي براي جشنوارهاي ساخته ميشود كپي را نمايش ميدهند كه حداقل كپي چهارم يا پنجم فيلم باشد اما ما مجبور شديم كه كپي يك فيلم را به نمايش در بياوريم. * «اخراجيها٢» يك ركورد در سينماي ايران است در ادامه نشست محمدرضا شريفينيا بازيگر و مجري طرح «اخراجيها٢» در خصوص نقش خود در ساخت اين فيلم گفت: ما در ادامه «اخراجيها١» متعاقبا صحبتهايي انجام شد و به اين نتيجه رسيديم كه قمست دوم آن هم ساخته شود كه فكر ميكنم ما در «اخراجيها٢» يك ركورد در زمينه ساخت فيلم سينمايي در ايران زدهايم. مجري طرح «اخراجيها٢» خاطرنشان كرد: خارج از مفاهيم قصه يك كاري كه از ١١ مهر شروع شد در طول ٤ ماه فيلمبرداري، مونتاژ و همه كارهايش سپري شد و فكر ميكنم يك ركورد در زمينه كار جنگي در سينماي ايران است كه من به نوبه خودم از همه كساني كه براي اين فيلم زحمت كشيدند تشكر ميكنم و فكر ميكنم اين موضوع يك افتخار براي سينماي ايران است. * رسول كاوازاكي يك ساختار شكني بود «حسام نواب صفوي» نيز در خصوص نقش خود در «اخراجيها٢» گفت: من آخرين بازيگري بودم كه به پروژه پيوستم و زماني كه فيلمنامه را خواندم اصلا فكرش را هم نميكردم كه بايد نقش رسول كاوازاكي را بازي چرا كه اين نقش بسيار سخت بود و براي من يك ساختار شكني نسبت به ساير نقشهايم به حساب ميآمد. «سيدجواد هاشمي» نيز در خصوص حضور خود در «اخراجيها٢» اظهار داشت: خيلي خوشحالم كه در «اخراجيها٢» هم با همان بخشي كه در «اخراجيها١» بودند و گروهي جديدتر كار سختي را به سرانجام رسانديم. وي ادامه داد: نقشهايي كه در كار چه در «اخراجيها١» و چه در «اخراجيها٢» ما بازيگران با آن مواجه بوديم در كوتاهترين زمان به گونهاي پرداخته شده بود كه همگي ديده شوند. «امير توسلي» سازنده موسيقي متن «اخراجيها٢» نيز در اين نشست بيان داشت: به نظرم يكي از سختترين كارهايي بود كه در زندگيام انجام دادم و با توجه به موسيقي متن بسيار خوب «اخراجيها١» كار من خيلي سخت بود اما همه تلاشم را كردم تا از عهده كار برآيم.
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
كارشناسان و منتقدان سينمايي حاضر در جشنواره برلين از فيلم ايراني «درباره الي» ساخته «اصغر فرهادي» شديدا تمجيد كردند و از آن بهعنوان يكي از شانسهاي اوليه كسب خرس طلا ياد كردند. به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، خبرگزاري رويترز امروز در گزارشي پيرامون فيلم «درباره الي»، از واكنش مثبت منتقدان فيلم نسبت به جديدترين ساخته «اصغر فرهادي» نوشت. «لي مارشال»، منتقد نشريه «اسكرين اينترنشنال» در توصيف خود از «درباره الي»، آن را يكي از برجستهترين فيلمهاي ايراني دانست كه طي چند سال گذشته در سطح جهاني بهنمايش درآمده است. «دبورا يانگ»، منتقد نشريهي معتبر هاليوود ريپورتر در نقد خود از «درباره الي» نوشته است: «اين فيلم مهر تائيدي بر اين حقيقت است كه اصغر فرهادي بهعنوان استعداد بزرگ سينماي ايران، توانايي بينظيري در بهتصوير كشيدن مشكلات طبقه متوسط جامعهاش دارد.» همچنين خبرگزاري دويچهوله آلمان در مطلبي جداگانه با اشاره به موضوع فيلم نوشته است: «گم شدن يك زن جوان و تلاش ديگر شخصيتها براي يافتن او داستاني گيرا و ساده خلق كرده است. حداقل قسمت اول «درباره الي» بسيار شبيه به فيلم «ماجرا» ساخته ميكلانجلو آنتونيوني است.»
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي جشنواره فيلم فجر، سه فيلم
به عنوان نامزد دريافت سيمرغ زرين بهترين فيلم از نگاه ملي معرفي شدند.
بر اين اساس، نامزدهاي سيمر غ زرين نگاه ملي جشنواره بيست و هفتم فيلم فجر عبارتند از: به كبودي ياس(جواد اردكاني)، زادبوم(ابوالحسن داوودي)، كودك و فرشته (مسعود نقاشزاده). مراسم اختتاميه بيست و هفتمين دوره جشنواره بينالمللي فيلم فجر، ساعت 19 روز سه شنبه 22 بهمن در تالار بزرگ كشور برگزار خواهد شد.
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
در نظر سنجی ما شرکت
کنید فقط 2 روز فرصت دارید
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ین تنها گفتوگوی جشنوارهای من است. نفس عمیق فیلم محبوبم بود و
انتظار داشتم عیار 14 هم فیلم خوبی از آب درآید. پرویز شهبازی اما پیشنهاد
کرد گفتوگو را بگذاریم برای بعد از نمایش فیلم در سالن رسانههای گروهی
جشنواره، تا هم فیلم را به بهترین شکل روی پرده و با جمعیت ببینیم و هم
لحن گفتوگو در ویژهنامه جشنوارهتر و تازه باشد، ضمن اینکه برای انجام
چنین گفتوگویی اول باید سر فیلم به توافق میرسیدیم. پس نیمهشب جمعه 18
بهمن سری به من زد و این گفتوگو تا خود صبح طول کشید.
شهبازی: به شرایط اون لحظه، به نور اون لحظه، به حال خودم و بازیگرا و همکارای دیگه نگاه میکنم و تصمیم میگیرم. مثلا جایی رو که سایه فرید روی دیوار زرگری راه میره، از سایه خودم الهام گرفتم. داخل زرگری یک چراغ روشن کرده بودن تا کاست نگاتیو رو زیر نور عوض کنن و من سایه خودم رو روی دیوار دیدم. صبح شد. الان ساعت چنده؟ هنوز وسط جشنواره است. باید بری فیلم ببینی
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
با ما باشید
تا آخر جشنواره
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
رضا بهرامینژاد: در زمستان هشتاد و سه، من و دو جوان
دیگر در ماشینی قراضه به سمت کاشان میرفتیم تا در یک جشنواره کوچک
دانشگاهی شرکت و فیلمهای دانشجوییشان را داوری کنیم. برای خودمان
قهرمانهایی بودیم و به ما میگفتند: استعدادهای آینده! ضبط ماشین را با
ترانهای راک تصاحب کرده بودیم و ایدههای سینماییمان را توی صورت همدیگر
و آن راننده بیچاره پرتاب میکردیم. یکی از آن دو شهرام مکری بود و آن
دیگری امیر قادری. ما هر سه، جوانان مهاجری بودیم که آینده را میخواستیم
و عاشق این بودیم که ادای دهه هفتادیهای آمریکایی را درآوریم. عاشق سینما
بودیم و تمام زندگینامههایش را قورت داده بودیم و مشخص بود که یکی از ما
جارموش خواهد شد و آن دیگری تارانتینو و یادم نیست امیر میخواست دقیقا در
جلد چه کسی فرو رود. آماده بودیم با فیلمها و نوشتههای از ته دلمان، مغز
هر دایناسوری را که جلو میآمد خرد کنیم. بله! آن روزها جور دیگری بلد
نبودیم باشیم. اما زمان گذشت و ما کمی زودتر از آنچه که باید پیر شدیم و
محافظهکاری را نیز آموختیم و کمکم علایقمان شکل خاص خودش را پیدا کرد.
زمان آنقدر که باید، گذشت تا من در یکی از روزهای زمستان هشتاد و هفت با
اشتیاق بروم و در صف جشنواره فجر بایستم و بلیت بخرم و روی صندلی سینما
بنشینم و آماده شوم تا به جای تارانتینو، مکری برایم قصه بگوید.
خواهید پرسید که فیلمش چطور بود؟ راستش من ایده آلهایم را جایی کنار همان جاده اول قصهام رها کردهام و حالا میخواهم با همین داشتههای خودمان زندگی کنم و اجازه دهید بگویم از این لذت میبرم که شهرام مکری یکی از نمایندههای نسل ما پنجاه و هفتیهاست. خوشحالم که او فیلم بلندش را آنطور که دلش میخواست ساخت و به قول خودش خیلی «چریکی» توانست تجربهها و ایدههای فیلمهای کوتاهش را به فضایی حرفهایتر و گستردهتر بکشاند. در همین چند سال اخیر خیلی از جوانها با سرمایه دولتی فیلم بلند ساختند و ایدههای آبکیشان را به نام فیلم تجربی به خورد ما دادند و همیشه هم گله کردهاند که چرا به سینمای «متفاوت»شان توجهای نمیشود؟ اما شهرام مکری با هزینهای اندک فیلمش را ساخته و یکی از آن کسانی است که کمتر از شرایط حاضر گله میکند و بیشتر از جشنوارههای جذاب آنوری، دلش در گرو سینمای ایران است. اما به راستی فیلم او را چگونه دیدم؟ نسل ما که در یک انقطاع کامل فرهنگی به دنیا آمد و بزرگ شد، به ناچار دانشگاه خاص خودش را برپا کرد و کار سینما را عمدتا از روی فیلم دیدن فرا گرفت. در این میان نقش کارگردانهای فرنگی و فیلمهای قرص و محکمشان در شکل دادن نگاه نه چندان قوی ما، خیلی پررنگتر از فیلمسازان ایرانی بوده است. خیلی از ایدهآلهای نسلهای قبلی، در ما برجسته نشد و ما همچون قهرمانهای بیرمق و ناشی یک «بی مووی»، افتادیم و بلند شدیم و شاگردی نکردیم و هیچکس را قبول نداشتیم و میخواستیم دنیای نوی قشنگمان را خودمان بسازیم. در آرشیوهایمان فیلمهای پستمدرن آمریکایی که با هزار بدبختی و روی ویاچاسگیر آورده بودیم پیدا میشد اما هنوز فیلمی از گله و گلستان ندیده بودیم. سینما برای ما معبد بزرگی بود که میتوانستیم دسته دسته و بدون امتحان واردش شویم. از میان فیلمسازهای نسل جوان، مشخصا شهرام مکری و از میان منتقدانش مشخصا امیر قادری، بیشتر از همه، سینما را برای خود سینمایش دوست دارند و به درستی بزرگترین الگویشان کسی جز تارانتینو نمیتوانست باشد. هنوز هم قادری شیفته وار از هر فیلم «استاد» مینویسد و یا فیلم مکری پر است از ارجاعات به او و سینمایش. اما گیر من در این میان چیست؟ راستش را بخواهید دیگر نمیتوانم مانند گذشته سینما را تنها برای سینمایش دوست داشته باشم. هنوز هم جارموش را دوست دارم و یا درست مثل خود مکری آرزو دارم بتوانم فیلم دانشجویی بزرگی مانند «تعقیب» کریستوفر نولان بسازم. اما حالا بیشتر از هر وقت دیگری دوست دارم زندگی خودمان را در سینما تعقیب کنم. دوست دارم «سینمای شهرام مکری» را ببینم و اینکه او قصههای ایرانیاش را چه شکلی تعریف میکند. دوست ندارم ببینم و بخوانم که گاهی انطباقهای غریب فیلمسازانی همچون فینچر و نولان و تارانتینو با فیلمسازهای داخلی، در نقدهای امیر قادری به چه نتایج شگفتی ختم میشود. من نمیخواهم که حرفهای بزرگی با فیلمهایم نقل کنم و یا جهانی را درس بدهم و یا تماشاگری که بلیت فیلمم را خریده خوار بشمارم. من نیز عاشق قصهگوییام اما باید اقرار کرد که فرمول آقای تارانتینوی عزیز و هم قطارانش ما را از این برزخ نجات نخواهد داد (پوزخند امیر قادری جلوی چشمانم است!). به تمام نسل اولیها و موج نوییها میاندیشم. گرچه گدار جوان میگفت: چطور میتوان با «یک تفنگ و یک دختر» فیلم خوبی ساخت؟ اما نه تنها از روی دوش فیلمسازانی همچون ژان روش و مارکر و واردا بود که این را میگفت، که حالا فیلمهای او و همراهان موج سوارش یکی از بهترین اسناد از حال و هوای آن دوران پاریس و صد البته از روحیه سازندگانشانهستند. مکری نیز به درستی راهی را میرود که موجنوییها و جان کاساوتیس و یا کن لوچ برگزیدند. ارزان و سریع و با افسارگسیختگی یک شورشی. تمام آن جوانان خشمگین توانستند با تکیه بر تکنیکهای بداههپردازانه و ارزان و استفاده از فضاهای واقعی و آمیختن سنتهای سینمای مستند و داستانی با یکدیگر، در مقابل سینمای محافظه کار کشورشان بایستند و دنیای خودشان را شکل دهند. آیا من حق ندارم دنیای خیالیای را طلب کنم که بر آمده از روزگار اینجا باشد و نه از علائق یک آمریکایی خوره بیمووی؟ و گرچه دنیای کوچکی شده دنیای ما، اما گمانم اعتبارش از آن هر کسی است که نهایتا بتواند هر چیزی را به قول جارموش «از آن» خود کند. تجربیات و تلاشهای استعداد خوش فکری همچون مکری قطعا برای آینده این سینما و راههای نرفتهاش بسیار لازمند، اما موج نوی ایرانی چرا تا این اندازه باید تکرار شده باشد؟ و اگر بخواهد خودش باشد به راستی باید چه کند؟ روزنامه فرهنگ آشتی
