|
جدیدترین اخبار درباره سینمای ایران/ گزارش اکران/ آمار فروش/فیلتر شکن
|
|
|
|
||||
|
۱. فرزند صبح اماده اکران شد
۲. کلاغ پر آماده اکران شد تدوین " بازی کلاغ پر " که از بیست و ششم فروردین ماه توسط مستانه مهاجر آغاز شده بود روز گذشته به پایان رسید و فیلم وارد مرحله ی صداگذاری و میکس شد . صدا گذاری و میکس " بازی کلاغ پر " توسط فریدون خوشابافرد در استدیو مرکزی انجام می شود . همچنین ساخت موسیقی فیلم توسط امیر توسلی از امروز ( یکشنبه ۳۰ اردیبهشت ماه )آغاز شده است . بازی کلاغ پر برای نمایش در تابستان آماده می شود .
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سلام عرض ميكنم خدمت تمام بيندگان شبكه 5 رسانه ملي شب شيشه اي شما بخير. -امشب در شب شيشه اي ما يك جوان پر طرفدار سينما حضور دارد.ايشان ذاتاً فعاليتهاي خودش را از تئاتر آغاز كرد بعد به راديو پايش باز شد و بعد به تلويزيون رفت و اجراهاي در نوع خودش بي نظير بود را ارائه كرد خيلي زياد ديده شد و از برنامه هاي تلويزيوني پلي زد به دنياي بازيگري و سينما.اغراق نيست كه اگر بگويم او جزء چند جوان مشهور و محبوب سينماي ايران است متولدسال 1352از تهران.شهاب حسيني عزيز سلام شب بخير. عرض سلام ادب و ارادت خدمت شما و بيندگان محترم برنامه پربيننده شما. - سئوال نظر سنجي آقاي شهاب حسيني در كدام يك از موارد زير موفق تر است؟ 1-بازيگري 2-مجري گري - هميشه از وضعيتي كه داري احساس ميكنم يك رضايتمندي خاصي داري اين از يك بابت خوب است از يك بابت بد چون آدم بايد شكرگذار باشد ولي نكند كه مانع رشد آدم بشود ؟ بهترين استفاده از موقعيتي كه در اختيارت قرار ميگيرد و تلاش براي امانت داري خوب براي آن موقعيت . و احترام به مخاطبي كه آن موقعيت و آن كار به او ارائه مي شود و در نهايت احترام به خودت . -به نظر من شهاب حسيني جزء خوش چهره ترين هنرمندان مرد صدا و سيما است و جزء چهره هايي است كه هم مردانگي و صلابت خودش را دارد، و هم زيباست و خيلي خوب هم بازي ميكند جزء جوانهايي است كه بازيگري را ميشناسد ولي من تعجب ميكنم كه چرا شهاب حسيني الان اينجاست انتظار من اين بود كه خيلي بالاتر باشد. خدارو شكر البته از جايي كه هستم ناراضي نيستم شايد اگر به انصاف قرار بود تقسيم بشود اين موقعيتهاي خوب و ممتاز وقتي كه در دانشگاه تهران با برو بچه هاي تئاتر كار دانشجويي انجام ميداديم بچه هايي در آنجا بودند كه به مراتب خيلي خيلي بهتر از من بودند كارشان تئاتر بود آنها بازيگري را با روح و جانشان لمس ميكردند من با علاقه اين رشته را دنبال كردم و هيچكس رادر اين حرفه در صدا و سيما نداشتم ولي يك علاقه داشتم كه خالصانه از قدرت مطلق خواستم كه كمكم كند كه بتوانم به اين مسير ادامه بدهم .الان هم از جايي كه هستم احساس نارضايتي نميكنم خوب قبول دارم كه كار وقتي شكل جدي به خودش ميگيرد آدم بايد به تواناييهاي خودش اضافه كند دائماً خروجي نداشته باشد بايد به هنر خودش اضافه كند بايد حداقل به يك زبان ديگر مسلط بشود و بتواند سازموسيقي را خوب بنوازد و ورزشكار ايده آلي در حد خودش باشد كه بتواند يك شرايط آرماني را براي خودش به وجود بياورد خوب در ايران شايد كمتر به اين موضوع پرداخته ميشود . -من ميگويم شهاب حسيني در سينما قابليت اين را داشت كه به يك ستاره پول ساز در سينما تبديل بشود و بازي شهاب حسيني در يك فيلم به فروش آن فيلم كمك بكند . حق با شماست ولي شايد معيارهاي پول ساز بودن كمي با من تفاوت دارد من معمولاًدنبال شلوغي و حاشيه و اينها نيستم ولي معمولاًاين چيزها در بيزينس بازيگري وجود دارد . - يعني آدمهايي كه فيلمها را پر فروش ميكنند آدمهاي حاشيه داري هستند ؟ نخير منظورم اين است كه وقت كافي دارند كه به ماجراي بيزينسي خودشان بپردازند بطور مثال الان باب شده كه شخصي مي آيد مديريت برنامه ريزي شخصي را به عهده ميگيرد،من مخالف نيستم ولي امكان استفاده از اين مديريت برنامه اساساًبراي همه وجود ندارد فرايندي نبوده كه تعريفي داشته باشد و براي آن حدو حدود خاصي مشخص شده باشد به عنوان مثال اگر شما مدير برنامه تان را براي مذاكره به دعوت يك دفتر سينمايي بفرستيد آنجا براي مذاكره ممكن است يك موضع ناخواسته اي به وجود مي آيد . -مثل اينكه ميگويند اين طرف جوگير شده است . شايد - براي مدير برنامه هم تعريف درستي وجود ندارد براي اينكه اگر قرار باشد كسي مديريت برنامه يك بازيگر را به عهده بگيرد بايد خود آن شخص تحصيل كرده ي سينما باشد نميشود كه مثلاً ما يكي از دوستانم كه بيكار است را بياورم مدير برنامه ي من بشود شايد اين پديده جو گير شدن به خاطر استفاده ي غير تخصصي از مدير برنامه بوجود آمده است . غير تخصصي يا همان تعريف نشده اگر ما بخواهيم همه چيز را درست تعريف بكنيم يك بازيگر تحقيق در زندگي اش از همه چيز براي او واجب تر است كه اين زمان و فراغت خاصي ميخواهد .اداره كردن بخشهاي مختلف زندگي مثل دنبال كار بيمه رفتن يا هر مسئله و كار روزمره كه اگر بخواهد همه ي اينها توسط خود شخص انجام بشود كاملاً زمان را از آدم صلب ميكند بازيگر يك فضاي آماده براي تفكر نياز دارد مدير برنامه براي اين است كه بيايد بخشي از اين كارها را به عهده بگيرد تا فراغت زماني بيشتري براي بازيگر شكل بگيرد تا بتواند خودش را به يك سطح مورد قبول تر و بهتر برساند. خوب بله اگر به قول شما من بخواهم دوست خودم را بياورم بدون اينكه بدانم چقدر توانايي دارد و چقدر ميتواند برنامه هاي من را با هم هماهنگ بكند قاعدتاً نمي توانم موفق بشوم . -شما الان 3تا دليل به من اشاره كردي مدير برنامه ضرورت تحقيق و ضروريات زندگي كه آدم را سرگرم ميكند اين 3دليل باعث شده اند كه شهاب حسيني به آنجايي كه بايد برسد نرسيده ؟ آقاي رشيد پور من هيچ عجله اي براي رسيدن به آنجايي كه شما داريد اشاره ميكنيد ندارم . - مگر چند سال از چهره ات ميتواني استفاده كني براي سينما؟ بله بازيگر بايد تواناييهاي خودش را بيشتر بكند حالا شايد ممكن است كه ديگر جوان اول و اينها را به آدم واگذار نكنند اصلاً اشكالي ندارد خوبي اش اين است كه من اگر آمده ام كاري را انجام بدهم ، من تمام كارهاي سينماي ام نقشهاي مكمل بوده است . - دوست نداشتي نقش اول باشيد؟ من هنوز قابل باور براي من نيست كه بتوانم تمام مسئوليتهاي سنگين فيلم را به تنهايي بعهده بگيرم . -پيشنهاد نقش اول به شما شده ؟ بله من چند تا از كارهايي كه انجام دادم رل اول بوده است. - اما درخشش شما براي نقشهاي مكمل بيشتر بوده حتي كانديدا شدنت هم براي نقشهاي دوم بوده است . بله -آقاي كيانيان به مطلب خوبي اشاره كردند ميگفتند ماميتوانيم كه نقش دوم را خوب بازي كنيم لزومي ندارد كه بخواهيم حتماً تبديل بشويم به يك نقش اول خوب،اگر تخصص ما در ايفاي نقش مكمل خوب باشد اين خودش ميتواند يك تخصص خوب در سينما باشد اما من ميگويم شهاب حسيني توانايي براي نقش اول شدن گيشه ساز را هم دارد . به زندگي بازيگران بزرگ حرفه اي چه در ايران و چه در جهان نگاه كه ميكنيم ميبينيم كه قله هاي موفقيت براي اين آدمها بعداز 40 سالگي اتفاق افتاده است .من احساس ميكنم كه حكم آن سفال نيمه كاره اي دارم راكه هنوز در كوره است . - نكند در آن كوره بسوزي ؟ شايد هم بسوزم اگر جنسم نامرغوب باشد قطعاً از آن كوره بيرون نمي آيم شايد يك روزي اين اتفاق بيافتد كه ما يك سينماي خيلي قوي در سطح دنيا داشته باشيم كه بتوانند جلب توجه بكند فروش بكند و سرمايه برگرداند ،اين اتفاق كمي قريب است. - پس شما هم مرز پيروزي خود را 40 سال به بعد ميدانيد ميگوييد كه بايد كسب تجربه بكنم . ميخواهيد من كمي در مورد اشتباهات محاسباتي شما بگويم كه اگر دوست داشتيد در مورد آن توضيح بدهيد ؟ بله حتماً - من ميگويم كه شهاب حسيني اصولاً شهرت را از اجراهاي تلويزيوني بدست آورد چه اشكالي داشت كه از اين شهرت در مقوله ي ديگري مثل سينما و تلويزيون استفاده كرد به جايي رسيد كه شهاب حسيني را ديدند و گفتند كه چه بازيگر خوبي و چقدر خوب دارد بازي ميكند ولي شهاب حسيني درست در نقطه ي عطفي كه مي توانست كمكش بكند برميگردد و اجرا ميكند من ميگويم كه اگر قرار بود اين پل را يكطرفه بپيماييم، پيموديم و چقدر خوب هم شد ديگر چرا برميگرديم؟ به هر حال جامعه ما مثل يك خانواده هستند به هر حال من مناسباتي را كه در بين مردم ميبينم شايد زياد در بين مردم ديگر نبينم خيلي با محبت هستند هنرمندان را مثل يكي از اعضاي فاميل خودشان به حساب مي آورند من نميتوانم آن قسمت از زندگيم را كه شروع كار حرفه اي من بود و به من تجربه هاي زيادي آموخت را فراموش بكنم مثلاً اجراي شب سال تحويل باورتان نميشود كه براي من يك قوت قلب بود فارغ از هر قصه و داستان و نقش مثبت و منفي و خاكستري و بعد هم نشستم جلوي دوربين با مردم گپ زدم و حالم هم خيلي خوب شد . - شايد بطور مقطعي بعضي كارها حال آدم را خوب بكند ولي شايد اگر در طول يك مسير حرفه اي بايد از اين حال خوب شدنها بگذري تا به يك حال بزرگتري دست پيدا بكني. مسئله اينجاست كه ما مسير حرفه اي را براي خودمان چگونه تعريف بكنيم ضمن اينكه آدم دور نشود از بافت اجتماع و جامعه بهتر است كه يادمان باشد كه ما هم داريم مثل همه زندگي ميكنيم و جزء مردم هستيم. -من مي توانم بگويم كه خوب كاري ميكند شهاب حسيني كه اجرا ميكند ولي اين يك كار را نميتوانم بگويم خوب است كه ميرود عضو موسيقي هفت ميشود و ميخواهد در موسيقي هم هنر آزمايي بكند . در مورد اين موضوع صحبت كردن سخت است چون ميگويند كه طرف دارد از خودش تعريف ميكند .من عاشق رفاقت هستم يعني اينكه با توجه به امكاناتي كه شما به عنوان رفيق من داريد اگر ميتواند از طرف شما خيري به من برسد، برسد وقتي كه ابر و باد و مه خورشيد و فلك دست به دست هم ميدهند كه بنده ي نوعي را كه يك نوجوان گل كوچك بازي كن و عادي را كه اصلاً هم خاص نبودم را كمك ميكند كه اين مسير را طي بكند به هر حال من بايد بتوانم يك جوري رساناي اين ماجراهم باشم نه به واسطه ي اين اتفاق مثلاً همان بچه هاي گروه هفت كه شما به آن اشاره كرديد كه يكي از آنها برادر من است و بقيه جوانهايي هستند كه به واقع انتخابهايي كه در امروزه روز دارند راه درستي را انتخاب كرده اند و آدمهاي مثبتي هم هستند و آدمهايي هستند كه ضميره و خميره آنها كاملاً درست است و دارند در جهت انساني سعي ميكنند كه پيش بروند اگر شما باشيد بايد آنها را كمك كنيد به عنوان يك آدم نزديك يا خير؟ - نخير - شهاب حسيني ميگويد كه من چون اينها جوانهاي خوبي بودند رفتم و كمكشان كردم چون حال خوبي به من دست داد رفتم و اجرا كردم ام شايد همين مسائل كوچك باشد كه باعث بشود شهاب حسيني آن چيزي كه در سينما قرار است بشود ديگر نشود . ببخشيد آن چيزه چي است؟ - من ميگويم شهاب حسيني اعتبار خوبي در بازيگري با توجه به اين چند نقش اخير در شمعي در باد يا واكنش پنجم كه من تعجب كردم كه شهاب چطور نقشي را انتخاب كرده است كه فقط دو كلمه ديالوگ در آن است و ميدانيد كه شهاب استاد بازي كردن با ميميك صورتش است شهاب حسيني جزء معدود بازيگران سينماي ايران است كه ميتواند ري اكشن نشان بدهد به بعضي ها كه ميگويي عصباني شو ،عصباني ميشوند داد ميزنند ،مشت ميزنند شهاب حسيني همه ي اينها رادر ميميك صورتش قايم ميكند و بعد نشان ميدهد ولي من ميگويم كه شهاب شايد تو خودت قدر خودت را نميداني تو بازيگري هستي كه خيلي اعتبار داري . اگر من فاصله ميگرفتم و هر يكي دو سال يك كار را ميكردم منظورت همين است. - نخير منظورم اين است كه حداقل يك كار متفاوتي انجام ميدادي كه ما بگوييم كه اين شهاب حسيني تنها همين شهاب حسيني نيست بازيگر تنها نقشهاي ملو درام نيست يعني قابليت هاي خيلي زياد ديگري هم دارد . - تفاوت بايد زمينه اش وجود داشته باشد شما بايد وقتي اثري را كه به عنوان فيلمنامه ميخوانيد اگر اين اثر متفاوت است كاملاً بايد شما را تحت تأثير قرار بدهد من به عنوان يك تماشاگر به فيلمنامه هايي كه بهم پيشنهاد ميشود ميخوانم و اگر ببينم كه از ديدن اين فيلم من لذت ميبرم و ميتوانم بيايم بيرون و به آن فكر بكنم و در نهايت همان مفهوم اصلي هنر كه در واقع ميشود گفت سينما هم جزيي از ادبيات است سينما خودش نكاتي دارد كه فارغ از همه ي آن نكاتي كه در سطح ديده ميشود بايد كمي برويم داخل و ببينيم كه هدف چه بوده است و فيلم ميخواهد چه بگويد .اگر آن فيلم چيزي بهم ياد داد قبولش ميكنم اينكه براي انتخاب هميشه بايد دست آدم باز باشد الان اداره كردن يك خانواده كار سختي است به دليل اينكه شما يك وزنه اي را تا كي ميتوانيد بالاي سرتان نگاه داريد ولي به هر حال بايد اين انرژي از يك جايي بيايد . - الان مردم ما فكر ميكنند كه بازيگران سينماي ما حداقل يك تويوتا كمري دارند واقعاً اينطوري نيست خيلي ها هستند كه با آژانس و تاكسي تردد ميكنند . من يك پراید هاچ بك مشكي داشتم خيلي هم دوستش داشتم يك دفعه جريمه شدم به من گفت كه آن ماشين خوب را نگه ميداري شبها باهاش ميري اينطرف و آن طرف . - اين يك نكته خوبي مي تواند باشد چون ما مجبوريم كاري بكنيم كه چرخ زندگي هم بچرخد . بله اساسا ً داريم زندگي ميكنيم راه من چي بود؟ راه من راهي بود كه وقتي كه 22سالم بود براي خودم انتخاب كردم و الان نوبت به ثمر رساندنش است دوست داشتم كه اين اتفاق بيافتد من نمي توانم آرامش آنها را فداي ماني فست خودم بكنم. - ولي آن ماني فست حرفه اي راهم نبايد فداي كارهاي مقطعي بكنيم . من هميشه تلاش خودم را كرده ام و از خدا خواسته ام كه بهترين انتخاب را در آن شرايطي كه در آن قرار دارم داشته باشم . - اگر شما از فردا متولي وزات ارشاد بشوي و همه چيز مربوط بشود به تصميمات شما چه چيزهايي را براي بازيگران سينمايي ايران تعريف ميكنيد چه چيزهايي به آنها ميدهي كه ديگر جلوي دوربين نگويند كه ما معيشت داريم زندگي داريم و غيره و بايد فيلمي را بازي كنيم كه زندگيمان بچرخد . من تصور ميكنم كه چيزي كه براي زندگي بازيگرها مورد نياز است براي اينكه به بالاترين سطح از زندگي كاري برسند و جزء مشاهير سرزمين خودشان به حساب بيايند و بتوانند آن هدف اصلي را كه مثلاً ايران كجاست و ايراني كيست و براي اين 3000سال چه حرفهايي براي گفتن دارد هنر همين را مي خواهد بگويد همه محصولات هنري ما به جهان صادر ميشود فرش ما كه در جهان طرفداران خاص خودش را دارد فرشي كه درآن تاريخ عشق زيبايي شناسي و همه چيز در آن نهفته است هنر بازيگري هم بايد بتواند اين طور باشد بايد شرايطي باشد كه بازيگر را اگر دارد در سطحي كار ميكند كه قابل قبول است بتواند كه سفير فرهنگ و هنر سرزمينش براي جاهاي ديگر باشد بايد حمايت كرد. - چه جوري مي شود اين كار را كرد؟ من كاري ميكنم كه حتي الامكان اينها را از دغدغه هاي زندگي جدا بكنم نميدانم به چه صورت حالا شايد براي تأمين مسكن يا آينده كه كسي نگران نباشد كه اگر من روزي از اين عرصه كنار رفتم چه بلايي سرم مي آيد وقتي كه اين افق باز باشد نسلهايي كه مي آيند جاي خودشان را به نسلهاي ديگر ميدهند انرژي هستند كه ميتوانند تجاربي را كه به هر حال تا اينجا آمده است كاملاً بزرگوارانه و با سخاوت در اختيار نسل بعد قرار بدهند . - آقا شما فكر كن كه من هم معاونت هستم بگو كه از فردا چندتا تصميم خوب بگيريم كه وضع بازيگران ما بهتر بشود. ما اول ايمان بياوريم كه مي خواهيم با زبان سينما با مردم دنيا حرف بزنيم اگر بهش ايمان آورديم تمام شرايطي را كه لازم است اين اتفاق بيافتد را براي همه ي كساني كه دست اندر كار هستند و امتحان خودشان را پس داده اند فراهم كنيم. يك فيلمنامه نويس نميتواند به فكر جور كردن اجاره خانه باشد. - پس فرموديد يكي از معضلات بزرگ مسكن است . مثلاً فكر كنيد كه يك فيلمنامه نويس برود در يك جاي خوش آب و هوا در شمال كشور اقامت بكند و آنجا فيلمنامه اش را بنويسد يا در اوج اين دغدغه هاي زندگي روز مره بخواهد فيلم نامه بنويسد موفق نميشود چون فيلمنامه جان مايه يك حركت تلويزيوني يا سينمايي و آغاز اين دو است .شايد كه شايسته اين نباشد كه مال خودش باشد ولي ميتواند برايش اين شرايط فراهم باشد همه ي دغدغه ها تا زماني است كه كليد دوربين نخورده است وقتي كه كليد دوربين ميخورد اتفاقي كه مي افتد اين است بگيريم اينقدر زمان و بودجه براي كار ما تعريف شده است.اينها دست و بال همه را ميبندد ما رفته ايم يك تله فيلمي رادر شمال فيلمبرداري كرديم . - اين ديگر مشكل تهيه كننده است كه مثلاً مي خواهد با يك پول كم و زمان كوتاه فيلم را جمع و جور بكنند . خوب اين كه خوب است فقط در صورتي كه در چار چوبي حركت كند كه قبلاً،تعريف شده برايش طرح و برنامه چيده شده برايش كه اگر ما اين كار را بكنيم طي 20 روز اين فيلم را بسازيم ضمن اينكه ما تمام آن ماجراها را هم رعايت كرده ايم . - شهاب وزير ارشاد خوبي نيستی اصلاً - شهاب شما همش در فيلمها شدي بازيگر ملومدرام يا آن جوان خوبه چرا ؟ ميدانيد هميشه به من ميگفتند كه تو چرا بچه ي خودت را دزديدي ميگويم اين من نيستم من عاشق بچه خودم هم هستم آن يك شخصيتي بود در فيلمنامه كه بايد در آن كار اين اتفاق مي افتاد در نهايت بگوييد كه در انتها و بن بست زندگي شتاب زده و عجولانه تصميم نگيريم كمي توكل كنيد ببينيد چه اتفاقي مي افتد بعضي وقتها به مو ميرسد ولي پاره نميشود به نظر شما آن آدم ميتواند آدم خوبي باشد . - شايد وجه معكوسش رادر نظر بگيري مثلاً آدم بده حالا يك درامي كه يك سر آن آدم خوبه و سر ديگر آن آدم بده است. مثلاً شهاب حسيني كه با اين شمايل اخيري كه در فيلمهاي اخير از آن مي بينيم راحت بگويم فيلمهاي تو شبيه فيلمهاي هندي است . - اين فيلمهارا من ميخوانم به آنها يك نمره بده. - رخساره:17 - واكنش پنجم:19 - زهر عسل:14 - اين زن حرف نميزند:18 - آدمكها:13 - شمعي در باد:19 - سقف بازي شهاب حسيني همين شمعي در باد بوده كه الان مي گويد 19؟ اين را مخاطب بايد بگويد. - از شما جايي خوانده بودم كه گفته بوديد بهترين بازي من در مدار صفر درجه است درسته؟ منظورم بهترين نبوده ولي اصولاً در مدار صفر درجه كمي با كنترل و تسلط بيشتري كار كردم . - ولي خوب ما مي توانيم سقف شهاب حسيني را بالاتر ببينيم . - دو قطعه موسيقي براي شما پخش ميكنيم حستان را بما بگوييد. هميشه در مورد اين قطعه يك سئوالي دارم.اين كه شاعر ميگويد امشب در سر شوري دارم امشب در دل نوري دارم چرا يك ملودي غمگيني براي چنين شعر شادي انتخاب شده است دوست داشتم هميشه از آهنگساز اين قطعه بپرسم . قطعه دوم امشب داشتم اين را در ماشينم با خودم مي خواندم .يكي از فيلمهايي كه خيلي دوست داشتم .(آهنگ كلاه قرمزي) - شما خيلي آدم پر جنب و جوشي هستي شهاب ولي چيزي كه الان در اين مصاحبه از شما ميبينم مي خواهي انگار خيلي باكلاس برخورد كني با قضيه خيلي محكم نشستي جلوي دوربين اشكال ندارد همه بدانند كه شهاب حسيني چقدر شاد و بگو بخند است. خوب فعلاً سكان دست شماست . - چند تا اسم ميگويم نظرتان را بگوييد. - پوران درخشنده:بانوي سينماي ايران - رخشان بني اعتماد:همچنين - تهمينه ميلاني:همچنين - محمد رضا گلزار:وقتي كه زهر عسل را باهاش كار كردم قبل از اينكه بشناسمش احساس مي كردم كه باهاش ارتباط برقرار كردن سخت است ولي بعد فهميدم كه اشتباه فكر ميكنم چون خيلي پسر خوب خونگرم و دوست داشتني بود و يك خاطره اي كه از ايشان دارم اين بود كه جشن تولدم را در زهر عسل برگزار كردند كه رضا هم خيلي غنا بخشيد به آن مجلس. - بهرام رادان:يك دوست خوب كه 2تا كار ماندگار براي خودم حداقل باهاش كار كردم يكي شمعي در باد و ديگري رستگاري در 8.20دقيقه - پرويز پرستويي:من هميشه ايشان را تحسين ميكنم - مسعود ده نمكي:دوست دارم بيشتر در مورد ايشان فكر بكنم من يك مستندي ديدم كه خيلي من را به فكر وادار كرد. - محمد رضا شريفي نيا:يك همكاري با ايشان داشتم در الهه زيبا بيشتر دورادور احوالي از هم پرسيده ايم . - مسعود كيميايي: در فيلم رئيس قسمت نشد در خدمتشان باشم - يك خبر محرمانه را ميخواهم فاش كنم كه شايد براي بينندگان ما جالب باشد قرار بود بازيگر نقش اول فيلم آتش بست آقاي شهاب حسيني باشد. كه به دليل اينكه در سريال مدار صفر درجه را كار ميكردند نتوانستند. - يك قطعه براي ما دكلمه كنيد لطفاً. بله چشم .اين شعر خيلي شنيده شده ولي من خيلي دوست دارم. زندگي صحنه ي یکتای هنرمندي ماست هر كسي نغمه ي خود خواند و از صحنه رود صحنه پيوسته بجاست خرم آن نغمه كه مردم بسپارند به ياد. - 150548نفر در نظر سنجي شركت كرده اند . - 9/89%از مردم به بازيگري رأي دادند . - 1/10 %از مردم هم به اجرا رأي دادند . خيلي خوشحال شدم كه در خدمت شما و مردم بودم و از خدا ميخواهم كه به من توان بدهد تا بتوانم در كارهاي بهتري براي مردم حضور داشته باشم. -منو رها كن از اين فكر تنهايي خدانگدار شب بخير.
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
۱. مسعود ده نمکی برای نمایش فیلم اخراجی ها به حوضه علمیه رفت
۲. فیلم سامان مقدم در ۱۰ خرداد به خط پایان می رسد
۳. روز سوم به کارگردانی محمد حسین لطیفی از ۱ تیر اکران می شود
۴. ویژه نامه ماه نامه فیلم از ۲۰ اردیبهشت منتشر شد
۵. سر آخر کتاب تنگنا نوشته هوشنگ گلمکانی منتشر شد
۶. مسعود کیمیایی: واخوردها را تا آخر تا بستان کلید می زنم
با ما همراه باشید
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سلام عرض ميكنم خدمت بينندگان عزيز و تيز بين شبكه ي پنجم رسانه ملي شب شيشه اي شما بخير. - ستاره اي ديگر از سينماي ايران ،متولد آذر ماه است در سال 1356 ساكن ميدان آرژانتين تهران است،در تلويزيون به محبوبيت زيادي رسيد و و با اين محبوبيت كارش را در سينما دنبال كرد عكسهاي تمام قد و نيم قد و غيره آن در سر در سينما عامل فروش آن فيلم به حساب مي آيداو قرار بوده كه دندانپزشك بشود ولي الان بازيگر است و هيچ نسبتي با سروش گودرزي ندارد .حميد گودرزي سلام شب بخير به شب شيشه اي 0 ما خوش آمديد. من هم سلام عرض ميكنم و شب بخير ميگويم خدمت شما و بينندگان عزيز. سئوال نظر سنجي آقای حمید گودرزی در كدام يك از موارد زير موفقتر عمل كردند؟ 1-تلویزیون 2-سینما -چند تا فيلم سينما يي مجموعاً بازي كرديد؟ 7تا البته يك فيلمي بازي كردم كه اكران نشد نميدونم آن هم حساب كرديد يا نه ارتشي در تاريكي و پسران مهتاب . - فيلم گناه من كه درجشنواره آخرين فيلم بوده فيلم پر حاشيه اي بوده درسته؟ نه به آن شكل و شمايلي كه شما مي فرماييد. -مثل اينكه قرار داد شما تمام شده بوده و شما درخواست پول بيشتري كرده بوديد . بله قرار داد من به اتمام رسيد چون من قرار بود مثلاً 35 روز كار بكنم فيلم 6ماه طول كشيد و واقعاً من دست مزد بيشتري طلب نكردم همان قرار دادي را كه من باآن فيلم داشتم درخواست تمديد آنرا كردم و تمديد مبلغ البته شما ملاحظه بفرماييد كه 5ماه فيلمبرداري مثلا اگر شما فلان مبلغ را ميگريد براي 35 روز دو برابر اين مبلغ در خواست شد و مورد قبول واقع شد .و من تا همين اواخر كار را بدون هيچ چشم داشتي ادامه دادم . -پس شما از سر بهره كشي اين كار را نكرديد ؟چون معمولاً ستاره ها اين كار را ميكنند . من كه خودم را ستاره نميدانم ولي اصلاً اين طور نبوده. -اين من فكر نميكنم ستار ه ام از سر منطق است يا تواضع؟ از سر تواضع - ستاره يعني كي يا چي؟ شخص يا اشخاصي را كه تهیه کننده بتواند روي آنها حساب بكند براي برگشت آن سرمايه كه خرج شده افرادي كه گيشه دارند و مخاطب را به سينما ها ميكشانند تهيه كنندگان احساس آرامش بيشتري با اين افراد ميكنند . - شما فكر ميكنيد كه چقدر توانسته ايد به گيشه كمك بكنيد در طول اين سالها؟ من تنها به شخصه نميتوانم كمكي به فيلم بكنم بسياري اتفاق افتاده كه هنرپيشه اي در فيلمي بازي كرده و آن فيلم خيلي فروخته ،همان هنرپيشه آمده فيلم ديگري بازي كرده ولي متأسفانه فيلم زياد مورد استقبال قرار نگرفته است . براي همين حس من اين است كه يك هنر پيشه تنها عامل فروش فيلم نيست 50% اين ماجرا به اعتقاد من قصه است يك بخش هنرپيشه است و بخش ديگر عوامل ديگر كه دارند زحمت ميكشند براي اين فيلم . -اما كسي كه ادعاي ستاره بودن ميكند معمولاً مردم به انتخاب آن ستاره احترام ميگذارند مردم ميگويند كه بازيگر بررسي كرده و در اين فيلم بازي كرده نميشود بعد از اينكه فيلمي را بازي كرديم و بد بود بياييم بگوييم كه بازيگر تنها نيست و قصه بوده . من فكر نميكنم تهيه كننده اي وجود داشته باشد كه بخواهد فيلم بدي بسازد همه در مرحله پيش توليد دارند تلاش ميكنند كه فيلم خوبي بسازند تمام زحمتهايي كه كشيده ميشود در اين راه براي اين است كه فيلم خوبي ساخته بشود اما سينما را فقط بايد به روي پرده برود تا مشخص شود كه مورد استقبال قرار ميگيرد يا خير . - از بازي در كداميك از اين 7تا فيلم پشيمان هستيد ؟ هيچ كدام چون براي همه ي آنها زحمت كشيدم - در كداميك شما را راضي نكرده است ؟ من جايز نميدانم كه بگويم كه مثلاً اين فيلم را دوست دارم و آن را نه . - كداميك از اين فيلمها فيلم خوبي بوده است ؟ به لحاظ گيشه اگر من بخواهم خدمت شما عرض بكنم مثلا ً من بازنده را بازي كردم . - كه قرار بود نقش اول را بازي كنيد بعد نقش دوم شديد ناراحت نشديد از اين قضيه؟ نخير شايد قسمت من اين بوده -بهتر شد نقش دوم بازي كرديد؟ بله به هر حال در كنار آقاي فروتن بازي را تجربه كردم و خيلي خوشحال هستم .من در ابتداي ورودم بود البته قبلش باز هم بازي كرده بودم مثل سهراب چون در آن زمان بچه تر بودم و سن من كمتر بود اما با يك چهره ي جديد ويك پختگي خاصي فيلم اول را تجربه بكنم . - حالا بازنده را بهترين فيلم خود ميدانيد؟ نه عرض ميكردم كه خدمتتان من بي وفا را كار كردم و چپ دست را كار كردم . من اغلب فيلمهايي كه بازي كردم فروخته اند . - من نظرم اين است كه شما در تلویزيون به قله هاي شهرت و محبوبيت رسيده ايد ولي انتخاب هايتان در سينما اشتباه بود . من ميگويم شما فيلم چپ دست را نبايد بازي ميكرديد براي اينكه آنجا ايفاي 5تا تيپ شما را گول ميزند كه حميد گودرزي توانايي خود را به معرض نمايش بگذارد ، من فكر ميكنم اگر حميد گودرزي اين فيلم نقش محور را در كمدي قبول نميكرد اين ذهنيت مخاطب در مورد حميد گودرزي به هم نميريخت چون قرار است با بامزه بودن آن كاراكتر خنده بگيرد از بيننده ولي به نظر من ذاتاً آدمي نيستي كه بتواني نقش بامزه بازي بكني . اولاً كه من در ابتداي امر خواستم يك فيلم كمدي را تجربه بكنم ، در اين كه شما مي فرماييد من نميتوانم نقش با مزه بازي بكنم با شما مخالفم چون من به موقع اش خيلي هم با مزه هستم در اين كه ميفرماييد چند تا تيپ متفاوت را بازي كردي ،چون داستان مي طلبيد ، شما در انتخاب كردن سناريو ها يك بخش ماجرا هستيد بخش ديگر پيشنهاداتي است كه به شما ميشود من در آنموقع و آن پيشنهادات فكر كردم كه ميتوانم يك بخش ديگر از تواناييهاي خودم را به مخاطب عرضه بكنم . - اين چه اپيدمي است از بازيگران اگر چند تا تيپ مختلف را بازي ميكنند مخصوصاً اگر عجيب و غريب باشد مردم ميگويند كه عجب بازيگر خوبي است . اين تئوري غلطي نيست اين نشانه ي توانايي بازيگر است .