|
جدیدترین اخبار درباره سینمای ایران/ گزارش اکران/ آمار فروش/فیلتر شکن
|
|
|
|
||||
|
بعد از چند ماه دوباره با بخش بیوگرافی در خدمت شما هستیم
این بار استاد ناصر تقوایی: فیلم های بلند: ۱. آرامش در حضور دیگران ۱۳۴۷ ۲. صادق کرده ۱۳۵۰ ۳. نفرین ۱۳۵۲ ۴.نا خدا خورشید ۱۳۶۵ ۵. ای ایران ۱۳۶۷ ۶.کاغذ بی خط ۱۳۸۰
فیلم های کوتاه: ۱. ناخورهای بیسوادی ۱۳۴۵ ۲.آرایشگران آفتاب ۱۳۴۵ ۳.تاکسیمتر ۱۳۴۵ ۴. فروغ فروخ زاد ۱۳۴۶ ۵.پنجمین جشن هنر در شیراز ۱۳۴۹
فیلمهای مستند: ۱. پنجشنبه بازار میناب ۱۳۴۶ ۲. مشهد قالی ۱۳۴۷ ۳. نخل ۱۳۴۸ ۴.بادجن ۱۳۴۸ ۵. اربعین ۱۳۴۹ ۶. باغ بهشت( توقیف) ۱۳۵۴ پیش ۱۳۷۶
فیلمنامه های ساخته نشده: چای تلخ ۱۳۷۰ کبرت بی خطر ۱۳۷۲ انسان کامل ۱۳۷۲
در ضمن لازم به تو ضیح است که استاد تقوایی یکی از اقتباس کنندگان موفق در سینمای ایران هستند و همینجا از طرف وبلاگ سینما ایران آرزو داریم که استاد هر چه زود تر یک فیلم بسازند پویا نبی
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سوسن تسلیمی به عنوان بازیگر در استخدام تئاتر شهر بود.
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
۱. استاد بهمن قبادی
۲. استاد عباس کیارستمی
۳. استاد تهمینه میلانی
۴. استاد رضا میر کریمی
با ما باشید
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
۱. استاد بهرام بیضایی
۲. استاد ناصر تقوایی
۳. استاد داریوش مهرجویی
۴. استاد مسعود کیمیایی
۵. استاد رخشان بنی اعتماد
۶. استاد امیر نادری
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
همین اول کار ماجرای ورودت به سینما را بگو.
شاهرخشاهي: زمستان سال 80 بود و اردشیر افشین راد دستیار سامان مقدم برای "خوکها" دنبال دو بازیگر جوان بود. من شنیدم اما برای تست نرفتم. اردشیر همبازی من در "مکس" را دید و پیشنهاد تست فیلم سامان را مطرح کرد. او هم با من تماس گرفت و باهم رفتیم برای تست. سامان از من خوشش آمد و مشخصاتم را گرفت و ما دو نفر انتخاب قطعی شدیم. فیلمنامه خیلی خوبی بود و حیف که منتفی شد. بعد رفتیم در پیش تولید "مکس" که یکسال و نیم هم طول کشید و من اولین کسی بودم که از مجموعه "مکس" انتخاب شدم. فیلم ساخته شد و حدود دو سال بعد اکران شد. • بعد از «مکس» مدتي خبری از نیما شاهرخشاهی نبود. چرا؟ شاهرخشاهي: من به صبر اعتقاد عجیبي دارم و از آنجایی که ورودم به سینما با سامان یک ورود حرفهای خوب بود، کار دوم برایم خیلی مهم بود. بعد از "مکس" چند تایی سریال و دو سه تا پیشنهاد فیلم داشتم که صبر کردم و ترجیح دادم کار نکنم. اینکه موقعیتم با چی و چطور تثبیت بشود برایم مهم بود. • تا اين كه «پارک وی» پيشنهاد شد.... ![]() شاهرخشاهي: برای "پارک وی" با خیلیها صحبت شده بود، پیش تولید هم طولانی بود و من هم اتفاقا در جریان همه چیز بودم و از آنجایی که كارهاي جیرانی را دوست داشتم و عاشق کاراکترهای فیلمهایش بودم، ماجرای انتخاب بازیگرش را هم دنبال می کردم. اصلا فکرش را هم نمیکردم که برای فیلم در نظر گرفته بشوم. اتفاقا داشتم وسوسه میشدم که کار دیگری را قبول کنم که شریفینیا زنگ ز و من رفتم برای تست. یکی از مهمترین خصوصیات کوهیار که خود جیرانی هم روی آن تاکید داشت نوع نگاههایش بود و شریفی نیا این ها را در من می دید. فیلمنامه را آوردند و من قسمتهایی از دیالوگها را گفتم و همان جا هم احساس کردم جیرانی بیشتر به نگاهها توجه دارد تا گفتار و کلام. فردای همان روز تماس گرفتند و گفتند بیا برای قرارداد. • فکر میکنی چه قابلیتهای خاصی باعث شد که برای نقش کوهیار انتخاب بشوی؟ شاهرخشاهي: 50 درصدش نگاههای کوهیار بود که آقای جیرانی از من دید، بعلاوه اینکه از نظر فیزیک و ظاهر هم من را بررسی کرد. تند گفتن دیالوگ هم برایش مهم بود. شاید هم دوست داشت بیننده از ایفاگر نقش کوهیار ذهنیت قبلی نداشته باشد. • چه دلایلی باعث شد اين نقش را قبول کنی؟ شاهرخشاهي: فیلمنامه را که گرفتم همان شب ساعت 12 شروع کردم به خواندن، با توجه به اینکه میدانستم داستان یک آدم روانپریش و در ژانر وحشت است، فضای مشابه ایجاد کردم؛ نور کم و یک موزیک خاص. خیلی دقیق فیلمنامه را خواندم و سکانس به سکانس خودم را جای کوهیار گذاشتم. بعضی جاها خودم هم وحشت میکردم و همینطور توی ذهنم میگفتم عالیه. فردا صبح که دستیار کارگردان تماس گرفت، پرسید می دانی که نقش خیلی حساس است و تهیهکننده هم حساسیت زیادی روی بازيگر فیلم دارد. میتوانی بازی کنی ؟ و من هم خیلی با اطمینان و تسلط گفتم که میتوانم و دلایلم را توضیح دادم. • آن موقع چقدر به موفقیت فیلم و جذب مخاطب فکر میکردی؟ شاهرخشاهي: خیلی زیاد، فیلمنامه خیلی خوب بود و در اجرا هم همه چیز خوب پیش رفت. • احتمال میدادی كه فیلم پرفروش بشود ؟ شاهرخشاهي: در حین کار فکر میکردم پر فروش بشود، یک سری صحنهها بود که در طول کار اضافه شدند و با توجه به آنها احتمال میدادم کار پر فروشی شود. • واكنشهاي مردم در طول جشنواره و این یک هفته که از اکران فیلم می گذرد، چطور بوده؟ شاهرخشاهي: بعد از "مکس" خیلیها میآمدند پیش من و عکس و امضا میگرفتند. همه شخصیت امیر علی را دوست داشتند و تحت تاثیر فیلم قرار گرفته بودند، اما بعد از "پارک وی" دو جور برخورد میشد: یا بازی را دوست داشتند و تبریک میگفتند و یا اینکه آنقدر من را در قالب نقش پذیرفته بودند که بیشتر به عنوان کوهیار با من برخورد میشد تا نیما شاهرخشاهي. • به نظر بعضی ها پایان «پارک وی» نا مفهوم است، چرا؟ نیما: خب پایان "پارک وی" باز است و شاید هم "پارک وی 2 " ساخته شود. • نظرت در مورد بیانت در "پارک وی" چیست؟ شاهرخشاهي: خب من در "مکس" کاملا گویشم متفاوت بود ولی اینجا با توجه به کاراکتر کوهیار اصلا قرار بود که تا حدودی غیر عادی باشم. بنا به نظر خود آقای جیرانی باید تند صحبت می کردم. • بطور کلی از بازي در فيلم "پارک وی" راضی هستی؟ ![]() شاهرخشاهي: به نظر من کسی که جرات ساخت چنین فیلمی را در سینمای ایران داشته باشد، باید مورد تقدیر قرار بگیرد، خیلیها اصلا برای خندیدن به سینما میروند اما همانها هم در مواجهه با بعضی صحنههای فیلم دچار رعب و حیرت میشوند. سر برخی صحنهها صداهای خنده به کلی در سالن قطع میشوند. ما این ژانر را در سینمای ایران تجربه نکردیم و بیشتر نمونهها هالیوودی بود. در هر حال "پارک وی" یک اتفاق نو در سینمای ماست. • صحنهای از فيلم هست که از آن راضی نباشی؟ شاهرخشاهي: من تمام انرژیام را گذاشتم. میترسم اگر 3، 4 تا کار دیگر هم بکنم باز این کارم را بیشتر دوست داشته باشم. صحنهای که زیر باران میدویدیم خیلی سخت بود، من باید سرعتم را با دوربیني که دارد دور 360 درجه میزند تنظیم میکردم و همزمان هم نباید به دوربین نگاه میکردم و چیدمان هم خیلی خاص بود، بعلاوه باران که فاجعه بود و این شرایط سخت 5 بار تکرار شد و بازهم البته چیزی که می خواستم نشد. • کدامیک از صحنههای "پارک وی" را بیشتر دوست داری؟ شاهرخشاهي: صحنهای که با ماهیتابه زدم توی صورت فلور و صحنهای که بعد از اینکه کتک خیلی بدی خوردم و سردم شده و دارم می لرزم، با توجه به اینکه وسط تابستان بود و من 4 تا لباس پوشیده بودم و پتو هم دورم بود، یک سری دیالوگ حسی داشتم که خیلی خوب بودند. • صحنهاي كه روی پل پارک وی برخلاف جهت ماشینها حرکت میکنی، کاملا مشخص است که پل بسته شده و جز ماشین تو و رعنا، ماشین دیگری نمیبینیم . شاهرخشاهي: قبول دارم. چون ما فقط ۱۰ دقیقه اجازه بستن پل را داشتیم و باید تو همین ۱۰ دقیقه این سکانس را فیلمبرداری میکردیم، به دلیل کوتاهی وقت نتوانستیم ماشین دیگری اضافه کنیم. • در سکانس شب که كوهيار و رعنا روی پل پارکوی حرکت میکنند، ما چند ماشین در حال حرکت به سمت مخالف ماشین رعنا میبینیم. اما پلان دوم که تو از ماشین پیاده میشوی دیگر ماشینی دیده نمیشود جز 2 تا که آنها هم به شکل غیرطبیعی از جلوی ماشینهای شما عبور میکنند، حتی چراغ عقب ماشینی که جلوی شما ایستاده روشن میشود و کاملا مشخص است که بعد از گفتن کلمه حرکت توسط جیرانی این ماشین شروع به حرکت میکند . شاهرخشاهي: اینها هم شاید بخاطر کمبود وقت و امکانات بوده. • در سکانسی از فیلم «آب و آتش» هم ماشین در خلاف جهت اتوبان حرکت میکند و همین حرکت باعث تصادف شدیدی بین دو ماشین سر فیلمبرداری شد و شاید به همین علت جیرانی دیگر از حرکت ماشین در خلاف جهت بین دیگر ماشین ها خودداری کرده، در صورتی که میتوانست بهمین اول کار ماجرای ورودت به سینما را بگو. شاهرخشاهي: زمستان سال 80 بود و اردشیر افشین راد دستیار سامان مقدم برای "خوکها" دنبال دو بازیگر جوان بود. من شنیدم اما برای تست نرفتم. اردشیر همبازی من در "مکس" را دید و پیشنهاد تست فیلم سامان را مطرح کرد. او هم با من تماس گرفت و باهم رفتیم برای تست. سامان از من خوشش آمد و مشخصاتم را گرفت و ما دو نفر انتخاب قطعی شدیم. فیلمنامه خیلی خوبی بود و حیف که منتفی شد. بعد رفتیم در پیش تولید "مکس" که یکسال و نیم هم طول کشید و من اولین کسی بودم که از مجموعه "مکس" انتخاب شدم. فیلم ساخته شد و حدود دو سال بعد اکران شد. • بعد از «مکس» مدتي خبری از نیما شاهرخشاهی نبود. چرا؟ شاهرخشاهي: من به صبر اعتقاد عجیبي دارم و از آنجایی که ورودم به سینما با سامان یک ورود حرفهای خوب بود، کار دوم برایم خیلی مهم بود. بعد از "مکس" چند تایی سریال و دو سه تا پیشنهاد فیلم داشتم که صبر کردم و ترجیح دادم کار نکنم. اینکه موقعیتم با چی و چطور تثبیت بشود برایم مهم بود. • تا اين كه «پارک وی» پيشنهاد شد.... ![]() شاهرخشاهي: برای "پارک وی" با خیلیها صحبت شده بود، پیش تولید هم طولانی بود و من هم اتفاقا در جریان همه چیز بودم و از آنجایی که كارهاي جیرانی را دوست داشتم و عاشق کاراکترهای فیلمهایش بودم، ماجرای انتخاب بازیگرش را هم دنبال می کردم. اصلا فکرش را هم نمیکردم که برای فیلم در نظر گرفته بشوم. اتفاقا داشتم وسوسه میشدم که کار دیگری را قبول کنم که شریفینیا زنگ ز و من رفتم برای تست. یکی از مهمترین خصوصیات کوهیار که خود جیرانی هم روی آن تاکید داشت نوع نگاههایش بود و شریفی نیا این ها را در من می دید. فیلمنامه را آوردند و من قسمتهایی از دیالوگها را گفتم و همان جا هم احساس کردم جیرانی بیشتر به نگاهها توجه دارد تا گفتار و کلام. فردای همان روز تماس گرفتند و گفتند بیا برای قرارداد. • فکر میکنی چه قابلیتهای خاصی باعث شد که برای نقش کوهیار انتخاب بشوی؟ شاهرخشاهي: 50 درصدش نگاههای کوهیار بود که آقای جیرانی از من دید، بعلاوه اینکه از نظر فیزیک و ظاهر هم من را بررسی کرد. تند گفتن دیالوگ هم برایش مهم بود. شاید هم دوست داشت بیننده از ایفاگر نقش کوهیار ذهنیت قبلی نداشته باشد. • چه دلایلی باعث شد اين نقش را قبول کنی؟ شاهرخشاهي: فیلمنامه را که گرفتم همان شب ساعت 12 شروع کردم به خواندن، با توجه به اینکه میدانستم داستان یک آدم روانپریش و در ژانر وحشت است، فضای مشابه ایجاد کردم؛ نور کم و یک موزیک خاص. خیلی دقیق فیلمنامه را خواندم و سکانس به سکانس خودم را جای کوهیار گذاشتم. بعضی جاها خودم هم وحشت میکردم و همینطور توی ذهنم میگفتم عالیه. فردا صبح که دستیار کارگردان تماس گرفت، پرسید می دانی که نقش خیلی حساس است و تهیهکننده هم حساسیت زیادی روی بازيگر فیلم دارد. میتوانی بازی کنی ؟ و من هم خیلی با اطمینان و تسلط گفتم که میتوانم و دلایلم را توضیح دادم. • آن موقع چقدر به موفقیت فیلم و جذب مخاطب فکر میکردی؟ شاهرخشاهي: خیلی زیاد، فیلمنامه خیلی خوب بود و در اجرا هم همه چیز خوب پیش رفت. • احتمال میدادی كه فیلم پرفروش بشود ؟ شاهرخشاهي: در حین کار فکر میکردم پر فروش بشود، یک سری صحنهها بود که در طول کار اضافه شدند و با توجه به آنها احتمال میدادم کار پر فروشی شود. • واكنشهاي مردم در طول جشنواره و این یک هفته که از اکران فیلم می گذرد، چطور بوده؟ شاهرخشاهي: بعد از "مکس" خیلیها میآمدند پیش من و عکس و امضا میگرفتند. همه شخصیت امیر علی را دوست داشتند و تحت تاثیر فیلم قرار گرفته بودند، اما بعد از "پارک وی" دو جور برخورد میشد: یا بازی را دوست داشتند و تبریک میگفتند و یا اینکه آنقدر من را در قالب نقش پذیرفته بودند که بیشتر به عنوان کوهیار با من برخورد میشد تا نیما شاهرخشاهي. • به نظر بعضی ها پایان «پارک وی» نا مفهوم است، چرا؟ نیما: خب پایان "پارک وی" باز است و شاید هم "پارک وی 2 " ساخته شود. • نظرت در مورد بیانت در "پارک وی" چیست؟ شاهرخشاهي: خب من در "مکس" کاملا گویشم متفاوت بود ولی اینجا با توجه به کاراکتر کوهیار اصلا قرار بود که تا حدودی غیر عادی باشم. بنا به نظر خود آقای جیرانی باید تند صحبت می کردم. • بطور کلی از بازي در فيلم "پارک وی" راضی هستی؟ ![]() شاهرخشاهي: به نظر من کسی که جرات ساخت چنین فیلمی را در سینمای ایران داشته باشد، باید مورد تقدیر قرار بگیرد، خیلیها اصلا برای خندیدن به سینما میروند اما همانها هم در مواجهه با بعضی صحنههای فیلم دچار رعب و حیرت میشوند. سر برخی صحنهها صداهای خنده به کلی در سالن قطع میشوند. ما این ژانر را در سینمای ایران تجربه نکردیم و بیشتر نمونهها هالیوودی بود. در هر حال "پارک وی" یک اتفاق نو در سینمای ماست. • صحنهای از فيلم هست که از آن راضی نباشی؟ شاهرخشاهي: من تمام انرژیام را گذاشتم. میترسم اگر 3، 4 تا کار دیگر هم بکنم باز این کارم را بیشتر دوست داشته باشم. صحنهای که زیر باران میدویدیم خیلی سخت بود، من باید سرعتم را با دوربیني که دارد دور 360 درجه میزند تنظیم میکردم و همزمان هم نباید به دوربین نگاه میکردم و چیدمان هم خیلی خاص بود، بعلاوه باران که فاجعه بود و این شرایط سخت 5 بار تکرار شد و بازهم البته چیزی که می خواستم نشد. • کدامیک از صحنههای "پارک وی" را بیشتر دوست داری؟ شاهرخشاهي: صحنهای که با ماهیتابه زدم توی صورت فلور و صحنهای که بعد از اینکه کتک خیلی بدی خوردم و سردم شده و دارم می لرزم، با توجه به اینکه وسط تابستان بود و من 4 تا لباس پوشیده بودم و پتو هم دورم بود، یک سری دیالوگ حسی داشتم که خیلی خوب بودند. • صحنهاي كه روی پل پارک وی برخلاف جهت ماشینها حرکت میکنی، کاملا مشخص است که پل بسته شده و جز ماشین تو و رعنا، ماشین دیگری نمیبینیم . شاهرخشاهي: قبول دارم. چون ما فقط ۱۰ دقیقه اجازه بستن پل را داشتیم و باید تو همین ۱۰ دقیقه این سکانس را فیلمبرداری میکردیم، به دلیل کوتاهی وقت نتوانستیم ماشین دیگری اضافه کنیم. • در سکانس شب که كوهيار و رعنا روی پل پارکوی حرکت میکنند، ما چند ماشین در حال حرکت به سمت مخالف ماشین رعنا میبینیم. اما پلان دوم که تو از ماشین پیاده میشوی دیگر ماشینی دیده نمیشود جز 2 تا که آنها هم به شکل غیرطبیعی از جلوی ماشینهای شما عبور میکنند، حتی چراغ عقب ماشینی که جلوی شما ایستاده روشن میشود و کاملا مشخص است که بعد از گفتن کلمه حرکت توسط جیرانی این ماشین شروع به حرکت میکند . شاهرخشاهي: اینها هم شاید بخاطر کمبود وقت و امکانات بوده. • در سکانسی از فیلم «آب و آتش» هم ماشین در خلاف جهت اتوبان حرکت میکند و همین حرکت باعث تصادف شدیدی بین دو ماشین سر فیلمبرداری شد و شاید به همین علت جیرانی دیگر از حرکت ماشین در خلاف جهت بین دیگر ماشین ها خودداری کرده، در صورتی که میتوانست با توجه به تجربه قبلی این سکانس را خیلی بهتر بگیرد. سر فیلم «کارناوال مرگ» که چند ماه پیش فیلمبرداری میشد، چندین ساعت خیابان ولیعصر را برای فیلمبرداری بستند و شب دیگری هم چندین ساعت تونل رسالت را بستند. چرا برای «پارک وی» این اتفاق نیفتاد ؟ شاهرخشاهي: حتما آنها قدرتی داشتند که میتوانستند کل تهران را هم ببندند، اما گروه ما این قدرت را نداشت . ا توجه به تجربه قبلی این سکانس را خیلی بهتر بگیرد. سر فیلم «کارناوال مرگ» که چند ماه پیش فیلمبرداری میشد، چندین ساعت خیابان ولیعصر را برای فیلمبرداری بستند و شب دیگری هم چندین ساعت تونل رسالت را بستند. چرا برای «پارک وی» این اتفاق نیفتاد ؟ شاهرخشاهي: حتما آنها قدرتی داشتند که میتوانستند کل تهران را هم ببندند، اما گروه ما این قدرت را نداشت .