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
واقعاً
سازندگان فيلمي مثل «امشب شب مهتابه» چه انگيزهاي براي پر كردن فرم
جشنواره و حضور در آن داشتهاند؟ فعلاً كاري به كيفيت فيلم ندارم و فقط
دنبال انگيزهها و احتمالها ميگردم. همه چيز فيلم ميگويد كه «امشب شب
مهتابه» را براي اكران عمومي و مخاطب عام ساختهاند و موفقيت يا ناكامي
احتمالي آن را ميزان فروش و استقبال مردم تعيين ميكند. شركتكردن اين
فيلم در جشنواره بهجز چند اظهار نظر منفي و واكنش تند منتقدان و
نويسندگان سينمايي و يك جلسه مطبوعاتي دردسرساز و ناخوشايند، چيز ديگري هم
عايد سازندگانش ميكند؟ نميدانم اين نظريه كه صرف حضور فيلمها در
جشنواره فجر ميتواند جنبه تبليغاتي داشته باشد و هر فيلمي با هر كيفيتي
از شركت و نمايش در جشنواره فجر سود ميبرد، تا چه حد درست است؟ اگر
اينطور باشد، باز هم ميشود اين حضور را تا حدودي توجيه كرد، ولي اگر
سازندگان فيلم تصور كردهاند كه فيلم ميتواند در جشنواره مطرح شود يا
قابليت و ويژگيهايي دارد كه ممكن است چشم داوران و منتقدان را بگيرد،
معلوم ميشود كه تصور و تلقي درستي از محصولشان ندارند. ملودرام فيلم
اصلاً درنيامده، شخصيتها هيچ احساسي به ما منتقل نميكنند، بازي دانيال
عبادي آنقدر ضعيف است كه گاهي به نظر ميرسد مهناز افشار بيشتر از آنكه
ذهنش درگير ارائه شخصيت خودش باشد، دارد از بازي بازيگر مقابلش حرص
ميخورد و عصباني است. به همين دليل نقش زن بارداري را كه ميداند همسرش
پيش از دنيا آمدن بچهاش ميميرد جوري بازي كرده كه انگار منتظر است زودتر
جان به جانافرين تسليم كند تا خودش و تماشاگر فيلم نفس راحتي بكشند. اين
وسط، صدا و ترانههاي خواننده محبوبي مثل احسان خواجهاميري هم دردي از
فيلم و شخصيتها دوا نميكند و بخشهاي موزيكال فيلم هم كيفيتي همتراز
بقيه اجزايش دارد. هر كدام از اين عناصر مثل داستان سوزناك و بازيگران
محبوب و موسيقي و ترانه در جاي خودشان ميتوانستند بخشي از بار فيلم را به
دوش بكشند و جذابيتي كه بيننده را پاي فيلم بنشاند ايجاد كنند؛ ولي «امشب
شب مهتابه» به شكل عجيبي تمام پتانسيلهاي بالقوهاش را براي تاثيرگذاري
هدر داده است. تماشاي فيلم سوال ديگري را هم به ذهنمان ميآورد كه طبعاً
جوابش را نخواهيم فهميد، ولي مطرحكردنش هم ضرري ندارد؛ اينكه انتخاب فيلم
براي بخش مسابقه با كدام معيارها و ملاكها انجام شده و هيئت انتخاب
جشنواره كدام قابليت و كيفيت فيلم را ملاك اين انتخاب قرار داهاست يا چه
نكتهاي در فيلم كشف كرده كه ما از فهم و درك آن عاجزيم؟
2- در يك شرايط معقول و استاندارد، تجربه تماشاي «جعبه موسيقي» فرزاد موتمن در جشنواره گذشته ميتوانست مجابمان كند كه «صداها» را هم نبينيم؛ ولي در سينماي ايران هيچ چيز دليل چيز ديگر نيست و يك فيلمساز ميتواند در فاصله يك سال دو فيلم با اين همه تفاوت كيفي عرضه كند. «صداها» تجربه معقول و قابل تاملي است و موتمن بار ديگر – برخلاف فيلم قبلي – به آينده كارش اميدوارمان ميكند. فيلمنامه قابل قبول و فكر شده سعيد عقيقي دستمايه خوبي براي موتمن فراهم كرده تا فيلمي بسازد كه معلوم است به دامنه علايق و سلايقش نزديك است و – باز بر خلاف فيلم قبلي – نشاني از سفارشي بودن ندارد و به تعبير خودش در جلسه مطبوعاتي، فيلمسازي به قصد گذران زندگي نيست. اينجا با تجربهاي طرفيم كه گرچه آنطور كه بايد به بار ننشسته، ولي همين هم در وانفساي نامها و ادعاهاي بزرگ و محصولات كوچك غنيمتي است. بازي رويا نونهالي چشمگیر است و بقيه بازيگران هم تواناييهايشان را خرج فيلم كردهاند. «صداها» فيلميست كه عنصر فضاسازي را رعايت كرده و از آن مهمتر اينكه “كارگرداني” شده است. با وجودي كه به نظر ميرسد اين جمله را در مورد هر فيلمي ميشود گفت و نوشت، اما با تماشاي بعضي از فيلمهاي سينماي ايران در همين جشنواره ميتوانيد متوجه منظورم بشويد. درباره خوبيها و بدي هاي فيلم بيشتر از اين ميشود گفت و نوشت؛ درباره اينكه فيلم كجاها كار ميكند و كجاها لنگ ميزند، بايد مثال آورد. حتي درباره اينكه منظورم از “كارگرداني” چيست و فضاسازي مناسب براي يك فيلمنامه و داستان و شخصيتها يعني چه، توضيح و دليل لازم دارد. عجالتاً تا زماني كه فرصت اين كار پيش بيايد، اين چند خط را فقط يك اظهار نظر كوتاه جشنوارهاي فرض بگيريد. وقتي سال گذشته درباره «جعبه موسيقي» به صراحت گفتيم و نوشتيم، حالا كه فرصتي پيش آمده، شرط انصاف حكم ميكند كه جبران مافات كنيم؛ همانطور كه كارگردان هم با ساخت «صداها» تجربه قبلياش را جبران كرده است.
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
صوفيا نصرالهي:
بالاخره انتظارمان به سر رسید. امروز "عیار 14" را دیدیم و خدا را شکر
رویمان به همان سپیدی پهنه ی پربرف فیلم شد! فیلم آخر شهبازی همان طور که
دلمان می خواست، فیلم خوبی است. نه فقط خوب که خیلی خیلی خوب است. فیلم
شهبازی در خودش حس و حال و شور سینما را دارد. درست از همان شروع فیلم،
همان سکانس ابتدایی سینما را با همه وسعت و زیبایی اش نشانمان می دهد.
جایی که قطاری از عمق کادر سفید به ما نزدیک می شود. "عیار14" فیلم
کارگردانی کاربلد است که هم سینما را خوب می داند و هم آن را دوست دارد.
اجرای آن به جز یکی دو صحنه ،( مثل آتش زدن تانکر که آن هم به دلیل مشکلات
مالی در سینمای ایران است و چقدر افسوس برای ما چون این صحنه می توانست
نقطه اوجی برای فیلم باشد و روی صندلی میخکوبمان کند ولی حالا تاثیر
چندانی ندارد!)، تقریبا بی نقص است. می خواهم از چند نکته "عیار14" بگویم
که به نظرم عیار فیلم را بالا برده است:
1) برف: این یکی از بهترین استفاده ها از فضای برفی در سینمای ایران است. اول به دلیل این که کمک کرده تا فیلم بی زما ن و بی مکان پیش برود. انقدر همه جا سفید است که حواسمان پرت خیابان و تابلوی مغازه ها و این که الان این جا فلان میدان تهران است یا تبریز یا شیراز یا چه می دانم حتی سوییس نمی شود. حواسمان فقط پی شخصیت هایی است که روی زمینه سفید، پررنگ تر به نظر می رسند. دومین کارکرد این فضای سفید هم این است که به فیلم وسعت و بزرگی بخشیده. باعث شده که صحنه ها عمق پیدا کنند. همان کارکردی که در فیلم های بزرگ آمریکایی، دشت ها دارند. 2)بازیگران: به نظر می رسد این بهترین کستینگ ممکن برای فیلم است. نمی دانم واقعا این ها بهترین انتخاب برای این نقش ها بودند یا با کارگردانی خوب شهبازی اگر از بازیگران دیگری هم استفاده می کرد به همین خوبی جواب می گرفت؟!به هر حال فعلا که ما بهترین محمدرضا فروتن را روی پرده داریم. خوددار و ترسیده و مضطرب. و بهترین کامبیز دیرباز ساکت و آرام و مرموز و واقعا بهترین پوریا پورسرخی که تا امروز دیده ایم. مینا ساداتی هم چه چهره و چه بازیش کاملا با نقشی که برای آن انتخاب شده، منطبق است. فیلم را مثل ما دوست داشته باشید و یا خیلی هم با آن ارتباط برقرار نکرده باشید، فکر نمی کنم کسی بتواند منکر بازی های خوب فیلم بشود. به خصوص که شب قبلش فروتن را در نقش دیگری هم دیده بودیم و قدر فروتن "عیار14" را بیشتر دانستیم. 3)شخصیت ها: مشکل بزرگ اکثر فیلم های سینمایی ما در شخصیت پردازی است که "عیار14" از آن جان سالم به در برده است. به همه ی شخصیت ها به اندازه ای که نیاز بوده پرداخته شده، نه بیشتر و نه کمتر! معنای شخصیت پردازی خوب و درست این نیست که ما همه چیز را درباره یک کاراکتر بدانیم. باید آن اطلاعاتی را داشته باشیم که به ما کمک می کند تا شخصیتش برایمان باورپذیرتر باشد. مثلا چه اهمیتی دارد که فروتن در گذشته چه بوده و چه کرده و یا چرا امروز با همسرش اختلاف دارد. ما چیزهایی را که لازم است می دانیم. به رابطه فروتن با همسرش اشاره می شود تا رابطه اش با مینا برایمان روشن تر شود. کامبیز دیرباز تا آخر و حتی بعد از این که کارگردان دست خودش را برایمان رو می کند، همچنان مرموز می ماند. مثل غریبه هایی که در وسترن ها به شهر وارد می شدند و شهر را به هم می ریختند و یا آباد می کردند و بعد بی سر و صدا از راه دیگری به سفرشان ادامه می دادند. 4)موسیقی: استفاده نکردن از موسیقی در طول فیلم کاملا بر می گردد به هوشمندی و رندی پرویز شهبازی. هر موسیقی متنی می توانست کارکرد معکوس داشته باشد و تاثیر و بار صحنه ها را کم کند. اتفاقا فضای برفی فیلم برای استفاده از موسیقی کم حجم- مثلا در حد یک پیانو و ویولنسل- خیلی گول زننده و تحریک کننده بود اما بک بار فیلم را در ذهنتان با موسیقی متن ببینید تا متوجه بشوید که این تمهید شهبازی چقدر به کمک فیلم آمده است. موسیقی فیلم شهبازی در فضاست. مثل وقتی که حمید و مینا در ماشین نشسته اند و اگر در پس زمینه دیالوگ ها فقط سکوت کامل بود، ممکن بود این سکانس خشک و تصنعی از آب در بیاید ولی حالا ته صدای ادیت پیاف آن را تلطیف کرده است. 5)ریتم: این یکی موهبت فیلم به ماست. بس که این روزها فیلم هایی دیدیم که کند و کشدار بودند و یا با وارد کردن داستانک های مختلف می خواسته اند به زور ریتم قلابی به فیلم تزریق کنند، خسته شدیم. اما "عیار14" اتفاقا از یک خط داستان محدود و جمع و جور ریتم می سازد. البته یک ربعی طول می کشد که با فضای فیلم همراه شوید ولی بعد از آن تعلیقی که در داستان و از آن مهم تر در اجرا وجود دارد، بعيد است بگذارد خسته بشوید. 6)آداجیو: می دانم که آداجیو آلبینیونی هم باید در بخش موسیقی می آمد ولی آن قدر برایم دلنشین بود که یک بخش به نام خودش داشته باشد. اگر بدانید در فیلم های دیگر در چه سکانس هایی چه بلایی سر آداجیوی نازنین می آورند! "عیار 14" با آداجیو تمام می شود. خودتان تصور کنید آداجیو روی یک نمای باز از یک مسیر سفید از برف که ته آن به روستایی می رسد و یک وانت قرمز دارد این مسیر را طی می کند. و البته "عیار 14" هنوز شاهکار نیست و ما منتظر هستیم تا پرویز شهبازی شاهکارش را بسازد.
