تبليغاتX
سینمای ایران
جدیدترین اخبار درباره سینمای ایران/ گزارش اکران/ آمار فروش/فیلتر شکن
۴۰ روز مانده به جشنواره فجر اخبار جشنواره به طور انحصاری از ما بخواهید
+ نوشته شده در  ساعت   توسط پویا نبی  | 

<مركز گسترش سينماي مستند و تجربي> ضمن حمايت و مشاركت در تهيه و توليد 21 فيلم سينمايي اول و دوم با مضامين مختلف اقدام به ارائه 12 عنوان از اين فيلم‌ها، به جشنواره فيلم فجر امسال خواهدكرد.

به گزارش روابط عمومي مركز گسترش سينماي مستند و تجربي معاونت امور سينمايي و سمعي و بصري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، اعلام كرد: فيلم‌هاي سينمايي اول و دوم اين <مركز> با مضامين دفاع مقدس، هويت ديني، فرهنگي، تاريخي، مسائل اجتماعي، طنز و ...،كه در مراحل مختلف توليد بوده و به <جشنواره فجر> خواهندرسيد، به شرح زير است:

حس پنهان ساخته مصطفي رزاق‌كريمي (آماده نمايش)،‌ ستايش به كارگرداني محمدرضا رحماني (تدوين)، همخانه اثر مهرداد فريد (ساخت موسيقي)،‌ در ميان ابرها  ساخته روح‌ا.. حجازي (ساخت موسيقي)،‌آتشكار به كارگرداني محسن اميريوسفي (صداگذاري)،‌ تنها دوبار زندگي مي‌كنيم اثر بهنام بهزادي (صداگذاري)، دل شكسته ساخته علي روئين‌تن (تدوين)، چراغي در مه به كارگرداني پناه‌برخدا رضايي (تدوين)،‌ تونل  اثر علي رسول‌زاده (تدوين)، مانا  ساخته عليرضا رزازي‌فر (صداگذاري)، صندلي خالي  به كارگرداني سامان استركي (فيلمبرداري) و شب حورا  اثر شهاب ملت‌خواه (فيلمبرداري).

همچنين فيلم‌هاي سينمايي: پوسته (مصطفي آل‌احمد)، يادزدودگي ابدي (مهدي نادري)، اين روزهاي ابري (ابراهيم مختاري)، قلب سيمرغ (وحيد نصيريان)، رستم و سهراب (كيانوش و كوروش دالوند)، حيران (شاليزه عارف‌پور)، برخورد خيلي نزديك (اسماعيل ميهن‌دوست)، انتهاي تاريكي (ناصر شاملو) و عشق‌نامه چارلي (عليرضا سعادت‌نيا) كه با مشاركت اين <مركز> به مرحله توليد درخواهندآمد نيز در فاز <پيش توليد> قراردارند و به جشنواره بيست و ششم فجر نخواهندرسيد.

سال گذشته و در جشنواره بيست و پنجم فجر، <مركز گسترش سينماي مستند و تجربي> معاونت امور سينمايي و سمعي و بصري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، با 5 فيلم سينمايي اول: اخراجي‌ها (مسعود ده‌نمكي)، ‌مصائب دوشيزه (مسعود اطيابي)، آدم (عبدالرضا كاهاني)، پاپيتال (اردشير شليله) و گناه من (مهرشاد كارخاني)، در بخش مسابقه سينماي ايران، مسابقه فيلم‌هاي اول و ميهمان، حضور داشت

 

 

تهيه‌كننده فيلم سينمايي <دايره زنگي> نخستين تجربه كارگرداني پريسا بخت‌آور را از جمله فيلم‌هايي دانست كه مخاطب بعد از ديدن آن از سينما با رضايت خارج مي‌شود.

سيدجمال ساداتيان درباره اين فيلم به مهر گفت: <هايده صفي‌ياري مدتي پيش تدوين فيلم را به پايان رساند و هم اكنون حسين ابوالصدق صداگذاري آن را از نيمه گذرانده است. براي ساخت موسيقي فيلم نيز با چند آهنگساز صحبت كرده‌ايم، اما هنوز قراردادي بسته نشده است.>

وي درباره استقبال مخاطبان از فيلم <دايره زنگي> در جشنواره فيلم فجر افزود: <اين فيلم به واسطه قصه، بازي بازيگران و كارگرداني فيلمي مفرح است و مورد توجه مخاطبين قرار خواهد گرفت. فكر مي‌كنم <دايره زنگي> از جمله آثاري باشد كه مخاطب بعد از ديدن آن با رضايت از سينما بيرون مي‌آيد.>

 

 

 

رضا كيانيان معتقد است: آموزش بازيگري در دانشكده‌هاي ما در سطح زير صفر است و در سطح الفباي بازيگري باقي مانده است.

اين بازيگر تئاتر و سينما كه با موضوع <بازيگري مدرن> در خانه سينما سخن مي‌گفت، ادامه داد: سال‌هاست چندين نسل از استادان قديمي سرگرم تدريس در دانشكده‌ها هستند و همين باعث شده آموزش بازيگري ما تنها در حد <بدن و بيان> باقي بماند، در حاليكه اين تنها الفباي بازيگري است و اين چنين است كه مدام در جا مي‌زنيم.

او همچنين با اظهار تاسف از كمبود منابع اطلاعاتي مكتوب درباره بازيگري متذكر شد: اين كمبود موجب شده اطلاعات ما از يافته‌هاي ديگر كشورها بسيار اندك باشد و متاسفانه همين منابع‌اند كه در كشور ما با بي‌اقبالي رو به رو مي‌شوند. به گونه‌اي كه علي‌رغم خيل عظيم علاقمندان بازيگري تعداد افرادي كه علاقمند به علم بازيگري هستند، بسيار كم شمار است و همين موضوع باعث شده است، موضوعات ساده به مسائلي پيچيده تبديل شود.

كيانيان اضافه كرد: ‌اطلاعات ما درباره آموزه‌هاي استاداني همچون استانيسلاوسكي و برشت بسيار سطحي است و تنها مربوط به آموزه‌هاي نخستين آنها مي‌شود. در حالي كه آموزه‌هاي رشد يافته و بلوغ يافته آن‌ها را فرا نگرفته‌ايم.

كيانيان سپس سخنان خود را با موضوع <بازيگري مدرن و پست مدرن> ادامه داد و گفت:‌آموزه‌هاي تئاتر به دليل قدمت آن و پشت سرگذاشتن سبك‌هاي گوناگون از سينما بسيار جلوتر است و هر آنچه در سينما اتفاق مي‌افتد، سال‌ها پيش در تئاتر تجربه شده است و در همين راستا است كه <بازيگري مدرن> هم ابتدا در تئاتر رخ داد و پس از آن وارد سينما شد.

بازيگر فيلم <خاك آشنا>، استانيسلاوسكي را مبدع جنبش ناتورئاليسم در تئاتر دانست و گفت: با حضور استانيسلاوسكي مدرنيزم وارد تئاتر مي‌شود و در اين دوره است كه شكل سنتي تئاتر كه به فساد كشيده شده بر هم زده مي‌شود و استانيلاوسكي عليه آن قيام مي‌كند.

او با تشريح اتفاقات بازيگري از ابتدا تا دوره مدرن خاطرنشان كرد: به مرور زمان بازيگران از هيأت ابرخدايان بيرون آمدند و قدري زميني‌تر شدند و بعد از وقوع مدرنيته در زمينه‌هاي گوناگون و همچنين با رشد علم روان‌شناس فردي و ظهور نمايشنامه‌نويساني مانند چخوف، بازيگري مدرن توسط استانيلاوسكي پايه‌گذاري شد.

او درباره شيوه آموزشي استانيلاوسكي توضيح داد: آموزش‌هاي او بر اين پايه است كه چگونه بازيگر به زواياي پنهان كاراكتر دست پيدا كند و به همين دليل دانستن روانكاوي، روانشناسي و .... در كار بازيگران بسيار تاثيرگذار مي‌شود واين چنين است كه بازيگر هر چه بيشتر درون‌گرا مي‌شود ارتباط خود را با دنياي اطرافش قطع مي‌كند. به تدريج ديوار ميان بازيگر و تماشاگر برداشته مي‌شود. گويي بازيگر براي خود بازي مي‌كند و نه براي تماشاگر و اين همان پاشنه آشيل شيوه استانيلاوسكي است.

به گزارش ايسنا، بازيگر نمايش‌هايي چون <حرفه‌اي‌ها> و <‌بازي استريندبرگ> يادآور شد: تئاتر هنري است، <نفس به نفس> و اگر <هم‌نفس> شدن ميان بازيگر و تماشاگر اتفاق نيفتد، تئاتر متولد نمي‌شود. بر همين ايده بود كه شاگرد استانيلاوسكي، <مه‌ يرهولد> آموزه‌هاي استاد خود را تصحيح كرد و به او نشان داد كه بازيگري مدرن قرارداد ازلي و ابدي ميان تماشاگر و بازيگر را از ميان مي‌برد و در برابر غرايز انسان قرار مي‌گيرد. استانيلاوسكي هم كه نظريات خود را محكوم به شكست مي‌بيند، در برابر <مه‌ير هولد> مقاومت نمي‌كند، بلكه به او كمك مي‌كند تا نظرياتش را به سرانجام برساند. اما متاسفانه در ايران تنها بخش نخست‌ آموزه‌هاي استانيلاوسكي مطرح شده و بخش دوم حتي در دانشكده‌هاي ما تدريس نمي‌شود.

او سپس درباره‌ ورود مدرنيته به سينما توضيح داد: بازيگري مدرن در سينما با <اكتورز استوديو> آغاز شد و اين چنين بود كه سينما از وجود تيپ‌هاي تكراري رها شد و موج نو بازيگري با ظهور بازيگراني همچون <مارلون براندو>، <جيمز دين> و ... شكل گرفت و <شخصيت> جايگزين <تيپ> شد، اما همان پارادوكسي كه در تئاتر رخ داد در سينما هم اتفاق افتاد تا اين كه در دوره ژان لوك گدار و با مباحث فاصله‌گذاري، بازيگري سينما وارد دوره پست‌مدرن شد در حالي كه اين اتفاق سال‌ها پيش در تئاتر همزمان با خود استانيلاوسكي كه سردمدار بازيگري مدرن بود، اتفاق افتاده بود.

كيانيان، برتولت برشت را بزرگترين تئوريسين بازيگري پست مدرن در تئاتر دانست و اضافه كرد: در ايران برداشتي بسيار سطحي از تئوري فاصله‌گذاري برشت داريم، در حالي كه تئوري او بسيار عميق است. چرا كه با تئوري برشت بود كه <‌عقل> ‌وارد دنياي نمايش شد و در همين راستا است كه فاصله‌گذاري در آموزه‌هاي برشت به معناي آگاهي بازيگر از نقش است و اين كه بازيگر مي‌داند كه براي تماشاگر بازي مي‌كند.

نويسنده كتاب‌هايي همچون <شعبده بازيگري> و <بازيگري در قاب> سپس به تشريح قراردادهاي بازيگري پرداخت و گفت: بازي به معناي كودكانه آن، روايت به معناي تعريف قصه و <‌حيرت>، سه قرارداد بازيگري هستند به اين معنا كه بازيگر همانند كودك اين توانايي را دارد كه هر چيزي را براي خود و تماشاگر <بازي> تلقي كند و با همين به بازي گرفتن باعث سرخوشي خود و تماشاگر شود. بنابراين بازيگراني كه چنين قدرتي ندارند، تماشاگر را خسته مي‌كنند.