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
خانم تيموري اهالي تئاتر كه تشريف مي آورند بلافاصله اولين انتقاد را متوجه مسئولين ميكنند چرا مگر واقعاً مسئولين اينقدر بي انصافي ميكنند ؟ سابقه تئاتريم به من ميگويدکه آنچيزي كه در ابتدا آموخته ايم اين است كه تئاتر كاري است پر رنج و بضاعت مالي پايين البته اين شرايط به دليل وضعيتي كه وجود دارد در همه دنيا به اين صورت است چون به خاطر اينترنت و فيلم و سي دي ها دچار مشكل تما شاچي هستند در شرايط اخير مشكلات ما دوبرابر شده است هر روز سياست گزاري هايي مي شود و محدوديتهايي به وجود مي آيد به همين دليل تئاتريها كمي سر در گم هستند . من اتفاقاً يك روزي كه مسئول مركز هنرهاي نمايشي بودم گفتم كه تئاتر اينقدر دچار مشكلات و معضلات است و اين دوستاني كه اينجا جمع شده اند هميشه اينجا و بعد از اين هم خواهند بود و اين مديران هستند كه تغيير ميكنند و تا يكي بيايد و خودش را آماده بكند با مقوله تئاتر و مشكلات را بشناسد و دوره تمام شده ودوره بعد آغاز شده است . از همكاران شما شنيده ام كه اين اواخر گلايه هاي شديدي وجود دارد از قطع حقوق كساني كه در انجمن نمايش هستند درست است؟ انجمن نمايش از طريق آقاي علي منتظري در اواسط دهه 60 اين انجمن را پايه گذاري كردند و خواستند كه بخشي از فعالين تئاتر كه در آن موقع نيروهاي تئاتر بودند دور هم جمع بشوند و حق و حقوقي را براي آن افراد در نظر بگيرند آنها جدا از تئاتر بودند و زير پوشش مركز هنرهاي نمايشي آنچه كه به عنوان حقوق گذاشته ميشد خيلي پايين تر از نرم حقوقي وزارت كار بود دوستان به اين چيزها زياد توجهي نشان نميداند و مهم اين بودكه در كنار هم كارهاي برجسته تئاتري انجام بدهند اين حقوق كم در چه حدي بود ؟ خجالت ميكشم بگويم آخرين دريافتي من 120000تومان بوده است . اصلاً چرا اين انجمن نمايش به وجود آمده است وقتي كه تبصره و بودجه اي ندارد. جناب منتظري خواستند كه نيروهايي را كه در واقع فعال هستند را يك نيرو با تئاتر اضافه بكند حضور آقاي منتظري به عنوان كسي كه تغييرات عظيم و اساسي تئاتر بوجود آورد و پايه گذار برطرف شدن بسياري از مشكلات تئاتر بودند را نميشود انكار كرد .ايشان خواستند كه يك قدمي باشد براي اينكه اين دوستان را جذب بكنند بعد از يك شرايطي بروند زير پوشش انجمن نمايش تئاتر. الان حقوق چند نفر را قطع كرده ؟ 40 نفر از فعالترين و با سابقه ترين دوستان و همكاران تئاتري هستند خودم آقاي آتيلا پسياني خانم هما روستا و محمد رحمانيان و همسرشان خانم نصير پور و آقاي اصغر همت و بسياري از دوستان كه در آن دهه زحمت ميكشيدند .پول اصلاً مهم نبود و مهم اين بود متوليان فرهنگي براي كساني كه پيشينه مشخصي دارند اينقدرا عتبار قائل بشوند و چون همه ما نگران هستيم كه وقتي ما از كار افتاده شديم .ما يك انتظار ديگري داشتيم از مسئولين فرهنگي صرفاً سياست گذاري و ساخت سالن يك احترام روحيه دادن و يك حمايت بكنند. بياييم به سينما و سال 73 و اولين كار با آقاي زينالزاده . اين تئوري كه ورود خانمهاي بازيگر در سينما و رسيدن به اوج درخشش بايد حداكثردر دهه سوم زندگيشان اتفاق بيافتد با ورود شما ورسيدن به يك جايگاه مشخص نشان داديد كه ميشود در دهه چهارم در سينما هم يك جايگاه مطلوبي براي يك بازيگر زن تعريف بشود شما عرض بنده را قبول داريد یا اتفاقي است . اين بر ميگردد به به نگاهي كه من از حرفه ام داشته باشم ومن اجرايي داشتيم كه آن هم پايه آقاي پرستويي بود با آقاي مير باقري آشنا شدم و در واقع اولين كار جدي من شروع شد..سريال رعنا دلايل مختلفي داشت كه مطرح شد كه هنوز هم معتقدم يكي از كارهاي خوب تلويزيون بود . خيلي هم از روزنه استفاده كرده بودند و من موقعي كه به سينماآمدم خيلي از دوستان گفتند چرا اينقدر دير .ولي براي من مهم اين بود كه كي مي آيم و چقدر مي توانم شما را جايگزين بكنم . اين ربطي به اين ندارد كه حالا شما دير وارد شده ايد و اين حرفها را مي گوييد از قبل هم تئو ري شماهمين بوده است. بله دقيقاً همينطور است و يادم است كه براي رعنا استاد من آقاي خسروي كه چند تا تئاتر با ايشان كار كردم كه خيلي چیزها از ايشان ياد گرفتم كه مشاوره من با ايشان اين بود كه الان من وقتش است كه وارد كار تصويري بشوم خيلي سعي ميكردم با احتياط وارد بشوم . شما جزء بازيگران زني هستيد كه به فن بيان مسلط هستيد و صداي خوب و مناسبي داريد ولي اگر در آن تأمل نشود مي تواند يك نقطه ضعف هم براي شما باشد كما اينكه شما را با پرسوناژ صوتي بيشتر قبول كنند تا كاراكتر تصويري شما ميپذيريد؟ شما كاملاً درست ميگوييد اين احتياطي كه من گفتم يك مجموعه است كه بخشي از آن مربوط به فن بيان مي شود انتقاد شما را ميپذيرم در صورتي كه اشاره بكنيد به يكي از كارهايم . اينكه فن بيان در تئاتر جا افتاده است شكي نيست من ميگويم اين فن بيان و صداي خاص تئاتري يك شخصيت صوتي هم در كنار شخصيت تصويري شما ساخته است اين باعث شده است كه شما در فيلمها متعدد نقش زناني را بازي بكنيد كه بسيار رنجور هستند دردمند هستند و مدام ظلم ميبينند در قارچ سمي همين است در كافه ستاره و بيد مجنون نيز همينطور . خيلي خوشحالم كه به اين مورد اشاره كرديد يكي از منتقدين كه من همين اواخر هم با ايشان گفتگو داشتم همين مطلب را نوشته بود حرف من اين است كه در آن مقطع سناريو هايي كه نوشته ميشدند ضرورت اين بود كه در مورد اين زنها و اين مشكلاتشان سناريو نوشته شود اما اين سناريو ها موضوعاتشان اين بوده كه اين زنها مورد هجوم و تحقير قانوني يا اجتماعي يا از طريق همسرشان اعمال ميشده . به من بفرماييد در مورد اين فيلمها كه گفتيد آيا از نظر بازيگري شيوه اجرا ي بازيگري هم يكي بودند . نه اينطور نيست ولی من معتقد هستم كه شما نقشهاي يكسان را متفاوت بازي كرديد اما وقتي كه به كافه ستاره ميرسيد براي خودتان هم خيلي مطلوب است كه هم نقش عوض مي شود و هم نقش آفريني كه چه بسا مي تواند نقطه عطفي براي كارهاي بعدي شما باشد در گوشواره هم همينطور است كه اول مي شويددر جشنواره بنابراين نميتوانيد انكار كنيد كه كافه ستاره شما را از اين جدا ميكند و خيلي به شما كمك ميكند . درست است همان منتقد هم همين نظر شما را داشت منتهي بازي ها متفاوت هستند مثلاً در تيك آن لحني كه وجود دارد مختلف است مرد باراني با قارچ سمي متفاوت است . حالا ميرسيم به موضوع كافه ستاره و نقشهايي از اين دست ما خيلي خوب ميدانيم كه در سينما براي بازيگران كمتر اتفاق مي افتد كه با سناريو هاي متفاوتي روبرو بشوند چيزي كه براي خود من هم جذاب است اين است كه من كجا ميتوانم يك نقشي را جذابتر ايفا بكنم و يك نگاه ديگري به بازيگري و يا يك شخصيتي كه ممكن است هر روز ما نميبينيم ولي يك توجه خاص بهشان كردم .اين كمتر اتفاق مي افتد كه بتوانند نقشهاي متعدد را بازي بكنند محدوديت سناريو و موضوع . در يك دوره اي در جشنواره چون آنجا است كه فيلمها بررسي ميشوند و مورد نظر قرار ميگيرند يك دوره اي بود كه در جشنواره بيشتر دختران زمينه هاي باز مشورتي مي خواهند و همينطور پسرها و بيشتر نظرشان اين است كه به مسائل جانبازان و شهدا بپردازند آن موقع است كه سناريوهايي كه به شما داده ميشود همش در مورد دفاع مقدس است من فكر ميكنم كه در فجر مشخص است كه سياستگذاري سال آينده چگونه است چون در فجر معمولاً شخصيتي مي شود تا بازيگري . يك سوالي را كه بايد از سامان مقدم بپرسيم از شما مي پرسيم قبول داريد كه كافه ستاره كپي يك فيلم زود هنگام از يك فيلم مكزيكي است كه 10 سال هم نميگذرد كه يك كپي از روي آن زدند .شماپاسخ ميدهيد يا آقای مقدم خودشان پاسخ دهند . من فكر ميكنم كه اگر سامان مقدم هم بود همين جواب را ميداد البته چون ايشان در بستر كارگرداني و سناريو هستندمیتوانند باز تر توضيح بدهند در وحله اول وقتي كه سناريو را به من دادند و گفتند كدام نقش را انتخاب ميكني.گفتم فريبا و گفتند نه ملوك. خيلي منتقدين هم همين نظررا دشتند كه چيه شما و خانم بايگان بايد عوض ميشد . خوب اين كه اينگونه ميشود كه يك كارگردان اين قدرت را داشته باشد كه بتواند تجربه كند.اين كار ما مشق كردن است بازيگر جايي را ندارد، يك بخش آموزش يا... .متأسفانه در كشور ما چيزي به باز آفريني براي بازيگران وجود ندارد ..اين اجازه را بدهيد كه بازيگران اين سيا مشقها را بكنند تا بتوانند به آن چيز مطلوب برسند شگفت انگيزنيست كه براي اولين بار سامان مقدم يك كارگردان جوان اين پيشنهاد را كردند من خيلي استقبال كردم.در مورد سناريوی من تاآنجايي كه اطلاع دارم آقاي سامان مقدم حالش خيلي بد بود و كارش به بيمارستان كشيد و براي من توضيح داد كه تا زماني كه واقعاً نزديك فجر بوده اطلاعي نداشته از اين موضوع و تما می ما هم اطلاعي نداشتيم تا الان هم ما آن فيلم را نديده ايم .هيچ اشكالي ندارد كه اگر ما چيز ي رابخوانيم بتوانيم ايده هايي از آن بگيريم و با ديدگاههاي خودمان آن را بومي بكنيم. ولي بايد قبول بكنيم كه اين فيلم را بومي آن فيلم ساخته ايم .حداقل این را در انتهای فیلم اشاره می کردند ولي من مطمئن هستم و تا آنجايي كه با سامان مقدم در تماس هستم گفتگو كردم زمان اكران در فجر اطلاعي نداشته از اين موضوع . همين باعث شد كه شما بعد ها نام سناريست را حذف بكنيد در بيل بردها ؟البته شما نه. اين را بايد از كارگردان وتهيه كننده پرسيد . شما جند تا فرزند داريد؟ من دو تا دختر دارم به اسم درنا و دنيا كه د ختر بزرگم كارگرداني تئاتر ميخواند و دختر كوچكم هنرستان سال آخر است . چرا هيچكدام از بازيگران سينماي ايران فرزندانشان بازيگر نميشوند ؟ من يه جورايي نظر استاد نصیریان را دارم. دختر ها با فضاي كار من آشنا هستند من دوست دارم خودشان انتخاب بكنند كه در اين حرفه باشند يا خير . خيلي ها كه علاقه مند به بازيگري هستند اينرا يك روياي وصف ناپذير براي خودشان تصور ميكنند يك لحظه فكر بكنند كه هيچ كدام از بازيگران ايران فرزندانشان بازيگر نشده اند اين يك تضادي در ذهنشان ايجاد ميكند اين بر ميگردد به مقوله حضور بازيگران جديد در عرصه بازيگري در هر شاخه اينكه به قول شما همه چيز خوب است و گاهي هم اتفاقاتي مي افتد كه خيلي راحت وارد اين حرفه ميشوند بعضي هم مواجه با تبليغاتي مي شوند كه اين حرفه خيلي راحت مي شود وارد آن شد و خيلي هم ساده است به طور جدي به اين حرفه نگاه كنيم چون بعضي از همكاران عزيزم اعتقاد دارند كه اين يك حرفه است بله اين يك حرفه هنري است وقتي شما مقوله هنر را بكار ميبري يكسري مسئوليتهاي سنگين پشت سرت است .من خيلي به نسل جوان اعتقاددارم و اينكه مي بايست اينقدر رشد بكنند وقتي كه من ديگر كارايي نداشتم آنها بسيار فراتر از من نوعي در اين حرفه عمل بكنند . چه اتفاقي افتاد كه سريال شب دهم با مضمون مذهبي به شدت بيننده جذب كرد ؟ شب دهم ، چون در هر دوره اي يك نقطه ي عطفي در تلويزيون اتفاق مي افتد و ديگر موقع آن بود كه اين اتفاق بيافتد با اينكه احترام خاصي براي آقاي فتحي قائلم و به پشتوانه اطلاعاتش مخصوصاً در مورد تاريخمان موقعي كه متن را خواندم و به آقای فتحي جواب بله دادم دیدم این کار تمام خاسته هاي تما شاچي را بر آورده می کند و به اندازه تماشاچی تلويزيون است يعني عشق سياست و جنايت در آن است چون همه نوع سليقه اي را با خودش همراه ميكند به اضافه اينكه از انتخابهاي خوب فتحي بوده است .فكر ميکنم مجموعه اي كه خيلي انتخابهاي صحيحي بود و بازيگران چيده شده بودند و آقاي فتحي با درايتي كه داشت خيلي خوب ميدانست كه دارد چكار ميكند. ما اگر بتوانيم مفاهيم مذهبي را مثل اين فيلم با زواياي جديد به مردم نشان بدهيم خيلي جذابتر خواهد بود. نسل جوان ما زياد نسبت به مسائل سنتي مذهبي ما آگاهي چنداني ندارند و لي در اين مجموعه يك جورايي حتي شيفته شدند و دنبالش رفتند. يك سكانسي از اين فيلم را باهم مي بينيم حستان را بفرماييد. فكر ميكنم احساس من در رابطه با اين صحنه مثل همه بينندگان و همكاران است كه اين مجموعه را ديدند در واقع اوج تمام احساسات انساني است كه اوج گرفته و پخته شده است كه از عشق زميني جدا شده و بالاميرود . جايي من خواندم كه شما در فيلم سنتوري جايگزين خانم حاجيان شده ايد؟ من اولين بار است كه از شما مي شنوم شنيده ام كه به موفقيت فيلم گوشواره خيلي اميدوار هستيد و فكر ميكنيد كه اتفاق تازه اي براي خانم تيموريان خواهد افتاد. چون فيلم هنوز اكران نشده است نميتوانم باز بكنم و لي تا اين حد بگويم كه تجربه جديدي در يك نقش ديگري است .