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
![]()
با ما باشید
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
شهاب حسيني
بعد از سال ها فعاليت در هر دو عرصه بازيگري و اجرا در تلويزيون و سينما،
اين يکي دو ساله دارد به جايگاهي که براي آن کوشش بسيار کرده، نزديک تر مي
شود. سال گذشته براي بازي در فيلم «محيا» در جشنواره فجر از او تقدير شد و
برخي منتقدان نيز بازي اش را تحسين کردند. امسال براي نخستين بار روي صحنه
تئاتر حاضر شد و در نقشي عصبي و دشوار در نمايش «کرگدن» به کارگرداني
فرهاد آييش بازي کرد و برخلاف تجربه ناموفق بازيگران سينما که بعدتر روي
صحنه رفتند- مانند محمدرضا فروتن در «رومئو و ژوليت» دکتر رفيعي- بازي او
از ديد اغلب مخاطبان جدي، در کنار بازي صابر ابر بهترين بازي هاي کار آييش
ارزيابي شد. حالا و در بيست و هفتمين جشنواره فيلم فجر او در دو فيلم حضور
دارد که نوع اهميت شان کاملاً با هم متفاوت است؛ يکي «سوپراستار» تهمينه
ميلاني که مهم تلقي شدنش تقريباً هيچ ربطي به ارزش هاي سينمايي آن ندارد و
فقط به دليل جنجالي بودن حرف و قصه مربوط به فساد يک بازيگر مشهور سينما
مورد توجه و حساسيت بوده است. و ديگري «درباره الي» اصغر فرهادي که از
کارگرداني تا فيلمنامه تا فيلمبرداري تا مفاهيم انساني، يکي از تجربه هاي
بي مشابه اين دوران سينماي ماست. اينکه حسيني بابت کدام يک از اين دو فيلم
احياناً مورد توجه و لطف داوران جشنواره قرار بگيرد، تا اندازه يي تعيين
کننده مسير حرفه يي او در فعاليت هاي آتي اش است. ديده شدن بازي اش در
«سوپراستار» مي تواند از او تصويري شمايل وار از بازيگر محبوب مواضع رسمي
بسازد که حتي جايزه خفيف اش براي نقش جوان بيش از حد مثبت و «معناگرا»ي
فيلم «محيا» نيز از ديد برخي، به همين دليل قلمداد شد در حالي که استقبال
از بازي حسيني در «درباره الي» به جهت شيوه مدرن روايت و ديالوگ در فيلم
فرهادي، مي تواند حسيني را به يکي از بازيگران آماده تجربه هاي جديد در
سينماي متفاوت ايران تبديل کند. خود او البته ميان جايزه گرفتن براي هر يک
از اين دو فيلم، تفاوت خاصي نمي بيند و اين را در اين گفت وگو شرح داده
است. ------------------------------------------ گفت وگو با مريلا زارعي درباره بازي در «درباره الي» ----------------------------------- روش فرهادي براي هدايت بازيگران
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
عصر امروز پس از نمايش فيلم «بيپولي» نشست خبري آن با حضور حميد نعمتاله
(كارگردان)، بهرام رادان و حبيب رضايي ، بابك حميديان (بازيگران) ، هادي
مقدمدوست (فيلمنامهنويس)، مصطفي شايسته (تهيهكننده)، سهراب پورناظري
(آهنگساز) و اجراي علي علايي (منتقد) در سالن شماره 3 سينمافلسطين برگزار
شد.
بنا به گزارش فارس، در ابتداي اين نشست «حميد نعمتالله» از نمايش فيلمش در سينماي مطبوعات ابراز خرسندي كرد و گفت: هميشه نمايش فيلم در بين بچههاي مطبوعات براي من هيجان زيادي دارد و فكر ميكنم براي باقي فيلمسازان نيز اينگونه است. «مصطفي شايسته» درباره تأثير رسانهها بر هنر سينما گفت: مطبوعات نقش بسيار مهمي در معرفي و جهتدهي به محصولات سينمايي دارند و حتي فيلمهاي خوب نيز كارگردان و عوامل سازندهشان وقتي مشاهده كنند كه با تشويق و حمايت و دلگرمي ارباب جرايد روبرو ميشوند حركت مثبتي در روند كاريشان به وجود ميآورند. وي افزود: اين تأثير در جهتگيري كارهاي عادي هنرمندان بسيار متاثر است به اين دليل كارهايي كه در هدايت فيلم توليد كرديم و موفقيت آنها را مديون اهالي مطبوعات ميدانم. شايسته درباره توليد فيلمهايي كه روند فرهنگيتري دارند، گفت: ما در تمام طول سال منتظر پيشنهاد پروژههايي از اين دست هستيم و قطعا نيز در سال آينده چنين فيلمهايي را توليد خواهيم كرد. «هادي مقدمدوست» كه خود نيز يكي از اهالي مطبوعات است و نگارش فيلمنامه «بيپولي» را با مشاركت حميد نعمتالله بر عهده داشته گفت: حضور مطبوعاتي براي من مثل ورزش است كه به هر روشي انسان را تازه ميكند و اين تاثير باعث ميشود كه كاري كه مينويسم به گونهاي باشد كه مردم از آن راضي باشند. «بهرام رادان» بازيگر نقش نخست اين فيلم در ابتداي سخنانش، گفت: اميدوارم كه فيلم را دوست داشته باشيد. همكاري با آقاي «مصطفي شايسته» كه مثل برادر بزرگتر من هستند و حميد نعمت اله كه يك پديده بود برايم لذتبخش بود.من با كارگردانان صاحب نامتري از نعمتالله كار كردم اما در تجربه اين 25 فيلمي كه در طول اين 10 سال انجام دادم فصل مشترك ما گفت و گوي سالم بود. وي افزود: «نعمتالله» دموكراتترين ديكتاتور جهان است كه همه پيشنهادات را ميشنيد و دست آخر كار خودش را ميكرد در حال از نتيجه كار راضي هستم و افسوس ميخورم كه به دليل زمان بالا برخي از سكانسهاي فيلم حذف شده است. «حبيب رضايي» نيز درباره همكاري خود با اين پروژه گفت: خوشحالم كه در اين فيلم همكاري كردم و اگر نقطه ضعف فيلم نباشم اتفاق مثبتي براي من است. هميشه آرزو داشتم با آقاي «نعمتالله» كار كنم چرا او داراي شعور سينمايي بالايي است. همين طور در ذهنم بود كه با آقاي شايسته نيز همكاري كنم و حالا كه اين كار انجام شده احساس ميكنم كه همكاري لذتبخش و جذابي بوده است. وي با اشاره به نحوه كارگرداني «حميد نعمتالله» گفت: در بحث و صحبتهايي كه با نعمت اله در مورد فيلم داشتيم او روش منحصر به فردي در هدايت بازيگران داشت كه همه پيشنهادات را ميپذيرفت ولي در نهايت كاري را ميكرد كه خودش دوست داشت. با اين روش حالا من ميدانم كه دفعه بعد با او چطور بايد كار كرد. «سهراب پورناظري» آهنگساز فيلم «بيپولي» در ادامه گفت: به جمع سينما سلام ميكنم چرا كه اين نخستين تجربه كار من در سينما است كه به دليل مشغلههاي كاري بود كه هميشه داشتم. از همه بيشتر از همكاري با آقاي نعمتالله خوشحالم چرا كه بيش از اين ذهنيت خوبي نسبت به اهالي سينما نداشتم. اما نعمتالله يك دوست خوب است. وي درباره ضعفهايي كه موسيقي فيلم دارد گفت: اگر ضعفي در موسيقي كار ديده شده است طبعا به خاطر اين است كه نخستين تجربه من محسوب ميشود.من موسيقي براي اين فيلم ساختم كه پيشتر در سينما كمتر استفاده شده باشد كه در ذوق تماشاچي نيز نزند. «بابك حميديان» نيز در سخناني كوتاه گفت: به نظرم اين نقش يكي از سختترين نقشهايي بود كه ايفا كردم براي اولين بار كه با بهرام رادان فيلم را ديدم فاصلهاي را پياده روي كردم و بار ديگر سينما به من يادآوري كرد كه خيلي نامرد است. «حميد نعمتالله» در خصوص شيوه نگارش فيلمنامه گفت: ما روند به خصوص و كلاسيكي در نگارش فيلمنامه نداشتيم . من به اين موضوع علاقمند شدم و با «هادي مقدمدوست» تماس گرفتم و او هم از ايده استقبال كرد. طرح و ايدههاي گستردهاي مينوشتيم و يادداشتهاي مربوط يا كمربط به فيلم را يادداشت ميكرديم كه به مرور زياد شد. وي افزود: در نهايت به خط داستاني روشني رسيديم و از بعضي ايدهها در آن استفاده كرديم. اينگونه نيست كه روش ما سرراست و مدرسهاي باشد. ما سالهاست كه اينگونه با هم كار ميكنيم. «نعمتالله» در مورد سكانسي كه از فيلم حذف شده است، گفت: در نسخه اوليه زمان بسيار بالا بود كه در مراحل مختلف حذف شد. يكي از سكانسهايي كه حذف شد مربوط به بازي علي علايي است كه اگر روزيDVD فيلم منتشر شود اين سكانس كه بهترين سكانس فيلم است اضافه خواهد شد. وي افزود: به دليل اين كه اين سكانس ارتباطش با مجموعه فيلم كمتر از باقي سكانسها بود نخستين كانديداي ما براي حذف بود اما كيفيت سكانس با بازي درخشان علي علايي به نظرم بسيار خوب بود و جزء محبوبترين صحنههاي من است. «علي علايي» كه مسئوليت اجراي اين نشست را نيز به عهده داشت در مورد حذف اين سكانس گفت: موقعي كه پيشنهاد اين بازي به من شد به نعمتالله گفتم اگر خوب كار از آب درآمد از آن استفاده كند و اگر هم نشد كنارش بگذار و تمام مدت نيز دلهره اين را داشتم بد از كار درآمده باشد، ولي در نهايت همان چيزي شد كه من فكر ميكردم. من اين قول را گرفتم كه اين كاراكتر را براي يك فيلم ديگر هم بگذارد. بنا به گزارش فارس، در حين صحبتهاي علايي يكي از حضار نسبت به سخنان مكرر و طولاني او اعتراض كرد و علايي پاسخ داد كه يكي از عوامل فيلم بوده است و بايد در اين باره صحبت كند. «بهرام رادان» با اشاره به تفاوتي كه در بازي او در دو فيلم «بيپولي» و «ترديد» ديده ميشود، گفت: به نظر من نيز اين دو بازي كاملا متفاوت بود ولي هدايت كارگردانها در آن موثر بود چون من در هر دو فيلم هيچ بستهاي به عنوان بازي قراردادي براي كارگردانها نداشتم اما مثل درختي كه ريشههاي مختلفي دارد اين ريشهها را سعي كردهام، پيش آنها بياورم كه آنها خود هرس كنند و فكر ميكنم محصول كار نتيجه هدايت كارگردانها بود. وي درباره عدم كانديدا شدن فيلم در بخشهاي مختلف گفت: من هم تعجب كردم كه در رشتههاي بيشتري فيلم كانديد نشد. من دو سال پيش در تالار وحدت مثل الان كه در كنار حبيب رضايي نشستهام، وقتي نامم را براي فيلم «سنتوري» خواندند در همان لحظه تصميم گرفتم كه همه چيز را به جان بخرم و فكر سيمرغ را از سرم بيرون كنم. به همني دليل امسال و در سالهاي ديگر به اين فكر نيستم. «بهرام رادان» گفت: اما براي عوامل ديگر فيلم حيرتزدهام چرا كه بازيهاي خوبي دارند. در زمان فيلمبرداري هرپلاني كه بازي ميكرديم به شدت ميخنديديم و به دليل همين خندهها بود كه نعمتالله كات ميداد. آن لحظات خوب و خوش با اين همراه بود كه همه ميگفتند كه با اين پلان ديگر كانديدا هستي. صاحبنظراني هم كه فيلمنامه را خواندند، معتقد بودند كه يكي از بهترين فيلمنامههايي بوده كه تاكنون خواندهاند اما به هر حال داوري يك سليقه است و چاره و تواني جز احترام به آن سليقه هم نيست. «نعمتالله» درباره وجه كمدي اين فيلم گفت: «بيپولي» خاصيت طنز بارزي دارد اما فكر ميكنيم اين فيلم تركيبي از تلخي، غم و شادي است ولي لحظات طنز در فيلم زياد است. احوالات آدم متغير است و احوالات من نيز كمي تغيير كرد و به هر حال احساس كردم كه اين فيلمنامه را بنويسم. «پورناظري» در ادامه جلسه گفت: تخصص من موسيقي سنتي و كلاسيك است و در ساخت موسيقي اين فيلم تلاش كردهام كه فضاهايي را در نظر بگيرم كه كمتر در موسيقي فيلم شنيدهايم و شايد 90 درصد اگر كس ديگر موسيقي اين فيلم را ميساخت به فضاي ديگري ميرسيد و من فكر كردم كه موسيقي اين فيلم را به هنر نزديك كنم. «حميد نعمتالله» در پاسخ به سئوال يكي از حضار مبني بر اين كه اگر فيلم تهيهكننده دولتي داشت به فضاي كمدي كنوني ميرسيد يا نه گفت: من نميدانم رابطه بين تهيهكننده دولتي و چنين تاثيري چگونه ميتواند باشد. اين كارگردان سينما همچنين درباره عدم موفقيت در به تصوير كشيدن فقر گفت به تصوير كشيدن موضوع فقر با تمام پلشتيهايش موضوع ما نبود و ما نمي خواستيم از آن زاويه با موضوع برخورد كنيم به هر حال سعي ما اين بود كه مقداري نرمتر باشيم و اين جزء طعم عمومي فيلم است. وي افزود: ضمن اين كه موضوع «بيپولي» مناسب توضيح يك مقطع است و منحصر به يك محدوده زماني است و با آنچه ما از فقر و چهره معروفي كه از آن سراغ داريم متفاوت است. حال عمومي فيلم ايجاب نميكرد كه فكر را با پيچ و خمهاي سخت و روح و روان آدميزاد نشان دهيم. «هادي مقدمدوست» فيلمنامهنويس نيز در اين باره گفت: دو تصور از فقر وجود دارد اين كه جيبمان خالي است ولي خانه و زندگي داريم آبرو داريم و فقري كه منجر به وضعيت پلشتي ميشود. منظور ما آدمي بود كه دستي دستي خودش را در شرايط سخت قرار ميدهد، قرض نميگيرد چون فكر ميكند پول يعني آبرو و بيپولي يعني بيآبرويي. در انتهاي اين نشست علي علايي به مطالب يكي از روزنامهها اشاره كرد كه برگزاري نشست يكي از فيلمها توسط وي را مورد انتقاد قرار داده بود.