بازيگرها بايد توانايي خودشان را در نقشهاي مختلف نشان بدهند .چپ دست نقشهاي متفاوت نبود تيپ هاي متفاوت بود .و تيپ اساساً با مدل قبلي شكل ميگيرد يعني دزدي كه سيبيل و موهاي قيصري دارد اين ميشود تيپ اما دزدي هم داريم كه موهاي بلند دارد اما باخ هم گوش ميكند اين ميشود شخصيت ،تيپ ملموس تر است براي مردم و اين يك جنبه ي اپيدمي دارد و اكثراً در كوچه و خيابان ديده اند ولي شخصيت داراي يك پيچيدگي و ابعاد مختلف است. - حميد گودرزي براي ارائه ي اين شخصيتها در اين 7تا فيلم كلام پر تنش و عصبي بودن زياد استفاده ميكند اين به يك تيپ تبديل نميشود در يك سينما ؟ اولاًٌ مردم ميگويند كه قشنگ عصباني مي شوي و دوم اينكه سعي من در اين است كه اين اتفاقي كه شما ميگوييد نيافتد من درمسافري از هند بازي کردم يك جوان كاملاً عصيانگر و سركش. ما در ادامه دادن به حيات هنري يكسري پيشنهادات به ما ميشود تمام اين پيشنهادات هم لزوماً بهترين هاي سناريو ها نيستند بخشي از اين سناريو ها مي آيند سراغ من و بعضي هم ميروند سراغ دوستان من .من توانايي كه دارم اين است كه بگردم از بين اين پيشنهاداتي كه گير من مي آيد بهترين را انتخاب بكنم . - پس ما فقر سناريو داريم؟ بله شديداً بزرگترين مشكل ما در ايران همين سناريو است درسته ميگويند كه تمام قصه هاي دنيا 50،40 تا بيشتر نيست و همه ي نويسندگان حول همين دارند كار ميكنند اما پرداختن به اين كه اينها را به يك شكل نوعي و جذابتري عرضه بكنيم مقداري مشكل است .يك نويسنده بزرگ ميگويد كه اگر شما دقيقه 70 فيلمتان تازه يك اتفاق جديد بیافتد دقيقه 80 آن اتفاق گره اش باز بشود و دقيقه 85 دوباره يك گره ديگر در قصه ي شما بیافتد احتمالاً جزء يكي از پولدار ترين نويسندگان دنيا هستيد . - و جالب است كه در قتل آنلاين اين گره زودتراز اينكه بدست كارگردان باز بشود به دست مردم باز ميشود . -بعضي وقتها ميگويند فيلم ، فيلم خوبي نبود ولي بازيها بازيهاي خوبي بود اين اتفاق براي شما هم افتاده است ؟ بله نمونه اش همين قتل آنلاين . - راستي جاهايي ميگفتند كه شهاب حسيني و حميد گودرزي باهم قهر و آشتي داشتند ؟ اصلاً اتفاقاً من با شهاب خيلي دوست صميمي هستم واقعاً از معدود آدمهايي كه در سينما من باهاش ارتباط دارم همين شهاب حسيني است . - با انسانهاي كمي در سينما شما ارتباط داري روحيات جوششي ندارييد؟ نميشود گفت نيستم ولي مجال كار و زندگي اجازه نميدهد . - كتاب ميخوانيد؟ آخرين كتابي كه خوانديد چه كتابي بوده است؟ بله میخوانم ولي نه زياد آخرين كتاب هم ناصرالدين شاه زن ذليل - خواندن كتاب به نقش آفريني كمك هم ميكند ؟ به شكل مستقيم هم اگر نكند به هر حال مطالبي كه شما مي خوانيد انباشته و رسوب ميشود در مغز شما و در طولاني مدت داراي يك ابعاد خوبي است بازيگر احتياج دارد كه پر بكند انبار خودش را چون دارد پس ميدهد كه با كتاب خواندن شعر خواندن و زندگي كردن اين اتفاق ها مي افتد . -حميد گودرزي يك بار در كودكي تمام كتاب هايش را فروخت گوجه سبز خريد .. -يكبار اتومبيل بهروز بقائي در مقابل مدر سه حميد گودرزي پنچر ميشود بهروز بقائي از حميد مي خواهد كه به آن كمك بكند و چون حميد هم به بازيگري علاقه داشته به آن كمك ميكند ...... عرض كنم كه ما 5 نفر بوديم كه جيپ آقاي بقائي خراب شد در مقابل مدرسه ما و ما 5تا علاقه مند به تئاتر بوديم تا ايشان را ديديم خيلي ذوق زده پنچري گرفتيم و من احساس ميكنم آغاز رسيدن من به اين حرفه بود.آشنا شديم قرار گذاشتيم و يادم هست كه من مدتها ي طولاني اداره تئاتر ميرفتم از اين 5نفر 3 نفر خسته شدند 2نفر مانديم در نهايت باز يك نفر خسته شد و من همچنان ادامه دادم و ارتباطم را با ايشان قطع نكردم من از ايشان ممنونم كه واقعاً به من جهت دادند . -جايي من شنيدم كه حميد گودرزي به دليل اين بازيگر شده است كه وقتي مهدي هاشمي در جشنواره سيمرغ گرفت از آن لحظه عشق بازيگري گرفت شما را بالاخره بهروز بقائي موثر تر بود يا مهدي هاشمي؟ من سوم راهنمايي بودم كه آقاي هاشمي سيمرغ بلورين را گرفتند اين فاصله زماني بيشتري داشت تا ارتباط من با آقاي بقايي روزي كه آقاي هاشمي را من در تلویزیون دیدم عجیب دوست داشتم كه جاي ايشان بودم .واقعاً عرض ميكنم كه اين زرق و برق روي سن رفتن ها يك جرقه اي بود كه گذشت و اين ارتباط يك جرقه ديگر. -خسرو شكيبايي چطور؟ اعتراف ميكنم كه نه تنها به ايشان علاقه مند هستم در همان دوراني كه نوجواني من بود و دبيرستان بودم به بازي ايشان عشق ميورزيدم .و سعي ميكردم ايشان را الگو قرار بدهم. - الان بازي شما و ديالوگ گفتن شما ربطي به آن علاقه دوران نوجواني دارد يا همينجوري شبيه آقاي شكيبايي در مي آيد؟ همان مطلب رسوباتي است كه عرض كردم .چون همه ي آنها در ذهن ما ميماند . - تا كي ميخواهد اين حميد گودرزي به سينماي عاشقانه و دختر و پسري ادامه بدهد ؟ هميشه ما بازيگرها به خصوص كساني كه اين مسئوليت روي دوششان است اين دغدغه را داريم كه مبادا فيلم نفروشد .من احساسم اين است كه نقش اولهاي يك فيلم مثل فرواردهاي يك تيم در فوتبال هستند اما گل را بايد اين دو نفر بزنند مخصوصاً نقش اول خانم در سينماي ايران به خصوص دست اندرکاران چیزی باب شده كه مثلاً:حميد فيلم پرفروش بازي كنيها آيا اين قصه اي كه انتخاب كرده ا ي مي فروشد ؟نكنه نفروشد اگر نفروشد براي تو بد مي شود اگر بفروشد براي تو خيلي خوب ميشود اگر فيلم زياد بفروشد يا كم هيچ نفع و ضرري براي من ندارد اما به لحاظ اعتبار كاري بهتر است كه بفروشد من آرزویم اين است كه هم فيلم بفروشد و هم معيارهايي كه شما مي فرماييد درش لحاظ شده باشد . -يك جمله اي فرموديد كه بفروش بودن فيلمها به اعتبار يك بازيگر كمك ميكند با اين حساب بايد فيلم 1ميلياردي آتش بس يا فيلم 2ميلياردي اخراجي ها اعتبار بازيگرانشان را دوچندان كرده باشند . بله همينطور است - اعتبار را در گيشه بيشتر كرده يا در هنر بازيگري ؟ در هر دو ، در آتش بس هم دوست عزيزم آقاي گلزار فوتبال كه بازي نكرده اين هنر بازيگري اش است يعني دو وجهي موضوع و از زحمت خانم افشار نميشود چشم پوشي كرد . -اين تئوري كه شما ميگوييد كه پرفروشي اعتبار براي بازيگر مي آورد من ميگويم كه الان فيلمهاي پرفروش اعتبارشان را از هنر بازيگري نميگيرند .از خيلي از اتفاقات ريز و درشت كنار همديگر فيلم ما پرفروش در مي آيد ،مثلاً در مورد فيلم آتش بس شوخي هايي كه در اين فيلم است ساخته شدن اين فيلم توسط كارگردان سرشناس به نام خانم ميلاني يا در كنار هم قرار گرفتن 2سوپر استار سينما همه ي اينها عواملي را ميسازد كه اين فيلم پرفروش بشود . من كه اول عرض كردم كه همه چيز تقسيم بندي است به كارگردانها و بازيگران خوب و غيره - ببينيد يك زماني است كه بازيگر از فيلم اعتبار ميگيرد يك زماني هم است كه فيلم از بازيگراعتبار ميگيرد . من اين 2تا را قبول ندارم من فكر ميكنم كه اينها مكمل هم هستند پاسكاري ميكنند با همديگر مثلاً فيلم چهار شنبه سوري فيلم فاخري است همه به هم اعتبار دادند و از همديگر اعتبار گرفتند . من بخشي از فرمايش شما را مي پذيرم كه بعضي فيلمهارا بازيگر در واقع اعتبار ميدهد به آن فيلم و بعضي وقتها فيلم است كه به بازيگر اعتبار ميدهد اما در يك مقوله من اين جدا سازي را غلط ميدانم . -چقدر حميد گودرزي آدمهاي مختلف جايگزينش شده اند مثلاً در اخراجيها و پارك وي اين اتفاق افتاده است چرا اينجوري است ؟فيلم اخراجيها كه در واقع آقاي شريفي نيا لطف كردند با من تماس گرفتند من سر فيلم بي وفا بودم نميرسيدم .احساس من اين است كه حتماً قسمت من نبوده است حالا دوستان به جاي من بازي كردند .فرقي نميكند - به نظر من فرق دارد اين يك اصل غير حرفه اي است . به نظرمن هرگز ،يك سيب هزارتا چرخ ميخورد تا به زمين بیافتد . - به نظر شما خوب نبود كه با فريدون جيراني كار ميكردي ؟ چرا من جميع جوانب را وقتي كه در نظر ميگيرم گاهي مواقع شايد افسوس ميخوردم كه اي كاش من اين فيلم را بازي ميكردم .