او در توضيح ديگر قراردادهاي بازيگري گفت: روايت همچون بازي جادويي دارد كه بازيگر بايد توانايي به كار بردن آن را داشته باشد، ضمن اين كه بايد بتواند تماشاگر را حيرت زده كند.

به باور او در شيوه برشت بازيگر مي‌داند دارد براي تماشاگر روايت مي‌كند و او را به لذت، بازيگوشي و حيرت دعوت مي‌كند و اين فاصله‌گذاري يعني اين كه بازيگر در نقش خود غرق نشده است. البته اين فاصله گذاري، تنها به بازيگري منحصر نمي‌شود بلكه در تمام وجوه نمايش وجود دارد.

 

 

 

مسعود اطيابي دومين فيلم بلند سينمايي خود با نام <ماريا> را بهمن‌ماه امسال كليد مي‌زند.

اطيابي درباره پروژه جديد خود به مهر گفت: <فريدون فرهودي به تازگي نگارش فيلمنامه <ماريا> را به پايان رسانده و هفته آينده براي گرفتن پروانه ساخت آن اقدام خواهم كرد. ممكن است تهيه‌كننده اين فيلم خودم باشد كه البته در اين ارتباط هم اكنون مشغول مذاكره هستم.>

وي درباره داستان فيلم <ماريا> گفت: <فيلم داستان زني مسيحي به نام ماريا است كه قرار است در شبي خاص با حضرت مسيح ملاقات كند و با وي از درد دل‌هايش بگويد. اما با فردي مسلمان رو به رو مي‌شود كه او را در اين مسير همراهي مي‌كند. با توجه به مضمون فيلمنامه بهترين فصل براي آغاز توليد آن زمستان است. به همين دليل سعي مي‌كنم بهمن اين كار را كليد بزنيم.>

نخستين فيلم بلند سينمايي اطيابي <مصائب دوشيزه> بود كه سال گذشته در بخش مسابقه جشنواره فيلم فجر به نمايش درآمد و قرار است 23 بهمن‌ماه در گروه سينمايي فرهنگ روي پرده برود. فيلم درباره زندگي دختري مسيحي است كه با پدرش بر سر هويت خود درگيري دارد. بهنوش طباطبايي، پوريا پورسرخ، مهدي پاكدل، بهزاد فراهاني و جمشيد شامحمدي بازيگران فيلم هستند.

 

 

فيلم سينمايي <آن مرد آمد> به كارگرداني حميد بهمني آخرين مراحل فني را براي حضور در جشنواره فيلم فجر سپري مي‌كند.

بهمني درباره روند توليد اين پروژه سينمايي به مهر گفت: <فيلم آخرين مراحل صداگذاري را زير نظر حسين مهدوي پشت سر گذاشته و زمان زيادي تا پايان كار نمانده است. اكنون نزديك به 80 درصد از پروژه آماده شده و به زودي <آن مرد آمد> با انجام آخرين مراحل فني آماده نمايش خواهد شد.>كارگردان <آن مرد آمد> ادامه داد: <حميدرضا صدري مشغول ساخت موسيقي متن فيلم است كه اميدواريم تا چند هفته ديگر ساخت ملودي و ضبط موسيقي نيز به پايان برسد. تمام تلاش عوامل فيلم حضور آن در جشنواره بوده و خوشبختانه تاكنون كارها طبق برنامه پيش رفته و زمان كافي تا آن زمان داريم.>

 

 

فيلم سينمايي <آتش سبز> به كارگرداني محمدرضا اصلاني با پشت سر گذاشتن آخرين مراحل فني در جشنواره فيلم فجر به نمايش درمي‌آيد.

به گزارش مهر، چهارمين فيلم اصلاني هم اكنون آخرين مراحل صداگذاري را توسط ايرج شهزادي در استوديو ميكس پشت سر مي‌گذارد و اين مرحله تا يك هفته ديگر به پايان خواهد رسيد. <آتش سبز> به عنوان يكي از آثار فاخر سينماي ايران به همت بنياد سينمايي فارابي توليد شده و نخستين نمايش آن در جشنواره فيلم فجر خواهد بود.

اين در حالي است كه موسيقي متن اين فيلم را محمدرضا درويشي بر اساس قطعه <بي‌نشان> ساخته و موسيقي فيلم ضبط شده است.

 

 

سال آينده مهرداد فريد و بايرام فضلي تازه‌ترين فيلم‌هاي سينمايي خود را با عنوان‌هاي <از ما بهتران> و <با سرعت تاختن> مي‌سازند.

مهرداد فريد در گفت‌و‌گو با سينمايي فارس اظهار داشت: قصد دارم به عنوان تهيه‌كننده فيلم دوم بايرام فضلي با نام موقت <با سرعت تاختن> را توليد كنم. فيلمنامه توسط بايرام فضلي در مرحله نگارش است و هنوز مشغول آماده سازي فيلمنامه هستيم.

وي درباره مضمون <با سرعت تاختن> گفت:اين فيلمنامه اجتماعي-حادثه‌اي است و فيلمنامه‌اي حادثه‌اي-جاده‌اي محسوب مي‌شود.  فريد، زمان ساخت اين فيلم سينمايي را سال آينده دانست و افزود: اوايل سال آينده <با سرعت تاختن> به مرحله توليد مي‌رسد

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پویا نبی  | 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پویا نبی  | 

نقدي بر فيلم توفيق اجباري‌

زندگي به سبك گلزار


‌ياسمين خليلي‌فرد


<توفيق اجباري> دومين فيلم محمدحسين لطيفي است كه در امسال  روي پرده رفته و  فيلمي در ژانر كمدي است، درحالي كه <روز سوم> اثري جنگي است . با نگاهي به توفيق اجباري  به اين نتيجه دست خواهيم يافت كه فيلم آ‌نچنان قابل قبولي از آب درنيامده است. <توفيق اجباري>  داستان زندگي محمدرضا گلزار بازيگر پرطرفدار سينماي ايران را به تصوير مي‌كشد. مسلماً همين خلاصه يك خطي مي‌تواند انتظار تماشاگرن را براي تماشاي فيلمي  جذاب برانگيزد. در حالي كه <توفيق اجباري> هيچ فراز و فرودي ندارد، اتفاقاتي كه در فيلم رخ مي‌دهد بسيار ساده‌انگارانه هستند و بازي بازيگران نيز معمولي‌تر از حد انتظار است.

آدم‌هاي قصه شخصيت‌هاي تكامل نايافته‌اي هستند، مثلاً عطا (رضا عطاران) كاراكتري مزاحم، بذله‌گو و منفعت‌طلب است و داستان را پيش نمي‌برد و فقط موقعيت‌هاي نسبتاً بامزه‌اي را ايجاد مي‌كند. گرچه اين اولين بازي نيست كه شاهد اين سبك بازي‌ها از عطاران هستيم و او نمونه مشابه اين بازي را در فيلم‌ها و سريال‌هاي ديگري چون <ترش و شيرين> نيز ارائه كرده بود. حضور سيمين (نيوشا ضيغمي) بسيار منفعل است. فيلمساز تمام تلاش خود را كرده است، تا سيمين را از <بد بودن> مصون دارد و همين تلاش آنقدر افراطي شده است كه سيمين را انساني خنثي نشان مي‌دهد كه نهايت عملي كه از او سر مي‌زند كشيدن آن نقشه كذايي پايان فيلم است. اين سرگشتگي و ناقص بودن شخصيت‌پردازي حتي در مورد كاراكترهاي ديگر فيلم مثل سيمين (باران كوثري) و بي‌تا (بهاره رهنما) نيز رخ داده است. رهنما تلاش فراواني كرده تا بار فانتزي را بيفزايد، اما اين سبك بازي كمكي به جبران نقص شخصيت‌پردازي نكرده است و حتي تا حدي هم توي ذوق مخاطب مي‌‌زند! كاراكتر سيمين نيز مسلماً جاي پرداخت بيشتري داشت، اما سيمين شخصيت متكي به نفسي نيست و مدام رنگ مي‌بازد و گرچه هدف كارگردان نمايش آن است كه سيمين و گلزار همديگر را دوست دارند، اما اين علاقه، علاقه‌اي نيست كه بتوان عمق نفوذش در وجود دو كاراكتر اصلي را به طرز ملموسي مشاهده كرد.

<توفيق اجباري> نيز قرار است مانند <دختر ايروني> برپايه بخشي از اتفاقات غير منتظره شكل گيرد، اما اتفاقات تعبيه شده براي <دختر ايروني> بسيار جذاب‌تر، منطقي‌تر و فكر شده‌تر از <توفيق ...> بودند.

مثلاً اينكه ليدا (ليدا عباسي) بطور اتفاقي گلزار و سيم‌سيم (ضيغمي) را نزديك سفارت مي‌بيند و مي‌تواند از گلزار با موبايلش عكس بگيرد يا صحنه‌اي كه سيم‌سيم و گلزار مشغول تمرين ديالوگ‌هاي گلزار هستند و ناگهان سيمين (كوثري) سرمي‌رسد، صحنه‌اي كه عطا در اتومبيل گلزار مونا (دختري كه در چت‌روم با او آشنا شده) را مي‌بيند و ... اتفاقاتي هستند كه نه آنچنان فكر شده و منطقي‌اند و نه آنچنان خنده‌دار كه بتوانند مخاطبان را به خنده درآورند. بنابراين مي‌توان نتيجه گرفت كه عملاً استفاده از چنين اتفاقاتي نمي‌تواند آنقدرها هم جالب باشد.

صحنه پاياني فيلم كه در واقع پسرك دستفروش ميان گلزار و همسرش ميانجيگري مي‌كند، يكي از ساده‌انگارانه‌ترين پايان‌هاي ممكن است. گلزار از اينكه همسرش او را فريب داده و براي او نقش بازي كرده قهر مي‌كند و فرنگيس (نعميه نظام‌دوست) دختر دست و پاچلفتي و صاف و ساده‌اي كه زير دست ليدا است، به سيمين يادآوري مي‌كند كه بايد كجا به دنبال همسرش برود و خلاصه اين گونه همه حوادث ختم به خير مي‌شود درحالي كه گلزار از خوبي‌هاي همسر‌ش بسيار تعريف مي‌كند و زن و شوهر بدون اين كه بخواهند به مشكلات عميقي كه با يكديگر داشته‌اند، پاسخ مناسبي بدهند، به خوبي و خوشي با هم به سمت تهران برمي‌گردند و همانطور كه قابل تصور بود زن متوجه مي‌شود كه حقيقتاً باردار است. يعني حتي مشخص مي‌شود كه پايان فيلم نيز بسيار ساده‌انگارانه و به دور از فكر طرح‌ريزي شده است. البته در فيلمنامه شوخي‌هايي هم ديده مي‌شود كه واقعاً بامزه هستند مثلاً شوخي <ازدواج گلزار با يانگوم> يا <ازدواج مهناز افشار و گلزار> كه اشاره واضحي به اخبار دروغين نشريات زرد دارد و در واقع ديدي انتقادي به معضلي بزرگ است يا جايي كه پيمانكار خريدار خانه درباره گلزار صحبت مي‌كند و گلزار از پشت سر او ظاهر مي‌شود و سرانجام او را از خانه بيرون مي‌اندازد اشاره به قضاوت‌هاي غلط بعضي از مردم درباره هنرمندان دارد. درواقع آن مسائلي كه به واقعيات موجود در زندگي هنرمندان مي‌پردازد و ديدي انتقادي به اين مقوله دارد جاي بحث بيشتري نسبت به شوخي‌ها و اتفاقات ديگر فيلم دارد و حتي نسبت به آنها به شدت پخته‌تر و معقول‌تر است.