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
به خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي جشنواره فيلم فجر، در اين بخش ، 5
فيلم نامزد سيمرغ بهترين فيلم و 5 كارگردان نامزد دريافت سيمرغ بلورين
بهترين كارگردان هستند.
بر پايه اين گزارش، فيلمهاي «اخراجيها2» به تهيه كنندگي حبيبالله كاسهساز، مركز گسترش سينماي مستند و تجربي و كارگرداني مسعود دهنمكي ، «بيپولي» به تهيه كنندگي مصطفي شايسته و كارگرداني حميد نعمتالله، «ترديد» به تهيه كنندگي سيدسعيد سعدي و كارگرداني واروژ كريم مسيحي ، «دلخون» به تهيه كنندگي سيد حسين حق گو به كارگرداني محمدرضا رحماني و «كودك و فرشته» به تهيه كنندگي حسن كلامي ، با مشاركت سيما فيلم و كارگرداني مسعود نقاش زاده نامزد دريافت سيمرغ بلورين بهترين فيلم بخش نگاه نو هستند. نامزدهاي سيمرغ بلورين رشته بهترين كارگرداني بخش نگاه نو نيز عبارتند از : "حسن فتحي " براي فيلم پستچي سه بار در نميزند ، "واروژ كريم مسيحي " براي فيلم ترديد ، "شاليزه عارف پور " براي فيلم حيران ، "محمدرضا رحماني " براي فيلم دلخون ، "اميد بنكدار " و "كيوان علي محمدي " براي فيلم شبانه روز و "سامان استركي " براي فيلم "صندلي خالي ". محمدعلي باشهآهنگر، ناصر غلامرضايي، قاسم قليپور، سعيد مستغاثي و مهدي مسعودشاهي هيات داوران بخش نگاه نو – مسابقه فيلمهاي اول و دوم هستند.
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
به گزارش خبرگزاري فارس از مشهد، رضا عطاران عصر امروز در حاشيه جشنواره
فيلم فجر مشهد به خبرنگاران اظهار داشت: اميدوارم جشنواره فيلم فجر علاوه
بر تهران، مشهد، شيراز و بندرعباس در ديگر شهرستانها نيز برگزار شود تا
تعداد بيشتري از مردم بتوانند فيلمهاي جديد را تماشا كنند.
وي كه با فيلمهاي "تيغ زن "، " صندلي خالي " و " هفت و پنج دقيقه عصر " در جشنواره امسال حضور دارد افزود: من سه سال گذشته همزمان با برگزاري جشنواره مشهد و اكران فيلم "هوو " به شهر زادگاهم رفتم و از نزديك استقبال بالاي مردم مشهد را در جلوي سينماهاي جشنواره شاهد بودم. وي ادامه داد: آن زمان احساس كردم كه اين جشنواره در شهرستانها بودجه كمتري نسبت به تهران دارد و در مقياس كوچكتري نسبت به تهران برگزار ميشود، اما استقبال مردمي چشمگير است و مردم مشهد نيز همچون تهرانيها علاقمند به دنبال كردن مسايل هنري هستند. عطاران اظهار اميدواري كرد كه زمينه براي فيلمسازي و اكران فيلمهاي ارزشمند در شهرستانهايي چون مشهد فراهم شود. وي ادامه داد: من اگر قرار باشد بين بازي در يك فيلم با لوكيشن مشهدي يا تهراني يكي را انتخاب كنم، فيلم مشهدي را انتخاب ميكنم. وي گفت: در سريالهايم نيز سعي ميكنم هميشه چند تا شخصيت شهرستاني داشته باشم چون قرار نيست كه فقط تهراني ها مخاطب يك مجموعه تلويزيوني باشند و شهرستانيها هم بايد بتوانند خودشان را در يك آيينه يك كار تلويزيوني پيدا كنند. عطاران در عين حال حضور هنرمندان طنز در عرصه بازيگري را كم دانست و گفت: اميدوارم نسل تازهاي از بازيگران جوان وارد عرصه طنز شوند و من مجبور نباشم در 40 سالگي موهايم را سياه كنم و در نقش پسرهاي جوان بازي كنم.
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نامزدهاي بهترين كارگرداني
----------------------------- عبدالرضا كاهاني (بيست)، حسن فتحي (پستچي سه بار در نميزند)، واروژ كريم مسيحي (ترديد)، تهمينه ميلاني (سوپر استار)، بهرام بيضايي (وقتي همه خوابيم)، اصغر فرهادي (درباره الي ...) نامزدهاي بهترين فيلمنامه ---------------------------- حسين مهكام و عبدالرضا كاهاني (بيست)، واروژ كريم مسيحي (ترديد)، اصغر فرهادي (درباره الي...)، فريد مصطفوي و ابوالحسن داوودي (زادبوم)، تهمينه ميلاني (سوپر استار)، پرويز شهبازي (عيار 14) نامزد بهترين فيلم ------------------- بيست (به تهيهكنندگي پوران درخشنده)، پستچي سه بار در نميزند (به تهيهكنندگي جواد نوروزبيگي)، ترديد (به تهيهكنندگي سعيد سعدي)، درباره الي... (به تهيهكنندگي اصغر فرهادي)، زادبوم (به تهيهكنندگي ابوالحسن فرهادي)، وقتي همه خوابيم (به تهيهكنندگي بهرام بيضايي) نامزدهاي بهترين بازيگر نقش اول زن --------------------------------------- ليلا حاتمي (بيپولي)، ترانه عليدوستي (ترديد)، باران كوثري (حيران)، فريده فرامرزي (صندلي خالي)، مونا احمدي (كودك و فرشته) نامزدهاي بهترين بازيگر نقش اول مرد ---------------------------------------- پرويز پرستويي (بيست)، شهاب حسيني (درباره الي...)، مسعود رايگان (زادبوم)، شهاب حسيني (سوپر استار)، محمدرضا فروتن (عيار 14) نامزد بهترين بازيگر نقش مكمل زن ------------------------------------- مهتاب كرامتي (بيست)، ليلا زارع (پستچي سه بار در نميزند)، مريلا زارعي (درباره الي....)، پگاه آهنگراني (زادبوم)، طناز طباطبايي (صداها) نامزد بهترين بازيگر نقش مكمل مرد -------------------------------------- عليرضا خمسه (بيست)، حامد كميلي (ترديد)، صابر ابر (درباره الي...)، كامبيز ديرباز (عيار 14)، افشين هاشمي (كودك و فرشته) نامزدهاي سيمرغ زرين نگاه ملي ------------------------------------ به كبودي ياس، زادبوم، كودك و فرشته نامزد بهترين چهرهپردازي --------------------------- سعيد ملكان (پستچي سه بار در نميزند)، محمدرضا قومي (ترديد)، مهرداد ميركاني (درباره الي....)، سودابه خسروي (شبانه روز)، سعيد ملكان (وقتي همه خوابيم) نامزد بهترين جلوههاي ويژه ----------------------------- داوود رسوليان (به كبودي ياس)، عباس شوقي (پستچي سه بار در نميزند)، جواد شريفيراد (كودك و فرشته)، جواد شريفي راد (موش) نامزد بهترين طراح صحنه و لباس ----------------------------------- اصغر نژاد ايماني (پنالتي)، امير اثباتي (ترديد)، آتوسا قلمفرسايي (صداها)، سعيد آهنگراني (كودك و فرشته)، ايرج رامينفر، آتوسا قلمفرسايي (وقتي همه خوابيم) نامزد بهترين صداي فيلم -------------------------- حسين ابوالصدق (پستچي سه بار در نميزند)، پرويز آبنار (ترديد)، محمدرضا دلپاك (درباره الي...)، ماني هاشميان (شبانهروز)، پرويز آبنار (صداها) نامزد بهترين تدوين -------------------- حسن حسندوست (پستچي سه بار در نميزند)، واروژ كريم مسيحي (ترديد)، هايده صفي ياري (درباره الي....)، محمدرضا موييني (كودك و فرشته)، بهرام بيضايي، سپيده عبدالوهاب (وقتي همه خوابيم) نامزد بهترين موسيقي ------------------------ فردين خلعتبري (پستچي سه بار در نميزند)، عليرضا كهنديري (حيران)، كارن همايونفر (زادبوم)، ناصر چشمآذر (سوپر استار)، محمدرضا درويشي (وقتي همه خوابيم) نامزد بهترين فيلمبرداري -------------------------- ساعد نيكزاد (پنالتي)، بهرام بدخشاني (ترديد)، حسين جعفريان (درباره الي)، عليرضا زريندست (سوپر استار)، مرتضي پورصمدي (شبانهروز) حسن بلخاري، ابراهيم حاتمي كيا، داود رشيدي، محمد سرير، منوچهر شاهسواري، رسول صدرعاملي و مجيد مجيدي هيأت داوران بخش سوداي سيمرغ جشنواره فيلم فجر هستند.
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
لحظه به لحظه با جشنواره
فیلم فجر در وبلاگ سینمای ایران
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
صوفیا نصرالهی: تماشای اولین فیلم سامان استرکی، «صندلی
خالی» تجربه خوبی بود. با فیلمی طرف شدم که به نظرم فیلم بدی نبود و ایده
های ساختاری جالبی هم داشت اما فیلم را دوست نداشتم. چون علیرغم همه سعی و
تلاش کارگردان، «صندلی خالی » فاقد حس و حال و جو زندگی یا سینما( فرقی هم
با هم ندارند!) بود. در بهترین حالتش می شود از آن به عنوان فیلمی متفاوت
در فرم یاد کرد.