خيلي دوستان و همكاران كه اين فيلم را ديده اند به من گفتند كه من باور نميكردم كه اين شما هستيد و مردم هم بايد قبول بكنند كه براي هر بازيگري شايد اتفاق بیفتد كه به شكلهاي مختلف ديده بشود و اين بخشي از مسئوليت يك بازيگر است . در كافه ستاره خانم تيموريان كاملاً عوض مي شود و اين عوض شدن به جذاب شدن نقش خيلي كمك ميكند شايد اگر كس ديگري اين نقش را بازي ميكرد به اين اندازه جذاب نميشد ولي تنوع لزوماً دليل موفقيت خانم تيموريان نخواهدبود اميدوارم كه در فيلم گوشواره اين اتفاق نيافتد. شما كمي روحيه خودم را داري آدم سختگير و نكته بيني هستيد همين سختگيري ها است كه باعث مي شود با هم گفتگو بكنيم و بستر هاي وسيع تري باز بشود بخصوص به حرفه بازيگري كمي جدي تر نگاه بكنيم من معتقد هستم كه ديگرهمكاران من هم اين نقشهاي من را بازی می کردند اين فيلمها شكل ديگري پيدا ميكرد من به عنوان بازيگر آن نقش ،آن نقش را اينگونه ديدم و سعي كردم به آن نزديك بشوم براي من شگفت انگيز بود كه در كافه ستاره ، ملوك من را باخودش ميبرد هر بازيگري براي خودش چار چوبهايي براي نزديك شدن به نقشش دارد ولي يك چار چوب اصلي وجود دارد كه همه ي دنيا با آن تئوري جلو ميروند تجربيات مي آموزد كه هر بازيگري براي خودش يك رازهايي دارد براي رسيدن به آن نقش من اين ترفندها را داشتم سعي كردم به آن نزديك بشوم و بشناسمش بعد از آن ملوك من را با خودش ميبرد اتفاقاتي سر صحنه مي افتاد كه من راجع به آن فكر نكرده بودم ولي اتفاق مي افتاد. خانم تيموريان عرض بنده شايد از يك دغدغه ذهني براي خيلي از بازيگران شكل ميگيرد فرض كنيد كه خانم تيموريان آمد و در سينما درخشيد بعد از اين چطور وقتي كه ما در سينما به اوج رسيديم و كارهايمان را هم خوب انجام داديم بعدش چكار ميخواهيد بكنيد؟ بله من خيلي راجع به اين فكر كرده ام خيلي روشن است ما هم مسن تر مي شويم تجربياتمان را بايد به ديگران منتقل بكنيم در خانه هم هميشه اين تصور رادارم در خانه هم هميشه با خانواده هستم و همسرم و احتمال دارد مثل خيلي از بزرگاني كه خانه نشين هستند من هم خاطراتم را بنويسم و چيزهايي كه شايد به درد نسل جديد بخورد . ما اين همه سرمايه گذاري ميكنيم روي آدمهاي مختلف كه اينهمه كار انجام ميدهند بعد ميروند خانه نشين ميشوند چه ايرادي دارد كه ما يك امكاناتي فراهم بكنيم كه اين آدمها بيايند تجربياتشان را در اختيار اين همه مشتاق و علاقه مند قرار بدهند چون الان كلاسهاي بازيگري خيلي گران است مثلاً يك وزاتخانه يا يك ان جي اُ از هويت اين پيشكسوتان براي جوانان علاقه مند استفاده بكند . خيلي عالي است البته فكر ميكنم كه در يك بخش كوچكتر اين اتفاقات مي افتد من پيشنهاد ميكنم براي بزرگاني كه خانه نشين شده اند تجديد خاطره است به جاي اينكه فقط آن را مكتوب بكنند انجمن بازيگران سينماي ايران كه قبلاً خودم مسئوليتش را داشتم اين پيشنهاد را بدهيد و حتماًاستقبال ميشود هم از نظر روحي و هم از نظر تجربه . ما مجموعه نداريم مثلاً من اگر بخواهم در مورد يك دهه از حرفه خودم چيزي را بدانم بايد بروم آدمهاي گذشته را پيدا بكنم ومعمولاً مكتوب نميشود .ما در انجمن يك كميته فرهنگي درست كرديم همراه با چند تا از بازيگران جوان به خانه بزرگتر ها ميرفتيم كه خانم مهر نيا اولين فرد بودند و خيلي هم استقبال شد . شما رئيس دوره اي انجمن بازيگران ايران بوديد چه كار مفيدي براي بازيگرها كرديد؟ البته من در اين دوره كانديدا نشدم چون در هيئت مديره خانه سينما مشغول كار هستم انجمن بازيگران ايران حدود 2 سال بود كه تعطيل بود و دوباره بازگشايي شد . فكر ميكنم كار مفيد اين است كه همه بنشينيم و دست به دست هم بدهيم چون بي شك كار سينما و تئاتر كار گروهي است و همه زنجير وار به هم متصل ستند چه كساني كه در بخش هنري فعاليت ميكنند و چه كساني که در بخش مديريتي .ما براي اولين بار جشن بزرگان بازيگران سينماي ايران را گرفتيم براي اولين بار تمام بزرگاني كه فراموش شده بودند آمدند روي صحنه . در آنجا بود خانم تيموريان قدرت صدا ي خود را به رخ كشيدند و بدون ميكروفن روي صحنه صحبت كردند . چند تا اسم ميپرسم نظرتان را بگوييد. چرا اینطوری به من نگاه می کنید من یک نقد کوچک به برنامه شما دارم و اون اینکه این کارتون ایجاد یک حاشیه هست شما می تونید هر کدوم رو که نخواستید جواب ندید. 1. گلاب آدينه : از كارهايشان خيلي لذت ميبرم بانويي كه با خودش بستر جديدي از بازيگري را وارد كرد و هنر جوياني دارد كه با همان شيوه آنان را تربيت ميكند . 2. نيكي كريمي : يك از بانوان سينماي ايران در مقطع بسيار بخصوص سينماي ايران حضور پيدا كرد و اين حضور باعث تحول در سينماي ما شد و سهم بزرگي در سينماي ما دارد . 3. هديه تهراني : بنده از طرفداران ايشان هستم سينماي ايران به چهره اي مثل خانم تهراني نيازمند بود خانم تهراني در سينماي ما يك استثنا است هوشمند بود و خوب استفاده كرد . 4. مهناز افشار : من به همه نوع سينما اعتقاد دارم همه نوع فيلمي بايد وجود داشته باشد من فكر ميكنم كه خانم افشار هم در بخشي از سينماي ما مؤثر بودند. 5. افسانه بايگان : خانم بايگان بعد از مدتي كه در سينما نبودند افتخار اين را داشتم كه با ايشان همكار بودم فكر ميكنم يك جريان دوباره اي از كارهايشان را شروع كردند . 6. هانيه توسلي : ايشان را چون باهاش كار كردم و آشنايي دارم يك بازيگري است كه سعي ميكند با جديت به كارش فكر كند و بازيهاي خوبي هم از ايشان ديدم . 7. ثريا قاسمي : بنده به ايشان ارادت دارم و دست ايشان را مي بوسم من يك تجربه كار راديويي داشتم با ايشان كه اينقدر از ايشان آموختم براي من فكر ميكنم كه يكي از بهترين بازيگرهاي راديو هستند كه هنوز براي ايشان جايگزين پيدا نكرده ام . 8. حميده خير آبادي : ايشان اينقدر پيشينه زيادي در سينما دارند و جزء كساني هستند كه بايد توجه خاص بهشان بشود من مثل مادر سينما دستشان را مي بوسم . اين همشهري بودن آقاي موساييان با آقاي رايگان ربطي به اين كه ايشان اولين فيلمشان را بازي ميكنند و شما دومين فيلمشان را ندارد ؟ نه اصلاً موقعي كه سناريو را به آقاي رايگان داده بودند خيلي با احتياط به من پيشنهاد كرد كه شما اين نقش را بخوان گفتم خوب چرا بااحتياط من مي خوانم يا ميگويم نه ويا مي گويم آره بعد من و مسعود فكر كرديم كه 2 تا نقش جذاب هستند و لي كوچك نوشته شده اند در سناريو اندازشان همان است چون اين داستان مال آقاي مرادي كرماني بود به شدت علاقه مند بودم به خاطر ارادتي كه نسبت به آقاي كرماني دارم .ايشان هر شب سر صحنه بودند و گفتگو هايي كه كرديم اينكه اين دو نقش هرچه كوتاه آنقدر جذاب و مؤثر باشند كه شخصيت اصلي كه در واقع دختر كوچك است بيشتر به چشم بيايد . 170349نفر شركت كرده اند. که آمار خوبی است 1. 48%به شب دهم رأي داده اند 2. 19% به رعنا رأِي داده اند. 3. 24%كافه ستاره رأي دادند . 4. 9% بید مجنون. يك عدد از 1 تا 170349بفرماييد. 1362 چرا؟ سال تولد دختر بزرگم هست اگر جمله پایانی دارید بفر مایید من هم تشکر میکنم از شما و برنامه خوبتون و از مردم خوب و می خواهم بگویم اگه حمایت ها و تشویق ها ی شما نبود من نمی توانستم موفق باشم ما رو حمایت کنید
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
۱. تهیه کننده روز سوم: فیلم ما ایثار گرانه اکران شد
۲. از ۱۰ مرداد سنتوری اکران می شود
۳. مازیا میری تدوین گر آن مرد می اید شد
۴. کمال تبریزی تابستان پاداش را می سازد
۵. کلاه پهلوی ۲۰ مهر به ژایان می رسد
۶. در چشم باد مداد ماه ژایان می یابد بعد از سه سال
۷. مسعود کیمیایی واخوردها را نیمه تیر می سازد
۸.{ در شهر خبر نیست / هست } اول شهریور اکران می شود
۹.تهیه کننده پارک وی: نسخه قاچاق فیلم حرف مفت است!
۱۰.خسرو شکیبایی برای کدی بختک قرار داد بست
۱۱. بهرام رادان/ ترانه علیدوستی/ محمد رضا فروتن/ افسانه بایگان/ آتیلا پسیانی برای فیلم جدید مانی حقیقی { کنعان} قرار داد بستند
۱۲. تدوین صد سال به همین سال ها در نیمه است
۱۳. مصطفی شایسته : قاچاق سی دی سینمای ایران را به طور جدی تهدید می کند
۱۴.هنرمندان جلوی مجلس روز ۳ شنبه تجمع می کنند
۱۵. بهمن قبادی دستیار برتولوچی شد
۱۶. غلام رمضانی : کاش سی دی قاچاق قفل ساز بیرون بیاید تا مردم فیلم من را ببینند
۱۷. کلاهی برای باران شهریور اکران می شود ۱۸.تدوین خواب لیلا ۲۰ خرداد تمام شد
۱۹. فیلمبرداری کارنوال مرگ دوباره آغز منی شود
۲۰. محمد رضا گلزار/ رضا عطاران/ باران کوثری در توفیق اجباری
این فیلم ها در مراحل تدوین است:
بازی کلاغ پر / صد سال به همین سال / سنتوری / محیا
با ما باشید و ما را ترک نکنید
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
خانمها آقايان سلام شب شما بخير. - مهمان امشب ما از جامعه زن هنر مندان ايران هستند .شايد بتوان گفت كه اولين زني كه بعد از انقلاب به سينما پرداخت او با فيلمهايي كه ساخت خود را به عنوان يك كارگردان جسور در سينما معرفي كرد آثار متعددي از او در سينما اكران شده است بعضي از فيلمهاي او پرفروش هم بوده اند جزء زنان سينماگري است كه به نظر من به رساندن پيام معتقد است .متولدي از دهه 40 تاريخ ايران كه كارش را با بازيگري در سينما آغازكرد ولي هرگز تجربه او در بازيگري تكرار نشد خانم پوران درخشنده سلام به برنامه ما خوش آمدي. من هم سلام عرض ميكنم خدمت شما و بينندگان عزيز . - شما جزءكارگرداناني بوديد كه پيگير شب شيشه اي بوديد به چيز خاصي رسيده شب شيشه اي؟ من فكر ميكنم شب شيشه اي توانسته با مخاطب ارتباط برقرار كند همين بازگشتي كه شما از پيامي كه ارسال می کنند الان شما داريد اين را مي خوانيد كه چه نظراتي در مورد اين برنامه دارند و بلافاصله هم نظرات آنها را منعكس میكنید .چه خوب و چه بد اين ارتباط برقرار كردن واقعاً يكي از اهداف برنامه سازي در تلويزيون است من فكر ميكنم شب شيشه اي خيلي راحت توانسته با مخاطب ارتباط برقرار كند در تلويزيون برنامه گفتگو زياد است چرا برنامه شما موفقتر است چون به نظر من دارد خيلي راحتتر برخورد ميكند خيلي دوست دارد كه آدمها را از درون بشناسد من فكرميكنم كه شما خيلي تلاش ميكنيد كه برويد آدمها را از همه زوايا پيدا كنید همين مطالعه اي كه شما ميكنيد و همين كه ميريد ميبينيد و ميخوانيد كه اطلاعاتي بدست بياوريد و بعد به بيننده منتقل بكنید . سوال نظر سنجي كدام يك از فيلم هاي خانم درخشنده از نظر شما بهتر و جذاب تر بود و شما آن را مي پسنديد؟ 1)پرنده كوچك خوشبختي 2) عشق بدون مرز 3)شمعي در باد - خانم، در گفتگو با خانم ميلاني ایشان به اين نتيجه رسيدند كه گفتند من آمده ام پيام بدهم اصلاً حرف حسابت چيست . شما آمده ايد چه پيامی بدهيد ؟ ببينيد هركسي كه يك حرفه اي را انتخاب ميكند حتما هم هدفي را انتخاب ميكند حتماً اينجوري نيست كه هركسی وارد همين حرفه بشود، فكر ميكنم كه هركس كه وارد سينما ميشود به اين فكر است كه با مخاطب ارتباط برقرار كند من به هر حال يك دغدغه اي دارم كه هر كسي هم اينطور است و در آثارش ميتوانيد اين را ببينيد . من شخصاً با دغدغه فرهنگي وارد اين سينما شدم سينما مثل يك عبادت است و چون وقتي كه ما يك فيلم ميسازيم ميتوانيم كلي آموزش بدهيم و ارتباط برقرار بكنم . - خانم درخشنده دغدغه را هم ميشود نجوا كرد هم ميشود فرياد زد و هم مي شود با صداي عادي گفت شما اهل كدام هستيد؟ من جزء كساني هستم كه دوست دارم فرياد بزنم ولي شايد به نجوا ختم بشود چون احساس ميكنم كه بعضي مواقع نيازمند اين هستيم كه حرفمان را فرياد بزنيم . - آدم وقتي فرياد ميزند خيلي تحت كنترل بقيه امیال نخواهد بود اين خطر وجود دارد كه وقتي مي خواهيد فرياد بزنيد بقيه چيزها را فراموش بكنيم . كسي كه فرياد ميزند حتماً خيلي چيزها را پشت سر هم گذاشته است خيلي سختي كشيده و خيلي چيزها در درون آن له شده بود و يك جاي مناسب كه احساس كند به نظر من اين فرياد سازنده است اگر حرف حساب نباشد من با آن مخالفم يعني فرياد من با فرياد تو خالي مخالفم و فرياد چيزي است كه وقتي به عقبه اش نگاه ميكنيد بايد بزند يعني حق آدمهايي است كه الان فرياد بزنند. - فكر نميكنيد كه يك صداي بلند باعث مي شود كه يك جمله شعاري به نظر برسد ؟ اين براي كساني است كه حرفي براي گفتن دارند اگر در يك جايي ببينند كه با مشكل رو برو مي شوند حتماً فرياد ميزنند . - خانم درخشنده شما در فيلمهايتان خوبها و بدها ميكنيد و آدمهاي خاكستري در فيلمهاي شما كم ديده مي شوند همين خوبها و بدها كردن يك جور شعار زدگي است خيلي دوست داريد مردم بيشتر پيام شما را بفهمند تا به ملو درام شما دقت كنند . من اصلاً اينجوري نگاه نميكنم كه خط كشي كنم خوبها و بدها ،در كارهاي من خاكستري ها هم وجود دارند .به هر حال آدمهايي هستند كه آنها هم نميتوانند كاري را از پيش ببرند اين آدمهاي خاكستري تلاش ميكنند ولي اتفاقي نمي افتد. - به نظر من اكثر مواقع آدمهاي خاكستري ميتوانند كار را پيش ببرند. خيلي وقتها ميتوانند و خيلي وقتها هم نميتوانند . - برخي معتقدند كه خانم درخشنده كه با پرنده كوچك خوشبختي يك تأليفي در سينما به وجود آورد چرا بعداً موفقيت پرنده كوچك خوشبختي را تكرا ر نكرد اين فيلم خيلي نقطه قشنگي در كارنامه سينمايي شما است چرا ديگر فيلمهايتان اينگونه نشد . نميدانم به هر حال هميشه اتفاقاتي مي افتد توي شرايطي كه داري اين كار را نميكنيم كه آدمهايي كه دارند مي دوند را كمكشان بكنيم و در واقع خودمان را به آنها برسانيم به اين فكر ميكنيم كه به آنها لگد بزنيم بلكه بيافتند بعد به آنها برسيم مثلاً اگر آقاي رشيد پور دارد خوب كار ميكند بهش امكانات بدهيد كه بهتر برود جلو نه اينكه سدي را جلوي پايش بگذاريم تا او نتواند حركت بكند . - يعني معتقد هستيد كه به شما ظلم شده است ؟ من از خودم حرف نميزنم و اگر چنين بود براي چه آمده ام دنبال فيلم سازي من دارم از ديگراني حرف ميزنم كه هميشه شرايط براي آنها مهيا نيست من بعد از پرنده كوچك خوشبختي فكر كنم كه فيلم «عبور از غبار» را هم ساخته ام .