 بازي محمدرضا گلزار در <توفيق ...> تفاوت چنداني با بازي‌هاي گذشته‌اش نكرده است. تنها چيزي كه مي‌توان درباره او نوشت آن است كه بازي‌هاي او كاملاً متوسط هستند و هنوز جاي پيشرفت بيشتري براي وي تصور مي‌شود. باران كوثري هم نقش كم‌فراز و نشيبي دارد. نقشي كه قابل قياس با ساراي <خون بازي> و سميره <روز سوم> نيست و با وجود گريم سنگين كوثري سن او هنوز هم براي آنكه زني تا اين اندازه جنجال بپا كن باشد كم به نظر مي‌رسد. نيوشا ضيغمي بازي متوسطي دارد و عطاران خوب بازي مي‌كند، البته اگر نقش كليشه‌اي وي را ناديده بگيريم.

<توفيق اجباري> خوب مي‌فروشد و مسلماً بارزترين علت اين فروش خوب حضور گلزار در آن است بخصوص كه فيلم هم برمبناي زندگي شخصي خود او ساخته شده و اين عامل مهمي براي فروش فيلم بشمار مي‌رود، اما نبايد فراموش كرد كه فيلم‌ جاي كار بيشتري داشت و مي‌توانست دلايل بهتري براي اين فروش خوب داشته باشد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پویا نبی  | 

مستند آقاي كيميايي ساخته امير قادري، روز گذشته در دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران به نمايش در آمد. 

اين فيلم كه به تازگي مجوز  نمايش آن صادر شده، تا چندي ديگر DVD آن به بازار عرضه خواهد شد. به جز چند نمايش در دانشكده‌هاي مختلف كشور، اين اولين نمايش فيلم <آقاي كيميايي> پس از نمايش  آن در جشنواره فيلم فجر است.

 

 

پايان <خواب زمستاني>


فيلمبرداري <خواب زمستاني> به كارگرداني سيامك شايقي روز گذشته بعد از 45 جلسه كاري به پايان رسيد.

به گزارش <باني فيلم>، در آخرين روز فيلمبرداري كه در جاده مخصوص كرج انجام شد لادن مستوفي، فرشيد منافي و مهدي ميامي جلوي دوربين رفتند. بازي بقيه بازيگران هفته گذشته به پايان رسيده بود.

گروه طي يك هفته گذشته براي فيلمبرداري يكي از فصل‌هاي مياني در كارخانه كاشي سازي در جاده مخصوص به سر مي‌بردند.  تمام صحنه‌هاي <خواب زمستاني> در تهران فيلمبرداري شده است. فاطمه معتمدآريا، پگاه آهنگراني، شاهرخ فروتنيان، عمار تفتي و آزيتا حاجيان ديگر بازيگران اين فيلم هستند. فيلمنامه <خواب زمستاني> را اصغر عبدالهي و سيامك شايقي نوشته‌اند. فيلم داستان سه خواهر است كه در زندگي‌شان با مشكل روبرو مي‌شوند. تدوين اين فيلم كه از اواسط فيلمبرداري توسط ژيلا ايپكچي آغاز شده بود همچنان ادامه دارد.

شايقي خود تهيه‌كنندگي فيلمش را برعهده دارد. آخرين فعاليت سينمايي شايقي ساخت فيلم ارتفاع 4/6 بود كه بعد از گذشت يكسال هنوز اكران عمومي نشده است.

 

 

پخش <ملودي> آخرين ساخته جهانگير جهانگيري به حوزه هنري واگذار شد.

به گزارش <باني فيلم>، فيلم سينمايي <ملودي> ساخته جهانگير جهانگيري كه چندي پيش آخرين مراحل فني را پشت سر گذاشته و آماده نمايش شده بود، براي اكران عمومي به سازمان پخش حوزه هنري سپرده شد تا در اولين فرصت روانه اكران عمومي شود.  <ملودي> از مضموني اجتماعي و طنز برخوردار است و ايرج نوذري، ثريا قاسمي، لادن طباطبايي، محمد شيري و شهرام حقيقت دوست در اين فيلم به ايفاي نقش پرداخته‌اند. جهانگيري اين روزها پيش‌توليد تازه‌ترين اثرش با عنوان <چشمك> را پشت سر مي‌گذارد.

 

تهيه‌كننده فيلم سينمايي <ترديد> به كارگرداني واروژكريم‌مسيحي از آغاز دوباره فيلمبرداري اين پروژه در چند روز آينده خبر داد.

محمدمهدي دادگو درباره روند توليد پروژه سينمايي<ترديد> كه مدتي است متوقف شده به خبرنگار مهر گفت: <مشكلات مختلف از جمله بيماري واروژ باعث شد توليد اين پروژه متوقف شود و به تعويق بيفتد. هر چند طبق برنامه قرار بود دوباره از 20 آذرماه كليد بزنيم، اما به دليل برخي مشكلات اين امكان مهيا نشد و شروع پروژه برخلاف ميل باطني عوامل به تاخير افتاد.>

وي در ادامه افزود: <هر چند تاكنون امكان ادامه فيلمبرداري فراهم نشده و هنوز مشكلاتي در اين راه باقي است، اما بي‌ترديد ساخت فيلم <ترديد> به زودي از سر گرفته خواهد شد. فيلمبرداري ساير صحنه‌هاي باقيمانده از فيلم قطعا از چند روز آينده آغاز مي‌شود، هر چند نمي‌توان زمان دقيقي را براي شروع كار تعيين كرد.>

دادگو تصريح كرد: <مشكلات اين پروژه مربوط به نيروي انساني نيست و ما با مشكلاتي چون هماهنگي و استفاده از وسايل و تجهيزات رو به رو هستيم. سعي داريم تا اواخر هفته مشكلات را برطرف و زمينه شروع فيلمبرداري را فراهم كنيم. خوشبختانه وضعيت جسمي كريم مسيحي نيز بسيار مناسب است و او براي از سرگيري فعاليت‌هايش مشكل ندارد.>

تهيه‌كننده <ترديد> درباره مشكلات مربوط به حضور محمدرضا فروتن و بهرام رادان در اين پروژه گفت: <همكاري فروتن با ساير پروژه‌هاي سينمايي يا سفر رادان به خارج كاملا هماهنگ شده بود و مشكلي از اين بابت نداريم. مشكل ما اصلا اين مسائل نيست و اگر امكانات و تجهيزات فراهم شود، به راحتي با حضور بازيگران پروژه را از سر خواهيم گرفت.>

وي درباره احتمال رسيدن <ترديد> به جشنواره فجر گفت: <اين فيلم به هيچ وجه به جشنواره نخواهد رسيد و ما براي آن تلاش هم نمي‌كنيم. با توجه به زماني كه تا جشنواره باقي است و روند توليد پروژه، امكان حضور فيلم در جشنواره وجود ندارد. از سوي ديگر <ترديد> فيلمي نيست كه بخواهيم آن را با عجله و شتاب بسازيم و كيفيت كار برايمان مهمتر از همه چيز است.>

 

 

تهيه‌كننده فيلم سينمايي <يك اشتباه كوچولو> به كارگرداني محسن دامادي از آغاز فيلمبرداري اين پروژه از 12 دي‌ خبر داد.

داود موثقي درباره شروع اين پروژه سينمايي به مهر گفت: <اكنون در حال پيش‌توليد اين پروژه هستيم و به احتمال بسيار زياد فيلمبرداري از 12 دي آغاز خواهد شد. كل فيلم در تهران جلوي دوربين مي رود و كارگردان در حال مشخص كردن لوكيشن هاي اصلي است.>

وي افزود: <با بازيگران مورد نظرمان به توافق شفاهي رسيده ايم، اما هنوز قراردادي به امضا نرسيده و در چند روز آينده ليست بازيگران حاضر در اين پروژه مشخص خواهد شد. از ميان عوامل نيز تاكنون با محمود خرسند به عنوان صدابردار و ايمان اميدواري و خانم معيني به عنوان طراح گريم قرارداد بسته ايم و ساير عوامل نيز طي دو روز آينده مشخص مي شوند.> وي تصريح كرد: <اكنون پروژه ديگري در دست ندارم و تمام تمركز و تلاشم معطوف به ساخت <يك اشتباه كوچولو> و به پايان رساندن آن پيش از سال جديد است.>

 

 

بايرام فضلي كه <باز هم سيب داري؟>او هنوز اكران نشده، مشغول نوشتن فيلمنامه <با سرعت تاختن>براي توليد در بهار سال آينده است.

اين فيلمبردار سينماي ايران درباره پروژه تازه خود به مهر گفت: <هم اكنون مشغول نوشتن فيلمنامه <با سرعت تاختن>هستم كه فيلمي در ژانر حادثه است. به همراه مهرداد فريد تهيه‌كننده فيلم در حال مذاكره براي يافتن سرمايه‌گذار هستيم و در صورت مهيا شدن شرايط، بهار 78 كار را كليد مي‌زنيم.>

وي ادامه داد: <اين فيلم در ژانر حادثه‌اي ساخته خواهد شد و به همين دليل بايد از جلوه‌هاي ويژه خاص براي توليد آن استفاده كرد. با توجه به احاطه من بر اين حوزه سعي مي‌كنم كار فيلمبرداري پروژه <با سرعت تاختن>را شخصا بر عهده بگيرم. اما اگر فيلمبرداري ديگر با مهارت بيشتر اين كار را انجام بدهد، من هم بيشتر وقت خود را صرف كارگرداني مي‌كنم.>

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پویا نبی  | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پویا نبی  | 

رضا کیانیان

پیمان قاسم خانی:

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پویا نبی  | 


محمد رضا گلزار نيازي چنداني به معرفي ندارد ،‌بازيگري كه با حضور در آثار پر فروش سينماي ايران ،‌ثابت كرده توانايي جذب مخاطبان فراواني را دارد . او در عرصه بازيگري هر چند فرصت چنداني براي بروز توانايي هاي خود نداشته اما توانايي اومي‌توانست در همكاري با فيلمسازان با اعتبار سينماي ايران به خوبي جلوه‌گر شود، اما هر بار به دلايلي ناخواسته، اين امر مسير نشده است. در اين زمينه همين بس كه فيلمسازاني چون مسعود كيميايي، داريوش مهرجويي و نهايتاً بهرام بيضايي او را براي نقش‌‌آفريني در آثار خود برگزيده و مهر تأييدي بر قابليت‌هاي او در بازيگري زده‌اند. استقبال گسترده از اكثريت قريب به اتفاق آثاري كه گلزار در آنها به نقش‌آفريني پرداخته و كنجكاوي‌هايي كه در مورد او همواره وجود داشته است، و نهايتاً انبوه مطالبي كه در مورد او نوشته شده است بسياري از علاقه‌مندان سينماي ايران را با مسير فعاليت‌هايش آشنا ساخته است. اما در مورد خود او، محمدرضا گلزار بازيگر، چقدر اين اطلاعات كافي يا درست به نظر مي‌رسد؟ ظاهر امر حكايت از تداوم اين كنجكاوي‌ها در رابطه با او دارد. استقبال از فيلمي چون <توفيق اجباري> كه به زندگي او به عنوان نمونه‌اي از بازيگران صاحب نام سينماي ايران مي‌پردازد، بهترين دليل در اثبات اين مدعاست. به بهانه اكران عمومي <توفيق اجباري> به سراغ گلزار رفتيم. با توجه به دستمايه اين فيلم، تصميم گرفتيم كه علاوه بر پرداختن به فعاليت‌هاي حرفه‌اي او نيم‌نگاهي هم به اوضاع و احوال خودش داشته باشيم تا در خلال آن تصويري ملموس و واقعي از او به عنوان ستاره اي محبوب‌ترين ترسيم شود.