این تجربه گرایی فیلمساز در نیم ساعت ابتدایی فیلم خیلی خوب جواب پس می دهد. اگر به «صندلی خالی» و کارگردان جوانش امید بستم فقط به خاطر نیم ساعت اول آن است. یعنی اپیزودی که رضا عطاران و فریده فرامرزی در آن نقش آفرینی می کنند. کارگردان در بخش اول برای هر تجربه ساختاری اش یک دلیل منطقی هم دارد. در حقیقت پیوندی بین فرم گرایی او با واقعیت وجود دارد. به همین دلیل و البته به خاطر حضور گرم و دوست داشتنی رضا عطاران چیزی که ما در اپیزود اول فیلم می بینیم با بقیه ی فیلم متفاوت است و حسی از زندگی در آن وجود دارد که می شود دوستش داشت. این جا حتی وقتی در یک نما آدم ها را برعکس می بینیم توجیه منطقی برای آن وجود دارد مثلا دیرتر می فهمیم که عکسشان روی شیشه ی میز افتاده و یا به یک«آرت اکسپو» رفته اند. در این قسمت اگر صحنه های بی ربطی هم وجود دارد، می توانیم آن ها را اشاره ای به کابوس های زن بدانیم که جایی شوهرش هم به آن اشاره می کند. گاهی حتی کابوس ها هم به واقعیت می پیوندند. مثل صحنه ای که انگشترهای زن را از دستش در می آورند و درحالی که ما فکر می کنیم این جزو کابوس های زن بوده کات می شود به زن که در بیمارستان است و معلوم می شود واقعا انگشترش را در آورده اند تا به اتاق عمل برود. از دقیقه 30 به بعد است که همه چیز از دست می رود. کارگردان به خودش اجازه می دهد تا به خاطر تجربه های جدید در ساختار فیلمش، همه منطق ها را به هم بریزد. از همین جا ریتم فیلمش هم به هم می ریزد. بین اپیزود اول و بقیه فیلم هیچ ارتباط مضمونی و ساختاری وجود ندارد. مگر این که بخواهیم بحث تقدیر و سرنوشت در مورد مرگ و زندگی آدم ها را که در همه سکانس ها از زبان شخصیت های اصلی می شنویم به عنوان نقطه مشترک این داستانک ها در نظر بگیریم که تازه در این صورت هم چیز زیادی عایدمان نمی شود. بگذارید خلاصه کنم. مشکل فیلم استرکی اینجاست که ما متوجه بازیگوشی های بعضا جالب فیلمساز در مورد ساختار و فرم فیلمش می شویم اما آخر فرم خالی به چه درد ما می خورد؟ساختاری که با آن نتوان داستان یا ایده پس ذهن کارگردان را فهمید قطعا ساختار مشکل داری است و یا حداقل نشان می دهد که این ساختار با موضوع متناسب نیست. تازه صندلی خالی در فاصله بین قصه رضا عطاران و بقیه قصه ها، تغییر فرم کوچکی هم می دهد و کاملا وارد یک فضای ذهنی می شود که ریشه در هیچ واقعیت و رابطه علت و معلولی ندارد. در اپیزود آخر فربیرز عرب نیا یک جمله می گوید:«در یک دنیای فانتزی همه چیز قابل تغییر است.» به نظرم این جمله مانیفست کارگردان «صندلی خالی» هم بوده. استرکی دنیای فیلمش را فانتزی فرض کرده و بر مبنای همین پیش فرض به خود حق داده که سر داستان و شخصیت ها و ساختار فیلمش هر بلایی می خواهد بیاورد.( و البته سر ما!) پایان بندی «صندلی خالی» هم بدترین ضربه را به فیلم زده است. این که یک دفعه فیلمساز تصمیم گرفته برای جمع و جور کردن این فیلم در فیلمی که ساخته دست به دامن انیمیشن شود تا بتواند سر و ته ماجرا را جمع کند. که البته اگر این کار را نمی کرد این قضیه می توانست تا ابد ادامه پیدا کند ولی به هر حال وارد شدن آن بچه ابتدای فیلم در قامت یک شخصیت کارتونی و بقیه ماجراها توی ذوق می زند. و با وجود این حرف ها به نظرم می شود به کارگردانی که نیم ساعت اول فیلم اولش را نسبتا گرم از آب در آورده و تجربه های جدیدی هم کرده امید داشت به شرط این که این بار قبل از تجربه کردن فرم و بازی با ساختار، سراغ فیلمنامه و داستان هم برود
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اصغر فرهادي
از اولين نمايش عمومي فيلم «درباره الي» كه همزمان در ايران و برلين اتفاق
افتاد، اظهار خرسندي كرد و گفت: براي من و گروهم اتفاق خوشايندي بود كه
فيلم همزمان در يك روز در دو نقطه مختلف دنيا به نمايش درآمد و
بازخوردهايي از آدمهاي مختلف با فرهنگهاي مختلف را شاهد بوديم. اين
كارگردان سينماي ايران كه اين روزها در برلين به سر ميبرد، گفت:
بازخوردها بين برلين و ايران متفاوت نيست و شبيه هم هست و اين نكته برايم
خيلي ارزشمند است، چون تاثيري كه فيلم در ايران و برلين برتماشاگر گذاشته
است، تأثير مشابهي بوده است. فرهادي با اشاره به نمايشهاي روز گذشته، از
سه نمايش ديگر «درباره الي» در برلين خبر داد.
او دربارهي نشست خبري در برلين هم توضيح داد: پيش از جلسه متوجه شدم، حاشيههاي پيرامون فيلم به اينجا هم رسيده و يكي دو روزنامه در اروپا اين مسئله را بزرگ كردند. با توجه به اين روند من در ابتداي جلسه احساس كردم، اين نشست بيشتر به مسايل حاشيهاي سپري خواهد شد، اما خوشبختانه با توضيحاتي كه اول جلسه دادم و اعلام كردم كه اين موضوع حاشيهاي كه در برخي روزنامههاي اروپايي بزرگ شده اينگونه نيست، جلسه به اين موضوع حاشيهاي كشيده نشد. او در عين حال گفت: تأثيري كه فيلم برروي تماشاگران گذاشته بود و آنها را درگير كرد، باعث شد از فرصت كوتاه كنفرانس استفاده شد و كمتر به مسايل حاشيهاي پرداخته شود. فرهادي همچنين توضيح داد: به هرحال من اعلام كردم مشكل به آن بزرگي نيست كه در مطبوعات نوشته شده، اما گويا از صحبتهايي كه در ايران از اين كنفرانس منتشر شده اين مفهوم استنباط ميشود كه مطبوعات داخلي اين موضوع حاشيهاي را بزرگ كردهاند، درحالي كه اين صحبت من بيشتر در رابطه با يكي دو روزنامه خارجي بود. او درباره واكنش تماشاگرانش در برلين هم مطرح كرد: مهم ترين نكتهاي كه ميگفتند اين است كه اين قصه در هر كجاي دنيا ميتواند رخ بدهد و فقط مختص جغرافياي خاصي نيست. فرهادي همچنين به ايسنا گفت: ما خيلي خوشحال ميشديم كه در جشنواره فيلم فجر حضور داشتيم و بازخورد تماشاگران ايراني را هم ميديديم. ولي اين امكان فراهم نشد، اما براي ما جاي خوشحالي دارد كه نمايش فيلم در ايران و برلين تقريبا همزمان بود و اشتياق اين نمايشها كه بازخوردهاي را از فرهنگهاي مختلف درباره فيلم بگيرم، اين موضوع را برايمان جذابتر ميكرد. او در پايان گفت: من سعي كردم در اين مدت به حاشيهها دامن نزم و فيلم را فداي حاشيهها نكنم. فرهادي براي نمايش «درباره الي» اين روزها به همراه گلشيفته فراهاني، رعنا آزاديفر، مريلا زارعي و پيمان معادي از بازيگران فيلم در برلين حضور دارد.
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
امیر قادری: بهترین فیلم جشنواره بیست و هفتم؟ شوخی
میکنید؟ فقط همین؟ ساعت دو نیمه شب است و درباره الی الان تمام شده و
باید دربارهاش خیلی بیشتر از اینها فکر کنیم و خیلی بیشتر از اینها
بنویسیم. فعلا فقط این را داشته باشید که درباره الی، به کارگردانی اصغر
فرهادی را باید در مقیاس بهترینهای تاریخ سینمای ایران و بهترینهای سال
2008 میلادی (و نه فقط در حوزه سینمای ایران) سنجید. بزرگ فیلمی است
حیرتانگیز. تعریفی که ما از سینمای مدرن و متفاوت داریم. همان فیلمی که
میشود آن ابهام بزرگ عزیز را دروناش کشف کرد، اما نمیتوان به کف آورد.
و این فرصتی است برای ما تا تلقیمان را از سینمای مدرن رو کنیم. در
جشنوارهای که اغلب فیلمها میخواهند تمام کوتاهیها و کمبودهایشان را
با توسل به عباراتی مثل همین مدرن و متفاوت بپوشانند. آن حجم مبهم غیر
قابل توصیف، درون فیلمی وجود دارد که خیلی ساده شروع میشود و خیلی ساده
پیش میرود و از این هم سادهتر تمام میشود. اما همواره، آن وجود مبهم
چون ابری در فضای بالای سر ما در سالن سینما پرواز میکند، گاهی فکر
میکنیم میبینیماش، اما فرود نمیآید، و فرار میکند.
درباره این فیلم نمیشود زود دربارهاش قضاوت کرد. نه به این دلیل که ارزشاش مشخص نیست (که در این باره شک نداشته باشید)، به این خاطر که تحلیل اثر کار سادهای نیست. و تحلیل این فیلم مثل هر اثر مدرن دیگری، به قول دیوید بوردول گستراندن ابهام آن است تا معنا کردناش. (نصفه شبی درست یادم است؟ مجید اسلامی ده سال پیش در نقدی بر سینمای آنتونیونی، چنین چیزی را نقل کرده بود.) ندیدهام کارگردانی که به اندازه اصغر فرهادی، پیشرفتاش محسوس باشد. فیلم به فیلم و رو به جلو. حتی فاصله فیلم خوب چهارشنبه سوری هم با این یکی فراوان است. بعد از مورد تقریبا مایوس کننده دایره زنگی (که البته فرهادی فقط فیلمنامهاش را نوشته بود) حالا این بازگشتی فوقالعاده برای فیلمسازی است که این قدرها هم دیگر ازش انتظار نداشتیم. از الان میتوانیم قلممان را صابون بزنیم برای نوشتن نقدی لذیذ با مقایسهای میان ماجرای آنتونیونی و درباره الی اصغر فرهادی، یا از آن هم جذابتر: درباره الی به مثابه یک فیلم نوآر. (حواستان بود؟ هم کارآگاه داشت، هم جنایت، هم گروه آدمهای مشکوک و مظنون.) و خدا خودش کمک کند که فیلم را با تحلیلهای دست پایین اخلاقی دست کم نگیریم و کوچکاش نکنیم. البته درباره الی اثری اخلاقی است، اما شبکه پیچیدگیهای اخلاقی آن، بعید میدانم به پاسخ درست و روشنی برسد و این تازه لایه نخست فیلمنامه بسیار ساده و در عین حال بسیار پیچیده آن است. بعد تازه میرسیم به اجرای درجه یک فرهادی با آن تسلط محشری که بر میزانسنهایش دارد و به نظرم درباره الی، میتواند از این زاویه، یکی از بهترین نمونههای تدریس باشد. چطور فرهادی رد حرکت بازیگران در هر نما را طراحی میکند، تداوم نماها چطور رعایت میشود و سیر نماهای فیلم چگونه مسیر نگاه تماشاگر را تغییر میدهد؛ بی آن که تماشاگر متوجه کلکهای متوالی فیلمساز در پناه این ظاهر به شدت ساده شود. درباره الی به خصوص به این درد میخورد که متوجه باشیم هنوز میشود فیلمهای باورپذیری ساخت، بی آن که ذرهای از واقعنمایی ظاهر کار کاسته شود. از این بهتر نمیشود. فرهادی و بازیگراناش و فیلماش نشان افتخار ما در جشنواره برلین هستند. مسافر عزیز ما هستند. داریم پزشان را میدهیم. فقط کاش اصغر فرهادی میتوانست ذهناش را کاملتر از آن چیزی که الان هست، بکند. فرهادی همان جور که توانایی نمایش طبقه متوسط گناهکار امروز ایران را دارد، همان جور که میتواند این قدر خوب نگاه کند و چنین ظریف، رگههای گناه و تباهی پنهان را در زندگی روزمره ما بجورد، در عین حال باید بتواند مردان و زنان دوست داشتنی دیگری را هم خلق کند. این همان کاری است که سالهای سال داریوش مهرجویی انجام داده است. همه این تباهیها را دیده است و باز اعتقادش را به ذات مقدس انسان از دست نداده است.
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
فردا تکلیف برندگان مشخص
می شود 22 بهمن تالار وزارت کشور
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
![]()
با ما باشید
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نشست فيلم «دلخون» با حضور محمدرضا رحماني كارگردان، عليرضا محمودي
(فيلمنامهنويس) و سيد حسن حقگو (تهيهكننده) در سينماي مطبوعات برگزار
شد.