اين فيلم هم موفق بوده و توانسته ارتباط با مخاطب برقرار كند شايد اولين فيلمي بود كه به مقوله زنان مي پرداخت در سال 68 بود كه من فيلم «زمان از دست رفته» را ساختم در آن فيلم در واقع زايش انديشه مطرح بود دكتري بود كه متخصص زنان و زايمان بود ولي نميتوانست بچه دار بشود هميشه به عنوان يك معلول اجتماعي به آن نگاه ميشد در آن دوراني كه اين فيلم ساخته شد درست اجازه ندادند كه اين فيلم ديده بشود چون فكر كردند كه اين حرف مال الان نيست . - الان شما سمت گلايتون به طرف مسئولين است يا همكارانتان . اصلاً فرقي نميكند همكار يا مسئول و من با همكارانم هم هيچ مشكلي ندارم با من هم هدف و هم راه هستند . من فكر كنم دليل اين اتفاق اين بود كه من نتوانستم در سينما ادامه بدهم من فيلم «زمان از دست رفته» را خيلي دوست داشتم اين فيلم مي توانست بهترين موقعيت اكران را داشته باشد كه بدترين را داشت در زمستان و در يخبندان اكران شد «عبور از غبار» من توانست موقعيت خوبي بدست بياورد و الف بود ولي يكدفعه «زمان از دست رفته» به ج تبديل شد خارجي هايي كه آمده بودند اين فيلم را ببينند گفتند كه ما براي اولين بار جامعه متوسط ايراني را ديدند كه در واقع كه يك پزشك زن و يك مهندس مرد كه اينها يك مشكل ديگري داشتند من ديگر بعد از اين فيلم ول كردم چون احساس كردم كه حرفي را كه مي خواهم بزنم بنا براين در سينما كنار كشيدم آمدم در تلويزيون به هر حال تلويزيون مكان اصلي من است .به دليل اينكه من اينجا رشد كردم درس خواندم بنابراين آمده ام اينجا و رفتم به دنبال تحقيقاتم كه پروژه اعتياد بود كه در سال 69 يا 70 فيلم شوكران را ساختم اين فيلم فيلمي بود براي نگاه به پديده اعتياد در كشور خودمان . - جشنواره امسال پر از فيلمهايي بود كه به اعتياد ميپرداخت من فكر ميكنم به جاي دغدغه فيلمسازي تبديل به ژانرجذاب فيلم سازي شده است چه به لحاظ ژانر نقشها و هم به لحاظ كارگرداني هاي مختلف . البته من مخالف اين حرف شما هستم اين تبديل به يک ژانر نشده بايد ببينيم كه چرا فيلمسازان ما اينقدر سمت اين معضل ميروند .ما در واقع در يك شرايطي محصور شده ايم كه از هر طرف دارد به ما حمله ميشود جوانها سرمايه هاي ما هستند و ما نميتوانيم كه ساكت بنشينيم .پس من بيايم راجع به اسكي بسازم طبيعي است كه براي من جوان مهم است - وقتي مي فرماييد راجع به اسكي بسازم اتفاقاً اگر سوژه اي بسازيم كه براي مردم جذاب باشد مثلاً يك فيلم راجع به اسكي بسازيم كه همان فريادي هم كه در فيلمهاي شما هست در فيلم اسكي نجوا بكنيم جذابيت اين نجوا در اين فيلم تأثير بيشتري دارد تا اينكه ما برويم پشت تريبون فرياد بزنيم . الان در شرايطي كه من ميبينم كه پيشگيري بهتر از درمان است من با يك دغدغه اي وارد اين سينما شدم سينما هدف نيست يك وسيله است من هدفم رسيدن به آن تعالي انساني است نقطه اي كه انسان خودش را وصل كند به آن سرچشمه حيات الهي . انساني كه اينقدر از خود بي خود ميشود كه مي رود سراغ مسئله اعتياد من نميتوانم در كنار اين مسئله فيلم اسكي بسازم تمام تلاشم را مي كنم دشمني كه نسل جوان ما را هدف قرار داده من نميتوانم ساكت بنشينم . - پس شما به عنوان يك فيلم ساز با دغدغه هاي پر رنگ اجتماعي كه دلش هم ميخواهد اينها را فرياد بزند معرفي ميكنيد.خانم شما «عشق بدون مرز» را مي سازيد بعد «شمعي در باد» بعد« روياي خيس» فكر كنيد در سال 68 شما مشكلاتي هم از آن روز به اين ور هم دارد اين منحني سينوسي تكرار ميشود . «روياي خيس» در حد اندازه كار شما نبود. من موافق «عشق بدن مرز» هستم.ديگر كم مانده كه من بگويم يك دلار آمريكا آنجا مي باشد احساس كردم كه اين خود باختگي يعني چه يعني اينكه من در شرايطي يك فيلمي ساختم اينكه يك بچه اي از پدر در نقطه ي كنده مي شود و مي رود با مادر به يك نقطه ديگر بگوييم كه آيا آن بچه در آن نقطه نيازمند پدر هست يا نه. بحث من يك بحث اجتماعي است فيلمهاي من بيشتر شكل روانشناختي دارد من اين فيلم را در آمريكا ساختم و به تنهايي هم در آنجا اين كار را كرده ام فقط من و فيلمبردارم .اصلاً ما براي چه فيلم مي سازيم من مي خواهم بگويم كه براي من اهميت داشته است كه رفتم و با وجود اين مشكلات اين را ساختم . اتفاقاً فروش خوبي هم داشت به هر حال در اين مملكت يك موقعيتي است كه يكسري اين فيلم را دوست دارند يكسري هم دوست ندارند سليقه ها هم متفاوت است . - اين جواب منطقي است ولي شما بارها در فرمايشاتتان تأكيد ميكنيد كه فيلم من را خوب نديدند . ممكن است موقعيت باشد كه يك فيلم خوب ساخته بشود ولي ديده نشود اين خيلي پيش آمده است . - و هيچ وقت هم كشف نشده است ؟ نه همين كه شما يك فيلمي در يك كشور ديگر بسازيد خيلي هنر است .به اين سادگي نيست كه شما در آمريكا فيلم بسازيد شرايطي براي من پيش آمد كه براي خودم جالب است مثلاً ما يك زماني داشتيم يك صحنه اي را فيلم برداري ميكرديم در اين صحنه يك دست بردي بود كه سياه ها به يك فروشگاه ميزدند و قرار بود كه پليس اينها را بيايد و دستگير كند ما امكاناتمان در آن حد نبود كه بياييم ماشين پليس را اجاره كنيم و پليسهاي زيادي را در اختيار داشته باشم ما وقتي كه داشتيم آن صحنه را فيلم برداري ميكرديم ديديم كه 5يا 6 ماشين پليس داشت به سمت ما مي آيد اينقدر خوشحال شده بودم كه به آقاي جعفريان گفته بودم كه سر دوربين را كمي برگردان ما به محضي كه دوربين را چرخانديم به سمت آنها آمدند كم بود كه ما را دستگير كنندكه چرا من حجاب داشتم . يعني مي خواهم بگويم كه ما در اين شرايط فيلم ساختيم . - من الان كه به پرونده كاري ايشان نگاه ميكنم تهيه كنندگي را هم خودشان به عهده ميگيرند شايد اينگونه احساس ميكنند كه درگير شركتهاي فيلم سازي مختلف هم نشوند كه بر اساس پولي كه مي گيرند دغدغه هايشان كم رنگ يا پررنگ بكنند خانم درخشنده آدمي است كه خيلي معتقد است به اعتقاداتش ودغدغه هاي اجتماعي ايشان و بايد به اين احترام گذاشت. ايشان دوست دارد دردهاي شخصي خودش را با هزينه شخصي بسازد در اين راه مشكلات فراواني هم متحمل مي شود حرفهايي كه من مي زنم اصلاً انكار و مقاومت ايشان در برابر مشكلات نيست شايد ما را داريم به يك نقطه آرماني فكر ميكنيم و از ذهنمان دور ميكنيم كه شايد فيلم سازي در پشت سر اين قضيه و گاهي باعث شده كه اكران نا مناسب اين فيلم باعث شد كه آنطور كه بايد و شايد ديده نشود . - خانم درخشنده اين مافياي اكران توهم است يا واقعا داريم؟ بله واقعيت دارد به خاطر اينكه ما نميتوانيم فيلمهايمان را اكران كنيم يك بخشي از آن كمبود سالن است و كساني كه مي روند در نوبت اكران تمام زمانها پر ميشود.شما به خودت مي آيي ميبيني كه زمان را از دست دادي فيلم «روياي خيس» من در حالي كه اين را با هزينه شخصي ساخته بودم براي من مسئله مهمي بود دوران بلوغ و نوجوانان با اين شرايط من فيلم ساختم من نميتوانم كه فيلمهاي سفارشي بسازم من ترجيح مي دهم كه بحث دوران بلوغ را باز بكنم كه نشان بدهم رابطه پدر و پسر در دوران بلوغ پسر چقدر است و چه اتفاقي مي افتد در اين وسط ولي «روياي خيس» در بدترين شرايط است .مي ماند پشت خط اكران تا اكران بشود همه چيز را از دست ميدهد .نه فقط فيلم من نيست بحث من بحث اكثر فيلمسازان است و همه اينها باچنين مشكلي روبرو هستند - پس فيلم را با شرايط اجتماعي روز اكران نميكنند؟ سالن نداريم تعداد سينما محدود است يك فيلم ميتواند 6سينما را بگيرد ميرود 22سينما را ميگيرد شرايط يك شزايط غير كارشناسي است ما بايد تلاش كنيم كه در درجه اول سالن سينما بسازيم .بعد ما بايد سعي كنيم هم اندازه توليد و پخش داشته باشيم .اين معضل بزرگي است . شما فكر كنيد در ماه محرم دوباره آن فيلم اكران شد فيلم از سينماي سرگروه آمد پايين 10 روز در اختيار جشنواره بود و بعد دوباره رفت بالا خوب اين فيلم مي سوزد .سينما صنعت گراني است شما بياييد يك تابلو نقاشي بكشيد با امكاناتي .كه در اختيار داريد اين فيلم براي توليد 250 ميليون تومان پول ميخواهد فيلمساز با تمام مشكلات مي رود از اين طرف و آن طرف پول جور ميكند .بحث من بيشتر فيلم سازان مستقل است كساني كه خود جوش تهيه كننده و كارگردانند و خود جوش بعد از انقلاب اين كار را كرده اند ودر واقع ادامه دادند اين مسير را ولي به مشكل خوردند .بودجه اي كه در اختيار سينما قرار ميگيرد اين اندازه ي نباشد كه الان است تمام بودجه سينما ي ما اندازه فيلم 300 است سينما خيلي تأثير ميتواند داشته باشد در فرهنگ سازي .در جشنواره اي در همدان استانداري و مسئولين كشور تصميم گرفته بودند كه سالنهاي سينما را تجهيز كنند و 6 تا سالن سينما تجهيز شد از همه نظر عالي .پس بنا براين من ميگويم كه خواستن توانستن است .ما همه داريم تلاش ميكنيم براي مردم ولي يك اتفاق بايد بيافتد و آن اين است كه سينماي ما به اندازه كافي باشد و چرا بايد براي اكران در نوبت باشيم اينقدر بمانيم تا فيلم بسوزد. - اگر تعداد سالنهاي كافي براي روياي خيس در نظر گرفته ميشد فكر ميكرديد كه بيشتر ميفروخت ؟ حتماً همينطور است براي اينكه مخاطبين اين فيلم كساني بودند كه با ما ارتباط برقرار ميكنند از فيلمنامه هايي كه براي ميرسد و از آدمهايي كه سراغ ما مي آيند .مردم در دفاتر ما مي آيند و مي روند . - اختلاف فكري من با شما دراين است سينما صرفاً آموزشگاه يا مطب نيست كه ما بياييم به مردم درس بدهيم يا مشكلاتشان را حل بكنيم شايد رسالت اصلي سينما روايت قصه اي است كه در طول آن قصه اين اتفاقات مي افتد . شما نظر خودتان را تفسير ميكنيد من ميگويم در واقع سينما مي تواند دانشگاه هم باشد و حتماً بايد باشد و من اين را قبول ندارم كه بياييم براي سرگرمي قصه تعريف كنيم.من هميشه يك چيزي قلقلكم ميدهد بحث نوجوانان روياي خيس چيز ساده اي نبود كه من بروم بسازم من وقتي ميديدم كه در مدارس ما مشكلي وجود دارد و ميديدم كه خانواده هاي ما مسئله دارند با بچه هاي نوجوانشان ساكت نبودم من از مديرا ن و مسئولين مدارس مادران و خود بچه ها من فقط نزديك 2 نوار مونتاژ شده دارم كه به مسئولين نشان بدهم من بعد از اين تازه قصه من در مي آيد بعد از اين كه من تحقيق كردم تحقيقم توانست در من ته نشست بشود . - شما از معضل و تحقيق به قصه ميرسيد ؟ اول معضل تأثيرش را روي من مي گذارد چون احساس ميكنم به عنوان يك سينما گر در واقع نميتواند بي تفاوت باشد نسبت به جامعه اش من با مردم دارم زندگي مي كنم .بدانيد كه پيام براي من خيلي مهم است و با اين اعتقاد وارد سينما شده ام . - خانم درخشنده بازيگران شما بهترين نقشهايشان را درفيلمهاي شما بازي كرده اند براي 2 فيلمتان سيمرغ گرفتند مي خواستم بدانم شگرد خاصي داريد براي بازي گرفتن از بازيگرهايتان يا اتفاقي است ؟ من معتقد به تمرين هستم معتقد به تحليل هستم هر كاري را كه شروع ميكنم حتماً فرصتهاي زيادي را براي تمرين ميگذارم مثل فيلم رابطه كه ما حدود 3ماه در مدارس نا شنوايان مي رفتيم كه آقاي شكيبايي بردبارانه مي آمدند ميديدند و مي رفتيم تمرين ميكرديم از همين جا هم سلام ميكنم خدمت خسرو شكيبايي عزيز که عشق به كار را از ايشان آموختم و همين طور در پرنده كوچك خوشبختي خانم هما روستا كه ارادتم را به ايشان اعلام ميكنم ما در آن فيلم تا 12 شب باعطیه معصومي تمرين ميكرديم . - آن دختر خانم كوچك فيلم كجاست ؟ الان در ميلاد نور يك مغازه دارند و با همسرشان كه ايشان هم ناشنوا هستند كار ميكنند و صاحب يك فرزند هم شده اند . - به نظر شما مردم از بچه هاي ابدي استقبال ميكنند ؟ مطمئنم چون از دل بر آمده . - سكانسي از يك فيلم را براي شما پخش ميكنيم حستان را بفرماييد. پخش قسمتهایی از فیلم خون بازی كار بسيار زيبايي از خانم رخشان بني اعتماد با بازي بسيار زيباي باران كوثري و هم چنين بيتا فرهي كه واقعاً خوش درخشيدند . - خانم درخشنده احساس ميكنم بعد از انقلاب نقطه عطفي براي حضور زنان سينما گر در عرصه هنر پديد مي آيد كه مثل شما محكم مي ايستند واز دغدغه هايشان دفاع ميكنند مي خواهم به عنوان نقطه پاياني بحثمان چند كلمه اي در اين مورد صحبت بفرماييد كه چقدر انقلاب و نگرش حضرت امام براي تغيير اين نگرش و جايگاه مؤثر بوده است . بسيار زياد و شايد حضور من در اين عرصه يكي از اين دلايل باشد .چون فضايي را بوجود آورد براي زنان كه در تمام عرصه خودشان را بيازمايند ما زنان موفقي در تمام عرصه ها داريم كه واقعاًتلاشگر هستند كه با اعتقاد آمده اند در تمام عرصه ها شروع به كار كرده اند.الان صدا برداران طراحان صحنه و مستند سازان زن ما و غيره كه در عرصه بين المللي هم درخشيدند .زنان روستايي ما توانستند روي پاي خودشان بايستند به جايي رسيده اند كه مي توانند زمينشان را بارور كنند و محصولش را بفروشند . يك حرفي آقاي داوودي در مورد شما زدند و آن اين است كه شما يك سينما گر مؤلف هستيد كه كارهايتان را حتي شده با هزينه شخصي و زباني كه دوست داريد بيان ميكنيد و اميدواريم كه سالهاي سال شما را موفق و پركار ببينيم . به برنامه تان ادامه بدهيد و سعي كنيد مخاطبي كه نشسته است فكر كند كه چه اتفاقي افتاد و حرفي براي گفتن داشته باشيد . - 65876نفر به آثار شما رأي داده اند . - 46% گفتند پرنده كوچك خوشبختي . - 14% عشق بدون مرز . - 39%شمعي در باد. - يك عدد 1تا65876بفرماييد. 65876 -0912337.دو رقم آخر.66برنده يك سكه بهار آزادي . -اگه صحبت خاصی دارید بفرمایید خیلی خوشحالم از اینکه در خدمت شما بودم با حمایت و پشتیبانی شما دوستان امیدوارم بتوانم در برنامه های بعدی کار بهتری ارائه دهم. - چون شما فرمودید که جمله منو رها کن از این فکر تنهایی رو نگم لذا سپاسگزارم و خدانگهدار. پايان.