‌شايد اين سوالي كليشه‌اي به نظر برسد، اما خيلي‌ها مي‌خواهند بدانند محمدرضا گلزار چه جور آدمي است؟ مي‌خواهم از خود شما بپرسم كه چه جور آدمي هستيد؟
- خب، اگر بخواهيد قضاوت درستي در مورد من داشته باشيد، ديگران بايد اين را بگويند. مثل كساني كه من را از نزديك مي‌شناسند، رابطه كاري يا شخصي با من داشته‌اند .

‌بدون تعارف من همواره با يك تصوير مثبت روبرو شده‌ام. از سوي كساني كه با شما ارتباط داشته‌اند، اما مي‌خواستم خود شما در اين باره بگوئيد. 
من هم يك آدم ساده هستم. مثل همه و اگر تفاوتي در اين ميان باشد، به خاطر الطاف خاصي است كه خدا به من داشته است و به هر كسي هم يك جور تعلق مي‌گيرد. اين را بدون هيچگونه تظاهر يا شعاري مي‌گويم. من اعتقاد زيادي بر آن بالا (با دست به آسمان اشاره مي‌كند) دارم. اگر توفيقي هست حاصل لطف خداست. در هيچ خط ديگري هم نيستم. گاهي بعضي از دوستان از سر دلسوزي به من مي‌گويند اگر به فلان خط تمايل نشان بدهي يا با فلاني تماس بگيري بد نيست و با اين روابط موفق‌تر مي‌شوي و ... اما من هميشه در خط آن بالا هستم و جواب هم گرفته‌ام. از سعي و تلاش هم غافل نمي‌شوم. براي مردم و كساني كه به من ابراز محبت مي‌كنند علاقه و احترام بسياري قائل هستم. اگر جايگاهي در سينماي ايران داشته باشم، آن را تا حد زيادي مديون مردم و ابراز محبت بي‌دريغ آنها هستم. به همين خاطر جلب رضايت آنها برايم اهميت زيادي دارد، بنابراين سعي مي‌كنم هم روي پرده و هم در برخوردهاي واقعي زندگي آنها را راضي نگه دارم. اغلب فيلم‌هايم را هم در ميان مردم و سينما مي‌بينم.

‌اين مسئله براي شما موجب بروز مشكل نمي‌شود؟‌ چون هرچه آدم محبوبيت بيشتري داشته باشد، مردم هم انتظار بيشتري از او دارند. بنابراين بايد انرژي و وقت بيشتري را هم صرف آن كرد. 
خب، چنين مسائلي جزء جدايي‌ناپذير حرفه ماست و بايد با آن كنار آمد. من هم سعي كردم تا حد امكان با آن كنار بيايم. چند سالي است كه بخشي از زندگي من شده است.

‌فكر مي‌كنم جالب باشد به نمونه‌هايي از آن اشاره كنيد؟ 
از اين اتفاق‌ها براي من در طول روز بسيار مي‌افتد كه شكل‌هاي مختلفي دارند و نمونه‌هايي از آن در فيلم <توفيق اجباري> هست. مثلاً گاهي اوقات كه قرار است سر صحنه فيلمي بروم، دير هم شده است، عجله دارم خودم را برسانم سر صحنه، چون يك گروه براي كار منتظر من هستند، سر چهارراه با ابراز محبت بعضي از علاقه‌مندانم روبرو مي‌شوم. مي‌‌ايستم و از آنها تشكر مي‌كنم. از من مي‌خواهند كه براي دوست و آشنايانشان امضا بدهم. يكي، دو تا، سه تا، ده تا، بيست تا و ... اگر بيست و يكمي را امضا نكني و بگويي ببخشيد من ديرم شده و گروه منتظر من هستند، طرف ناراحت مي‌شود و ... . اصولاً‌ من هميشه سعي مي‌كنم وقتي كسي به من ابراز محبت كرد، هر طور هست پاسخگوي اين محبت باشم. حالا هر چقدر هم دردسر ساز مي‌خواهد باشد. اين بذل توجه و ابراز علاقه دوطرفه است. من هم براي مردم ارزش و علاقه بسياري قائل هستم. اگر خدا خواسته وموفقيتي را در ميان مردم نصيب من كرده، به توسط همين مردم بوده است.

وقتي ما آمديم پيش شما، ديدم با حوصله جلوي دوربين عكاسي بوديد. احساس كردم دشوار است اين جور مورد توجه بودن، نه فقط در جلوي دوربين خبرنگاران و عكاسان، در ميان مردم، اينكه مدام آدم در معرض ديد باشد و به همين دليل آرامش و روال عادي زندگي آدم از دست برود. 
درست است، اين مسئله سختي‌هاي خاص خودش را دارد، اما ديگر به آن عادت كرده‌ام و از اينكه مردم به كاري كه انجام مي دهم علاقه نشان مي دهند و آن را تأييد مي‌كنند، خوشحال مي‌شوم و خستگي از تنم بيرون مي‌رود. در واقع براي مردم تلاش مي‌كنيم، حالا هرچقدر اين توجه بيشتر باشد، حكايت از موفقيت بيشتر دارد و نبايد از آن ناراحت شد. انتظارات آنها را هم بايد در نظر گرفت، حتي اگر مشكلاتي را هم در پي داشته باشد. به خاطر ابراز لطف بسيار زيادي كه مردم نسبت به من دارند، براي آنها وقت زيادي مي گذارم. بيش از آنچه كه مي توانيد تصور كنيد، شايد از جمله بازيگراني باشم كه بيشترين انرژي و وقت را براي مردم اختصاص مي‌دهند. با وجود مشكلاتي كه وجود دارد، سعي مي كنم در ميان مردم باشم، با آنها فيلم هايم را تماشا كنم، در برنامه هاي مختلف شركت كنم، مخصوصاً اگر احساس كنم اين برنامه ها از شكل عام‌المنفعه برخوردارند. معمولاً در چنين مكان هايي به دليل حضور جمعيت توجهات آنها بيشتر نيز هست. سعي مي‌كنم باحوصله به سوالات آنها جواب بدهم و اين علاقه و ابراز محبت دو طرفه باشد. گاهي اوقات اين مسئله ساعت‌ها طول مي‌كشد. تا آنجا كه گنجايش و ظرفيت مقابله با خستگي را داشته باشم با آنها هستم، در حد توانم. مردم براي من بسيار عزيز هستند.

‌اگر موافق باشيد، به گذشته برويم. همه ما در دوران كودكي يا نوجواني ذهنيتي خاص در مورد آينده خود داريم. اينكه مي‌خواهيم چه كاري را در آينده دنبال كنيم. شما در آن زمان چه ذهنيتي در مورد آينده داشتيد؟‌ 
در آن زمان درس خواندن براي من در درجه اول اهميت بود. از آن بچه‌هايي بودم كه درس و مدرسه براين اولويت اول بود و جزو بچه‌هاي درسخوان مدرسه بودم. علاقه زيادي به دندان‌پزشكي داشتم، اما پدرم علاقه داشت در رشته مهندسي مكانيك كه خودش هم خوانده بود تحصيل كنم. قبل از ديپلم چند بار در كنكور شركت كردم و رشته‌هاي مختلفي مثل مترجمي زبان و مهندسي مكانيك (سيالات) قبول شدم. با اينكه رشته رياضي مي‌خواندم، سال آخر تغيير رشته دادم و رفتم رشته تجربي. اين هم به خاطر كنكور تجربي بود كه مي‌توانستم توسط آن دندان‌پزشكي را انتخاب كنم. اين سال مصادف شد با تغيير نظام آموزشي و ضرايب خاصي كه در نظر گرفتند. به همين خاطر نتوانستم در رشته دندان‌پزشكي قبول شوم. برگشتم به سراغ مهندسي مكانيك كه سال قبل از ديپلم قبول شده بودم و در اين رشته تحصيل كردم. رشته‌اي كه خب پدرم هم بيشتر آن را دوست داشت.

‌موسيقي از كجا وارد زندگي شما شد؟‌ 
به موسيقي از سال‌هاي دور علاقه‌مند بودم و در كنار درس و مدرسه به طور جدي آن را دنبال مي‌كردم. موسيقي براي من نوعي جستجو براي كسب آرامش بود. ساختن لحظات لطيف و دلنشيني كه هم مي‌توانست در خلوت من شكل بگيرد و بعدها هم مي‌توانستم با ارائه آن به مخاطبان، تجربه مشتركي در اين زمينه داشته باشم. موسيقي در سطح خود تجربه منحصربه فردي است كه تأثير عميقي بر ذهن و روحيه آدم مي‌گذارد. از سال‌ها قبل پيانو را در حد حرفه‌اي مي‌نواختم بعد از آن گيتار را تا سطح حرفه‌اي دنبال كردم. الان هم مدتي است مشغول كار با پركاشن هستم و وقت زيادي را پاي آن مي‌گذارم.

‌در مورد همكاري با گروه آريان حرف بزنيد.
گروه آريان براي من مثل كودكي بود كه خودم در تولد و رشد آن سهم داشتم.

‌شما هم جزو پايه‌ريزان گروه بوديد؟ 
بله، اين گروه با همكاري همه دوستاني كه در آن حضور داشتند، پايه‌ريزي شد و در زمان يك اتفاق مهم در موسيقي پاپ به حساب مي‌آمد. ما اولين كنسرت‌هايمان را در قشم و كيش برگزار كرديم. در آغاز راه بوديم، اما استقبال از آن غيرمنتظره و باورنكردني بود. ما كنسرت‌هايي را در چند روز پي در پي برگزار كرديم و هميشه هم سالن پر بود. چندين هزار نفر از آن استقبال كردند كه كار بي‌سابقه‌اي بود. هنوز هم فكر نمي‌كنم در ميان خوانندگان موسيقي پاپ كسان زيادي باشند كه بتوانند در چند روز پي‌درپي اين همه مخاطب را براي كنسرت خودشان بكشانند. همكاري با گروه آريان تجربه بسيار خوبي براي من بود و از آن بسيار راضي هستم. دوران خوبي را در كنار هم داشتيم.