در ابتداي اين نشست جواد مزدآبادي درباره حضور ديگر عوامل فيلم در اين نشست گفت: عوامل فيلم فكر ميكردند اين نشست ساعت 10 شب برگزار ميشود و فكر ميكنم كه برخي از آنها در راه آمدن به اينجا هستند. وي درباره فيلم خود گفت: من براي ساخت دومين فيلمم به دنبال موضوع و داستاني جديد و ناب بودم كه بعد از پيدا كردن آن در حوزه هنري تصويب و كار شد. رحماني درباره سكانس اعزام فيلمش گفت: من اصولاً براي صحنههاي حساس فيلمم چندين ورسيون مختلف دارم كه در مورد اين سكانس نيز چند ايده داشتم در ابتدا فكر كردم كه همه چيز را بعد از اعزام شروع كنم ولي ديدم ممكن است فيلم را ضعيف كند و بعد فكر كردم همه چيز قبل از طناب دار اتفاق بيفتد. وي در ادامه افزود: فيلمبرداري اين سكانس در يك روز سرد پاييزي و موقعي كه همه عوامل ميلرزيدند انجام شد و خوشحالم شرايط به اندازهاي مهيا بود كه اين سكانس به خوبي دربيايد. سيدحسين حقگو تهيهكننده اين پروژه سينمايي گفت: من با كارهاي آقاي رحماني در انجمن دفاع مقدس آشنا بودم و فيلمهاي كوتاه او را دوست داشتم وقتي طرحشان را به من دادند از جانمايه آن خوشم آمد و پيشنهاد كردم كه طرح به مرحله تحقيق برود كه تحقيقات آن مدتها طول كشيد. وي افزود: اين تحقيقات در قوه قضائيه انجام شد كه علاوه بر تحقيق كتبي به صورت ويدئويي نيز تصويربرداري ميشد. حقگو با اشاره به كار قبلي رحماني با عنوان ستايش گفت: به من پيشنهاد شد كه فيلم ستايش را ببينيم و بعد همكاري با اين فيلم را شروع كنم و من چون اعتقاد داشتم اين كار شتابزده ساخته شده تمايل نداشتم كه آن را ببينم . فيلمنامه نوشته شد و در مدرسه فيلمنامهنويسي بازنويسي شد و در دستور كار قرار داده شد. اين تهيهكننده سينما با اشاره به مضمون فيلمنامه دلخون گفت: اين معضل در كشورهاي ديگر هم وجود دارد و ما سعي كرديم كه آن مضمون را جا بيندازيم چون در ايران نو بود و فقدان قانون مناسب باعث ترديد برانگيز شدن آن ميشد و هيچ كار چالشي انجام نشده بود و اين فيلم تلنگري براي اين گونه بحثها بود. رحماني درباره شيوه تحقيقاتي خود گفت: چيزهايي كه در فيلمنامه آمده بود پس از تحقيقات ما شكل جديدي گرفت و تغييراتي در فيلمنامه رخ داد. مثلاً فضاي زندان آن طور كه ما فكر ميكرديم تلخ و سرد نبود و آنها دنيايي براي خودشان داشتند كه اين تاثير زيادي روي فيلمنامه داشتند. وي با بيان اين مطلب كه قرار بود فيلمنامه كمدي باشد گفت: طرح اوليهاي كه من يك سال و نيم پيش نوشتم طرحي كمدي بود كه وقتي وارد تحقيقات آن شدم فكر كردم موضوع جدياي كه مسائل شرعي، قانوني و پزشكي دارد و خود به خود من را به سمت فيلمي درام سوق داد. عليرضا محمودي فيلمنامهنويس اين پروژه گفت: يك سال طول كشيد كه اين فيلمنامه نوشته شود و مسئله آدمهاي فرعي داستان و اينكه در راستاي فيلمنامه قرار بگيرند مطرح بود . مسئله عمده تضاد دو قطب خوب داستان بود كه ما سعي كرديم آن را پوشش دهيم و اين احساس را به وجود نياوريم كه يك شخصيت خوب را محاكمه ميكنيم. رحماني در انتهاي سخنانش درباره نسبت آدمها و موقعيتها گفت: انيشتن فرضيه نسبيتي دارد كه همه چيز را تعميم ميدهد و به نظرم آدمها آنقدر پيچيدهاند كه يك آدم جنايتكار نيز در بطن وجودياش ميتواند يك انسان خوب باشد.
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نشست مطبوعاتي فيلم «طاووسهاي بيپر» با حضور جواد مزدآبادي (كارگردان)،
هنگامه قاضياني و فريبرز عربنيا (بازيگران)، فريد نعمت الله (
فيلمنامهنويس)، هومن بهمنش (مدير فيلمبرداري)، مرتضي شفيق (آهنگساز) در
سينماي مطبوعات برگزار شد.
در ابتداي اين نشست جواد مزدآبادي با اشاره به پيشينه كاري خود گفت: من پيش از اين فيلم سينمايي چند فيلم كوتاه كار كردم كه موضوع سه فيلم كوتاه من راجع به اشخاصي بود كه با شغلهاي خاصي ارتزاق ميكردند. فيلم كوتاه «يك قفس آزادي» در مورد مردي بود كه با مار گنجشك ميگرفت در فيلم ديگرم نيز دختر 8 سالهاي در پارك ارم روي ديوار مرگ ميرفت. در فيلم «دست سياه، نان سفيد» نيز قصه مردي را روايت كردم كه مگس و سوسك ميگرفت و ميفروخت. وي در ادامه افزود: ايده اوليه فيلم را از مستند يك قفس آزادي گرفتهام و فكر كردم ميتواند فيلمنامه ايدهآل من باشد كه با همكاري سعيد نعمتالله فيلمنامه نوشته شد. هنگامه قاضياني ضمن ابراز خرسندي از همكاري در اين پروژه گفت: در ابتداي خواندن اين فيلمنامه هم فكر كردم كه با بازي در اين نقش از طاهره فيلم «به همين سادگي فاصله» ميگيريم و فكر ميكردم كه بين اين دو شخصيت فرق بسيار است و سكوتهايي كه در اين دو فيلم وجود دارد مربوط به شخصيتهاي صبوري است كه به صبر و تسليم آگاهانه تن ميدهند. وي افزود: اين سكوت ارتباطي به جغرافياي خاص آنها نداشت و هر كجاي دنيا شخصيتهايي مثل طاووس و طاهره به اين صبر و تسليم در دل سكوت ميرسند. مرتضي شفيع آهنگساز اين فيلم نيز گفت: زيبايي فيلم و سادگي آن در كنار سليقه جواد مزدآبادي و ياري خداوند باعث شد كه موسيقي اين فيلم را بسازم. ضمن اينكه اگر موسيقي اين كار خوب از آب درآمده است ياري خداوند است كه باعث شده بر روي بازي دو بازيگر تواناي فيلم كار كنم. فريبرز عربنيا بازيگر و بازيگردان اين فيلم سينمايي در ادامه گفت: من خيلي دوست ندارم درباره بازيگرداني صحبت كنم و زماني هم كه با بازيگران فيلم قرارداد بسته شده بود من به اين فيلم پيوستم و طبق توافقي كه با كارگردان فيلم شد سعي كرديم از بازيگراني استفاده كنيم كه ضمن استعدادهايي كه دارند موفق به بازي در نقشهاي خوندار نشدند. وي افزود: تمام بازيگران فيلم فارغ از بحث هاي تكنيكال نقشهايش را دوست داشتند و همه بازيها از يك سرزمين و اقليم بود و برخوردار از يك انسجام دروني. جواد مزدآبادي درباره به تصوير كشيدن زندگي مردم حاشيه شهر گفت: من در شهر ري به دنيا آمدهام و با اين فضا آشنا هستم ضمن اينكه تحقيقات مفصلي نيز در مورد حاشيه شهر شد. من از زمان بسيار دور با اين نوع آدمها و برخي نگاههاي متعصبانه و باورهاي غلط آدمهاي حاشيهنشين آشنا هستم و موقع نگارش فيلمنامه به آن توجه داشتهام. عربنيا گفت: خواه ناخواه شخصيتهاي معترض و كساني كه از زندگي خودشان راضي نيستند مختصات مشتركي دارند و روح شخصيتي سلطان با اردشير مشترك بود و بايد به اين نكته نيز توجه داشت كه بخشي از قوارههاي نقش به نحوه فيلمنامه و كارگرداني برميگردد در حال حال من اين نگاه را دوست دارم و فكر ميكنم بسيار انساني برآمده است. هومن بهمنش مدير فيلمبرداري طاووسهاي بيپر گفت: من به اين دليل همكاري در اين فيلم را انتخاب كردم كه دوست داشتم فيلم حاشيهاي شهري را تجربه كنم چون جدا از فضاهاي خارجي از لحاظ بصري و نورپردازي كاري متفاوت در زمره تجربههاي من بود. وي افزود: در حاشيه شهر منابع نوري كمي وجود دارد و من تلاش كردم تجربهاي در نورپردازي در چنين فضاهايي داشته باشم. بهمنش از نحوه پخش فيلم در سينماي مطبوعات انتقاد كرد و گفت: اين فيلم با طريقه HD اكران و تصويربرداري شده و بعد تبديل به 35 شده و من فكر ميكنم نمايش بسيار بدي داشت و شما 40 درصد از رنگ واقعي فيلم را شاهد بوديد. دوباره آرزو مي كنم اين نسخه فيلم را بدزدند تا شما در نسخه DVD تصويربرداري اصلي كار را ببينيد. هنگامه قاضياني در پاسخ به اين سوال كه چرا نقشهاي شخصيتهاي آرام و غمگين را ايفا ميكند گفت: من خودم آرزوي بازي در نقشهاي شاد و اكتيو را دارم و از آنجا كه هيچ وقت در مورد چيزي قطعيت صادر نميكنم و زندگي به من آموخته كه اولين درس براي بازيگري فيلم اين است كه همه احساسات را با هم داشته باشيم تا انسان متعادلي باشيم، در كارنامه خودم به دنبال نقشهاي متفاوتي هستم. سعيد نعمتالله نيز گفت: موقع نگارش اين فيلمنامه فكر ميكردم كه چقدر خوب است كه هنگام قاضياني و نيكو خردمند در آن بازي كنند و وقتي جواد مزدآبادي گفت كه فريبرز عربنيا در اين كار خواهد بود فكر كردم كه چقدر بازيگران خوبي دور هم جمع شدهاند. هومن بهمنش با اشاره به همكاري خوبي كه با جواد مزدآبادي داشته است گفت: وقتي كه همكاري در اين فيلم به من پيشنهاد شد توصيههاي مكرري داشتم كه با جواد مزدآبادي كار نكنم اما وقتي اين همكاري صورت گرفت فارغ از اينكه خود فيلم چقدر فيلم خوب يا بدي شده است احساس ميكنم هيچ تجربهاي براي من مثل اين فيلم نبود. وي افزود: جواد مزدآبادي شخصيتي با شرافت است كه در همكاري با او هيچ دلخوري به وجود نيامد و من او را به خاطر بزرگواري و منشي كه دارد ستايش مي كنم. شهريار كلهر طراح صحنه و لباس اين فيلم گفت: خوشحالم كه طراحي اين فيلم به حدي خوب بوده كه سوالي در اين زمينه نشده و اين بهترين پاسخي بود كه من ميتوانم بگيرم. وي افزود: اولين سلام را طراحي صحنه و لباس در فيلم به تماشاچي ميكند و به قول خانم خزاعي طراحي صحنه خوب آن است كه قلمش در صحنه ديده نشود. كلهر ادامه داد: تمام چيزهايي كه در فيلم ديده ميشود ساخته شده مثل درخت، سنگ، تپه و به لحاظ طراحي لباس تا حدودي دست ما بسته بود اما خوشحالم كه طبيعي درآمده است. در انتهاي اين نشست هنگامه قاضياني گفت: در تمام طول سالهايي كه فعاليت كردم اين فيلم كاري بود كه خاطرات سخت و شديد آن از ذهنم پاك نميشود بايد از تك تك آدمهاي اين پروژه تشكر كنم. ضمن اينكه بايد بگويم حضور عربنيا به من شخصيت ويژهاي داد و اميدوارم اين بازيگر عزيز و شريف هميشه سربلند باشد و كارهاي خوبي خلق كند.
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
به گزارش خبرگزاري فارس، نتايج آرا حكايت از آن ميكند كه اين گروه از
منتقدان انگليسي، فيلم كشتيگير ساخته دارن آرونوفسكي را بيشتر از بقيه
فيلمهاي به نمايش درآمده در سال 2008 دوست دارند. اين در حالي است كه
آنها با اهداي بخش مهمي از جوايز خود به «ميليونر زاغهنشين»، شانس
اسكاري اين فيلم را افزايش دادهاند.
جوايز بيست و نهمين دوره مراسم اتحاديه منتقدان فيلم لندن به شرح زير است. بهترين فيلم: كشتيگير (دارن آرونوفسكي) جايزه فيلمسال ريچارد آتن بورو: ميليونر زاغه نشين (دني بويل) كارگردان: ديويد فينچر (مورد عجيب بنجامين باتن) كارگردان انگليسي سال: دني بويل (ميليونر زاغهنشين) بازيگر مرد: ميكي رورك (كشتي گير) بازيگر زن: كيت وينسلت ( براي دو فيلم «كتاب خوان» و «راه رولوشنري») بازيگر مرد انگليسي سال: مايكل فاسيندر (اعتصاب غذا) بازيگر زن انگليسي سال: كريستين اسكات تامس (از خيلي وقت پيش دوستت داشتم) بازيگر انگليسي مرد نقش مكمل: ادي مارسان (الكي خوش) بازيگر زن انگليسي نقش مكمل : تيلدا سونيتن (مورد عجيب بنجامين باتن) فيلمنامه: سايمن بيونوي (ميليونر زاغه نشين) فيلمساز نوجوي انگليسي سال: استيومك كوئين (اعتصاب غذا) فيلم خارجي زبان سال: والس با بشير (آري فولمان) اتحاديه منتقدان فيلم لندن بيش از 100 عضو دارد كه براي روزنامهها و مجلات مختلف كل انگلستان مطلب، مقاله و نقد مينويسند. آنها مهمترين گروه منتقدان سينمايي در اين كشور اروپايي هستند. هنرمندان سينماي انگليس براي انتخابهاي سالانه آنها احترام ويژهاي قائل هستند. در مراسم اهداي جوايز اين اتحاديه ، يك جايزه ويژه هم به بازيگر كهنهكار انگليسي جودي دنچ داده شد.