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
۱. پارک وی در هفته اول ۲۲ میلیون تومان فروخت
۲. انتظامی: نقش من در لاک پشت ها اثر گذار است
۳. احتمالا نیکی کریمی برای مجلس هشتم کاندیدا شود
۴. رئیس و قاعده بازی تا ۱ ماه آینده اکران می شوند
۵. مراسم ختم برای فیلم نقاب ۸ خرداد در تالار اریکه ایرانیان بر گزار می شود
۷. امسال جشن دنیای تصویر نیمه تیر ماه برگزار می شود
با ما باشید و ما را ترک نکنید
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سلام بالاخره این اخراجیها پیامش چیست؟ * یک حرفه صادقانه میزنه، فکر میکنم همین جمله که مملکت مال همه است که ساده ترین و صادقانه ترین شکل بیان کرده که یکی از دلایل موفقیت این فیلم صداقت اوست. _شما اگر آقای ده نمکی فیلم دیگری بسازد باهاشون همکاری میکنید؟ * خوب پذیرش یک نقش به فاکتور های زیادی بستگی دارد اگر همه چیز ok باشد بله صددرصد. _چقدر دست مزد برای اخراجیها گرفتید؟ *اجازه بدید نگم _خیلیها میگن که بازیگران این فیلم دو سه برابر دست مزد نسبت به فیلمهای دیگه گرفتن درسته؟ *خیر برای من که این شکلی نبوده از بقیه خبر ندارم.من به عنوان کسی که در فیلم پر هزینه دوئل بازی کردم به نسبت اصلا فیلم اخراجیها فیلم پر خرجی نبود بر خلاف دوئل ما در اخراجی یک تانک در اختیار داشتیم پس مجبور شدیم برای نشان دادن عظمت تانک بیاریمش توی سوله _فکر میکنید بازی کی در اخراجیها ایراد داره؟ *کامبیز دیر باز ،زیرا من ایرادهای بازیه خودمو میبینم هیچ وقت نتونستم از بازی خودم لذت ببرم همیشه دوست داشتم که مثل یک مخاطب عادی فیلم خودمو ببینم و لذت ببرم _در آوردن نقش شما در اخراجیها برای شما کمی تصنعی وتو ذوق زدنی نشده به دلیل فاصله اخلاقی شما با نقشتون؟ * خوب همه که کامبیز دیربازو نمیشناسند درسته که یک نقش وقتی از یک بازیگر دور باشه بازی کردنش سخته ولی نباید تصنعی هم بشه.ولی هالا نمیدونم این نظر شماست یا بیندگان _چرا من این حرفو در مورد به نام پدر نمیزنم ،که کامبیز دیرباز در آن نقش بسیار جا افتاده بود _ کامبیز دیرباز از نظر من شانس بازی های خوبی بهش رو کرده ،کار کردن با بهترین کارگردانها و پر فروشترین فیلمها آیا تونستی از این قضیه استفاده کنی؟ * در واقع این لطف را خدا و مردم به من داشتند،همیشه سعی کردم یک چیز را مد نظر داشته باشم اونم صداقت. _خیلیها با یک حضور در فیلم مثلا تب سرد تبدیل به ستاره بشن کامبیز دیرباز هم همین قدر تونسته بالا بره؟ * نمیدونم اینو باید از مردم پرسید وا رد شدن به دلهای مردم شاید زیاد سخت نباشد ولی موندنش خیلی سخته. _شما بازیگری هستید که در 3 نوع فیلم دفاع مقدس بازی کردین وهم در فیلمی بازی کردین که یک واقعیت رئالیستی را تعریف میکند هم به نام پدر که فیلمی ضد جنگ وهم اخراجیها که طنز را به دفاع مفدس آورده. _کدام یک از نظر تو روی مردم تاثیر میگذارد؟ * هر 3 تا مورد تاثیر گذاشته چون هر 3تا فیلمی که شما اسم بردید جزو فیلمهای پر بیننده بوده .حالا اخراجیها استثنا بود. دوئل در زمان خودش وقتی اکران شد برق شادی را میشد در چشم کسانی که بلیط میفروختند در سینماها دید چون میدیدند جلوی گیشه صف بستن مردم را که دارن استقبال میکنند . فیلم به نام پدر و اخراجیها هم همینطور هر کدام یک زاویه نا گفته را برای مردم از جنگ باز کرده ،مردم ما خوش سلیقه و با شعور هستند اصلا دوست ندارند سمت تکرار برن همینطور که از اخراجیها دارند استقبال میکنند.امیدوارم یک فیلم دیگه بیاد و طنز هم نباشد ولی مردم همین استقبال رو ازش بکنند. _چرا مردم از اخراجیها استقبال کردند؟ * به چند دلیل ،ولی به نظر من مهمترین دلیلش همان صداقت است و بعد تنوع کاراکتر های اون فیلم بطوریکه میتونه هرکسی توی این فیلم برای خودش یه نماینده پیدا کنه که مثلا بگه این حرف دل منو زد ودیگر حرف تازه این فیلم اینه که تا بحال بهش فکر نکرده بودن یا قدرت بیانشو نداشتند. _درسته که میگن اخراجیها مسائلی را بیان کرد که کسی در گذشته جرات بیانشو نداشت؟ * نمیشه جرات اسمشو گذاشت چون قبلا هم بوده مثلا لیلی با من است نیز قبلا وارد این بحث شده بود. _بهترین نقش در فیلم اخراجیها ؟ * همه عالی بودند واقعا بعضی از بچه ها بهترین بازیهاشون رو کردند مثل سید جواد هاشمی که همیشه خوب بوده ولی یکی از بهترین بازیهاشو در اخراجیها به نمایش گذاشته.عبدالرضا اکبری با این که حجم نقش کمی داشت ولی بازیشون خیلی دلنشین بود. - در مورد اکبر عیدی چطور ؟ * من در مورد اکبر عبدی اصلا حرف نمیتونم بزنم برای اینکه ایشان استاد مسلم بازیگری هستند. _چرا هیچ بازیگر ایرانی در سطح جهان مطرح نیست؟ * به خاطر اینکه هیچ بازیگر جهانی هم در سطح ایران مطرح نیست ،نمیدونم شاید سطح سینمای ایران پائین است که خیلی کم فراتر از مرزها رفته . _ شما این قضیه را منحصر به سینما میدانید یعنی ربطی به بازیگر نداره؟ * نه بازیگری یک کار تیمی و گروهی است که یک بازیگر نمیتونه به تنهایی یک فیلم را جلو ببره ما فیلمهای خوب زیاد داریم چرا در سطح دنیا معروف نمیشه؟ *زیرا در سطح وسیعی اکران نمیشه و اکرانش محدوده _ چند نفر از بازیگران سینمای ما زبان خارجی بلدند؟ * متا سفانه کم ، شاید 50% _ چند در صد از بازیگران ما اهل مطالعه هستند ؟ * 70 یا 80% _ خودت چند ساعت مطالعه میکنی؟ * من بیشتر نشریات سینمایی مطالعه میکنم _ چه عواملی باید دست به دست هم بدهد تا یک بازیگر علاوه بر کشورش در جاهای دیگر مطرح بشود؟ * بازم اعتقاد دارم این کار اصلا شخصی نیست برای اینکه بازیگر عضوی از یک پروژه است یعنی باید اون بازیگر توی اون پروژه توی نقشش بشینه و همه چی دست به دست هم بده تا بتونه اون پروژه موفق بشه. _چرا تا بحال کسی فیلمی نساخته که بتونه در دنیا مطرح بشه؟ ضعف در چیست؟ * نمیدونم به نظر من به دلیل عدم ریسک پذیری تهیه کنندگان فیلمنامه ها داره سیر نزولی طی میکنه. _ بهترین فیلمی که بعد از انقلاب ساخته شده چی بوده؟ _ در حین فکر کردن برای شما یک موسیقی پخش میکنیم احساستون رو هم بگین. * چه جالب این موسیقی منو یاد سئوال شما انداخت که چرا بازیگر ما در جهان مطرح نیست ، که من یاد آنتونی کوئین افتادم که یک بازیگر چقدر باید قوی بازی کند که بتونه بیاد در فیلم مذهبی ما بازی کنه که من خودم بعد از بارها دیدن این فیلم هنوز وقتی بازی آنتونی کوئین را میبینم باور کنید لذت میبرم. _ مسئله مهم در موسیقی محمد رسول الله ماندگاری این موسیقی است که شاید تمام کشورهای اسلامی این موسیقی را میشناسند زیرا آهنگ ساز این فیلم 3 ماه در صحرای عربستان در چادر زندگی کرد تا بتو نه این آهنگ را پیدا کنه ولی فکر میکنم مشکل ما اینه که در زیرزمین خونمون یک سناریو را می خونیم و میسازیم معلومه که این فیلم جهانی نمیشه * ولی اون آهنگساز در اونجا تامینه ولی اینجا اینطور نیست. _ پس شما فکر میکنید که اگر یک هنرمند تامین باشه فکر باز تری خواهد داشت برای خلق آثار بهتر ؟ 100% _ شما کدام فیلم بعد از انقلاب را بیشتر می پسندید ؟ *دوئل _ اگه ازت بپرسن بیشتر معروفی یا محبوب چی میگی؟ * فکر میکنم که متاسفانه بیشتر معروفم برای اینکه محبوبیت یکی دو شبه به دست نمیاد. _ اگر یه روز مشهور بشی میای در انتخابات شرکت کنی ؟ * نه برای اینکه دوست ندارم و فقط متمرکز شدم روی بازیگری . _ بعضی این کارو میکنن تو موافقی ؟ * نه _ اگر یک روزی زمینه برای خوانندگی شما فراهم بشه شما کاست میدید ؟ * نه چون خواننده نیستم و صدای خوبی هم ندارم ،ما الا ن تو قرنی هستیم که همه چیز تخصص میخواد . _ دانشکده رفتن تاثیری تو بازیگری داره ؟ * به عقیده من یک شرط لازم هست ولی کافی نیست. _ اگر شما وزیر ارشاد بودید راه ورود به سینما را چجوری مشخص میکردید؟ * من قید شرط نمیگذاشتم چون مهم نیست که بازیگر چطوری وارد بشه مهم اینه که بمونه . خود مردم تعیین میکنند ،مردم میفهمند که اون بازیگر داره چیکار میکنه اونها تصمیم میگیرند یک بازیگر بمونه یا نه ،بازیگر میتونه هوش خوبی داشته باشه یا ذاتی باشه. _ چه چیزهایی باعث میشه که یه نفر ستاره بشه ؟ * نمی دونم ولی میدونم که فرمول نداره شاید چهره ی زیبا بهشون کمک کنه ولی این تا دو یا سه فیلم چهره زیباست ولی فیلم 4 دیگه چیزی برای گفتن نداشته باشه مردم تعیین می کنند که اون دیگه نباشه و یکی دیگه جاش بیاد . _ به نظر شما ما در این برنامه به میهمانان بی احترامی میکنیم ؟ * نه به من که نکردید _ چند تا اسم نام میبرم نظرتون رو بگین: 1-ابراهیم حاتمی کیا : تعصب و سادگی 2- مسعود ده نمکی: هیجان و بلند پروازی 3- گلشیفته فراهانی: 20 سال جلوتر از سنش 4- بهرام رادان: دوست داشتنی و کار بلد 5- محمد رضا گلزار: دوست داشتنی و کار بلد 6- شبکه 5: حیف که سراسری نیست 7-کامبیز دیرباز:چاکره همه مردم 8- سید جواد یحیوی :جاش اینجا خالیه - مدتیه که داره استراحت می کنه و به زودی بر می گرده -از حضورت در این برنامه تشکر می کنم *من هم از اینکه دعوتم کردید ممنون -منو رها کن از این فکر تنهایی شب به خیر و خدا نگهدار. پایان
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
۱. اخراجی ها احتمالا سریال بشود
۲. سعید سهیلی برای پاسخ گویی به سوالات در باره فیلم سنگ/ کاغذ/قیچی جمعه ۵ خرداد به رادیو فرهنگ می آید
۳. دکور آواز گنجک ها ساخته شد
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
خانمها آقايان سلام اميدوارم كه تا الان شب خوبي را پشت سر گذاشته باشيد. سوال نظر سنجي امشب كداميك از اين فيلمهاي زیر در ارائه مفهوم دفاع مقدس موفق تر بوده اند؟ 1- م مثل مادر 2-آژانس شيشه اي 3- دوئل 4- اخراجيها - مردي كه امشب در برنامه ما مهمان است، او كارگردان سينما است مجموعه هاي تلويزيوني براي رسانه ملي ساخته است نوع نگاه او به سينما و نحوه اهداف و شعارهايش در فيلمهايي كه ساخته عموماً محل بحث بوده است يكي از پايه هاي حرف و حديث در جشنواره اخير به نوعي به فيلم ايشان برميگشت حرفهاي جالب و با مزه اي كه براي اولين بار در جشنواره فجر زده ميشد نيم نگاهي هم به فيلم ايشان داشت و مجموعه اتفاقات و حوادثي كه امشب احساس ميكنم كه فضاي جالبي به برنامه ما ميدهد.آقاي ابوالقاسم طالبي سلام به برنامه ما خوش آمديد. سلام عرض ميكنم خدمت شما و بيندگان عزيز. - چرا اينقدر آرام ؟ انتظار فرياد داريد ؟ -شايد آنطوري كه در فيلمهاي شما ديده ام بله. ما تفكرمان تفكر الله اكبري است هميشه داد نميزنيم وهر وقت مي خواهيم اذان يا اقامه بگوييم بلند مي گوييم. - دوست داريد در مورد شما در اين برنامه يك بحث انتقادي آغاز بكنيم يا خير؟ منصفانه بله. انتقاد با اينكه مسائلي مطرح بشود كه باسس زرد همراه باشد آن شأنيت برنامه را پايين مي آورد.من در حد سن و سالم در جامعه كار كردم و يك شناختي روي من دارند اين برنامه خيلي نمي تواند من را خورد كند يا بالا ببرد ولي اين برنامه را از بين ميبرد اگر به شكلي باشد كه مطلوب نباشد. - پس شما انتقاد كردن را سس زرد مي دانيد ؟ بله - پس اساساً شما با حرفهاي زرد و ژورناليسم زرد مخالف هستيد؟ يكي اينكه من مخالف هستم يك حرف است و حرف ديگر اين است كه اگر برنامه شما به اين سمت رفت يك حالتي اتفاق مي افتدكه ديگر آدم افتخار نميكند براي آمدن به اين برنامه.ما اولين نشريه اي بوديم كه مطلبي زديم به نام نشريه هاي زرد .ما بوديم كه كلمه ي زرد را انداختيم روي دهانهاو به مطبوعات سينمايي هم خيلي توپيديم كه چرا شما به مسائل سياسي وارد نميشويد .همه چيز براي هنر است در صورتي كه ما كشوري هستيم كه اين همه مورد هجوه هستيم . -شما به نزديكي هنر و سياست باور داريد؟ بله و متأسفانه جناحي شده اند ما گفتيم سياسي بشويد جناحي شده اند آن چيزي كه هنر را از بين ميبرد جناحي شدن است . - در همان پله اول سياسي شدن هنر را فكر نميكنيد كه بيشتر به نفع سياست باشد تا هنر؟ هميشه هنر سياسي است هماني هم كه ميگويد هنر براي هنر از روي سياست است و يك فكر يا سياستي در پشت آن است براي يك مقاصدي براي اينكه خودمان را گول نزنيم لذا هيچ فيلمي ساخته نميشود مگر اينكه يك سياستي در پشت آن نهفته باشد و گردانندگان و ختم كنندگاني دارد شايد نبايد مطلق بگويم بيشتر فيلمها بگويم بهتر است كه عاقلانه تر سخن گفته ام. -شايد ازاين جمله شما من بخواهم يك استفاده اي بكنم كه مي فرماييد هر فيلمي يك سياستي در پشت آن است و آن را ربط مي دهم به حرفهايي كه بعد از اعلام نتايج در جشنواره فجر زديد من براي ساختن فيلمي كه سيمرغ بسازد زير بار حرفهاي خاص و شرايط خاص نميروم فكر ميكرديد كه سياستي در پشت پرده است كه شما نمي خواستيد زير بار برويد؟ فيلمسازي اين حقير و اعتراضاتي كه شد در اين جشنواره يك قصه ي طول و درازي هم شد من فقط يك كلام و يا يك جمله گفتم و اين مثل دومينو همه منتظر بودند كه يكي يك چيزي بگويد و وقتي كه من گفتم مثل دومينو عمل كرد و رفت جلو و هركس هم نظر خودش را گفت و بعد هركس از ظن خود شد يار من .ورود ما ،البته ما كه ميگويم به اصطلاح فيلمسازان مسلماني كه بعد از انقلاب معروف شدند نميگويم كه بقيه نامسلمانند ولي اين اصطلاح جا افتاده بود به اسم بچه مسلمانها كه خيلي ها ميگويند كه ديگر اين كلمه را راجع به ما نگوييد و دوست دارند هيچ جمله اي در مورد آنها گفته نشود مي گويند كه اسلام مال خودمان است دين در يك لايه شخصي خودمان است و سكولار شدند و الان خيلي از دوستان ما دوست ندارند كه دينشان باسياستشان باشد اين يك سياست است چرا كه اگر دينت را باسياست كردي و خواستي در عرصه هنر فعال بشوي بايد عليه آمريكا حرف بزني بايد عليه كساني كه آمده اند دارند مردم افغانستان را قيمه قيمه ميكنند حرف بزني من يك فيلم اسكپ ساختم.بعد از 42 فيلم كه در مورد افغانستان ساختند كه همه اش طالبان را محكوم ميكردند و در ضمن محكوم كردن طالبان اسلام هم محكوم ميشد اسلام طالبان اسلام آمريكايي است قبلاً هم پير مرشد ما به ما ياد داده بود كه آقا بعداً گول نخوريم .