چه شد كه به اين همكاري پايان داديد و از آن گروه جدا شديد؟
كار موسيقي به صورت حرفه‌اي نياز به وقت و انرژي زيادي دارد. برگزاري كنسرت‌هاي مختلف نياز به تمرين دارد. ضبط آهنگ‌هاي جديد و برنامه‌هاي مختلف نياز به اين داشت كه به طور كامل وقت خود را به اين مسئله اختصاص بدهم، اما بعد از اينكه كار سينما را آغاز كردم، سرم بسيار شلوغ شد. خود سينما هم وقت و انرژي زيادي را از من طلب مي‌كرد. براي مدتي هر دو كار را به طور موازي پيش بردم، اما رفته‌رفته احساس كردم كه ديگر امكان چنين مسئله‌اي وجود ندارد و بايد يكي را به نفع ديگري كنار بگذارم. اين شد كه با وجود علاقه‌اي كه به موسيقي داشتم، مجبور شدم از گروهي كه به آن علاقه زيادي داشتم و احساس مي‌كردم خودم آن را بزرگ كرده‌ام، كناره‌گيري كنم.

‌رابطه شما با سينما چگونه بود، منظورم زماني است كه هنوز وارد كار سينما نشده بوديد؟‌ 
اصلاً به بازيگري در سينما فكر نمي‌كردم. مشغول كار موسيقي بودم. به سينما علاقه داشتم، اما نه خيلي حرفه‌اي و پيگير. آن طور كه لازمه كار باشد. مثل همه مردم فيلم تماشا مي‌كردم. فيلم‌هاي مختلف و نسبت به آن شناختي كلي داشتم.

‌با توجه به اينكه اشاره كرديد به سينما آنقدر علاقه‌مند نبوديد، چه شد كه بازيگري را انتخاب كرديد؟ به عبارت ديگر از چه زماني سينما براي شما جدي شد؟ 
اشاره كردم، پيش از كار در سينما، خيلي به آن علاقه‌مند نبودم، مثل هر آدم ديگري كه فيلم مي‌بيند من هم به تماشاي فيلم علاقه‌ داشتم‌، اما نه به صورت حرفه‌اي كه بخش مهمي در زندگي من را به خود اختصاص بدهد. پيش از كار در سينما هم ذهنيتي در مورد آن نداشتم‌، اما پس از بازي در سينما و پيشنهادهايي كه پي‌درپي مي‌رسيد، وارد اين كار شد و رفته رفته جذب آن شدم. با هنر تازه‌اي آشنا شده‌ بودم كه افق‌هاي تازه‌اي را براي كار هنري پيش‌روي من قرار داده بود. از همان كارهاي نخست در سينما به آن علاقه‌مند شدم و سينما شد يكي از مهمترين علايق من در زندگي و خيلي جدي پيگير آن شدم. زماني هم كه تصميم گرفتم ميان فعاليت حرفه‌اي در موسيقي يا سينما يكي را انتخاب كنم، آن‌قدر به سينما علاقه‌مند شده بودم كه آن را انتخاب كنم. البته اين بدان معنا نبود كه موسيقي را بطور كامل كنار بگذارم. به هرحال موسيقي يكي از علايق مهم من در زندگي است،‌ درست است كه در اين سا‌ل‌ها تحت‌الشعاع عشق تازه‌ من يعني سينما قرار گرفته است.

‌گويا هنوز هم فعاليت‌هايي در زمينه موسيقي داريد؟ 
بله من گروه تازه‌اي را ترتيب داده‌ام به نام داركوب كه در كنار سينما تا اندازه‌اي، فكر و وقت مرا به خود اختصاص داده است وقتي به فكر راه‌اندازي يك گروه تازه موسيقي افتادم، تصميم گرفتم كه به دنبال ارائه كار تازه‌اي باشم، با آنچه اين روزها شاهدش هستيم تفاوت‌هاي زيادي داشته‌ باشد. به همين لحاظ فكر مي‌كنم مخاطبان اين گروه با كاري تازه روبرو خواهند شد. گروه داركوب يك گروه پركاشن بند است بدون خواننده، و موسيقي‌اي كه ما در اين گروه ارائه مي‌كنيم تلفيقي است از موسيقي آفريقايي و موسيقي جنوب ايران. تصور من اين است كه با استقبال خوبي هم از سوي علاقه‌مندان موسيقي روبرو شود. با وجود اينكه ما در اين گروه خواننده به معناي متعارف آن نداريم. چند نوازنده با ساز‌هاي مختلف هستيم و يك نفر كه كارآوايي انجام مي‌دهد.

‌ظاهراً قصد ارائه يك كنسرت داشتيد كه منتفي شد؟ 
نه منتفي نشده و به تعويق افتاده است. كنسرت ما مجوز دريافت كرده، مجوز مكان را هم در دست داريم. قرار بود اين موسيقي را در سالن انديشه حوزه هنري اجرا كنيم و براي چند شب هم برنامه داشتيم. نزديك هفت هزار بليت هم فروش داشت تا مرحله چك سوند هم پيش رفته بوديم‌، اما در آخرين لحظه به ما اعلام كردند كه كنسرت برگزار نخواهد شد. بعد از آن تصميم گرفتم آن را در سالن وزارت كشور اجرا كنم، اما سالن براي آن زماني كه ما مورد نظر داشتيم‌، اجاره شده بود. الان دنبال سالن ديگري هستيم كه همين تعداد گنجايش را داشته باشد.

‌برگرديم به دنياي سينما. درباره شروع فعاليت‌هاي سينمايي شما، حرف‌ و حديث‌هاي فراواني وجود دارد، كه برخي از آنها هم مغرضانه هستند. فكر مي‌كنم بد نباشد خود شما در اين باره توضيح بدهيد؟ به خاطر دارم شما پيش از بازيگري در سينما هم چهره شناخته شده‌اي بوديد. حتي بيشتر از خواننده‌هاي گروه آريان كه خب بايد به دليل نوع كارشان بيشتر توي چشم باشند. 
(مي‌خندد) خب اظهارنظرها مغرضانه از لطف بعضي عزيزان است و من هم ديگر به آن عادت كرده‌ام. درست است به دليل ابراز لطف مردم و موفقيتي كه گروه آريان داشت در همان زمان هم مردم مرا از محبت خود بهره‌‌مند مي‌ساختند. من اصلاً برنامه‌اي براي بازيگري در سينما نداشتم و خود سينما هم اولويتي براي من به حساب نمي‌آمد. بازيگري من در سينما خيلي اتفاقي و ناخواسته پيش آمد. فروردين ماه 1379 سفري رفته بودم به شمال كشور كه به طور اتفاقي آنجا در يك رستوران ايرج قادري را ديدم. بواسطه آشنايي با فيلم‌ها و احترامي كه براي ايشان قائل بودم، نزدشان رفتم و خودم را معرفي كردم و از ايشان دعوت كردم كه در كنسرت ما كه 10 روز بعد برگزار مي‌شد، شركت كنند. قادري در همان‌جا به من پيشنهاد بازيگري در فيلمي را داد كه تصميم داشت جلوي دوربين ببرد. اين پيشنهاد براي من خيلي غيرمنتظره بود. به ايشان گفتم برنامه‌اي براي بازيگري ندارم و با اين مقوله نيز آشنا نيستم، كار من چيز ديگري است. اما قادري اشاره كرد كه براي فيلم خود مي‌خواهد از چهره‌هاي جوان و تازه‌اي استفاده كند و هنگامي كه با عدم تمايل من روبرو شد، پيشنهاد كرد كه من روي اين مسئله فكر كنم و بعد جواب بدهم. 10 روز بعد، هنگام برگزاري كنسرت، ايشان نيز در سالن بودند و در مورد پيشنهادي كه داده بودند، سوال كردند. چند باري هم به دفتر ايشان رفتم و سرانجام با وجود ترديدي كه براي بازيگري در سينما داشتم به دليل اينكه ايشان به عنوان يك پيشكسوت سينما، اعتبار حرفه‌اي زيادي دارند، قرارداد بستم. يك ميليون تومان براي <سام و نرگس> دستمزد گرفتم كه در زمان خودش براي كار اول رقم خوبي بود. حالا كه فكر مي‌كنم، به نظرم اين خواست خدا بود كه خيلي اتفاقي آن روز در شمال مرا با قادري روبرو كرد و مسير تازه‌اي را در زندگي پيش روي من گذاشت و از ايشان نيز قلباً ممنون هستم.

‌از اولين تجربه خود در مقابل دوربين بگوييد، معمولاً چنين شرايطي براي كسي كه تا به حال جلوي دوربين نرفته، دشواري‌هاي خاص خود را دارد. 
به شدت هيجان‌زده بودم. كمي هم ترسيده بودم. كاري انجام مي‌دادم كه تجربه‌اي راجع به آن نداشتم اين هيجان هم طبيعي بود. از طرفي اولين صحنه‌اي هم كه قرار بود بازي كنم صحنه دشواري بود. در چنين مواردي اغلب فيلمسازان سعي مي‌كنند براي آشنايي بازيگر با كار ابتدا صحنه‌هاي راحتي را مثل صحنه‌هاي خارجي، لانگ شات در خيابان، راه رفتن و نظاير آن را بگيرند. بعضي از فيلمسازان حتي با بازيگران داراي تجربه نيز براي آشنايي بيشتر با يكديگر از چنين صحنه‌هايي آغاز مي‌كنند، هر كارگرداني به هرحال شيوه كار خودش را دارد‌، اما چنين صحنه‌هايي به خصوص براي كسي كه نخستين‌بار جلوي دوربين مي‌رود، خيلي كمك مي‌كند و از هيجان و احياناً ترسي كه دارد تا حد زيادي مي‌كاهد، اما به هنگام كار با قادري در سام و نرگس خوب يادم هست كه با اين صحنه كار آغاز شد كه من بايد مي‌دويدم داخل حياط خانه و دو نفر را كه با هم درگير بودند، جدا كرده و چند ديالوگ هم مي‌گفتم. جالب اينكه كاشي‌هاي كف حياط هم شيارهايي داشت كه پاي آدم بين آنها گير مي‌كرد و بايد مواظب بودم كه پايم داخل اين شيارها نرود. هيجان زيادي داشتم‌، اما به خودم قوت قلب دادم. به هر حال اين صحنه را گرفتند. فكر مي‌كنم حاصل كار هم چندان خوب نبود.

‌اين صحنه را تكرار كردند؟
نه ظاهراً قادري به آنچه در نظر داشت رسيده بود، چرا كه وقتي كات كرد، گفت: <خيلي خوب بود، متشكرم> و بعد رفت سراغ صحنه بعد.