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
به گزارش خبرگزاري فارس، مراسم افتتاحيه اين دوره از جشنواره فيلم برلين شب گذشته به طور رسمي در كاخ اين جشنواره برگزار شد.
علاوه بر سينماگران بسياري از شخصيتهاي سياسي آلمان نيز در اين مراسم حضور داشتند. به گزارش خبرگزاري فرانسه، تام تيكور، كارگردان فيلم سياسي - جنايي «بينالملل» هنگام عبور از فرش قرمز اين جشنواره گفت كه جشنواره فيلم برلين جشنواره محبوب وي است. فيلم «بينالملل» خريد و فروش تسليحات نظامي و نقش بانكهاي بزرگ در اين زمينه را به تصوير كشيده است. آسوشيتدپرس گزارش داده كه بيش از 2 هزار ميهمان براي مراسم افتتاحيه حضور داشتند. تيلدا سوينتن، كيت وينسلت، آرمين مولر و دهها بازيگر و كارگردان ديگر از روي فرش قرمز اين جشنواره رد شدند. به گزارش خبرگزاري آلمان، تيلدا سوينتون، رئيس هيئت داوران جشنواره فيلم برلين روز گذشته در نشستي خبري حضور فيلمهاي مختلف از ايران تا پرو را نشانه حضور فرهنگهاي مختلف در اين جشنواره دانست. در طول ده روز برگزاري جشنواره فيلم برلين 386 فيلم نمايش داده ميشود. امسال 26 فيلم در بخش مسابقه با يكديگر رقابت ميكنند كه 15 فيلم از آنها تاكنون نمايش داده نشدهاند. فيلم ايراني «درباره الي» به كارگرداني اصغر فرهادي نيز در بين فيلمهاي بخش مسابقه است. ترانه عليدوستي،شهاب حسيني، مريلا زارعي، پيمان معادي و ماني حقيقي در اين فيلم بازي كردهاند. اين فيلم در بخش مسابقه داخلي بيست و هفتمين جشنواره فيلم فجر نيز حضور دارد. مهمترين بخش جشنواره فيلم برلين بخش مسابقه آن است كه با جشنوارههاي فيلم كن و ونيز بر سر نمايش فيلمهاي جذاب و ستارگان محبوب رقابت ميكند. امسال فيلمهايي از كشورهاي ايتاليا، ايران، بريتانيا، پرو، دانمارك، روماني، فرانسه، آرژانتين، آلمان، آمريكا، اروگوئه، اسپانيا، لهستان، مجارستان و يونان در بخش مسابقه اين جشنواره حضور دارند. فيلم «شري» به كارگرداني استفن فريرز، كارگردان انگليسي از جمله فيلمهاي است كه در بخش مسابقه نمايش داده ميشود. «خشم» ساخته سالي پاتر، «رودخانه لندن» به كارگرداني رشيد بوغريب، «همه ديگران» ساخته مارن آده و «توفان» به كارگرداني هانس كريستين اشميد از جمله فيلمهاي ديگر اين جشنواره هستند. پايگاه اينترنتي دويچه وله نيز گزارش داده كه امسال فيلم «نامههايي به رئيس جمهور» به كارگرداني پتر لوم، مستندساز چك نيز نمايش داده ميشود. اين فيلم محصول سال 2008 است كه هدف از ساخت آن تقويت گفتوگوي فرهنگي بين ايران و غرب اعلام شده است.
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
به گزارش خبرگزاري فارس، اين اثر نمايشي كه پيش از اين در بيستوهفتمين
جشنواره بينالمللي تئاتر فجر روي صحنه رفته است و با شروع اجراي نمايش،
«آمادئوس» تا تاريخ 23 اسفند ساعت 30/19 درتالار اصلي روي صحنه ميرود.
اين نمايش داستان زندگي «آمادئوس موتسارت» آهنگساز معروف اتريشي قرن 18
از زبان شخصيتي بهنام سالي بري است.
شفر در اين اثر زندگي موتسارت را به نمايش ميگذارد؛ داستان موسيقيدان نابغهاي كه از همان دوران كودكي شهرتش سراسر اروپا را فراگرفت. بر اساس اعلام روابط عمومي مجموعه تئاترشهر، محمد اسكندري، مهوش افشارپناه، ارژنگ اميرفضلي، محمد شيري، مجيد جعفري، فرناز رهنما، سام كبودوند، محمد نادري، محمود لاچيني، افشين رهنما، دايوش برزگر، سارا زرينكفش، رسول صفري، فرزين نوبراني، هديه كيشيپور، علي ولينيا، غزاله محمدي، مريم ذبيحي، حامد الهامي، مهرناز حقجو، مونا ارسطو و بنفشه موسوي بازيگران اين اثر نمايشي هستند. ضمن اينكه مريم غيورزاده بهعنوان مدير اجرا و طراح لباس، بابك كچهچيان بهعنوان طراح صحنه و ارشام مودبيان، هانيه بساتيني بهعنوان دستياران كارگردان در گروه نمايش محامدي هستند. همچنين قرار بود نشست خبري از نمايش نيز روز گذشته برگزار شود كه اين كار صورت نگرفت و جلسه لغو شد.
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
فيلم سينمايي «حريم» به كارگرداني رضا خطيبي در ژانر فيلمهاي پليسي و
ترسناك ميگنجد. اين فيلم كه محمد احمدي آن را تهيه كرده است با بازي حميد
فرخنژاد در نقش يك پليس آگاهي در جنگلهاي شمال ايران فيلمبرداري شده
است.
بنابراين گزارش حميد فرخنژاد در كنار برخي از بازيگران نقشهاي فرعي ايفاي نقش كرده است و با عنوان يك پليس آگاهي به جستجوي قاتل، قتلهاي مشكوك پس از مرگ همسرش به شمال ايران ميرود. اين فيلم برخلاف ديگر فيلمهاي ترسناك و پليسي غالبا در روز ميگذرد و در فضاهايي چون جنگل و دهكدههاي متروك فيلمبرداري شده است. به گزارش فارس، «رضا خطيبي» پس از تجربهاي كه در «در شهر خبري هست، نيست» داشت، اين بار در ژانر سينماي وحشت فيلمي را كارگرداني كرده كه در سكانس پاياني قرار است تماشاگر را غافلگير كند. به گفته محمد احمدي، تهيه كننده اين فيلم، موضوع «حريم» به گونهاي بوده است كه تمام تلاش سازندگان آن معطوف بر ايجاد دلهره و ترس در تماشاگر شده است. بازي فرخنژاد در اين فيلم برخلاف ديگر كارهايش به شدت كم ديالوگ و بدون واكنشهاي بيروني و ميتوان گفت كه اين فيلم همچون فيلمهاي متفاوتي كه در جشنواره ديديم، وابسته به تصوير است. از ديگر نكاتي كه ميتوان در مورد اين فيلم برشمرد اين است كه «حريم»، درباره موضوعي است كه كمتر در سينماي ايران درباره آن فيلم ساخته شده است. در اين فيلم «حميد فرخنژاد» در نقش يك جن بازي ميكند كه تماشاگر تا آخرين لحظات نيز متوجه آن نميشود! اين فيلم جزو 4 فيلمي است كه براي سينماهاي مردمي جشنواره درجهبندي شده و زير13 سالهها نميتوانند آن را ببينند.
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي جشنواره فيلم فجر ، در اين
بخش از جشنواره 5 فيلم در رشته بهترين اثر ويديويي بلند و 5 كارگردان
نامزد دريافت سيمرغ بلورين هستند.
در بخش بهترين اثر ويديويي بلند، "آب و آيينه " به تهيهكنندگي كيومرث پوراحمد و كارگرداني پوريا آذربايجاني ، «زينب» به تهيهكنندگي «عليرضا توانا» و شبكه يك سيما و كارگرداني «عليرضا توانا»، «ميكائيل» به تهيهكنندگي «كرامت پورشهسواري» و كارگرداني «جمشيد بهمني»، «قاتل پنجم» به تهيهكنندگي منوچهر زبردست و كارگرداني «بهروز خلجي» و «بازي مهره سفيد» به تهيه كنندگي «عليرضا ابوالقاسمينژاد» و سيمافيلم و كارگرداني «حسن لفافيان» نامزد دريافت سيمرغ بلورين هستند. در بخش كارگرداني نيز نامزدهاي دريافت سيمرغ بلورين عبارتند از: «جمشيد بهمني» كارگردان «ميكائيل»، «عليرضا توانا» كارگردان «زينب»، «پوريا آذربايجاني» كارگردان «آب و آيينه»، «مهدي صباغزاده» كارگردان «مانگرو» و «شهرام مكري» كارگردان «اشكان، انگشتر متبرك و چند داستان ديگر». عبدالله باكيده ، بهمن حبشي ، سيروس حسن پور ، غلامرضا رمضاني و سهيلا نجم هيات داوران بخش ويديو سينماي جشنواره فيلم فجر هستند. بيست و هفتمين جشنواره بين المللي فيلم فجر از 11 بهمن ماه در تهران آغاز و تا 22 بهمن ماه جاري ادامه دارد.
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ست فيلم «آن سوي رودخانه» در بخش «نگاه نو»ي جشنواره، ديشب پس از نمايش
اين فيلم با حضور عوامل آن در سينماي رسانههاي جمعي با اجراي «علي تابش»
برگزار شد.
در اين نشست «عباس احمديمطلق» كارگردان «آن سوي رودخانه» در مورد انگيزهاي كه براي ساخت اين فيلم داشت، گفت: «منوچهر محمدي» تهيهكننده اين كار ايدهاي داشت كه با من در ميان گذاشت و من از آن خوشم آمد و خودم را از اين كار پيدا كردم. فكر اصلي در بزرگداشت فيلمبرداران جنگ و معرفي دوربين به عنوان ناظري براي تمام واقعيتها بود و قصد داشتم در فيلم نوعي لامكاني را نيز نشان بدهم. به همين خاطر انتخاب لوكيشن هم به شكلي انجام گرفت كه تنها خاك و زمين را داشته باشيم. وي در پاسخ به سئوالي در مورد تجربه گرايي خود گفت: با وجود اين كه كار قبلي من يك فيلم كمدي بود اما چندان هم به تجربهگرايي اعتقاد ندارم. فقط ميخواستم كار از نوع ديگري را نيز امتحان كرده باشم. «مسعود سلامي» فيلمبردار اين فيلم در مورد ويژگيهاي فيلمبرداري اين كار افزود: اين كار به علت دوربين روي دست بودن خاص بود و من سه لوكيشن شهرك دفاع مقدس، كوير لوت و زايندهرود را داشتم كه سعي كردم با استفاده از نور و رنگ اين سه لوكيشن را به هم نزديك كنم. از ابتداي فيلم، رنگ آن حالت تكرنگ داشت و كم كم رنگ وارد كار ميشد ولي متاسفانه به علت بد بودن اتالوناژ اين بخش كار چندان خوب در نيامده و لوكيشنها چندان به هم نزديك نشدهاند. البته من از گروه خودم كه همكاري زيادي با من داشت بسيار تشكر ميكنم. «نازنين مفخم» تدوينگر اين فيلم نيز گفت: در اين كار دو بخت اساسي داشتم يكي بازيگران خوب و ديگري صداي خوب فيلم كه بدون اين دو عامل فيلم به هيچ وجه به شكل نهايي در نميآمد. البته نوع فيلمبرداري دوربين روي دست كار را سخت ميكرد اما اين دو عامل استثنايي باعث شد كه بتوانم ريتم فيلم را خوب در آورم گرچه اين فيلم، يك فيلم بازاري نيست و مخاطبان خاص خودش را دارد. «رحيمه شجاعي» صداگذار فيلم اولين تجربه خود در سينما را مثبت ارزيابي كرد و همكاري با «نازنين مفخم» را بسيار ارزنده دانست و «رضا مولايي» بازيگر «آن سوي رودخانه» نيز در ادامه گفت: اين فيلم كار سختي بود و با همدلي بسياري آغاز شد. وي گفت: من از تئاتر ميآيم و در آنجا كلام بسيار مهم است اما وقتي اين فيلمنامه را ديدم بازي در سكوتهاي آن برايم بسيار جذاب بود. ضمن اين كه آقاي «احمدي مطلق» نيز كارگردان بسيار همراهي است و در طول كار، از نظرات او استفادههاي بسياري بردهام. «احمد ساعتچيان» بازيگر نقش اول فيلم نيز در اين جلسه، در مورد اين كار گفت: همه ما در شرايط سختي اين فيلم را ساختيم و من از نتيجه اين كار راضيام. وقتي فيلمنامه را خواندم براي خودم شخصيتپردازي خودم را انجام دادم اما حضور در لوكيشن اصلي بود كه شخصيت را براي من كم كم شكل داد. كلوتهاي شهداد و كوير دست نخورده اطراف آن فضايي ماورايي ايجاد ميكرد و آن فضا به بازي من بسيار كمك ميكرد. احمدي نيز كارگرداني است كه هر لحظه براي حرف و گفتوگو حاضر است و اين بسيار مهم است. «حازم شاهي» از ديگر بازيگران اين فيلم در مورد بازي خود در اين فيلم گفت: اين كار اولم بود و از آقاي احمديمطلق ممنونم كه مرا تحمل كرده است. عوامل به من بسيار كمك كردند و هر بار، به خاطر من چند ساعتي بيشتر معطل ميشدند. وي ادامه داد: من دانشجوي سينما و اهل لبنان هستم كه نقش يك عراقي را بازي كردم و تمرينات زيادي كردم تا بتوانم با لهجه درست به جاي آن عراقي صحبت كنم. نكته جالب اين كه «منوچهر محمدي» تهيهكننده اين فيلم با وجود اين كه در سالن حاضر بود اما براي نشست به روي صحنه نيامد.