چرا كه يك اسلام داريم به نام اسلام آمريكايي و يك اسلام داريم به نام اسلام ناب محمدي. بچه هاي جنگ و بچه هايي كه جا مانده ايد از اين غافله يادتان باشد كه آنان هم گولتان نزنند اسلام متحجرين اسلام مرفهين بي درد. - اين فيلم كودكانه اي كه ساخته ايد و اينكه ميفرماييد رسالت يك فيلمساز مسلمان اين است كه بر عليه آمريكا حرف بزند در اين مستند داستاني شما در سينما خيلي خوب بيان شده بود من در اينجا بايد به شما تبريك بگويم كه لوكيشن هايي كه در فيلم انتخاب كرده بودید خيلي دور از واقعيت بود كارگرداني هوشمندانه از آن اثر، اثر قابل اعتنايي ساخته است. قصه اين جوري است كه شما به يك دليلي مي آييد برنامه شروع ميكنيد و به اصطلاح شاغل ميشويد اين كه آقا من رفتم 4 جا روزنامه خريدم و فرم پر كردم كه بروم كاسب بشوم و بروم شاغل بشوم يك موقع هم است كه نه ميگوييد آقا من به يك دليل خاص ميروم يك شغل خاص را انتخاب ميكنم و وقتي كه ميبينيد در آن كار استعداد داريد ميريد و در آن كار مي مانيد به نوعي همه ي كساني كه خود را فرزندان جنگ و جبهه ميدانند و بچه هاي حوزه هنري و انديشه كه در آن موقع وارد جنگ شدند كه براي انقلاب اسلامي و تفكر امام در سينما كار كنند و اين تفكر را در مقابل متحجريني كه ميگفتند سينما راديو و تلويزيون تعطيل را از اين طرف محكوم كنند و آن دين كاري به سياست ندارد و رل مذهبي را نفي كنند تشويقهايي كه از طرف سكولاريسم كه،حالا شايد اين كلمه درست نباشد در رسانه ملي كه آقا شما اگر مشروبت را علني بخوري و نمازت را علني بخواني خيلي آدم خوبي هستي اگر ببينند كسي دارد مخفيانه نماز مي خواند ميگويند خيلي آدم خوبي است من ديدم كه دارد يواشكي نماز ميخواند ولي كي گفته است كه نماز واجب ريا است نماز واجب را بايد همه بخوانند.اين قصه است كه مثلاً آقاي رشيد پور رفته اند سر صحنه و50 نفر در سر صحنه هستند هي مي خواهد نماز بخواند ميگويند كه آقا اينجا جايش نيست ريا ميشود.من يكروز در سر همين نغمه خانم گلاب آدينه شاهد هستند كه از اتوبان چمران مي آمديم ما هي گفتيم آقا ما ميخواهيم نماز بخوانيم هي گفتند آقا ريا ميشود يك عده خودشان را خيلي مهم ميدانند اينقدري كه فكر ميكنند كه ما ميخواهيم برايشان ريا كنيم در صورتي كه بابا اصلاً شما مهم نيستيد كه كسي بخواهد براي شما ريا بكند بين ما خدا و امام يك عهدي بوده است ما از مسلماني همين دو ركعت نمازمان مانده آخر من ديدم كه يكي از اين زنان خياباني در كنار خيابان ايستاده با افتخار و ماشين ها هم جلوش و دارد انتخاب ميكند من مي خواهم نماز بخوانم خجالت مي كشم!گفتم بزنيد كنار و رفتم نماز خواندم و يكي هم از من عكس گرفت. بگوييد مي خواهد ريا كند،اصلاً بريد بگوييد ما مي خواهيم يك جايي ريا بكنيم اين اصلاً اوج رياست.اين اتفاق درون بچه هاي ما را خورد و هي سايش ايجادكرد و هي عقب نشيني كردند.مبنا هايشان را از دست دادند و به جايي رسيد كه ما الان كه 43 فيلم راجع به افغانها مي سازيم در 43 تايش طالبان و اسلام طالباني محكوم مي شود ولي آمريكا محكوم نمي شود انگار كه آمريكا ناجي است در صورتي كه ما مي دانيم كه آمريكا چقدر ...؟!حتي من يكبار رفتم آنجا روستاهايي رو رفتم كه بعداً فهميده بودند كه روستاهاي بعدي كه چرا اين روستا هيچ كس نمي آيد. يك ماه بعد. - فرمايش شما فرمايش كاملاً درستي است، دين و تشخص و تعهد در جامعه سينمايي از نگاهي كه شما مطرح مي فرماييد شايد قابل نقض باشد اما من مي گوييم همين چيزي كه پشت پرده ذهن شما را اذيت ميكند و شما بايك پيش فرضي به همه قضايا نگاه ميكنيد.مثلاً شمادر جشنواره فجر سال 83 اعتراض ميكنيد به جشنواره و فيلمتان را از جشنواره مي كشيد بيرون. جشنواره سال 85 هم همين كار را مي كنيد در حاليكه وزارت هاي ارشاد در دو جناح هستند از دو دوره دو تا تفكر مختلف حاكمند و شما بر دو تفكر اعتراض مي كنيد.فيلم هايتان را يا اعتراض به داوري مي كنيد يا از جشنواره مي كشيد بيرون من مي گوييم همين پيش فرض هانيست كه شايد باعث بشود كه شمابا يك نگاه منفي هم به بعضي از همكارانتان نگاه كنيد بگوييد سكولار شدند يا اصلاً جشنواره فيلم من را نديد يا من توي جشنواره فيلم شركت نمي دهم. اولاً نگاه من منفي نيست به بعضي از همكارانمان،اونها خودشان خيلي هم افتخار مي كنند به اينكه سكولار شدند خودشان هم دارند مي گويند من تهمت به كسي نمي زنم - يعني ما كسي را داريم كه علناً اعلام مي كند من سكولار شدم بله !ميگويد من كاري به سياست ندارم .من سياسي نيستم همين الان هم جورج بوش جايزه بدهد با كله مي رود - سياسي نبودن باسكولاري نيست! ما اگر دين را از سياست جداكنيم ،چرا! اگر شمامسلمان دين دار به تعريف حضرت امام هستيد، ما كه 16،17 سالمون بود چيزي كه بلد نبوديم يه پير مرشدي آمد به ما ياد داد مابراساس اعتمادي كه به امام كرديم اين چيزهايي كه مي گوييم همه را از او ياد گرفتيم و اين چيزهايي كه من به شما مي گويم همه در صحيفه ايشان است.اعتراض من و سوال حضرتعالي نمي خواهم بگويم كه شما كم اطلاع هستيد .در درون بدنه هيچ اتفاقي نيفتاده است آقاي رشيد پور رفته آقاي طالبي اومده جاي ايشان نشسته فيلمبرداران همانها هستند ، زنها همانها هستند اتفاقي نيفتاده تفكر همان تفكر است و حالا شايد ما دونوع مديريت داريم يك نوع مديريت داريم كه تحول گراست مي گويد من متحول مي كنم. يك مديريت داريم كه مي گويد اين غلط و اينها همه راديكال بازي است بايد با همين شكل اجرا بشود و تنش نباشد و هيچ كس ناراحت نشود همه راضي باشند حالا يكي دونفر ...؟!اين تفكر باعث مي شود كه وقتي فيلم عليه آمريكاميسازي شما داور،داور فيلم دوسال است كه داري ميدوي كه براي دخترت گرين كارت بگيري،نمي تواني؟!با خانمت مسافرت ميكني به كانادا كه بچه ات اونجا به دنيا بيايد كه بچه متولد اونجا بشود بعد داور فيلم من ميشود. شمايي كه اينقدر به آمريكا علاقه داشتي مني كه سه تا فيلم ضد آمريكايي ساختم بعد به فيلم من چي ميدهي؟نمي گويي اين بابا عقب مانده؟! - من اگر منصف باشم شايد به آن سيمرغ هم بدهم شما اگر اونقدر منصف باشيد به آمريكا علاقه مند نمي شويد؟! پس نيستيد!اين حرف من است. -پس شما مي فرماييد چون داوري وجود داشته كه در زندگي شخصي اش چنين مسئله اي وجود داشته تأثير گذاشته روي داوري؟ من نميخواهم راجع به اشخاص حرف بزنم -اما حرف زديد نه راجع به اشخاص حرف نمي زنم من دارم راجع به يك تفكر صحبت مي كنم ممكن است يك سري اين تفكر را داشته باشند ممكن است نداشته باشند البته كساني الان ناراحت مي شوند كه اين تفكر را دارند كسي كه ندارند نبايد كه به او بر بخورد من احترام قائلم براي همه اما ما دو تفكريم همانطور كه آنهاهستند ما هم هستيم اما آنها مي خواهند ما را حذف كنند با جايزه ندادن .ما 13 فيلم فرستاديم كن و جاي ديگري كه من اسم نمي برم از اين 13 فيلم اخراجي هاهم بوده است آقاي ده نمكي فيلمي ساخته و آن را به خارج فرستادند در صورتي كه فيلم من هم مال فارابي است و خود فارابي سرمايه گذاري كرده ولي بين الملل فارابي آن را نفرستاده نمي گوييم چرا آن را فرستاده اند بايد آقاي ده نمكي تقويت بشود و رويش بشود براي سينماي دفاع مقدس من به ارسال آن اعتراض ندارم.بر منباي ديالوگ است ديگر! مثلاً تقبلل ا... را مي گوييد تبقلل ا... مردم مي خندند .مثلاً اين مي خواهد برود مسكو يا يك كشوري و ترجمه شود بعد مردم بخندند - اتفاقاً من الان مطلع شدم تا ساعاتي ديگر آقاي ده نمكي به جشنواره كن وارد مي شوند خدا رو شكر!حجكم مقبول ( هردو مي خندند) -آقاي طالبي عزيز من احساس مي كنم كه شما جواب سوال من را نمي دهيد و هر چيز كه خودتان مي خواهيد مي گوييد من ميگويم كه شما در دو تابرهه مختلف به يك طرز فكر كه تغيير كرده انتقاد مي كنيد و هميشه مي گوييد دستهايي پشت پرده است كه نمي گذارد من رشد كنم. نه شما به حرف من گوش نمي دهيد والا من جواب سوال شما رو عرض كردم - چرا شما گفتيد يكي مي آيد و يكي مي رود و بدنه همان است بله و تفكر عوض نشده است! - يعني همان تفكر است كه مانع برگزيده نشدن فيلمهاي آقاي طالبي مي شود؟ بله مشكل ما اين است كه 23 سال است كه يك نفر در دفتر جشنواره است. ببينيد من حالا نمي خواهم همه را مطرح كنم و بگويم. من نمي خواهم بچه هايي كه الان در دفتر فارابي دارند زحمت مي كشند آقاي رضا داد، آقاي جلوه ، آقاي هرندي واقعا مدير شدن آن هم مديرفرهنگي كه از طالبي تا بهرام بيضايي را بايد يك جوري راضي كنند خيلي واقعاً زجر آور است.ما هر كداممان هم يك خواسته اي داريم و هركداممان هم فكر مي كنيم از ما بزرگتر ديگه وجود ندارد اين خصلت بد ماست اما اين تفكره هنوز عوض نشده اگر اين تفكره هنوز هست ..../ - اين تفكري كه مي گوييد عوض نشده را در چند جمله مشخصه هايش را به من بگوييد؟ 1) به شدت به غرب گرايش دارد2) به شدت پرهيز دارد به اينكه انقلاب اسلامي در فيلم ها به طور مشخص مطرح بشود3) فيلمهاي انقلاب اسلامي و رزمي كه مردم كردند و جناياتي كه شاه كرده را اصلاً نمي سازند و به آن اصلاً توجه نمي كنند و مي گويند اينها فيلمهاي شعاري و ساواكي بازي است 4) فيلمهاي دفاع مقدس را تايك برهه اي وقتي ديدند وزير هم همراه است آقاي مهاجراني اصلاً ديگه فيلم دفاع مقدس ديگر تعطيل شد. هميشه از بالا يك فشاري بود وقتي ديدند كه بالايي هم ديگر.../ -ولي شايد شاخص ترين فيلم هاي چهار ،پنج سال گذشته فيلمهايي هستند كه در ژانر دفاع مقدس ساخته مي شوند. چهار ،پنج سال گذشته كي ؟ -ميم مثل مادر ، بنام پدر مال كي است؟مال زمان آقاي مهاجراني؟ -مال چهار پنج سال گذشته مال زمان آقاي مهاجراني است؟ -خير من دارم راجع به زماني صحبت مي كنم كه مدير هماهنگ شد بامديربت بدنه و ديگر تعطيل شد هميشه مديران بالا به خاطر اينكه تعهدي نسبت به حكومت دارند از مجلس رأي مي گيرند آدمهاي متدين و فرهنگي هستند فرزندان امام محسوب مي شوند مي آيند كه اين تفكر را حاكم كنند بر سينما ولي نمي توانند به خاطر اينكه بدنه همكاري نمي كند. ببينيد خود اين سينماگران مشكلي ندارندما سه هزار تا عضو خانه سينما داريم دهها بازيگر شاخص داريم دهها بازيگري داريم كه خوبند ولي ديده نمي شوند 300تا كارگردان داريم اينها را فقط من نمي گوييم ها ،من مي خواهم بگويم كه اين عده آدمهايي كه هميشه در جشنواره فعال بودند اين مجموعه آدمهايي كه هميشه در بين الملل فارابي هستند كه من مي توانم اسم بياورم مي توانم تاريخ تولدشان را هم بگوييم مي توانم بگويم چقدر كن رفته اند می توانم بگويم كن با چه كساني شريكند يا بيرون از فارابي چيكار مي كنند اينها رو مي توانم بگويم ولي نمي خواهم در برنامه شما بگويم مي خواهم بگويم آقاي هرندي و آقاي جلوه دارند تلاش مي كنند يك اتفاقي بيافتد با يك لشگري كه اين لشگر اعتقاد ندارد كه فيلم دفاع مقدس به جايي برسد فوق فوقش مي گويند كه ما پذيرفته ايم كه دو يا سه ... آخر ديگه طالبي هم شد كار ؟! - من عرض ميكنم كه آقاي طالبي عقايد بسيار زيبايي دارند و اين عقايد بسيار ارزشمدارانه ومحترم بسياري جزء انقلاب ما و اصول عقايد ماست و مطمئن باشيد كه عموم مردم هم چنين عقادي دارند .اما ممکن است ژورناليست بودن شما باعث بشود كه شما عقايدتان را شعاري بگوييد مثل الان سه تا محور گفتيد غرب گرايي و.... من مي گويم وقتي كه شما وارد سينما مي شويد بشود اين شعارهارا طوري قوي مطرح كنيم كه نتوانند فيلم ما رو نبينند نه ببينيد اين يك بحث ديگه است يك وقت شما راجع به فيلمهاي من مي گوييد - من راجع به خودآقاي طالبي من گوييم كه امشب ميهمان من است اصلاً شعار دادند خودش شجاعت مي خواهدو بايد پشتش شعور باشد شعاري كه پشت سرش شعور باشد...... -شعار شما پشت سرش شعور هم هست اين را قبول دارم انشاءا... اگر من در فيلمم شعار دادم، فيلم جاي شعار دادن نيست كه فيلم جاي فيلم است من اينجا اومدم دارم صحبت مي كنم و فكر هم نمي كنم غرب گرايي شعار باشد ما صد كتاب داريم راجع به غرب گرايي شعار خوبي است اما شعار نيست يك تفكر است .ا... اكبر كه شما مي گوييد يك شعار است. صلوات يك شعار است ولي يك تفكر است و وقتي اعلام مي كنيد الهم صل علي محمد تا اينجا ولي وقتي آل محمد را گفتي دوباره يك تفكر ديگراعلام مي كني كه من يك شيعه ام وقتي شما درباره برخي از مسائل خيلي عريان صحبت كردي و برايت اصلاً مهم نبود كه فلان داور جشنواره خارجي و داخلي و فلان مدير و اين را نوشتي و گفتي بله خوب ممكن است كه ...../ -آقاي طالبي بگذاريد من هم واضح تر بگوييم راجع به ديده شدن صحبت مي كنيم اجازه مي فرماييدمن مي گوييم شما اين تفكرات قشنگتان را فيلم قوي بسازيد كه نتوانند نبينند من به خودم هم همين را مي گوييم - ببينيد شايد شما يك فيلمي مي سازيد كه شايد به لحاظ فني خيلي نميشود ازش دفاع كرد بگوييد نام ببريد تا دفاع كنم؟ -خودتان شايد دفاع بكنيد هيچ كس به ماست خودش كه ترش نمي گويد مهم آن است كه يك فيلمي با استاندارهاي خيلي قوي بسازيد..../ حالا آمد و يك ماستي ترش نبود و شما جو راه انداختيد ،ژورناليست بازي در آورديد و مي خواستيد ترشش كنيد آخه من كه خودم مي دانم ، من كه خودم مي دانم نمي دانم شما چرا هي به من مي گوييد مي داني. ملامريض كنند مي آيند مي گويند رنگي پريده چشمهايت هم كه مي دود بنده خدا را مريض كردند من اين كار را بلد شدم يك موقع بود فيلم اول من بود و من يك فيلم ساخته بودم «ويرانگر»مي دانيد «ويرانگر» جنجالي ترين فيلم جشنواره چهاردهم شد -بله خاطرم هست خب مگر يك فيلم اكشن من ساختم چه خبر بود .پس اين آدمه بااين فكره دعوا دارد -اتفاقاً خيلي ها هم مي گويند كه آقاي طالبي توي مقاطع مختلف صبر كرده ببينه توي سينما چه خبره توي همون سبك فيلم بسازه زماني كه اكشن ها مد بودند اكشن مي سازد زماني كه ملودرام ها مد بودند ملودرام مي سازد زماني كه فيلمهاي زوايه خاص دفاع مقدس مطرح است «دستهاي خالي» مي سازد اين تجربه خوب است آدم خودش را دارد تجربه مي كند اصلاً اينطوري نبوده زماني كه اكشن مي ساختم -اصلاً اكشن نبوده نه -اتفاقاً اون زمان بورس فيلمهاي اكشن بود اجازه بدهيد عرض كنم اون زمان كه من اكشن ساختم من با بخش خصوصي اومدم جلو من مثل دوستانم اين توفيق را نداشتم كه فارابي به من از اول پول بده اول سالي كه به من پول داده امساله كه امسال هم انگار به من نساخت و قلبم از كار افتاد من باوجودم فيلم مي سازم من سه سال مي نشينم و يك سناريو را مي نويسم كه اون اتفاقي كه شما مي فرماييد و درست هم مي فرماييد....؟! - كه با وجودم يك فيلم قوي بسازم...؟! كه بايد قوي باشد از بهترين كارشناسان استفاده مي كنم از بهترينها استفاده مي كنم و همه تلاشم رو مي كنم كه فيلم خوبي بسازم . فيلم اول من سيا مش ساختم مثل همين فيلم آقاي ده نمكي داشت مي فروخت دو هفته بيشتر اكرانش نكردند برداشتند الان جزء صد فيلم پر فروش بعد از انقلاب است من 17 سال پيش كه شروع كردم فكر ميكردم چرا ما در فيلمهايمان مثلاً چيزي را يكدفعه مد ميكنيم مثلاً اين كلمه ي حلهولي درقديم آمديم گفتيم بياييم واژه توكلت علي الله بياندازيم روي زبانها ،15 بار مي گفتيم در فيلم اين بار 25 بار گفتيم خراب شد در نشريه سلام 40 روز عليه فيلم من نقد مي نوشتند كه سابقه ندارد در طول تاريخ سينما يك فيلمي در روزنامه اينقدر راجع به آن بنويسند .