‌به نظر مي‌رسد در ابتداي دوران بازيگري‌تان آن حساسيت لازم را در گزينش نقش‌ها نداشتيد. اگر از موارد استثناء بگذريم، آثاري ديده مي‌شوند كه نه تنها حرفي براي گفتن نداشته‌اند، بلكه حتي مي‌توانسته‌اند به آتيه هر بازيگري لطمه بزنند. 
در ابتداي فعاليت من در سينما، هنوز با برخي افراد آشنا نبودم. بنابراين وقتي به من مي‌گفتند فلان كارگردان دستيار يكي از شاخص‌ترين فيلمسازان سينماي ايران بوده و قصد انجام كاري متفاوت دارد كه قرار است به جشنواره‌هاي خارجي فرستاده شود و جايزه بگيرد و ... . با چنين فرضي به تصور اينكه در فيلمي ارزشمند همكاري خواهم داشت، مي‌پذيرفتم يا وقتي مي‌گفتند قرار است نقش متفاوت و تازه‌اي به من بدهند، با مو‌هاي كوتاه، روي ويلچر و... با توجه به چنين توصيه‌ها و به تصور انجام كاري كه در نهايت فيلم خوبي خواهد شد مي‌پذيرفتم. هر چند كه قبول دارم در پاره‌اي موارد آنگونه كه بايد با دقت پيشنهادهايي كه به من مي‌شد را بررسي نكرده‌ام. من از فضايي ديگر وارد حيطه تازه‌اي به نام سينما شده بودم كه زمان مي‌برد تا با آن حيطه و افرادي كه در آن فعاليت مي‌كنند، آشنا شوم.

‌اما در سال‌هاي اخير هم گاهي اوقات با چنين انتخاب‌هايي در كارنامه شما روبرو بوده‌ايم؟ 
ببينيد هيچ بازيگري دوست ندارد در فيلمي كار كند كه سطح پاييني داشته باشد. همانطور كه گفتم گاهي اوقات انتظاراتي كه بازيگر نسبت به كيفيت فيلم دارد، درست از كار درنمي‌آيد. اين مسئله در مورد من هم مصداق پيدا مي‌كند، به‌خصوص در مورد فيلم‌هايي كه در سال‌هاي اخير بازي كرده‌ام. همه ما سعي خود را مي‌كنيم تا فيلم خوب باشد، چه كسي را سراغ داريد كه نخواهد فيلم‌هاي باكيفيت كار كند. به هر حال من به عنوان بازيگر به سهم خودم حتي در فيلم‌هايي كه حين كار احساس ‌كرده‌ام فيلم خوبي نخواهند شد، تمام سعي خودم را به كار مي‌بردم‌، اما به هرحال همانطور كه شما هم مي‌دانيد سينما يك كار گروهي است كه خوب يا بد بودن كار عوامل گروه روي يكديگر تأثير مي‌گذارد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پویا نبی  | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پویا نبی  | 

سينماي ما- با به پايان رسيدن آخرين مراحل ميكس صداي «خواب ليلا»، اين فيلم براي ارائه به جشنواره فيلم فجر آماده مي شود. كيوان كيارس ساخت موسيقي متن اين فيلم را به پايان برده است و مسعود بهنام در حال انجام آخرين مراحل ميكس صداي فيلم است تا پس از پايان اين مراحل «خواب ليلا» براي شركت در جشنواره فيلم فجر آماده شود.
در سومين فيلم بلند مهرداد ميرفلاح بازيگراني چون ماهايا پطروسيان، فاطمه معتمد آريا،پ‍‍ژمان بازغي، فرخ نعمتي، شيوا ابراهيمي، محسن قاضي مرادي، پريا و سارا پدرام جعفري، عاطفه و عارفه بيگلر به ايفاي نقش پرداخته اند.فيلمنامه اين فيلم را شاهرخ دولكو و حبيب الله شيرازيان به نگارش درآورده اند.
خواب ليلا؛ قصه دختري 26 ساله است كه به تنهايي در خانه به ارث رسيده از پدر و مادرش زندگي مي كند. او مدتي است كه توسط دختري شش ساله كه از قدرت خارق العاده‌اي برخوردار است مورد حمله هاي وحشيانه قرار مي گيرد.دكتر پوريا عقيده دارد تنها راه رهايي وي جستجو در گذشته هاي فراموش شده دوران كودكي اوست.اين جستجو به جايي نمي رسد تا در نهايت او را به دكتر سهرابي مي سپارند تا ليلا را دريك سفر دروني براي ملاقات با ضمير ناخودآگاهش ببرد.
ساير عوامل توليداين فيلم عبارتنداز:سايرعوامل توليداين فيلم عبارتنداز:تهيه كننده: عبدالله اسفندياري، كارگردان:مهرداد ميرفلاح، مدير فيلمبرداري:محمودكلاري، طراح صحنه و لباس:ايرج رامين فر، طراح گريم: مهرداد ميركياني، صدابردار: حسن زاهدي، دستيار اول كارگردان و برنامه ريز:فرشاداسدا... پور، طراح جلوه هاي ويژه ميداني: محسن روزبهاني،طراح جلوه هاي ويژه كامپيوتري:امير سحرخيز
(استوديو روشنا)، موسيقي: برديا كيارس ( باهمكاري اركستر فلارمونيك ارمنستان )، تدوين: مصطفي خرقه پوش، فيلمبردار: كوهيار كلاري، دستياران فيلمبرداري: اسماعيل آقاجاني، مرتضي غفوري، دستياران كارگرداني: بهنود محمدي پور، مهيار گودرزي، عكاس: امير عابدي، جلال حميدي، منشي صحنه:آذر تجلي جو، مجريان گريم:راحله نعمت زاده و مهرداد قلي پور، گروه صحنه و لباس: پيام سوري، دانيال جباري و الهام محمدي، مديرتداركات: امير مقدم، دستيار تداركات: علي اكبر محمد عليخاني و كمال عرب، ترابري: مجتبي موسوي، علي اكبر قاسمي ، عادل شكري و محمود بهرمان، خدمات: فرشته فولادوند و ايرج عزتي ، دستيار جلوه هاي ويژه: رضا تركمان، فيلمبردار پشت صحنه: خشايار جباري، مسوول دفتر: ستاره قلي پور، روابط عمومي: مريم حضرتي و مديرتوليد: مهدي احمدي

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پویا نبی  | 

نام فیلم                              مدت اکران                                   فروش کلی

 

توفیق اجباری                       26 روز                               520  میلیون تومان  

 

کلاغ پر                                 54                                      395  میلیون تومان

 

رفیق بد                                  33                                   250  میلیون تومان

 

هدف اصلی                               6                                     23 میلیون تومان

 

اتوبوس شب                             19                                   70  میلیون تومان

 

بچه های ابدی                            6                                     10 میلیون تومان

 

گوشواره                                  12                                      5 میلیون تومان  

 

 

 

{ فیلمهای  عا شق /  راننده تاکسی / اقلیما / چهار انگشتی / پابرهنه در بهشت  در نوبت

 

اکران قرار گرفته اند و به زودی اکران خواهند شد / آمار فروش درج شده فوق تا شب

 

چهار شنبه  15 آذر است}

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پویا نبی  | 

با ما باشيد آخرين اخبار سينما ايران فقط در وبلاگ

 

سينماي ايران

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پویا نبی  | 

سینمای ما - امیررضا نوری‌پرتو: ابراهیم حاتمی کیا نامی آشنا برای اهل سینما و تمامی سینما دوستان ایرانی است. از نظر بسیاری از کارشناسان و اهل فن او با ساخت فیلم های خوش ساخت و ماندگاری همانند از کرخه تا راین، خاکستر سبز، آژانس شیشه ای، روبان قرمز و ارتفاع پست یکی از بهترین فیلمسازان گونه ی دفاع مقدس و سینمای اجتماعی پس از انقلاب است. چند سال پیش اولین مجموعه ی حاتمی کیا با نام "خاک سرخ" از تلویزیون پخش شد که با وجود استقبال نسبی بینندگان نتوانست نظر مساعد منتقدان سینمایی را به خود جلب کند. حال قریب به یک ماه است که دومین مجموعة او با نام " حلقه ی سبز" در حال پخش از تلویزیون می باشد و در این مدت اظهار نظرهای ضد و نقیضی زیادی را برانگیخته است.


حلقه ی سبز در سکوت خبری و بی آنکه حتی عکسی از بازیگران و پشت صحنه ی آن در مطبوعات به چاپ برسد، مقابل دوربین رفت و همگان بی صبرانه منتظر شنیدن خبرهایی تازه از مراحل فیلمبرداری و فنی آن بودند تا اینکه سال گذشته ماجرای درگیری لفظی و فیزیکی یکی از بازیگران اصلی مجموعه با دستیار کارگردان سریال، برای مدتی خبر اول محافل سینمایی و غیر سینمایی شد و کار را به بیانیه ی تند و شدید الحن انجمن دستیاران کارگردان خانه ی سینما نیز کشاند. پس از فروکش کردن این جنجال موقت و با پایان فیلمبرداری مجموعه دیرتر از موعد مقرر، عکس هایی از حمید فرخ نژاد با گریمی متفاوت در اختیار خبرگزاری ها گذاشته شد که خبر از آن می داد او در نقش یک روح ظاهر شده است. حال دیگر عطش دوستداران آثار حاتمی کیا برای تماشای دومین مجموعه ی کارگردان محبوبشان به اوج خود رسید؛ ضمن اینکه در این میان آخرین فیلم حاتمی کیا، به نام پدر، بسیاری را مایوس و نا امید کرده بود. اما با پخش قسمت های ابتدایی مجموعه در ماه اخیر همه ی معادلات اشتباه از کار در آمد و همگان از فضای غریب و کاملا متفاوت آن با دیگر آثار سازنده اش مبهوت و متعجب شده اند. اینکه کارگردانی بخواهد مسیر فیلمسازی خود را تغییر دهد و توانایی هایش را در ژانرهای دیگر بیازماید، به نوبه ی خود کاری جسارت آمیز و قابل تقدیر است، ولی با گذشت پنج قسمت از این مجموعه به نظر می رسد تا به اینجا حاتمی کیا چیز زیادی در چنته نداشته است. گفته می شود ماجراهای حلقه ی سبز در هفت شبانه روز می گذرد و از این نظر بدعتی در عرصه ی فیلمنامه نویسی سریال های تلویزیونی به حساب می آید؛ اما طبق قواعد کلاسیک فیلمنامه نویسی، اگر قرار است زمان حجیم سریالی را به یک پروسه ی زمانی فشرده اختصاص بدهیم باید آن قدر در ترسیم صحیح جزییات داستانی و احوال و روابط کاراکترها انرژی و دقتی موشکافانه صرف کنیم تا منحنی حرکت فیلمنامه لحظه ای دچار افت محسوس نشود و جذابیت داستان نزد بیننده محفوظ بماند. متاسفانه تا به این جا در حلقه ی سبز چنین اتفاقی نیفتاده است. ترس کاراکتر گلی (سیما تیرانداز) از مواجهه با روح حسن (حمید فرخ نژاد) می توانست شروعی خوب و کوبنده برای یک مجموعه باشد، اما افراط و تاکید بیش از اندازه ی کارگردان / فیلمنامه نویس بر این موضوع قضیه را تا حد لوث شدن پیش برده است. همچنین در قسمت های دوم و سوم سریال این سوال برای بیننده پیش می آید که با وجود اینکه گلی فهمیده است تنها او قادر به رویت حسن است و می داند که این روح بی آزار نمی تواند به او آسیبی برساند، پس چرا کماکان از رویارویی با او در هراس است؟ یا اینکه چرا شخصیت گلی این قدر منفعل است؟ چرا با دیدن اصرار روح حسن ماندن در این دنیا، تلاشی از گلی برای جلوگیری از عمل پیوند قلب نمی بینیم؟ گویی او کاملا در برابر مقدرات تسلیم شده است. اگر چنین است پس چرا باید از تماشاگر توقع داشت تا با چنین شخصیت سردرگمی همذات پنداری کند؟ حتی در قسمت های بعد مخاطب از اصرار او برای پیوند قلب حسن به آن جوان بیمار (کوروش) کمی متعجب می شود و فراهم کردن انگیزه های مالی برای این شخصیت نیز نمی تواند دلیلی محکم جهت قانع کردن بیننده باشد. با تماشای قسمت های ابتدایی حلقه ی سبز، به نظر می رسد مشکل مجموعه در این است که حاتمی کیای فیلمنامه نویس نتوانسته درام جذاب و نفس گیری از موضوع مهم و حیاتی پیوند قلب خلق کند و اصرار او برای بخشیدن بعدی ماورایی و معنوی به قضیه نیز به پیرنگ ضعیف داستانش کمک شایانی نکرده است و از لحاظ بصری هم می توان اذعان داشت حاتمی کیای کارگردان در جمع و جور کردن این مشکلات بارز داستانی موفق نبوده و این موضوع را می توان از دکوپاژها و میزانسن های نه چندان بدیع او و ریتم بیش از اندازه کند و درونی سکانس ها به خوبی دریابیم. تنها نکته ی قابل ملاحظه ی این مجموعه بازی قوی و فراتر از نقش سیما تیرانداز است که تا به این جا توانسته بار مجموعه را به دوش بکشد. حمید فرخ نژاد هم در ترسیم کاراکتر حسن بد کار نکرده است و طنز همیشه جاری در بازی اش بعد خاصی به پرسوناژش داده است.