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
4 روز مانده به پایان جشنواره
فیلم فجر
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
![]()
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
![]()
با ما باشید
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نویسنده
فیلمنامه فیلم سینمایی "صداها" تازهترین ساخته فرزاد موتمن را اثری توصیف
کرد که نکات موجود در آن با چند بار دیدن مشخص میشود.
سعید عقیقی درباره سومین همکاری خود با موتمن و نگارش فیلمنامه "صداها" به خبرنگار مهر گفت: فروردین سال گذشته طرحی را برای موتمن تعریف کردم درباره صدابرداری که در آپارتمانی زندگی میکند و به وسیله یک گوشی به صداهای طبقات بالا گوش میدهد. او متوجه قتلی میشود که در طبقه بالا اتفاق میافتد. این طرح مورد توجه موتمن قرار گرفت. وی با اشاره به فاصله شش ساله بین "شبهای روشن" و "صداها" افزود: ما شش سال بعد از "شبهای روشن" امکان همکاری به دست نیاوردیم و تصمیم گرفتم فیلمنامه طوری نوشته شود که از نظر تهیهکننده نیز تولید آن ساده باشد و لوکیشن واحد یک آپارتمان برای روایت داستان انتخاب شد. روایت معکوس چند قصه کنار هم در این فضا چارچوب اولیه من در زمان نگارش کار بود. عقیقی ادامه داد: برای اینکه ترتیب قصهها رعایت شود به جای طرح جدولی داشتم که هر سکانس را در آن توضیح میدادم و به همین دلیل ترتیب سکانسها را میدانستم. اما در مورد تماشاگر معتقدم این فیم کاری نیست که فقط در یکبار دیدن بتوان متوجه نکات موجود در آن شد. نویسنده فیلمنامه "صداها" گفت: مطمئناً کمتر کسی دریافته که شیرین با همان پسری که دوستش درباره او با وی حرف زده آشنایی داشته و در سکانس خانه شیرین میبینیم که پسر با خودرو قرمز خود او را رسانده است. نکاتی از این دست وجود دارد که تماشاگر بعد از چند بار دیدن نکات آن را درخواهد یافت. عقیقی در پایان با اشاره به بازی رویا نونهالی در "صداها" گفت: بازی نونهالی را خیلی دوست دارم. او یکی از گویاترین چشمها را به عنوان بازیگر دارد که با حرکتی کوچک در صورت میتواند احساسات را به خوبی به تماشاگر منتقل کند. بر همین اساس زمان نگارش فیلمنامه شخصیت رویا را بر اساس بازی نونهالی نوشتم.
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
فیلم
سینمایی "چهره به چهره" تلاشی است برای احیای فیلمهای پلیسی / معمایی با
رگههای اجتماعی که شیوه پرداخت و پیروی از الگوی آشنای آنها کمتر جایی
برای غافلگیری مخاطب باقی میگذارد.
به
گزارش خبرنگار مهر، علی ژکان در پنجمین فیلم کارنامه خود بازگشتی دارد به
فیلمهای پلیسی معمایی در کارنامه خود که در عین حال دغدغههای اجتماعی
فیلمساز را نیز برجسته میکند.
این فیلمساز پس از ساخت آثاری چون "مادیان" و "دخترک کنار مرداب"، فیلم "سایه به سایه" را ساخت که در گونه آثار پلیسی معمایی تجربهای نسبتاً موفق بود و حضور چهرههای بازیگری چون مرحوم خسرو شکیبایی و نیکی کریمی در آن خودنمایی میکرد. ژکان پس از ساخت "عیسی میآید" که فیلمی خاص و نامتعارف درباره فرار یک اسیر و بازگشت او به دامان خانوادهاش بود، در "چهره به چهره" بازگشتی دارد به این گونه تجربه کرده که البته این بار دغدغههای اجتماعی و مولفههای پررنگ رئالیسم آن را بهروز جلوه میدهد. "چهره به چهره" از الگوی آشنای فیلمهای پلیسی پیروی میکند که یک مأمور پلیس (اداره آگاهی) در آستانه بازنشستگی آخرین پرونده کاری خود را تحویل میگیرد و انگیزههای او برای به سرانجام رساندن کار به بهترین نحو ممکن، با پیچ و خمهای یک پرونده پیچیده گره میخورد. این بار هم سرهنگ آریا (جمشید هاشمپور) در چنین موقعیتی با پرونده ناپدید شدن مردی به نام مهندس مهران شاهرخی دست و پنجه نرم میکند که تحقیقات اولیه به چهرهای متناقض از وی میانجامد. چهرهای که با کشف جسد سوخته مهندس و پیدا شدن همسر دومش، به دوگانگی شخصیت و به نوعی زندگی دوگانه او با دو چهره مختلف میپردازد. فیلم با حرکت بر مسیر از پیش تعیین شده چنین پروندههایی تلاش میکند با رویکرد اجتماعی به جامعه اطراف و آسیبشناسی علت دو چهرهگی مهران، به فضا و نوع روابط و مناسبات ایرانی نزدیک شود. هر چند این وجه را میتوان از نقاط قوت بالقوه کار دانست اما شیوه پرداخت اتفاقها و ماجراها کمتر میتواند همه پتانسیل موجود را بالفعل کند. پرداخت ماجراها در مواردی به گونهای دراماتیک است که از رئالیسم فاصله گرفته و به نمایش پهلو میزند و در مواردی هم منطق روایی را زیر سوال میبرد. مانند سکانسی بازی با لهجه سرهنگ و دستیارش در آرایشگاه که هر چند میتواند ترفندی خاص محسوب شود اما این پرداخت کارکردی در روند داستانی ندارد. از دیگر مولفههایی که فیلمساز تلاش کرده آن را ایرانی کند و از نمونههای خارجی فاصله بگیرد، رابطه بین سرهنگ آریا و دستیارش پارسا (کاوه کاویان) است. رابطهای که به ویژه با حضور مادر پارسا که آرزوی ازدواج پسرش را دارد و تأکید سرهنگ به تشکیل خانواده تأمین میشود و البته به کیفیتی نیست که بتواند در کنار خط اصلی داستان تأثیرگذار باشد. فیلم "چهره به چهره" تلاشی است برای احیاء گونه فیلمهای پلیسی - معمایی با رگههای اجتماعی که شیوه پرداخت آن و پیروی از الگوی آشنای این آثار کمتر جایی برای غافلگیری مخاطب باقی میگذارد. "چهره به چهره" پنجمین فیلم علی ژکان داستان قتل مهندس مهران شاهرخی است که پلیس در جستجوی رد قاتل او با سرنخهایی تازه روبرو میشود. جمشید هاشمپور، علی عمرانی، زهرا سعیدی، کاوه کاویان، محسن حسینی، شیوا خنیاگر و فرانک حیدریان در فیلم بازی کردهاند. ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ سحر عصرآزاد
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
رسیدن
سامان استرکی به ساختار "صندلی خالی" جدا از تعلق خاطر شخصی وی ناشی از
شرایط موجود سینمای ایران و نوعی جستجو کردن شیوهای تازه برای حرف زدن
است.
به
گزارش خبرنگار مهر، جدا از اینکه درباره "صندلی خالی" چه نظری داریم و آن
را میپسندیم یا نه، احتمالاً یک نظر مشترک در میان تمام تماشاگران فیلم
وجود خواهد داشت و آن ستودن کارگردان و تهیهکننده برای به خرج دادن جسارت
و سرمایهگذاری روی چنین اثری است که قطعا جز خود کارگردان هیچکس دیگر حتی
با خواندن فیلمنامه هم نمیتوانست حدس بزند نتیجه آن چه از آب درخواهد
آمد.
کافی است نگاهی به موقعیتهای داستانی فیلم و ترکیب بازیگران آن و تنوع لوکیشنهای آن و تفاوتهای ساختاری بخشهای مختلف فیلم بیندازیم تا متوجه شویم چگونه کارگردان از هر نظر جمع اضداد را گرد آورده است تا اثری خلق کند که تمام سکانسهایش تا ثانیه آخرغیر قابل پیشبینیاند. رضا عطاران، پانتهآ بهرام و فریبرز عربنیا به عنوان بازیگران اصلی فیلم در ظاهر ترکیبی نامتجانس به نظر میرسند، اما فیلمساز با استفاده از ویژگیهای شخصی هر کدام ـ که در مورد عطاران بیش از بقیه صدق میکند ـ موقعیتی کاملاً تازه برایشان ایجاد کرده است. شوخیها و اداهای معمول عطاران در فیلم وجود دارند و اتفاقاً کم هم نیستند، اما این عطاران ابداً آن رضا عطارانی که پیشتر میشناختیم و توقع آن را داشتیم، نیست. بهرام هم با این فیلم بار دیگر بر توانایی و انعطافپذیری بازیاش صحه گذاشت. بخش مهم تغییر فضای فیلم و پذیرفتن سریع آن توسط تماشاگر به بازی منعطف او و نرم شدن شخصیتش در یکی دو سکانس برمیگردد، بدون اینکه مخاطب را با پرش آزاردهنده مواجه کند. از تلخی چهره و بازی عربنیا و نوع قدرتی که همیشه القاگر آن است در جایی بهره برده که بیشترین بازیهای داستان در آن بخش به چشم میخورد و قرار است مرتب تماشاگر غافلگیر شود و جای خالق داستان و مخلوق آن تغییر کند. این تنها ایجاد موقعیتهای گروتسک در فیلم نیست که چون در سینمای ما سابقه قابل توجه و پیگیری ندارد تماشاگر را متعجب میکند، بلکه منطق بیمارگونه اما درونی و قابل درک فیلم است که مانند نخی نامرئی تمامی فضاهای کاملا متضاد را به هم مربوط میکند و با بهرهگیری از یک پاساژ (پناه بردن بهرام به کتاب جادو) به سادگی و بدون کمترین وحشتی فضای فیلم را تغییر دهد و شما در عرض چشم به هم زدنی این فضای جدید را میپذیرید و شاید هم میپسندید. برای مثال حرف زدن سگ با وجود اینکه در لحظه اول شما را به خنده وامیدارد و با وجود اینکه اولین نمونه از نوع خود در داستان دوم است، حیرانتان نمیکند و همچنان قادرید منطق فیلم را دریابید و در نتیجه همچنان داستان را تعقیب میکنید. قابل توجه است که با وجود افت و خیزهای پی در پی و اتفاقهای گاه سرگیجهآور حتی یک نفر هم میان نمایش فیلم سالن را ترک نکرد. قطعا اگر فیلم از آن منطق پیوستگی درونی تهی بود حوصله تماشاگر تاب دیدن آن را تا انتها نمیآورد. بیشک رسیدن به چنین ساختاری جدا از تعلق خاطر شخصی فیلمساز ناشی از شرایط موجود سینمای ایران است و به شکلی جستجو کردن شیوه تازهای است برای حرف زدن. بازیهای فرمی موجب حل شدن، پنهان شدن و هضم شدن مضمون در اجزای فیلم به صورتی میشوند که تماشاگر قادر نیست آن جملههای مشخص و تعیینکننده یا آن اتفاقات تاثیرگذار که سرنوشت یک فیلم در اکران شدن یا کنار گذاشته شدن را تعیین میکند به تمامی و بشنود و ببیند و مدام با رفت و برگشتها و بود و نبودها و اتفاقات متفاوت و متناقضی روبروست که در نهایت هم آنچه میخواهد به مخاطبش منتقل میکند و هم نجاتدهنده مضمون فیلم و تمامیت اثر فیلمساز است. در کل فیلم تنها صحنههایی که به نظر آزاردهنده و اضافه و نچسب میآمد صحنههای بازجویی عربنیا و شریفینیا (به خصوص در پایان فیلم) است. این صحنهها تحمیلی و مستقیمگویی است و احساس میشود فیلمساز قصد داشته به نحوی در حول و حوش انتهای داستانش برای مضمون فیلم نقطهای بگذارد، کاری که در تمام مدت از آن فرار کرده بود. گرچه سکانس انتهایی "صندلی خالی" همان نقطهگذاری بیجا را هم زیر سئوال میبرد و دوباره به همان سیر پیشین بازمیگردد، اما گویی در این سکانس فیلمساز اندکی پا را فراتر از ظرفیت کار گذاشته و آن پیوند درونی را دچار اخلال کرده است. ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ نیوشا صدر
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
|||||||||||||||||
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||
|
|
|
||||
|
در نظر سنجی ما شرکت کنید
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||