من مي خواهم بگويم كه آن كسي كه ميگويد فيلم من بد است قبل از اين كه فيلم را ببيند تيتراژ را ميبيند اگر تيتراژ را نبيند فيلم دستهاي خالي فيلمي نيست كه شما نتوانيد نامزد كنيد اين فيلم يكي از افتخارات فارابي است .آقاي شكيبايي در اين فيلم به نوعي درخشيد كه يك داور خارجي سوال كرد كه اين آقا كيست چقدر زيبا بازي ميكند نشناخت تا هامون را گفتیم بعد گفت چقدر تفاوت كرده است آقاي خسرو شكيبايي در سرماي زير صفر در 4صبح مي آمد آنجامي ايستاد و يك پلاني را بازي ميكرد الان در آمده همه نگاه ميكنند هم با چشمان خيس بيرون مي آيند و تشكر ميكنند بعد يك روزنامه نويس و يك داور بييند و بگويند كه نه ما يك فيلم ديگرو ديديم خوب بود دقيقاً اين اتفاق افتاده است كه يك نفر گفت آش ميدهند همه كه دويدند خودش هم باورش شده بود آش ميدهند .اينها خودشان هم باورشان شده است كه نكند بد باشد فيلم جنگ كودكانه فيلمي است كه در ژانر خودش ساخته نشده است چون تا بحال هيچ كس در مورد جنگ با عراق فيلم نساخته است عروس افغان و دستهاي خالي هم ساخته نشده اين هم گفتم براي اينكه گفتيد كه فيلمهايي مي سازي كه در فصل خودش است من در اوج آن كه همه دختر و پسري نوشتند فيلم من اين طور نبود . - شما هم نغمه را نوشتيد . من راجع به دختر پسر ننوشته بودم من راجع به عشق نوشته بودم . - و بعد هم زديد برداشتي از ليلي و مجنون عشق ليلي و مجنون با عشق يك پسري را كه زير ابرو بر مي دارد و مي ايستد در خيابان و زير چشمي نگاه ميكند و ميگويد واي من عاشقت شدم و بچه های مردم را مي گذارند سر كار و اين عشق نيست هوس است . - الان نگاه كه به آزانس شيشه اي افتاد و يادم آمد كه اين فيلم يكي از معتبرترين فيلمهاي دفاع مقدس است درست زماني ساخته شد كه آقاي طالبي دارند به شدت از آن دوره انتقاد ميكنند . عرض كنم خدمت شما كه آژانس شيشه اي در آن زمان ساخته نشد، اكران شد آن كسي كه آمد در گوش شما گفت اشتباه گفت . - در گوش من اين را نگفتند ميخواهيد بگويم چه گفتند ،گفتند كه به آقاي طالبي مهرباني ذاتي دارند و آدم مهرباني هستند به ايشان بگوييد چهره خشن از خودشان نشان ندهند . من يك خاطره بگويم ،و بعد در باره ي آژانس شيشه اي هم عرض بكنم كه سناريو آن قبلاً نوشته شده بود . - شما چرا اينقدر منفي نگاه مي كنيد ؟ منفي نگاه نميكنم من واقع بين هستم حاضر نيستم خودم را گول بزنم من يك آدمي هستم كه اهل( خدايا من را ببخش از خودم تعريف ميكنم )مطالعه هستم من وقتي دارم با شما در مورد سكولاريسم حرف ميزنم تمام كتابهاي شهيد آويني كه راجع به سكولاريسم است كه ميگويد جنگ آخر ما با اسلام آمريكايي است .اگر ما يك وزيري پيدا كرديم كه خواست اين محيط را اصلاح كند و آدمهايي را بگذارد كه برايشان مهم باشد كه اطراف ما دارد اشغال مي شود توسط آمريكا و چرا 10تا فيلم عليه آمريكا نسازيم و چرا مثلاٌ ما بايد به افغانستان اهميت ندهيم .اگر مديران مياني اينطور شدند از اين ا تفاقات در سينما زياد مي آيد .ببينيد سينما گرها همشان خوب هستند . بعد آقاي طالبي مقاومت ميكند بعد قلبش اين طوري ميشود مي افتد زمين . - شما گفتيد ناراحتي قلبي من براي سينما است. اما من فكر ميكنم روغن ريخته را نظر امامزاده كرديد . يعني به نظر شما سينما امام زاده است سينما را در حد امامزاده ميدانيد البته در مثال مناقشه نيست اما نه من اين را نگفتم اين را از قول من از روزنامه كساني كه هميشه با من بد هستند گفتم كه من همچنين حرفي نزدم و با تمام وجودم فيلم مي سازم . من مي رفتم توي اطاق از دست درد گريه مي كردم و نميگذاشتم كه بچه ها بفهمند ولي بعد ازرنگ و روم فهميدند من اين طور نيستم مثل بعضي ها كه در يك شب 20 قسمت بسازم مي توانم بيايم در تلويزيون شبي يك قسمت بسازم و پولدار هم بشوم من 3سال روي فيلمنامه ام كار ميكنم و بعد كه آن را ميسازم و پخش مي شود يكي در گوش من مي آيد ميگويد كه ديگر در خواب ببيني كه بروي كانادا. - يك حس شيطنت آميزي به من گفت چون آقاي طالبي دوست دارد به هر قيمت ممكن فيلمش را ثابت بكند و فيلمش به لحاظ فني اين قدر ها هم كه ادعا ميكند قوي نيست مي آيد در سينما ي مطبوعات مي نشيند و يك جنجال خيلي بامزه درست مي كند ايشان و قتي كه گفتگوي مطبوعاتي شان تمام شد از روي سن پايين نيامدند و بعدش هم آقاي ده نمكي ميخواستند بيايند صحبت كنند نشستند و گفتند بريد زنگ بزنيد 110 بيايد من را از روي سن بياورد پايين من گفتم كه آقاي طالبي كه اين همه شعارهاي خوب در ذهنش است خودش تبديل به كسي ميشود كه باعث ميشود براي او از ابزار زرد استفادبشود براي مطرح شدن فيلمش اگر بي رحمانه بود بفرماييد؟ نخير بي رحمانه نبود شيطاني بود . من آن لحظه كه اين كار را كردم فقط يك طنز بود با بچه ها چون اكثر آن كساني كه آنجا نشسته بودند بچه بودند آمدند پيش من كار ياد گرفتند و با آنها نميروم و بعد يك شوخي با آقاي ده نمكي كردم . - شما ميتوانيد موقعي شوخي كنيد كه 200 خبر نگار در آنجا نشسته اند . اتفاقاَ بايد همانجا گفته ميشدپس اين ربطي به جنجال درست كردن ندارد . من نيازي به جنجال درست كردن ندارم. -فرض ميكنيم كه شما در اين مملكت وزير ارشاد شده ايد چه تصميمي ميگيرد براي سينماي ايران ؟ اين وزير ارشاد كه الان هستند دوست من است و در انتخابشم من يك جورايي سهيم بودم لذا بگذاريد كارش را بكند من هم كه وقتي وزير بشوم كار خودم را ميكنم . - پس شما بگوييد كه چه برنامه هايي را بايد ايشان اجرا بكنند كه درست بشود اين وضعيت ؟ من به ايشان گفتم در 3 جلسه البته عصباني هم شدم بعد آب خوردم و ايشان اينقدر به من ملا طفت داشتند كه من شرمنده شدم . - ما شاا لله شما اصفهاني هستيد و خيلي خوب صحبت ميكنيد . اختيار داريد من شاگردي كردم . - من ميگويم آقاي طالبي عده اي ابزار خوب دارند و يك عده هدف خوب دارند شما جزء آن دسته اي هستيد كه هدف خوبي داريد ولي از ابزارتان نميتوانيد خوب استفاده كنم . من از ابزارم خيلي خوب استفاده ميكنم من فقط براي فيلمم نمايشگاه ندارم يعني من فيلم ساختم عليه آمريكا خدمت مقام معظم رهبري رسيديم ايشان اشاره داشتند كه خوب اطراف ما اشغال است و امريكا اين همه جنايت دارد مي كند و من اگر ميمردم خدا از من سوال ميكرد كه تو وقتي ميتوانستي در مورد حملات اينهافيلم بسازي و دردو دل آنها را به گوش مردم برسانيد چرا اين كار را نكردي من رفتم و اين كار را كردم و خيلي هم سختي كشيدم ولي هنوز اين فيلم اكران نشده است . من يك حرفي مي زنم حاضر هستم دادگاه هم بروم به خاطرش.امسال ما از دوم آمديم دوازدهم ما در انتخابات مجلس رئيس جمهوري و خبرگان ميبينيد كه انتخابات ميشود و بعد شوراي نگهبان كه مي آيد 3 شهر را حذف ميكند با اينكه ناظر دارند .يك انتخابات چنين حساسي را داده ايد دست كسي كه اصلاً خانواده اش در ايران نيستند خودش هم سي تي زن كانادا است آمده اينجا ميبيند كه فيلم من دوم است اصلاً ايشان از من وخوشش نمي آيد آدمي كه اصلاً تعلقي به اينجا ندارد اگر داشت الان اينجا بود .رفته آنجا با تمام زندگي بعد از 2 سال رفته ديده كه آنجا اصلاً خبري نيست برگشته بعد گفتند خوب شما بيكاريد بيا بشو مسئول انتخابات و بيا طالبي ده نمكي و بچه حزب الله ها را ترجمه كن من 100 در 100 اين آدم را قبول ندارن صد در صد اين انتخابات مخدوش است من اگر مي خواستم جنجال كنم آنموقع اين كار را ميكردم .يك دفعه چه شد كه ما 1 ساعته از دوم آمديم دوازدهم .آدمي كه هيچ تعلقي به اين مملكت ندارد و قبلاً هم گروهكي بوده است اين آدم را گذاشته ايد براي ارز يابي من بعد به من مي گوييد فيلم خوبي بساز . - يك منتقد آمريكايي ميگويد كه آدم وقتي براي تماشاي يك فيلم مي نشيند بايد خودش را با آن فيلم كوك كند . من به شما قول ميدهم كه اگر تيتراژ كارهاي من را پاك كنيد خيلي اتفاقات برايش مي افتد . 156645نفر رأي داده اند . 1- 19/16% از مردم به م مثل مادر رأي دادند . 2- 64/43% از مردم به آژانس شيشه اي رأي دادند . 3- 47/12% از مردم به دوئل رأي دادند . 4- 74/28% به اخراجيها رأي دادند. *حالا که شما اینقدر یه من گفتید که چه کار کنم من هم می خواهم نصیحتی به شما کنم و اون اینکه سس زرد برنامه تان را زیاد نکنید -خیلی ممنون و خدانگهدار .
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
خانمها آقايان ،دختر ها پسر ها سلام آخرين شب ارديبهشتي شما بخير. سئوال نظر سنجي به نظر شماکدامیک از موارد زیر در موفق نبودن تئاتر در ایران موثر بوده است؟ 1-کمبود سالن 2-کمبود متن 3- عدم حضور چهره های شاخص 4- مشکلات مالی 5- همه موارد مهمان امشب ما يك بانوي هنرمند است.ريشه و اصالتهاي او را تئاتر مي شود جستجو كرد علاوه بر تئاتر او چهره ي تلوزيوني و سينمايي خوبي هم از خودش به نمايش گذاشته است او برنده ي سيمرغ بلورين در اين جشنواره آخر در نقش مكمل است .در تلویزيون با سريالهايي مثل وكيل و مسافر به تلوزيون معرفي شد و يا اپيذدي از سريال پليس جوان شما با نام پانتآ بهرام در دنياي هنر آشنا هستيد كه امشب مهمان برنامه ما هستند سلام به برنامه ما خوش آمديد . خيلي ممنون سلام عرض ميكنم و اميدوارم كه برنامه خوب و خوشمزه اي باشد . و از حالا شرو ع مي شود . - مگر بازي است ؟ بله يه جور بازي دوست داشتني است . - بازي يك برنده دارد يك بازنده. نه يك بازي برنده برنده است. - در تصاويري كه ملاحظه فرموديد آخرين سكانس پرش از روي پل عابر پياده بر روي ماشين در حال حركت بدون حضور بدل توسط خانم بهرام بود شما آدم جسوري هستيد درسته؟ فكر ميكنم بله ،خيلي برام جالب است از وقتي كه وارد دنياي تلويزيون و سينما شدم به محض اينكه كارگردان توقعي از من دارد سريع فلاش بك ميزند به تئاتري بودن من يعني اگر بخواهم مقاومت بكنم ميگويد تو كه تئاتري هستي تئاتريها خيلي ريسك ميكنند ، خيلي كارها انجام ميدهند كاري هر هنر پيشه اي كه وارد دنياي تصوير ميشود انجام نميدهد به نظرشان شايد تئاتري ها شجاعتر مي آيند و شايد يكي از دلايل آن اين است كه مستقيم با تماشاگر در ارتباط هستند اساساً با اين اعتماد به نفس كار خود را آغاز ميكنند كه من ديالوگ و يا حركتم را فراموش نخواهم كرد 2 مي توانند صحنه را اداره كنند بدون اينكه ريتم بيافتد يا فضا خراب بشود يا چيزي از قلم بيافتد براي همين بايد انسانهاي قدرتمند تري باشند . - در مورد اين سكانس صحبت مي كرديم ميشود يك توضيحي بدهيد در مورد اين سكانس؟ خيلي ترسناك بود آفاي سهيلي هم به من گفتند كه دوربين پايين است و چون مي خواهيم چهره ات را دقيقاً ببينيم عملي نيست و بدل صحنه را خوشگل نميكند خوشبختانه من ترس از ارتفاع ندارم ولي اين يك ريسك است درست است كه حالا در آن پايين تشك بود و من قرار بود با يك سري كابل كنترل بشوم ولي باز هم ريسك است . - چند بار اين تصوير فيلمبرداري شد؟ فكر ميكنم يك بار البته براي تمرين بدليل اينكه ترسم بريزد سيمها را بستند و كمي مرا آزاد كردند كه در هوا معلق بمانم چون اين بايد با شتاب مي افتاد و نمي شد كنترلش كرد موضوع اين است كه تكنيك سينماي ما خيلي تكنيك بالايي نيست هميشه اين ترس وجود دارد كه نكند كنترل نشود چون معمولاً ابزار ما كمي ابزار قديمي است در من كمي ترس وجود داشت منتهي واقعيت اين بود كه دوست داشتم اين كار را انجام بدهم . - فكر ميكنيد اين كار شما به بازي شما كمك ميكرد يا به وجهه ي جسورانه پانتآ بهرام؟ به وجهه ي جسورانه پانتآ بهرام. - رسيديم به بحثي كه فرموديد آدمهاي تئاتري آدمهاي قوي هستند چرا؟ بخاطر اين كه تو با همه ي حضورت مي آيي و تا 2ساعت همه ي توان حسي بدني و ذهني ات را باخودت به همراه مي آوري و بايد انرژي ات را تقسيم كني حافظه ي خوبي داشته باشي، كافيست بازيگر يك لحظه پايش بلغزد حتي اين اتفاق هم نبايد بیفتد ولي اگر در دنياي سينماوتلویزيون اين اتفاق بيافتد مي شود كات داد دوباره اين كار را كرد . ولي در آنجا نه اگر اين اتفاق بيفتد تماشاچي بريده خواهد شد از فضايي كه ساختي . - يكبار ديگر صحنه ي پريدن شما را با هم ببينيم . - اين خيلي جالب است كه يك خانم بازيگر از اين ارتفاع بپرد . - خانم بهرام طبق گفته ي خودتان واضح است كه آدمهاي تئاتري به لحاظ پايه هاي بازيگري آدمهاي مقتدري هستند چه به لحاظ فن بيان چه تكنيك و چه قدرت حافظه شايد مثلاً آدمهايي كه در 30 سال پيش از تئاتر به سينما مي آمدند چون باعث درخشش آنها در سينما مي شد شايد نزديك 15،10 سال است كه اين روند برعكس شده است كه تئاتري بودن آدمها دليل بر ستاره بودن آنها نيست آيا معيار هاي سينما براي بازيگري خوب عوض شده است يا تئاتري ها ديگر نميتوانند خودشان را در سينما خوب نشان بدهند ؟ چون براي چيزي كه شما ميفرماييد مثا لي در ذهنم نيست نميتوانم چيزي بگويم . - در ذهن من هست مثلاً آدمهايي كه در سينما به آدمهاي پول ساز تبديل شده اند به چهره و ستاره تبديل شده اند ولي هيچ كسي از تئاتر را لا بلاي اين ستاره هاي درخشان نمي شود پيدا كرد .واضح تر اين است كه چرا خانم پانته آ بهرام يك مثلث طلايي دارد خانم نغمه صميمي آقاي مرادي و خانم پانته آ بهرام مي شوند يك مثلث طلايي در تئاتر ولي وقتي به تئاتر مي آيند نقره اي هستند . چرا امسال نغمه ي صميمي هم سيمرغ برد . - ولي سيمرغ گرفتن براي نقش مكمل قبول اما درخششي كه از پانته آ بهرام در سينما انتظار مي رود آن چيزي نيست كه در تئاتر دارد . واقعيت اين است كه من معتقد هستم كه آهسته و پيوسته و اين خيلي براي من مهم است فكر نميكنم هيچ عجله اي در كار باشد به دليل اينكه بچه هايي كه وارد تئاتر مي شوند اول مي خواهند كه بازيگر باشند چون تئاتر طبيعتاً اين شهرت و پول سازي را به همراه ندارد بنا براين كسي كه تئاتر را انتخاب ميكند آمده كه در درجه اول بازيگر بشود .و بعد دوست دارد كه كارش را توسعه بدهد و بيايد در ميدان گسترده تري كار بكند . اول اينكه من هنوز در گير آن بازيگر بودن هستم دوم اينكه باز در مورد خودم ميگويم شناختن مديوم سينما كار دارد شناختن زاويه ها لنز ها و حتي شناختن نوع بازي ما يك چيزي در مورد بازيگري را خيلي وقت است كه فراموش كرده ايم مثلاً در سبكهاي نقاشي ميگو ييم اكسپر سيانيسم و امپرسيانيسم ولي به بازيگري كه ميرسيم ميگوييم خوب يا بد بازي كردن .