ده سال پیش کیانوش عیاری فیلم ماندگار و کم نقص "بودن یا نبودن" را درباره ی عمل پیوند قلب ساخت که هر چه از زمان ساخت آن می گذرد ارزش های نهفته اش بیشتر آشکار می شود. چه خوب می شد اگر حاتمی کیا نیز به مانند عیاری این موضوع بالقوه خوب را بر بستر فیلمنامه ای درست پایه ریزی می کرد؛ در این صورت شاید او دیگر نیازی به تزریق مسائل ماورایی به داستان سریالش نداشت. البته ریشه ی این مشکل در جای دیگری نهفته است! چند سال است که متولیان و مسئولین سینمایی به موضوعات ماورایی در قالب ژانر جعلی معناگرا توجهی خاص نشان داده اند و اخیرا پای این توجه و عنایت به فیلم ها و مجموعه های تلویزیونی نیز باز شده است، بی آنکه در بطن این موضوع تماشاگرپسند تحقیقات کارشناسی درستی به عمل بیاید. نمونه ی متاخر این قبیل سهل انگاری ها را در ماه مبارک رمضان امسال و در قالب مجموعه ی پراشتباه و ضعیف اغما شاهد بودیم. حلقه ی سبز هنوز در ابتدای راه است و در حال حاضر اظهار نظر قطعی در مورد آن کمی دور از انصاف به نظر می رسد. شاید با ورود کاراکترهای جدید به داستان مجموعه و ایجاد خط روایی های تازه مشکلات محتوایی اثر رفته رفته کمرنگ شود. باید صبر کرد و دید. اما آقای حاتمی کیا بدانید انتظار مخاطبان بیشمار آثار شما بیش از این چیزی است که اکنون بر روی آنتن رفته است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پویا نبی  | 

پس از گذشت چند ماه از برگزاری یازدهمین جشن بزرگ خانه سینما ٬ بخش هایی از این مراسم در قالب دی وی دی وارد بازار می شود . قرار است برای نخستین بار در تاریخ برگزاری مراسم خانه سینما ٬ یازدهمین جشن خانه سینما بصورت کامل به بازار عرضه شود . این برنامه با مدت زمان حدوداً ۷ ساعت شامل بخش های مستند ٬ کلیپ ها ٬ بزرگداشت ها ٬ انیمیشن و ... می باشد . این جشن در دو DVD تهیه و تنظیم شده است . این DVD ها هم اکنون در مراحل پایانی آماده سازی به سر می برند . یازدهمین جشن بزرگ خانه سینما با اجرای پرویز پرستویی در تاریخ سه شنبه ۲۰ شهریور ماه در محوطه ی کاخ سعد آباد برگزار شد .خسرو شکیبایی ٬ باران کوثری ٬ سیما تیر انداز ٬ صابر ابر ٬ رخشان بنی اعتماد ٬ محسن عبدالوهاب ٬ کیومرث پور احمد ٬ حبیب احمد زاده و... از جمله برگزیدگان این جشن بودند .
+ نوشته شده در  ساعت   توسط پویا نبی  | 

 

سینمای ما - ساسان امیرکلالی: هرچند رفيق بد فيلمي ماندگار نيست، هر چند ماجراي تكان دهنده اي ندارد، هر چند فيلمنامه دلچسبي ندارد، هر چند زخمي برجاي نمي گذارد ولي فيلم خوبيست. دلايلي كه من براي خوب بودن اين فيلم دارم از اين قرار است:


 

1) اول و مهمترين دليل اينكه شعارنمي دهد، تزريق اخلاق گرايي در كار نيست ( سكانس انتهايي اش بيشتر شبيه يك شوخيست ).


 

2) سعي نكرده تا با حضور بازيگران خوش چهره و جوان، تماشاگران را براي حضور در سينما وسوسه كند.


 

3) نمرديم و "آقاي مجري" را با سيماي متفاوتي ديدیم. يك آدم بي خيال، يك لمپن، يك آدمي كه ديگرجزو طبقه آدم با سوادها به حساب نمي آيد، چيزي نبود كه در اين دو دهه حضورايرج طهماسب درسينما و تلويزيون ديده باشيم. هر چند كه درحد يك تيپ باقي مي ماند و فراتر نمي رود.


 

4) خبري ازعروسي دختر و پسر در فيلم نيست. خودش در حد يك سنت شكني به حساب مي آيد. اينطور نيست؟


 

5) دركشمكش فيلمهايي كه مثلا مشكلات جوانان را بيان مي كند و به قولي اين مشكلات را به چالش مي كشد ودر حالي كه به نظر مي رسد قرارنيست فيلمي براي كودكان و يا حتي خانواده ها ساخته شود، فيلم رفيق بد مانند يك لشكر يك نفره همه فيلمها را به مبارزه دعوت مي كند و خانواده ها را براي حضور در سينما دعوت مي كند.


 

6) رفيق بد، رفاقت دو رفيقي كه سالهاست باهم كار مي كنند و تشكيل يك زوج سينمايي داده اند ( ايرج طهماسب و حميد جبلي ) و تقريبا فيلمهاي پرفروشي هم داشتند را بيش از پيش مستحكم مي كند.


 

7) ديدن هما روستا پس از مدتها در سينما نعمتي بود كه رفيق بد برايمان به ارمغان آود و خاطره فيلمهاي معروفي را برايمان زنده كرد. صداي آهنگين هما روستا شما را به ياد كدام فيلم مي اندازد؟


 

 8) بايد قبول كنيم كه سينماي ما همين است. در واقع ما هم رفيق بدي براي اين سينما هستيم كه مي خواهيم برايمان اسپارتاكوس و پدرخوانده بسازد.


 

 9) رضا جان، رفيق خوب ما، فيلم بعدي سينما چيه؟ ما رو خبر كن تا دوباره بريم سينما. به شرطي كه اين بار چيپس بخوري ها. ديدن اين فيلمها بدون خوردن چيپس لطفي نداره.



منبع خبر : سینمای ما

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پویا نبی  | 

ایمیل:                                                                      poya_s_black@yahoo.com

 

شماره پیام کوتاه:                                                               9192410287

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پویا نبی  | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پویا نبی  | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پویا نبی  | 

 

مسعود رایگان در نشست مطبوعاتی دستهای خالی

نشست فیلم روز سوم:

 

نشست فیلم سنتوری:

نشست فیلم خون بازی

نشست فیلم پاداش سکوت:

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پویا نبی  | 

۲.

۳.

۴.

۵.

۶.

۷.

۸.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پویا نبی  | 

سینمای ما- مقررات بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر اعلام شد. اين رويداد سينمايي در دو بخش "سينماي ايران" و "سينماي جهان" در روزهاي 12 تا 22 بهمن همزمان با جشن هاي بزرگداشت پيروزي انقلاب اسلامي برگزار مي‌شود. مقررات و بخش های جشنواره امسال به این قرار است:
الف – سينماي ايران
بخش سينماي ايران با هدف "معرفي فيلم‌هاي ارزشمند يك سال فيلمسازي در سينماي ايران و نيز ارزيابي و تشويق هنرمندان اين عرصه به منظور اعتلاي "هنر- صنعت" سينما ، برگزار مي‌شود و فيلم هايي مي توانند در جشنواره فيلم فجر حضور يابند كه تا بهمن ماه سال 1386 در تهران و يا در دوره هاي گذشته اين جشنواره به نمايش در نيامده يا از تاريخ توليد آن ها بيش از دو سال نگذشته باشد.
بخش سينماي ايران در هشت بخش به شرح ذيل برگزار مي شود:

1-"سوداي سيمرغ – مسابقه آثار سينماي داستاني" ،2- "نگاه اول – نخستين فيلم بلند فيلمساز" ،3- "مرور سينماي ايران – غير رقابتي" ، 4- "بخش خارج از مسابقه"، 5- "فيلم برگزيده تماشاگران" ، 6-"راه انبياء- جايزه ويژه بين الاديان" 7- "مسابقه آثار مستند و فيلم كوتاه داستاني – جشنواره جشنواره‌ها" 8- "نكوداشت سينماي ايران" .

بخش سوداي سيمرغ – مسابقه آثار سينمايي داستاني :

يك گروه داوري شامل حداقل پنج نفر هنرمندان و صاحب نظران به انتخاب دبير جشنواره 16 سيمرغ را در دو گروه به برگزيدگان اهدا مي كنند.

گروه اول : سيمرغ زرين جايزه ويژه سينماي ايران به نگاه ملي ( شرقي، ديني، ايراني )

سيمرغ هاي بلورين "بهترين فيلم" ، "كارگرداني" ، "فيلمنامه" ، "بازيگر نقش اول زن" و "بازيگر نقش اول مرد".

گروه دوم : در اين بخش هيات داوران جوايز خود را به مواردي اهدا مي كنند كه موجب پيشرفت و ارتقاء در آن حوزه تخصصي شده باشند، اين سيمرغ ها نيز عبارتند از :

سيمرغ بلورين "بهترين فيلمنامه اقتباسي" ، "فيلمبرداري" ، "تدوين" ، "موسيقي متن" ، "بازيگر نقش زن مكمل" ، "بازيگر نقش مرد مكمل" ، "صداي فيلم" ، "طراحي صحنه و لباس" ، "جلوه هاي ويژه" و "چهره پردازي".

نگاه اول – نخستين فيلم بلند فيلمساز :

در اين بخش يك سيمرغ بلورين به بهترين فيلم اول فيلمساز با داوري يك گروه مستقل اهدا مي‌شود.

مرور سينماي ايران – غير رقابتي :

فيلم هاي اين بخش از ميان آثاري انتخاب مي شوند كه به دليل محدوديت در تعداد فيلم هاي بخش مسابقه موفق به حضور در بخش هاي رقابتي جشنواره نشده اند، در اين بخش نيز فيلم ها مورد ارزيابي قرار مي گيرند و دبير جشنواره از بهترين اثر تقدير خواهد كرد.

بخش خارج از مسابقه :

فيلم هاي خارج از مسابقه آثاري هم ارز با فيلم هاي بخش مسابقه هستند ولي به لحاظ رعايت مقررات از جمله عضويت يكي از سازندگان فيلم در هيات داوري امكان حضور در بخش مسابقه را ندارند و يا سازنده فيلم خواستار نمايش اثر خود در اين بخش شده باشد.

فيلم برگزيده تماشاگران :

جشنواره از طريق مراجعه به آثار تماشاگران به محبوب ترين فيلم ايراني حاضر در بخش مسابقه سيمرغ بلورين اهداء خواهد كرد.

راه انبياء – جايزه ويژه بين الاديان :

يك گروه داوري بين‌المللي پس از بررسي فيلم هاي ايراني جايزه اي در بخش مسابقه سينماي ايران به بهترين فيلم با مضمون "گفت و گوي اديان" و "تعاليم مشترك انبياء اللهي" اهدا مي‌ كند.

مسابقه آثار مستند و فيلم كوتاه – جشنواره جشنواره‌ها :

در اين بخش سه سيمرغ بلورين به بهترين فيلم "مستند بلند و نيمه بلند" ، بهترين فيلم "مستند كوتاه" و بهترين فيلم "داستاني كوتاه" اهدا مي‌شود.

فيلم هايي مي‌توانند متقاضي شركت در اين بخش باشند كه طي دو سال گذشته در بخش هاي گوناگون رقابتي جشنواره هاي معتبر داخلي موفق به دريافت جايزه شده و همچنين در دوره هاي قبلي جشنواره فيلم فجر به نمايش در نيامده باشند. (فيلم هاي بلند مستند از اين قاعده مستثني هستند.)

مدت آثار مستند بلند بالاتر از شصت دقيقه ، آثار مستند نيمه بلند بين سي تا شصت دقيقه و آثار مستند كوتاه تا سي دقيقه و فيلم هاي داستاني كوتاه سه تا پانزده دقيقه خواهند بود.

نكوداشت سينماي ايران :

به منظور ارج نهادن به كوشش هاي ارزشمند سينماگران برگزيده كشور، جشنواره طي آييني از خدمات اين سينماگران تجليل خواهدكرد.

ب - سينماي جهان :

بخش سينماي جهان با هدف "نمايش آثاري كه علاوه بر امكان ترويج و تعامل فرهنگي با ساير جوامع، زمينه ارزيابي بهتر موقعيت سينماي ايران را در مقايسه با ديگر كشورها فراهم آورد" برگزار مي شود.

بخش سينماي جهان در 9 بخش ذيل برگزار مي‌شود.

1-جام جهان نما – مسابقه سينماي بين‌الملل ، 2-در جست و جوي حقيقت – مسابقه آثار معناگرا ، 3-جلوه گاه شرق – مسابقه سينماي آسيا ، 4-جايزه ويژه مصطفي عقاد ، 5-خارج از مسابقه ، 6- جشنواره جشنواره‌ها ، 7-نمايش هاي ويژه ، 8- فيلم برگزيده تماشاگران 9- مرور آثار.

جام جهان نما – مسابقه سينماي بين‌الملل :

در بخش جام جهان نما 7 سيمرغ بلورين به بهترين "فيلم بلند" ، "كارگرداني" ، "فيلمنامه" ، "بازيگر" ، "دست آورد هنري يا فني" و "فيلم كوتاه داستاني" و "جايزه ويژه هيات داوران" اهدا مي‌شود.

در جست و جوي حقيقت – مسابقه سينماي معناگرا :

اين بخش به منظور توجه به نقش سينما به عنوان رسانه اي غني براي بيان مفاهيم غير مادي ، معنوي و شهودي برگزار مي‌شود از اين رو هر اثري كه بتواند مخاطب را به تعالي خصلت هاي انساني از طريق دست يابي به مفاهيم ارزشمند رهنمون سازد، مي تواند در اين بخش حضور يابد.

در اين بخش سه سيمرغ بلورين به "بهترين فيلم" ، " فيلمنامه" و " كارگرداني" اهدا مي‌شود.

جلوه گاه شرق – مسابقه سينماي آسيا :

اين بخش به منظور توجه به اعتلاء و ارتقاء توليدات سينماي آسيا برگزار مي‌شود.

سه سيمرغ بلورين اين بخش عبارت اند از : بهترين "فيلم" ، "كارگرداني" و "فيلمنامه" .

جايزه ويژه مصطفي عقاد :

جشنواره فيلم فجر از ميان فيلم هاي حاضر در سه بخش رقابتي بين‌المللي ( جام جهان نما ، در جست و جوي حقيقت و جلوه گاه شرق) جايزه ويژه اي را با عنوان "مصطفي عقاد" به بهترين فيلم با مضمون ايمان و اميد اهدا مي‌كند.

خارج از مسابقه :‌

فيلم هاي اين بخش هم ارزش بخش مسابقه هستند ولي به علت مغايرت با مقررات جشنواره نمي توانند در بخش رقابتي حضور يابند.

جشنواره جشنواره‌ها :

جشنواره فيلم فجر به منظور آشنايي مخاطبان با فيلم هاي برگزيده ديگر جشنواره هاي معتبر بين‌المللي، زمينه نمايش آثار برگزيده اين جشنواره‌ها را فراهم مي‌كند .

نمايش هاي ويژه :

در اين بخش فيلم هاي كوتاه و بلند اعم از داستاني و مستند كه به شناخت سينماي يك منطقه و يا سرزمين و روند تحولات فرهنگي و فني مي پردازند ، به نمايش در مي آيد.

مرور آثار :

جشنواره در اين بخش به ستايش از كوشش هاي ارزشمند سينماگران و آثار برجسته سينماي جهان مي پردازد.

مسابقه مواد تبليغي و اطلاع رساني سينماي ايران :

به منظور اعتلاي بخش نمايش هنر - صنعت سينماي ايران ، مواد تبليغاتي و اطلاع رساني فيلم ها در زمينه هاي عكس، پوستر، گرافيك محيطي و آنونس و تيزر مورد بررسي و داوري قرار خواهند گرفت و به برترين آثار جوايزي اهدا مي‌شود.

آثار ارايه شده به اين بخش از ميان مواد تبليغاتي فيلم هايي خواهند بود كه در فاصله زماني بيست و پنجمين تا بيست و ششمين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر به نمايش عمومي درآمده باشند.

آخرين زمان تحويل آثار پذيرفته شده در مسابقه مواد تبليغي و اطلاع رساني سينماي ايران پانزدهم دي ماه 1386 خواهد بود.

فرم شركت و مقررات جشنواره از سوي دبيرخانه اين رويداد براي تمامي دفاتر توليد و پخش و سازمان ها و نهادهاي متقاضي شركت در اين جشنواره ، ارسال خواهد شد و علاوه بر آن علاقمندان مي توانند براي دريافت و تكميل اين فرم به دبيرخانه جشنواره مراجعه فرمايند.

تهيه‌كنندگان متقاضي بايد برگه هاي درخواست شركت در جشنواره را تكميل و به همراه نسخه اوليه فيلم ، عكس ، پوستر و بروشور حداكثر تا پايان آذر ماه به دفتر جشنواره تحويل نمايند.

آخرين زمان تحويل نسخه اصلي فيلم هاي پذيرفته شده بيست و پنجم دي ماه 1386 خواهد بود.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پویا نبی  | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پویا نبی  | 

سه شنبه 6 آذر تولد جمشید مشایخی

 

جمعه 9 آذرتولد ریلدی اسکات کارگردان مشهور آمریکایی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پویا نبی  | 

1. واکنش ها همچنان نسبت به فیلم جدید ابراهیم حاتمی کیا(( دعوت)) وجود دارد

 

2. مسعود ده نمکی: اخراجی های 2 را در بهار و با بودجه بخش خصوصی می سازم

 

3. عباس کیارستمی: رو نوشت برابر اصل را فروردین 87 کلید میزنم

 

4. علیرضا امینی: استشهادی برای خدا را برای جشنواره 26 آماده می کنم

 

5. مهدی کرم پور فیلم مستند سیاهرگ را در مسجد سلیمان از اول دی کلید می زند

 

6. سریال 22 قسمتی شهریار به کار گردانی کمال تبریزی از روز جمعه مصادف با

 

2 آذر در شبکه دو به نمایش گذاشته شد

 

7. فرشته طائر پور: زن دوم را به جشنواره 26 فجر نمی دهیم به دلیل مشکلات داخلی گروه

 

8. بهرام رادان از اول آبان تا اول آذر به نیویورک سفر می کند گفته می شود سفر وی

 

کاری نبوده و برای دوران استراحت بعد از بازی در 2 فیلم  این سفر را کرده

 

9. رضا کیانیان: بعد از بازی در فیلم 7:5 دقیقه به سراغ بازی در فیلم راز ساخته دکتر

 

علی رفیعی می روم

 

10 . جمشید هاشم پور برای بازی در فیلم علی ژکان راهی آلمان شد

 

11. کمال تبریزی حسن معجونی را به عنوان نقش اول فیلم پاداش انتخاب کرد او همچنین قصد

 

دارد فیلم همیشه پای یک زن در میان است را به جشنواره 26 فجر برساند

 

12. تست گریم از لیلا حاتمی و علی مصفا برای بازی در سریال پریدخت به کارگردانی سامان

 

مقدم گرفته شد این سریال برای ایام محرم آماده می شود این دومین سریال مقدم بعد از همراز است

 

13. سنتوری آخرین ساخته داریوش مهرجویی  نورز امسال اکران خواهد شد

 

14. خواب زمستان با بازی معتمد آریا / آهنگرانی و حاتمی به نیمه رسید
+ نوشته شده در  ساعت   توسط پویا نبی  | 

                        آخرین اخبار

 

1. دایره زنگی  بدون حضور هدیه تهرانی به پایان رسید

 

2. جلسه نقد و بررسی فیلم چه کسی امیر را کشت ؟ با حضور محمد رضا شریفی نیا / مهدی کرم پور/

 

مصطفی رزاق کریمی/ خسروشکیبایی/ نازنین مفخم/ مهرزاد دانش در روز 18 آذر در آمفی تائتر

 

دانشگاه آزاد زنجان برگزار خواهد شد

 

3. مجید مجیدی: فیلم بعدیم را در هند می سازم

 

4. کارگران مشغول کارند ساخته مانی حقیقی در جشنواره لویز

 

5. رو نوشت برابر اصل  آخرین اثر عباس کیارستمی از 15 اسفند ماه کلید خواهد خورد

 

6.  بیست و پنجمین جشنواره فیلم کوتاه از 22 تا 27 آبان برگزار خواهد شد

 

7. بهمن قبادی : من هقصد ساخت هیچ فیلمی را با حضور مهران مدیری ندارم

 

8. تئاتر شهر از روز 25 آبان دایر خواهد شد

 

9. گلشیفته فرهانی بهترین بازیگر جشنواره فیلم رشد شد برای بازی در فیلم میم مثل مادر

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پویا نبی  |