به نظر من خيلي ميشود جزئي نگاه كرد و اين چيزي است كه من از چهار شنبه سوري تازه دارم درك ميكنم . - چهار شنبه سوري يك نقطه ي عطف در پرونده شما است . دقيقاً تازه دارم از آنجا يكسري چيزها را پيدا ميكنم در جهان دوربين چون براي خودش يك دنيا است من مدعي نيستم كه همه ي آنها را پيدا كردم و لي مدعي هستم كه از چهار شنبه سوري به بعد دارم درست مي روم . - يعني از چهار شنبه سوري به بعد شما نقشهايتان را خوب انتخاب كرديد ؟ آن اتفاق و 2تا اتفاق بعدي تجربه هاي آگاهانه تري بود به لحاظ بازيگري . - در اقليما نقش آفريني پانته آ بهرام بيشتر مي چربد يا خود فيلم؟ هر دو - به نظر من تنها نقطه ي قوت اين فيلم خود پانتآ بهرام است چيزي كه در فيلم اقليما در جشنواره امسال ميبينيم بيشتر لباسهاي متنوع و چهره هاي مختلف از خانم بهرام است و من احساس مسكنم كه اين بازيگري دارد پشت اين چهره ها و لباسها گم ميشود علي رغم اين قضيه من فكر ميكنم تنها نقطه ي درخشان اين فيلم شما هستيد . واقعيت اين است كه آنها رامن انتخاب نكرده ام . - به خاطر اسپانسر شما بوده؟ فكر نميكنم - من يك همچنين احساسي كردم مگر اسپانسر شما يك مجموعه توليد كننده لباس نبوده است . نخير، واقعيت اين است كه آقاي عابديني اين طور انتخاب كرده بودند و شايد بخاطر خاستگاه اين آدم است كه بخاطر اينكه در خانواده ي به نوعي ثروتمند است سعي ميكند پوشش گوناگوني داشته باشد خصوصاً اين كه دوست دارد براي همسرش آدم خوشايندي باشد چون سردي اين رابطه را مدتي است كه احساس كرده است شايد يكي از دلايلي كه اين كار را ميكند اين است كه توجه از همسرش بگيرد شايد به نوعي با اين تنوع دارد تنهايي هايش را پر ميكند .ولي واقعيت اين است كه موضوع پرداخت به اقليما يك موضوع خاص بود زاويه ديدي كه آقاي عسگر پور انتخاب كرده بودند و پرداختند به اين موضوع يك چيزي بود بين يك تاشهاي مذهبي و حضور خداوند در كنار يك زندگي در كار حضور يك وحشت مداوم شايد كمي اينها با هم كامل مچ نشد يعني نه ميشد گفت كه داريد يك فيلم ترسناك ميينيد يايك فيلم مذهبي ، - شايد خيلي از بينندگان ما اقليما را نديده اند براي همين نمي خواهم روي اين بحث زياد متمركز بشوم بيننده قرار است كه به آن شخصيت احساس ترحم پيدا بكند و اتفاقي براي شخصيت آن بيننده را منقلب بكند در حالي كه اين اتفاق اصلاً نمي افتد اگر شما يك نمونه ي خارجي را در كنار آن قرار بدهيد مثل فيلم ديگران مثلاً اگر مقايسه بكنيد با اقليما كه آن زني كه در هاله اي از وحشت گرفتار شده است بوجود بيايد من فكر ميكنم خيلي در روند فيلم اقليما به اين نتيجه نميرسيم . من برعكس شما فكر ميكنم چون احساس ميكنم خيلي معصوميت اين زن زياد است در اين فيلم من فكر ميكنم كه يك جاهايي از بس كه زياد شده بايد كم ميشد . - جالب است جشنواره امسال فقط سيمرغ هايش را به نقشهاي معتاد داد .درسته؟ بله - شما هم براي فيلم بچه هاي ابدي نقش يك معتاد بازي كرديد ؟ نخير من اصطلا حاً ساقي بودم كسي موادمخدر ميفروشد يا در ارتباط است . - چيزي كه به ذهن من ميرسد اين است كه در چند سال اخير نقشهاي خاص خيلي بيشتر از نقش آفريني هاي خاص دارند به چشم مي آيند يعني ما ميگرديم دنبال نقشهاي معتاد يا عجيب و غريب در فيلمها همين كه جايزه بدهيم وهم بيشتر ديده بشوند و هم اينكه اين بيشتر ديده شدن قدرت نقش آفريني را زير سايه خودش ميگيرد و در رده ي دوم قرار ميدهد . كمي تفكيك اين دو تا سخت است يعني مي شود يك نقش خيلي خوب را خيلي بد بازي كرد لزوماً اين نيست كه چون اين نقش يك شاخصه هايي كه دارد بشود با استفاده از آن شاخص ها آن را راحت انجام داد به نظر من اين دو تا تفكيك ناپذير هستند و نقشي كه در يك فيلمنامه خيلي خوب جا افتاده است بايد يك بازيگر خوب بالاي آن باشد كه آن نقش خوبي از آب در بيايد ولي برعكس آن ممكن است . - فكر نميكنيد در مجموع به ضرر سينما خواهد بود كه ما فقط به نقشهاي خاص توجه بكنيم و فقط به آنها جايزه بدهيم چون شاهد هم داريم در جشنواره امسال كساني جايزه ميگيرند نقشهاي خاص هستند شايد براي نقش هاي معمولي زياد انرژي صرف نكنيم و مطلوب ما نباشد و همش بريم دنبال نقشهاي عجيب و غريب كه ديده بشويم و جايزه بگيريم . وقتي ميگوييم جشنواره خواه نا خواه داريم در مورد مسئله داوري صحبت ميكنيم داوري كردن اساساً خيلي كار سختي است چون اولاً بايد با يك عده بنشيني و سعي كني كه هم ذهن بشوي و بعد مقايسه آدمها با هم و بعد مقايسه ي آدمها با خودشان كه اين آدم در نقشهاي قبلي اش چطور كار كرده است يك مجموعه در كنار هم باعث مي شود شما را در صندلي قضاوت قرار بدهد و شما تصميم ميگيريد كه چكار بكنيد ولي به نظر من اين قضيه بايد بازيگرها را فعال تر بكند سعي كنند كه شاخص تر بشوند چون من فكر ميكنم كه كمي بازيگري دارد سهل و ممتنع ميشود . - يعني چي سهل و ممتنع ميشود؟ يكم انرژي نميگذارند در جلوي دوربين و فكر ميكنند كه راحت بودن دارد تبديل ميشود به پديده بازيگري اين را خيلي ميبينم حالا نه در جلوي دوربين حتي روي صحنه هم ميبينم بچه هايي را كه وقتي ميبينند كه در صحنه راحت هستند فكر ميكنند خوب اين يعني يك قدم بزرگ اين شرط لازم است و لي شرط كافي نيست . - من ميخواهم بحث را كمي اجتماعي تر كنم خيلي جالب است بعضي مواقع آدم با پدر و مادر هايي برخورد ميكند كه ميگويند آقاي رشيد پور اين بچه ما خيلي خوب شكلك در مي آورد و خيلي شيطان است اين را ببر بازيگر بشود تصور عمومي در جامعه ي ما اين است كه اگر كسي خيلي خوب ميتواند ورجه وورجه كند حتماً بازيگر است ، شما كه خودتان هم تئاتري هستيد و هم سينما را راهش را پيموده ايد كمي راجع به اين قضيه صحبت كنيد . ببينيد اين چيزي را كه شما اشاره ميكنيد بخشي از استعداد ذاتي آدمها است كسي كه بلد است راحت باشد و تقليد كند كسي كه بلد است درست از ابزار بدن و بيانش استفاده كند اين يعني استعداد اوليه را دارد شرط لازم را دارد ولي نه شرط كافي ،بعد هم باز اين به 2 قسمت تقسيم مي شود قسمتي كساني كه اساساً سرگرمي سازند حتي اگر وارد بازيگري بشوند وارد مجموعه آدمهايي ميشوند كه سرگرم ميكنند يا صرفاً توجه به خودشان جلب ميكنند شما در سالهاي متوالي آنها را در يك شكل خواهي ديد و خواهي پذيرفت .يك تيپي هستند كه ممكن است تا 40 سال اين تيپ را دوست بداري بخواهي كه ببينيش اما در همان مدل باقي خواهد ماند كسي كه بازيگر ميشوددرست يك جايي از اين اتفاق تفكيك ميشود جاه طلبي هايش باعث مي شود كه گسترده تر كار كند و گسترده تر هم يعني اينكه بيشتر در مورد بازيگري بداند و ابعاد وجود خودش را پيداكند بازيگري يك جور تكثير شدن است مثل هاگ كه ميگويند بعضي از گياهان پخش ميكنند حتي تكثيرش هم بايد به همين نرمي اتفاق بيافتد. -شما كه به گسترده تر بودن بازي اشاره ميفرماييد پس چرا اين نقشهايي كه در تلویزيون و سينما از شما ميبينم دائماً اين نقش هاي معتاد دارد تكرار ميشود مثل سريال مسافر ، بچه هاي ابدي ،. در همين 2تا . شما مثل اينكه به اين شطرنج اعتقاد نداريد كمي امروز برندگي شما كم است . - نخير شايد برجستگي شما در اين نقشهاي خاص خيلي به چشم آمده كه من وقتي ياد پانته آ بهرام مي افتم به ياد نقشش در سريال مسافر مي افتم خانم بهرام نقشهاي مكمل را خيلي بهتراز غوغا بازي ميكند . - شما متولد چه سالي هستيد ؟ هرگز از يك بازيگر سنش را نپرسيد . - متأسفانه من در بيوگرافي شما هم هرچقدر خواندم نتوانستم به اين قضيه برسم . براي اينكه دانستن سن براي بيننده هميشه قضاوت مي آورد مثلا ً اگر بداند كه من 50 سالم است و با يك گريم ساده مثلاً سن يك 28 ساله را بازي كنم بيننده وقتي ميداند كه من 50 سالم است ميگويند خوب يك بازيگر 28 ساله مي آوردند .من اين مورد را از استادمهدي هاشمي ياد گرفتم. - فرمايش ايشان درست است ولي معمولاً خانمها علاقه دارند سن كمتر از خودشان را بازي كنند و من نمونه هاي مختلفي را در سينما ديده ام ولي آقايان همچين حسي ندارند و قبول ميكنند كه نقش 30 سال بزرگتر از خودشان را هم بازي كنند . نه هميشه خيلي وقتها اينطور نيست من خيلي از آقايان سينما را ميشناسم كه شايد خيلي برايشان سخت است كه پدر بشوند و دوست دارند هنوز همان جوان اول پشت فرمان باشند .ولي قسمتي كه من گفتم كاربردي تر است تا قسمتي كه شما گفتيد . -من با شما مخالفم مثلاً سركار خانم گلشيفته فراهاني علي رقم اين كه بيننده ميداند او چند سالش است ولي در م مثل مادر قبول مي كند كه آن مادر است در مورد سركار عالي هم اين مثالها است من مثال نقض نياورده ام ولي مي گويم لزوماً قرار نيست بيننده سن شما را نداند چه بسا هنر شما سن را تحت پوشش قراربدهد . كمك كننده خواهد بود ولي مطمئناَ اين فاصله هابوجود خواهد آمد . - اصولاً طلايي شدن را در چه چيز ميبينيد اگر به كجا برسيد ميگوييد كه من طلايي شده ام ؟ وقتي كه احساس كنم كه همان ميزان انرژي كه دارم ميگذارم را دارم دريافت ميكنم ولي در سينما هنوز اين اتفاق نيافتاده است. -كدام يك از فيلمهايتان انرژي بيشتري به شما داده است ؟چهارشنبه سوري؟ آن براي اينكه باز خود داشته است ولي خودم برخلاف عقيده ي شما در اقليما خيلي حساب ميكنم چون در جشنواره از تماشاگر عام خيلي ميشنيدم كه اين فيلم چقدر فرق ميكند چون آدمها دوست داشتند كه يك چيزي از دل اين كار بكشند بيرون . - من دلم نميخواهد در روي نظر مردم پيش داوري كنم ولي نظر من اين است كه اقليما چيزي به خانم بهرام نخواهد افزود . من فكر ميكنم خواهد افزود. - من فكر ميكنم كه شما كماكان نيز می توانید در نقشهاي بهتري ظاهر بشويد. *يك حقيقتي را بگویم خيلي دلم مي خواست اكسپرسيونيستي بازي بكنم يعني سعي كنم سبك خاصي را كار كنم . بعضي از بازيها بازي رو به بيرون هستند مال مسافر در اقليما به درون بيشتر نگاه ميكنم يعني اينكه براي تماشاگر يك فضاي بسته ايجاد ميكنيد و جاههاي خالي مي گذاريد و به تماشاگر مي گوييم كه تو بيا جلو تر .تو بيا و سعي كن كه پيدا كني تا بيش از اين كه من ارائه كنم . - من تعجب مبكنم كه خانمي با اين دقت چطور راضي ميشود كه فيلم غوغا را بازي كند ؟ غوغا براي من در كارنامه كاري من يك اتفاق خاص است و اين در زماني بود كه من ميخواستم به همه ثابت كنم كه من به غير از نقش معتادرا هم مي توانم بازي بكنم . - پس قبول داري كه شما با نقش يك معتاد جا ا فتادي . اين قدر آن اتفاق در زندگي من اتفاق خاصي بود تقريباً يك تغيير مسير. -چرا غوغا را بازي كرديد ؟ مسافر اينقدر جالب بود كه بعد از آن بي وقفه نقشهاي معتاد و يا پيرامون آن به من پيشنهاد ميشد به طوري كه من احساس ميكردم من چطور ميتوانم خودم را در شرايط ديگر ثابت كنم .اين شد كه من تقريباً نزديك 2 سال كاري نكنم .البته در تلویزيون وكيل را داشتم . يا باز در پليس جوان كه هر دو كار با آقاي مقدم بود و ايشان حساسيت هاي من را شنا خته بود و داشتند فكر ميكردند كه براي من فرصتهاي ديگري ايجاد كنند . - لزوماً فكر ميكنيد كه كارگردانهاي سينما بايد دقت لازم روي صحنه هاي تئاتر را هم داشته باشند ؟ بله چون ما كار خوب در تئاتر كم نداريم الان هم داریم آن اتفاق را ميبينیم .كه خيلي از كارگردانها را كه مي آيند. - شما احساس نميكنيد كه اين راه تقريباً دارد مسدود مي شود ؟ورود بازيگر از تئاتر به سينما. نه واقعا ً نميدانم شما چرا اين فكررا ميكنيد .من هميشه اين مثال را ميزنم زماني كه خانم تسليمي درخشيدند ما چند تا زن موفق داشتيم ؟ - خوب اين در برهه اي بود كه بازيگران تئاتر در سينما درخششي داشتند . خيلي كمتر امسال ايشان پيدا ميشد منتهي من فكر ميكنم كه الان اين اتفاق زياد دارد مي افتد و آن هم بدليل ورود دوربين به زندگي خصوصي همه ي مردم يعني كمابيش تو بادوربين راحت هستي الان ديگر خانه ي همه يك هنديكم است يك جوري راحت شده پديده ي جلو دوربين بودن و يكي از دلايل كثرت بازيگر و دلايلي كه مي توانند خودشان را در جلوي دوربين كنترل كنند به خاطر اين است كه خودشان را بار ها و بارها دارند ميبينند .فرصت بهتر بودن جلوي دوربين زياد شده است . -شايد در اين شرايط است كه وقتي كسي كه دانش اين كار رادارد در مقابل كساني كه جلوي دوربين هستند بيايد و خيلي بدرخشد . يك چيزي هم كه بين بچه هاي تئاتري است اين است كه اكثر آنها مثل من معتقدند كه عجله اي در كار نيست و فكر ميكنند كه فرصت دارند هنوز . -شما اين تئوري را مي پذيريد كه آدمها اول وارد سينما بشوند و بعد بشوند نقش مكمل بعد بشوند نقش اول و بعد هم سوپر استار ؟ خير ولي ممكن است اين اتفاق بیفتد .اين يك جور جاه طلبي است و جاه طلبي براي بازيگر حتماً لازم است. - شايد همين جاه طلبي است كه در پرونده كاري شما يك ضعف به نام غوغا ثبت ميكند ؟ واقعيت اين است كه من 2سالي كار نميكردم ديدم كه هيچ اتفاقي نمي افتد الان يك دوستي دارم كه مشاور من است نميگويم مدير برنامه چون خطرناك است و خيلي انفرادي تصميم ميگرفتم و بعد از 2 سال ديدم كه عملي نيست و حد اقل ديدم كه 2 نقش خواهر است و معتاد نيست . - يعني صرفاًبراي اينكه در نقش معتاد كليشه نشويد اين كار را كرديد ؟ اين از اولين دلايلش بود دوم اين بود كه نقش سراسري بود در سينما و مي خواستم خودم را ارزيابي كنم در 90 دقيقه كار .و آقاي سهیلي راحت اعلام كردند كه به فضاي فيلم فارسي اعتقاد دارند و اصلاً ميخواهند كه اين فيلم را در اين فضا تست كنند . - پس شما هم فضاي فيلمي كه منحصراً به گيشه نگاه ميكند را دوست داريد ؟و جالب اينكه در گيشه هم شكست مي خورد . براي من جنبه هاي ديگر آن مهم تر بود . - پس شما يك نفر پيدا كرده بوديد كه ديگر نقش معتاد نشناسند شما را؟ فقط اينكه من بتوانم خودم را در يك كار سراسري ارزيابي كنم . يه چيزي ميخواستم بگويم .چند وقت پيش يكي از دوستان دوره دانشكده ام را ديدم كه اتفاقاً از بچه هاي خيلي درس خوان هم بود و با معلومات به من گفت من چقدر فيلم غو غاي شما را دوست دارم من راستش اينكه چون خودم هم خيلي در غوغاروي پرونده ام تأكيد نميكنم با لبخند جوابش را دادم ولي گفت جدي مي گويم يكي از بهترين كارهاي بازيگري شما است خيلي از مردم كوچه و بازار در كنار مسافر من را با غوغا مي شناسند و دوست دارند اين فيلم را. -120425نفر در نظر سنجي شر كت كرده اند . - 7%از مردم گفته اند كمبود سالن - 4% از مردم گفته اند كمبود متن. - 4% از مردم گفتند عدم حضور چهره هاي شاخص. - 10%از مردم گفته اند مشكلات مالي - 73% از مردم گفتند همه ي موارد . - يك شماره از 1 تا 120000ميفرماييد. 999 - 0914115..19برنده يك سكه بهار آزادي. -تشکر از حضور شما منو رها كن از اين فكر تنهايي خدانگهدار.
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||