ولي ميگويم حتماً صلاح من اين نبوده است . - يك تب عجيبي در بين فوتباليستها و بازيگران براي ورود به دنياي موسيقي وجود دارد و همه دوست دارند كه فرصتي برايش پيش بيايد كه بخواند در مورد حميد گودرزي اينطور نيست اولين كار او يك كار موزيكال بود و ترانه هايي را هم خواند كه خيلي در آن موقع گل كرد ميخواهم به شما بگويم كه حميد مردم شما را به عنوان بازيگر ميشناسند هرچند كه شما خوانده باشيد كلاً به اين تئوري اعتقاد داريد كه بايد بين اين حيطه ها تفاوت قائل شد وقتي كسي در عرصه اي به شهرت رسيده نيايد از اين شهرت در دنياي ديگري استفاده بكند . بله من با شما موافق هستم ولي يك نكته ي كوچك در اين وسط است كه اشكالي ندارد كه اگر كسي واقعاً صداي خوبي داشته باشد بخواند آن زمان كه من خواندم تا الان همه هنوز به من ميگويند كه چرا نميخواني ؟ براي ما يك بند از آن ترانه ها را بخوانيد . -همين كه اين اعتماد به نفس راداري كه جلوي دوربين زنده بخواني براي من مهم است ولي صدات هم بد نيست .شنيدم به فكر يك كاست هم هستي؟ يكسري صحبتهايي كرديم اما همچنان دو به شكم فكر ميكنم كه نياز به تمرين دارم. -جايي نوشته بودند كه حميد گودرزي نماز اول وقتش ترك نميشود اين براي من خيلي جالب بود . به اين شدت هم نيست متأسفانه برخي از نشريات به اين موضوع دامن ميزنند ولي من هميشه همينطور كه در ماشينم نشسته ام ميگويم خدايا شكرت نماز هم میخوانم گاهي مواقع متأسفانه كوتاهي ميكنم .دوست داشتن خدا در وجودم هست و احساس ميكنم كه تا همين الان حميد گودرزي تهفه اي نيست يك نفر آن بالا است كه دستش را گذاشته روي شانه من و بقيه ي همكارانم . و واقعاً ميخواهم از طرف خودم به باقي همكارانم هم بگويم كه هيچ خبري نيست يك نفر دستش را گذاشته روي شانه ما و كمي علاقه مردم را نسبت به ما بيشتر كرده است . -شده كه خيلي وقتها از يك چيزي شاكي بشويد و بعد برويد نماز بخوانيد و يك آرامشي به شما دست بدهد كه بي خيال همه چیز بشوی ؟ بله خوب به دليل مشكلات زندگي . ولي واقعاً وقتي كه خودم را مي سپارم به دست خدا راحت ميشوم . - ميگويم كه قاسم جعفري كه شما را اينقدر معروف و محبوب كرد الان ميانه ي شما با ايشان به چه صورت است ؟ خيلي خوب. از شما چند اسم مي پرسم نظرتان را بفرماييد. - محمد رضا گلزار:سوپر استار سينماي ايران -محمد رضا فروتن:منطقي و باهوش - قاسم جعفري: كسي كه بهش مديونم - فريدون جيراني:كارگردان خوبي است - سروش گودرزي:جاش خاليست - ايرج نوذري :باهم دوستيم - خسرو شكيبايي:ارادت واقعاً ويژه اي به ايشان دارم مسعود ده نمكي:فرصت نشد با ايشان همكاري كنم خيلي دوست داشتم دهمي راجع به كي بپرسم؟مادرم و همسرم ،خيلي دوستشان دارم - بسیار خوب ،حالا میپردازیم
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
|||||||||||||
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
||||||||||||||
|
||||||||||||||
|
|
|
||||
|
خانمها،آقایان،سلام شب شما بخیر امیدوارم که هر جاکه هستید سالم وسر حال باشید . مهمان امشب مامتولد1330 است محل تولد تهران،فارغ التحصیل تئاتر هستند از دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران در سال 1355،تئاتر خانه اصلی ایشان است امادرخشش ایشان در دنیای سینماباعث شده که ایشان بارها از جشنواره فیلم فجر سیمرغ بلورین دریافت بکنند. -جناب آقای رضا کیانیان سلام شب بخیر بسیار به شب شیشه ای ما خوش آمدید. من هم سلام میکنم ممنونم از دعوت شما. سئوال برنامه:به نظر شماکدامیک از آثار آقای کیانیان بهتر است؟ 1-خانه ای روی آب 2-آژانس شیشه ای 3-ربان قرمز 4-یک بوس کوچولو -تحلیل شمااز برنامه چی چیز است فکر میکنید اینطور برنامه ها برای جامعه مفید است یامضر؟ من کلاً هیچ چیز را مضر نمیدانم یعنی چیزی که هست. هست یعنی باید باشدکه بوده ولی همیشه فکر میکنم که هر چیز را می شود بهتر اجرا کرد یا بهتر کرد برنامه شما هم همینطور. - فکر میکنید بعضی وقتها برنامه ما به سمت رو کم کنی پیش می رود؟ در جامعه خیلی ها هستند که با من در خیابان صحبت می کنند این جو درست شده برای برنامه شما که به نظر من خوب نیست چون که اگر قرار باشد روکم کنی باشد آدم میرود یک مسابقه روکم کنی می گذارد و مطمئناً من در آن شرکت نمیکنم بله به هر حال این جو برای برنامه شما به وجود آمده و این شما هستید که باید بشکنید . - بیشتر به اجرای من بستگی دارد یا به مهمانان برنامه؟ به هردو! وقتی یک جوی درست می شود در جامعه به هر حال آدم را در موضع گیری می اندازد و اگر آدم کمی تاثیر پذیری بیشتری داشته باشد تحت تاثیر قرار می گیرد و خوب نیست. -آقای رضا کیانیان شما را هنرمندی میشناسیم که شاید وجه غالب هنر شما بازیگری است ولی خیلی جالب است تعدد حوزه هایی که فعالیت می کنید طراحی لباس ،مجسمه سازی، طراحی جلد کتاب یا حوزه های مختلفی که در این اواخر در نمایشگاه هم برگزار شد خیلی ها می گویند که آدم باید تخصصی برخورد کند با مقوله هنر شما مثل اینکه دلی برخورد می کنید . من هر دوتامورد. البته اینکه آدم باید تخصصی برخورد کند باهنر درست است و کار تخصصی من بازیگری است خیلی از کارهایی را که انجام می دهم کاملاً وابسته به بازیگری است نوشتن سناریو یا مشاوره دادن سناریو یاکارگردان طراحی صحنه و لباس و غیره...همه مستقیماً به بازیگری من برمی گردد و حتی کارهای دیگری که میکنم حتی در حوزه تجسمی به شدت مربوط می شود به بازیگری . -اتفاقاًیکی از نقاط مشترک بین نمایشگاه آخر شما و بازیگری وجود دارد ،به نظر من شما خیلی اهل ظرافت پردازی هستید وقتی نمایشگاه شما را نگاه می کردم و می دیدم این چوب ها با چه دقتی در کنار هم قرار گرفته شده و در بازیگری هم همینطور هستید که به ظرافتهایی دقت می کند که شاید هیچ کسی به این ظرافت و دقت به اندازه شما توجه نمیکند . من فکر میکنم در زندگی کلی دیدن و کلی حرف زدن به هیچ جا نمیرسد مثل اینکه ساعتهاو سالهابحث کنیم که خوبی خوب است و بدی بد و این به جایی نخواهد رسید و ولی وقتی به جزئیات اشاره میکنید و در مورد آن بحث میکنید در واقع میتوانیم چیزی بفهمیم و پیشرفت کنیم یعنی یک پله را ببینیم و وقتی یک پله را دیدیم میتوانیم یک پله برویم بالاتر ولی وقتی کلاً در مورد پلکان حرف میزنیم معلوم نیست که رفته باشیم بالا. - شمارا خسته نمیکند این جزئی نگاه کردن؟ دقیقاً برعکس یعنی کلی نگاه کردن عصبی میکند مرا برای اینکه حرفهای کلی معنی خاصی ندارد و هر کسی میتواند راجع به آن حرف بزند می توانیم بگوییم که مثلا فلانی شجاع است ولی چرا شجاع است بعضی مواقع ترس باعث شجاعت می شود مثل گربه ای گوشه ی دیوارگیر میکند،ترسیده که آنقدر شجاع شده این تناقض را به چه صورت میشود حل کرد در واقع مسائل کلی به نظر من معنی خاصی ندارد میتواند یک سری مفاهیم باشد که راجع به آن حرف می زنیم. -خیلی وقتها می ترسیدند که فیلمنامه نویسها سراغ شخصیتهای عجیب و غریب بروند مثل شخصیتی که شما در روبان قرمز و یک بوس کوچولو بازی کردید شما تعمداً دارید به این کارکتر عجیب و غریب نزدیک می شوید یا که نه بصورت اتفاقی بوده؟ یک موجی درست شد در سینمای ایران قبل از انقلاب که به موج نوی سینمای ایران معروف شدکه در دهه 50 و اواخر دهه40 شروع شد قبل از آن سینمای ایران اکثر قریب به اتفاق آنها موضوعات تکراری را دست مایه کار خود قرار می داند که در آن موضوعات تکراری تیپ ها و شخصیتهای تکراری هم بود برای همین بازیگران آن موقع در فیلمهای متعدد بازی میکردند و همیشه همان نقش را بازی میکردند مثلا مرحوم فردین وقتی که علی بی غم را بازی میکرد یک تیپی بود تیپ دوست داشتنی که همه مردم دوستش داشتند ولی این نقش تکرار میشد،از یک زمانی سینمای ایران وقتی که موج نوآن برخواست،کارگردانهاو فیلمنامه نویسهارفتند به سمت داستانهایی که قبلاً آن داستانها تکرار نشده بود. مقداری وارد زندگی روز مره مردم ایران شدند و روابط جدیدی را شروع به جستجو کردن و کاوش کردند،در نتیجه نقشهای جدیدی وارد سینمای ایران شد که این ها را یا بازیگران قبل نمیتوانستند بازی کنند یامردم باورشان نمی شدکسی که همیشه یک نقش را بازی کرده بیاید یک نقش دیگر را بازی کند در نتیجه کارگردانهاو نویسندگان رفتند سراغ بازیگران تئاتر،مثل آقای فرمان آرا، آقای مهرجویی،آقای تقوایی،کیمیایی و آقای کیارستمی وکسانی که مربوط به آن موج میشدند رفتند سراغ بازیگران تئاتر زیرا نقشهایی در آن فیلمها بودکه توانایی خاصی را می خواست برای اجرای آن که بازیگر تئاتر میتوانست آن کار را بکند.این داستانی که شماالان در موردمن میگویید همچنان ادامه همان موج است،حالادر سینما بازیگرها به دلایلی که اگر لازم باشد عرض کنم در یک نقشی ماندگار می شوند و آن نقش را بطور مرتب تکرار میکنند من خودم شخصاًدوست ندارم یک نقش را مرتب تکرارکنم فکر میکنم لذت بازی کردن برای من این است که یک نقش را یکبار بازی کنم بار دوم هیچ لذتی برای من ندارد. - برای رسیدن به این قضیه گاهی وقتها اتفاقات عجیب و قریبی رخ میدهد مثلا برای بازی در یک بوس کوچولو کاراکتری را بازی میکنید که تقریباً 70 سال سن دارد و نقش مقابل شما جمشید مشایخی عزیز واقعاً در همین سن و سال است بازی شما در آن نقش در یک بوس کوچولو انرژی زیادی می طلبد، شما چرا اسرار دارید که این عجیب و غریب بودن نقشهایتان را حفظ کنید؟ من البته این عجیب و غریب بودن را تصحیح میکنم من میگویم نقشهای متفاوت،مثلاً سعدی در یک بوس کوچولو آدم عجیب و غریبی نیست مامی توانیم در زندگی روز مره ببینیم،انواع مختلفش را می شود دید ولی راجع به یک بوس کوچولو که میگویید،وقتی که آقای فرمان آرا این سناریو را نوشتند و دادند به من که بخوانم گفتند که فکر میکنی که کدام نقش را می خواهی بازی کنی من قاعدتاً دیدم که شبلی را که آقای مشایخی قرار است بازی کند سعدی را نمی دانستم چون به طبع چون پیرمرد است به من نمی دهند این نقش را گشتم تا نقشی را که آقای هاشم پور بازی کردند در این فیلم، فکر کردم که این نقش را بازی کنم،چون فکر میکردم که می توانم در این نقش خلاقیت داشته باشم و بعد به آقای فرمان آرا گفتم که این نقش ،ولی گفتند که این بازیگرش معلوم شده است،نقش خانمها را هم که من نمیتوانستم بازی کنم، ایشان گفتند نقش سعدی را بازی کن ،ببینید خیلی جسارت می خواهد که یک کارگردان یک همچین نقشی را بدهد به بازیگری که سنش کمتر است این خیلی طبیعی و پذیرفته شده است،ولی تئاتر این قضیه متفاوت است چون ما در تئاتر میتوانیم پیر بشویم جوان بشویم لاغر بشویم و چاق بشویم،بایک نشانه هایی می شود این کار را کرد ولی در سینما اینطور نیست،من خودم دقت کردم دیدم که فیلمی نیست که به جز یک مورد،که بازیگر از لحظه اولی که وارد فیلم می شود سنش20 سال از خودش زیادتر باشد،فیلمهای بسیاری است که یک بازیگر در یک نقش بازی میکند و آخر فیلم مثلا پیر شده است،اینکه بازیگر از اول پیر باشد فقط یک مورد من دیدم آن هم پدرخوانده است که آن موقع آقای مارلون براندو 41سالش بود که نقش آدم 70 ساله را بازی کرد و بعد آخر فیلم پیرتر هم شدند،برای من به عنوان بازیگری که دوست دارد نقشهای متفاوت بازی کند و فکر میکنم جستجو گر هستم بسیار پیشنهاد درجه یک و جذابی بود ،این پیشنهاد آقای فرمان آرا بسیار جسورانه بود چرا،چون سینمای ما یک پایه آن تجارت است و قاعدتاً محافظه کار است باید پایش را جایی بگذارد که جواب داده قبلاً و به هر حال یک سرمایه دارد خرج می شود و آن سرمایه باید نقشه ای داشته باشد که برگردد .به همین دلیل که تجارت محافظه کار است و نقشی که قرار است در آن فیلم باشد می دهد به کسی که قبلاً در این نقش امتحانش را پس داده است خب اینکه در این فیلم به من نقشی را بدهند که من باید 20سال از خودم پیرتر بشوم،جسارت است این نشان می دهد که همچنان آقای فرمان آرا آوان گارد است و همچنان پیشرو است و این نقش برای من بسیار جذاب بود و بازی کردم و بسیار دلهره داشتم در زمان بازی کردن تا زمانی که فیلم مونتاژ شد،چون همان طورکه شما فرمودید کنار من آقای مشایخی بازی میکنند آقای مشایخی بسیار بازیگر دلپذیری هستند حضور ایشان کافی است که تماشاچی دوستشان داشته باشد. ایشان خودشان هم مسن هستند و من قرار است در کنار ایشان همان سن را بازی کنم،بلا فاصله مورد مقایسه قرار میگیرم و وقتی که آقای مشایخی در فیلم فوت می کنند بعد خانم خوروش می آیند یعنی همچنان یک متر کنار من است و برای این بسیار دلهره داشتم . -من یک شایعه ای شنیده بودم در مورد یک بوس کوچولو شما اسراری داشتید که نام شما در تیتراژ جلوتر از نام آقای مشایخی درج بشود؟ در هیچ فیلمی فکر نمیکنم که یک تهیه کننده یا یک کارگردانی باشد که من به ایشان گفته باشم که اسم من اول باشد .زیاد برای من مهم نیست این بحث ها،ببینید این برمیگرده به نظر کارگردان قاعدتاً تیتراژ را کارگردان تعیین میکند .ولی کلاً شایعه چیز مخربی است یرای اینکه لق لقه ی دهان کسانی است که غیبت دوست دارند غیبت نه تنها به لحاظ دینی چیز بدی است بلکه به لحاظ فیزیکی هم چیز بدی است . فیزیک به ما ثابت میکند که غیبت بد است برای اینکه ما ذهنمان را پر میکنیم از حرفهای بد و بد گویی برای کسانی و زدن زیراب برای کسانی که ذهنمان را پر از این چیزها میکنیم،ما میتوانیم ذهنمان را پر از چیزهای خوب بکنیم.بعضی مواقع مردم من را در خیابان میبیند میگویند پس بنز شماکجاست من چی به ایشان بگویم؟ بگویم که بنز ندارم،البته خوب است که این فکر را میکنند،من امیدوارم که روزی به قدرتی برسند که آن بنز را به من بدهند،ولی بهشان نه میگویم نه و نه میگویم آره می خندم و موضوع را عوض میکنم. -جایی از شما شنیدم که فرمودید هیچ علاقه ای به ستاره شدن ندارید، چرا ما این همه نسبت به ستاره شدن موضع منفی می گیریم اگر بد است پس چرا به فروش کمک میکند اگر خوب است چرا شما پیشکسوت ها همیشه بایک نگاه منفی به این قضیه نگاه میکنید؟ من در مورد بازیگری 5تاکتاب دارم درکتابهایم مقالات متعددی است که راجع به ستاره صحبت میکند من هیچ وقت نمی گویم ستاره بد است،در سینما می شود بازیگری را به دسته های مختلف دسته بندی کرد،از یکی از زوایا همین داستان ستاره است،در تمام دنیااین مطرح است نه در ایران که یکسری از بازیگران ستاره هستند یکسری دراماتیک،بعضی بازیگران تک نقش هستند و بعضی چند نقش قاعدتاً در سینما ستاره ها بازیگران تک نقش هستند. یعنی بطور عام و کلی چون بعضی از بازیگرها می توانند چند نقش هم بشوند ولی استارها قاعدتاً تک نقش هستند بازیگران دراماتیک یا چند نقش زیاد برایشان مهم نیست که نقشی را بازی کنند که در آن فقط خودشان دیده بشوند بازیگر استار خیلی خیلی در سینما برایش مهم است که در فیلم فقط خودش دیده بشود چرا چونکه به لحاظ فیزیکی و خدادادی از امکاناتی برخوردار است که این امکانات برای بیننده جذاب است مثل زیبایی مثل هیکل خوب یانگاه خوب یاغیره چیزی که کم پیدا می شود و تماشاچی دوست دارد که این زیبائیها را در روی پرده سینما نشان بدهد یک سری از بازیگران هستند که این امکان را ندارند و وقتی که این امکان را ندارند چرا باید این اسرار را داشته باشندکه آن شکلی باشند.خیلی از بازیگران تئاتر بهشان پیشنهاد میکنم که اصلاً اسرار نداشته باش که ستاره بشوی، اسرار نداشته باش که مثلا این نقش فلان را به شما بدهند شما میتوانی نقشهایی را بازی کنی که در تاریخ ماندگار بشود اما تا به حال هم تکرار نشده بعضی مواقع هست در زندگی که یک چیزی که تکرار می شود برای ما عادت میشود که آن خوب است شاید خیلی چیزهای خوب دیگری وجود داشته باشد که ما شاید آنهارا ندیده باشیم و بایدکشفش کنیم.مثلا شمادر گفتگوی دیشب خیلی اسرار کردیدکه خانم زارعی توسط خانم میلانی به نقش اول دست پیدا کرده اند . چه اهمیتی دارد بازیگر به نظر من اهمیتی ندارد که نقش اول باشد یا دوم یا غیره .من یک نقشهایی را برای سینما و تلویزیون بازی کردم که خودکارگردان به من میگفت که آخر بد است که شمااین نقش را بازی کنید این نقش خیلی کوچک است من گفتم حجم آن کوچک است شمااجازه بدهید که من بازی کنم بعد معلوم می شود. مثلا سریال کیف انگلیسی من نقش یک روحانی را بازی کردم ولی آن 13 دقیقه بود. در 13 قسمت .یا مثلاً نقش یک قاضی را بازی کردم در دوران سرکشی فقط 2 قسمت بود ولی آن 26 قسمت بود می شود نقش بلندی بازی کردکه دیده نشود و بر عکس الان یک جوی در جامعه است که همه فکر میکنند نقش اول آن مهمه آن است ، و همه دوست دارند برسند به آن نقش اول،من میگویم که نه کوشش کنید که بازیگر بشوی و بازیگر خوبی هم بشوید .آقای انستنافسکی که به هر حال مجتهد بازیگرها است می گوید که نقش کوچک یا بزرگ ندارد آن بازیگر است که کوچک و بزرگ دارد ممکنه یک نقش کوچک را یک بازیگر بزرگ بازی کند و آن نقش کوچک را بزرگ کند یا برعکس، ایشان این جمله را گفت که خیلی هم درست است ولی خودش هیچ وقت نقش کوچک بازی نکرد، -آقای کیانیان خیلی وقتها این حرفها را از مردم شنیدم که حضور آقای کیانیان در فیلمهای آقای حاتمی کیا در کنار آقای پرویز پرستوئی جو بسیار زیبایی را برای مخاطبانی که به هردوی شما علاقه مند هستند در عمقی که در فیلمهای آقای حاتمی کیادارد فراهم میکرد،یکباره حضور شماخیلی کمرنگ شد در آثار آقای حاتمی کیا مخصوصاً با خاطره ی دلپذیری که با آژانس شیشه ای در ذهن مردم است بخاطر دلیل خاصی این اتفاق افتاد؟ نخیر. سینما قواعد خودش را دارد تامثلاً این فیلم آخر آقای حاتمی کیا به «نام پدر»تا همان موقع تمام سناریوهایی که ایشان می نوشت را من می خواندم مثلاًً همین به «نام پدر»نسخه ی اولش هنوز درکامپیوتر من است و من به ایشان مشاوره می دادم یعنی ارتباط همچنینی که شما گفتید نبود ولی به هر حال دو تا فیلمی بود که واقعاً خاطره انگیز بود و من خیلی خاطرات خوبی از آن 2 فیلم دارم که اگر در این فیلم «نام پدر» رضاکیانیان کجای آن است من میگفتم هیچ جا،برای اینکه من هم خیلی وقتها به کارگردانها مشاوره میدهم در انتخاب بازیگر . -یعنی در هیچ کدام از این فیلمها جایی برای بازی شمانبود؟ اگر به من هم می گفتند من انتخاب نمیکردم، مثلاً «به رنگ ارغوان» را آقای حاتمی کیادر همان زمان «آژانس شیشه ای» به من گفت،سناریو خوبی داشت،آن سناریو خیلی حاتمی کیااست و متأسفانه نتوانستم هنوز آن سناریو را ببینم،بازی با آقای پرستویی هم همیشه برای خودم خاطره ی خوبی دارد. -شایعه ای بود قهر و آشتی هایی بین شما و آقای پرستویی بوده درسته؟ نخیر! -شخصی می گفت که آقای حاتمی کیا در آژانس شیشه ای دود موتور سیکلت هایی را که در بیرون آژانس هستند را برای حاج کاظم خفه کننده می دانست،میخواستم که شما به عنوان کسی که در آن فیلم بازی کردید نگاهتان چیست؟ چون من در آن فیلم هم مشاور آقای حاتمی کیا بودم هم بازی گردان آن فیلم در مورد سناریو بسیار به ایشان ایده میدادم مثلاً وقتی که من با بازیگران این فیلم تمرین میکردیم که این صحنه ها را در بیاوریم چون من خودم اینگونه معتقد هستم که دیالوگ باید از دهان بازیگر در بیاید و مال آن باشد و سر تمرین نقشها خیلی تمرین میکردیم که آن مفهوم را با چه دیالوگی میگویند،ما پیشنهاداتی داشیم به ایشان و هر 4،3روز یکبار من دعوتشان میکردم سر تمرین و ایرادی را که ما به ایشان میگفتیم میرفت و اکثراً هم درستش میکرد اگر شما فیلنامه ای از «آژانس شیشه ای» منتشر شده بافیلمی که دیدید مقایسه کنید میبینید که کلی تفاوت دارد در زمانی که فیلمنامه رفت برای چاپ باز هم یک عالمه تغییرات جزئی در فیلم داشتیم این تغییراتی که بوجود می آمد تنها نظر من نبود بلکه نظر همه ی بازیگرها بود چون آنجا یک کار تیمی خیلی درجه یک بود و همه فکر میکنم از آن فیلم خاطره ی خوشی دارند . -این جواب سئوال من نبود. من آن را نمیدانم به هر حال باید بروید از حاج کاظم بپرسید،اما در آن فیلم وقتی آقای پرستویی دارد نقش حاج کاظم را بازی میکند قاعدتاً قشری از جامعه را نمایندگی میکند و من هم که نقش آقای سلحشور را بازی میکنم نوعی نگاه در جامعه را نمایندگی میکنم و غیره حالا باید دید که آقای حاتمی کیا به عنوان کسی که فیلم را می سازد می تواند نظر خاصی داشته باشد و در فیلم اعمال کند،موتور سوارها پدیده ای کاملاً شناخته شده ای هستند برای ما برای اینکه بارها در خیابان آنها را دیده ایم و دودشان را هم خوردیم حاج کاظمها و سلحشورها را هم دیدیم. -آقای کیانیان عزیز یک سکانسی در «خانه ای روی آب »است که به نظر من بسیار سکانس زیبایی است در خانه سالمندان و دیالوگی که بین شما و آقای انتظامی گفته میشود نظر خودتان راجع به این سکانس چیست؟ به هر حال آن سکانس منهای زیباییش چون به شدت عواطف تماشاگر را برمی انگیزد بیشتر در ذهن می ماند چون آنجا برخورد من و آقای انتظامی به عنوان پدرم است.پدری که در کودکی هیچ وقت به من توجه نداشته که همچنان آن عقده ها را دارم. -شما جزء مشاوران آقای فرمان آرا در کارهایشان هم هستید؟ نخیر نیستم ،رفاقت نزدیک داریم ولی آقای فرمان آرا از آن دسته کارگردانهایی هستند که همه کارهایشان را خودشان انجام می دهند اما با من مشورت به عنوان یک دوست میکنند. -آقای فرمان آرا با «بوی کافور،عطر یاس» و «خانه ای روی آب »دنبال چه چیزی هستند؟ من خودم جزء آن دسته از بازیگرانی هستم که زیاد به پیام اهمیت نمیدهم چون فکر میکنم که هیچ پیام جدیدی در جهان وجود ندارد برای اینکه یک رساله ای سلیمان نبی(ع)دارد ایشان یک جمله ای دارد که من را به شدت تحت تأثیر قرار داد میفرماید که در جهان هیچ حرف تازه ای گفته نمیشود و هیچ کار تازه ای انجام نمی شود. آنچه بوده،هست .و آنچه که گفته شده،گفته شده است.خیلی ها فکر میکنند که برای گفتن حرفهای مهم دارند،من فکر میکنم که اگر بگویند میشود خیلی مثال مانند حرف آن را آورد که قبلها هم گفته شده در همه جهان همه ی حرفها در اسطوره ها گفته شده یعنی ما بعد از اسطوره ها چه حرف جدیدی برای گفتن داریم ؟بخصوص حرفهای کلی بشری مثل مرگ ،زندگی،حسادت و غیره . منتقدین یک مطلبی را گفته اند که خود آقای فرمان آرا هم به آن اشاره کرده اند یک سه گانه ای «بوی کافور،عطر یاس» شکل گرفت در «خانه ای روی آب»و« بوس کوچولو»سه گانه ای که تم اصلی آن مرگ بود.الان یک پروژه قرار است جور بشود که در خرداد ماه من در یک فیلم جدید آقای فرمان آرا بازی کنم. فیلمی است به نام «خاک آشنا» که دیگر تم مرگ نیست . -آیا واقعاً آقای فرمان آرا اینقدر روحیات ایشان به پدیده ی مرگ نزدیک است که از این فیلمها میسازند؟ یک چیز زیبایی در فیلمهای آقای فرمان آرا است که آن این است که مرگ به شدت زیبااست. -شما جایی فرموده بودید که دوست داشتم برای نقش دوم سیمرغ بگیرم نه برای نقش اول این یک شعر است نه؟ می تواند از نظر شما اینطور باشد ولی از نظر من یک آرزو بود. من خیلی دوست دارم که پله پله بالابروم برای اینکه فکر میکنم اینجوری آدم معقول تری هستم و جوگیر نمیشوم به قول پسرم. -شما آدم خیلی کم حاشیه ای هستید. این را یکی از دوستان منتقدم نوشته بود در روزنامه جام جم آقای سعید قطبی زاده و همیشه هم به من می گوید که تو چه جوری اینقدر کم حاشیه هستی.به دلیل اینکه وقتی کاری بکار کسی نداشته باشی کاری بکارت ندارند.در کشور ما چرا پژوهش جایگاه خوبی ندارد چرا کسی به پژوهش اهمیت نمیدهد به دلیل اینکه همه حرف کلی میزنیم ،ولی پژوهش یعنی جزئیات .من بارها در خانه ی سینما این را پیشنهاد کردم وقتی که یک فیلم فروش خوبی میکند بلا فاصله باید تهیه کنندگان سینما خانه ی سینما معاونت سینمایی ارشاد و تلویزیون باید سمینار بگذارند که چرا این فیلم فروش کرد که بتوانیم به قواعدی برسیم که آنها را رعایت کنیم تا باز هم فیلم هایمان پر فروش بشود. -یک قطعه موسیقی را برای شما پخش میکنیم احساستان را بفرمایید. شاید یکی از بهترین فیلمهای تاریخ سینما باشد ؛این موسیقی را من در این فیلم شنیدم و فکر کردم که برای این فیلم ساخته شده بعد از مدتی موسیقی فیلم دوچرخه دسیکا را شنیدم دیدم که همین موسیقی بود. نتیجه نظر سنجی: سئوال امشب:به نظر شماکدامیک از آثار آقای کیانیان بهتر است؟ -163763نفر در نظر سنجی شرکت کردند . -3/32% مردم به خانه ای روی رأی دادند. -27% مردم به آژانس شیشه ای رأی دادند. -7/26% مردم به ربان قرمز رأی دادند. -1/14% مردم به یک بوس کوچولو رأی داند. -قربان یک عدد از 1تا 165000بفرمایید. 66 06-0912201 برنده یک سکه بهار آزادی -منو رها کن از این فکر تنهایی شب بخیر خدانگهدار
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
با ما باشید
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
مجری برنامه:بچه که بودیم می گفتن آن مرد آمد!آن مرد در باران آمد!حالا که بزرگتر شدیم خوب یادگرفتیم که اگر آن مرد نیاید ،باران هم نخواهد آمد. فردا روز بزرگی است !بهتره بگم امشب جشنواره ستاره ه است!میلاد امام حسن عسگری(ع)را به ساحت پاک مرد باران تبریک می گویم. - میان برنامه - نامه ها و نظرات مردم (مجری در حالی که سولات را مطرح می کرد به آنها پاسخ می داد) - لطفاً از آهنگهای بنیامین نیز پخش کنید! - اگرمصاحبه شب شیشه ای به مباحثه تبدیل شود بهتر است - لطفاً مشخص کنید برنامه شما هنری است یا اجتماعی؟نمی دانیم کسانی که به سینما علاقه مند هستند باید این برنامه را ببینند یا کسانی مه به مسائل مملکتی اهمیت می دهند؟ پاسخ مجری: غالب برنامه ای ما هنریاست.البته بعضی وقتها رای اینکه بخواهیم گریزی بزنیم به موضوعات دیگر از افراد غیر هنری نیز دعوت می کنیم. پیشنهاد میکنیم کسانی که علاقه مند مباحثه و گفتگو هستند این برنامه رو ببینند. - کمی هم از مدیران و مسولان دعوت کنید تا ج.ابگوی مشکلات مردم باشند.بیوگرافی خوانندگان یا هنرکندان دردی از مردم دوا نمی کند. - در جائی خواندم که در برنامه شب شیشه ای در تلویین حرفهایی خواهید زد که باعث شستن بت هامی شود. ولی دقیقاًدارید همان راه قبلی را تکرار می کنید. پاسخ مجری: کسی که در برنامه من دعوت می شود بت دروغین نیست که بخواهم آن رابشکنم . اولاًمن در مقامی نیستم که بخواهم کسی رو که در روروی من نشسته بشکنم دوماًکسی باید ثابت کند که کی که در روبروی من نشسته به دروغ در کارش موفق شده یه نه اگر این طور باشد خودش در پرسش و پاسخ نشان خواهد داد نیازی نست که من اقدام به شمشیر کشی کنم. - اگر می شود آقای رشید پور هم یک یوگرافی از خودشان بدهند! جواب:مگه نگفتید که خواننده و بازیگر و مجری چقدر بیوگرافی هایشون رو بشنویم - لطفاًاز جوانتر ها دعوت کنید قدیمی تر ها حرف خود را زده اند جامعه حرف نو می خواهد؟! - لطفاًدوربین رو عوض نکنید بذارید تمرکز بگیریم!؟ جواب :قابل توجه کارگردان افراد درخواستی برای شرکت در برنامه:استاد محمد نوری ،مرم حیدر زاده،مهدی سلوکی،محسن چاووشی،کاظم احمد زاده،فرشید منافی،شقایق دهقان، بهنوش بختیاری،مهرن مدیری،مریم امیر جلالی،کارگردانان،پوریا پورسرخ،الام حمیدی،محمد رضاگلزار،مجتبی محرمی،امین حیایی،کارگردان خود برنامه، محمد رضا فروتن،استاد الهی قمشه ای،بهرام رادان،زیبا بروفه،رضا صادقی،هانیه توسلی جواب:صحبتی کردم با بهرام رادان و قول می دم که خیلی زود ایشون به برنامه خواهند آمد.ا مجری:امامهمان برنامه امشب از لیستی است که شما به ما دستور فرمودید . - وله تصویری(از فیلمهای هانیه توسلی) - مجری:سلام شب بخیر به شب شیشه ای ما خوش اومدید * مهمان برنامه:منم سلام می کنم به بینندگان برنامه _ متشکرم.به گمانم اولین برنامه تلویزیونی شماست درسته؟ * بله - چرا اینقدر کم حرف؟ *کم حرف نه ولی خوب برای صحبت کردن باید یک دلایلی وجود داشته باشد برای اینکه آدم دوست داره در مورد یه چیزهایی حرف بزنه بعد ترجیح میده چیزی نگه بطور جدی پیش نیومده بود. _درسته پس برای حضور در این برنامه حتماً دلایلی هست؟ *دلایلی که اولین دلیلش خود برنامه شماست نسبت برنامه های دیگه تلویزیون متفاوت تره و در واقع بهتره _فکر نمی کنید که آدم های سینما و تلویزیون وقتی تشریف می آورند به برنامه و حرفهایی می زنند باعث دلخوری در جامعه هنری میشه؟ *سوالتون رو متوجه نشدم؟ _کارگردانان و بازیگران که تشریف می آورندیک وقت لابه لای حرفهاشون چیزهایی مطرح می کنند که شاید باعث دلخوری می شه *بعضی وقتها شاید پیش بیاد ولی شاید یه دلخوری اثر سازنده داشته باشه _ممکنه اثر سازنده داشته باشه! *به هر حال اگر درست باشه اگر گلایه ا ی مطرح میشه اگر اون فرد باهوش باشه ممکنه اون گلایه سازنده باشه _قطعاًشما باهوش هستید و در برنامه امشب نکات بسیار خوبی مطرح خواهد شد. چرا حضرتعالی ینقدر کم حاشیه هستید؟ +خدا رو شکر (با لبخند) _خوبه؟ *حاشیه به چه معنی؟ _حاشیه به معنای اینکه هر روز در مطبوعات مختلف رسانه های مختلف خبرهای گوناگون از بازیگر درج بشه که الان در مسافرته ،در اروپاست ،در فلان جاست،چرا خبرهای اینطوری را در مورد شما کم می شنویم؟ *نمی دونم راستش شاید شکلی که من کار می کنم یا فیلم هایی که بازی کردم دلیلی باشه ،شاید من برای نشریات زرد زیاد جذاب نیستم که جیکار میکنم؟... _دوست داشتید که فیلمهاتون برای اونا جذاب باشه که بنویسند ولی پیش نیومده ؟ *نه من دوست نداشتم .فکر نمی کنم به نظر من چیز مهمی نیست که چکار میکنم ،کجام و... خیلی از این اخبار هم دروغه برای خودم هم پیش اومده که یه سری مصاحبه های دروغی چاپ کردند. _ واقعاًمصاحبه الکی چاپ می کنند منظورتون چیه؟از تخیل خودشون استفاده می کنند؟ * دقیقاً!مثال! به من زنگ زدند گفتند میخواهیم از شما مصاحه کنیم از فلان نشریه گفتم:مصاحبه نمی کنم. گفتند :چرا؟ گفتم: دوست ندارم گفتند:فقط یه سوال از شما می پرسیم نظرتون درباره فلان چیز چیه؟من گفتم:خوبه یا بده در همین حد بعد یک ستون چاپ کردندچیزی که من نمی دونم را تبدیل به یک آدم دیگه کردند _ خانم توسلی من گمان می کنم خبرهای این چنینی در دنیای بازیگری تأثیر گذاره! * بله دنیای بازیگری منظورتون اینه که هنر بازیگری؟ _ هنر بازیگری نه !در اینکه بازیگر تو چشم باشه روی موج احساس مردم کماکان سوار باشه و فراموش نشه * بله درسته در همه جای دنیا هم هست در ایران هم یک شکلش هست ولی برای خود من شخصاًجذاب نیست _ شما به موردی برمی خورید که یک آقای بازیگر یا خانم بازیگر به روشهای مختلفی که من نمی خوام اسم بیارم عکسشو روی جلد مجلات چاپ میکنه *شنیدم یه چیزی در حدی که دیگران گفته اند فلانی پول داده که عکسش رو چاپ کنند ولی من واقعاً خبر موسیقی ندارم همون اندازه که می تونه درست باشه میتونه غلط باشه _فکر می کنید وقتی تصویر یک بازیگر روی جلد یک نشریه چاپ می شه چه تأثیری روی موقعیت حرفه ای اون بازیگر می ذاره؟ * بازیگری حرفه ایی که با مردم رابطه مستقیم داره باید مخاطب رو جذب کنه بازیگر باید محبت باشه تا بتونه بیشتر کار کنه و توی چشم باشه همه اینها کمک میکنه تا اون بتونه در مسیر قرار بگیره _ مثلاً چند تا مجله تا حالا عکس آقای انتظامی رو روی جلد مجله شون چاپ کرده اند؟ * من در مورد مطبوعات نمی تونم تخصصی نظر بدم بعضی از نشریه ها هستند که خیلی تخصصی به این مسئله نگاه می کنند از این ماجرای زرد کمی فاصله دارند فقط می خواهند مطالبشون وزین و سنگین باشه اینکه آقای انتظامی در فیلمی بازی کرده باشند که اون موقع اکران باشه یااینکه دلیل خاصی داشته باشه حتماً این کارو می کنند ولی خیلی از نشریات این کار رو نمی کنند _بهتره بحث رو تا اینجا ببندیم فکر می کنید مردم شما رو از کی شناختند و هانیه توسلی رو یک بازیگر دونستند؟ *من اولین کارم یک سریال بود به اسم غریبه _ اونجا مردم شما رو شناختند؟ * زمانیکه پخش می شد من سر دومین فیلمم بودم که داشتم بازی می کردم ولی سر فیلم شام آخر وقتی که فروش خوبی داشت البته معمولاً مخاطب تلویزیون بیشتره من دو تا سریال کار کردم فکر کنم سریال وفابیشتر باعث شد که من به عنوان بازیگر عامه مردم معرفی شوم با شام آخر ابتدای کارم بود _ می گویند که بازی خانم توسلی با اینکه اولین بازی در سینمابوده بهترین بازی اش هم محسوب می شود در شام اخر شما خودتون قبول دارید؟ * من در شام آخر احساسی بازی کردم چون اولین فیلمم بود و برایم خیلی مهم بود و خیلی دوستش داشتم خیلی تلاش کردم وقتی فیلم رو دیدم احساس کردم اون کنترل لازم و نداشتم اما همونطوری بوده که آقای جیرانی خواسته من شاید خودم اگر چند فیلم دیگر بازی کرده بودم این فیلم رو بهتر بازی می کردم ولی در مورد بهترین بازی ام توی همان کارها قطعاً اشکالی رو می بینم که اگر دوباره بازی کنم اصلاحش کنم شب های روشن رو بهتر دوست داشتم _شبهای روشن روشنترین نقطه در کارهای شماست؟ *بله _ در تلویزیون چطور مثل وفا؟ *بله _ خیلیها گمان میکردند که بعد از وفا خانوم توسلی را بیشتر در تلویزیون می یینن درخشش فوق العاده ای در بین مردم پیدا کردولی بر عکسشو دیدیم حضوره کم رنگه شما دلیله خاستی داشت؟ *نه همینطوری پیش اومد و دلیله خاصی نداشت دوست داشتم در سریال کار کنم ولی سریالهایی به من پیشنهاد شد که در اون حد نبود که اگر بازی کنم خیلی موفق نمی شدم _ یک واژه ای گفتید {در اون حد} تقریبا" همه بازیگران میگویند فیلم نامه را خوندیم کا رگردان یا سناریو در آن حد نبود " یعنی چه؟ *یعنی یک فیلمنامه خوب . یعنی در آن حد نیست که آدمو جذب کنه یا قصه تکراریه یا شخصیت پردازی داره _ یعنی بزرگترین عیبش کلیشه ای بودنش است؟ * می تونه این هم باشه بعضی وقتها یک فیلم آنقدر بی سرو ته و پیامهای سنگین داره که حتی خو ندن فیلمنامه حوصله رو سر میبره _ فکر میکنید اگر خانوم توسلی با کدام کار گردان کار میکرد موفق تر بود؟ * خیلی از کارگردان های فیلمهای خوب و متوسط فیلمهای بد هم دارند _شام آخر جزوء کارهای خوبه آقای جیرانی است *بله _شما به عنوانه کسی که فارغ التحصیل نمایشنامه نویسی هستید شام آخر را یک قصه خوب ایرانی میدونید؟ *منظورتون از ایرانی چیه؟ _ که جامعه ایرانی . وجدان ایرانی و احساس ایرینی بتو نه با شام آخر ارتباط بر قرار کنه؟ * بله. من فکر میکنم این ارتباط بر قرار شده چون شام آخر یک قصه را روایت میکند که میتونند آن آدمها ایرانی باشند ولی ما نمیتونیم آن را تعمیم بدیم به کل ایران یعنی آنها یک معرف شخصیت ایرانی به معنای عام بیشتر یک قصه را روایت میکند که ایراد فیلمنامه دارد _ فکر میکنید مهمترین پیام شام آخر چیه؟ *شام آخر داره یک جامعه را نشان میدهد یک زن که تحصیلات عا لیه داره ودر واقع ظلمی که به زنها میشود مثلا" زنی که شوهرش زندگی میکنه که شو هرش روانپریش و بد اخلاق است و میخواهد از او جدا شود ولی به دلیل قوانین جامعه قادر به چنین کاری نیست و فقط شوهرش میتواند به خود اجازه دهد .این زن تمام اتفاقاتی که براش افتاده به خاطره فشاری بوده که همسرش بهش وارد کرده البته خیلیها به من می گفتند که مادره نباید این کارو میکرد ولی بهر حال اون خیلی تحت فشار قرار گرفته بود از دانشگاه اخراجش کردند و بهر حال اون تصمیم گرفت _ خانوم هانیه توسلی خواهری داره به نام هما توسلی که لیسانس سینما هستند و قصه مینویسند و نقد هایی هم در مورد خواهرشون نو شتند چجور دلشون میاد که در روابط خواهرانه شما بی رحمانه نقد کند؟ *راستش هدف نقد نداشت سال 81 که شام آخر اکران شد مجله فیلم افرادی را که در طول سال موفق بودند به عنوان چهره انتخاب میکند و در مورد آنها مینویسد .چون من در این فیلم بازی میکردم و اولین فیلم من بود آقای گل مکانی به خواهرم پیشنهاد کردند که یکی از این اشخاص هانیه خواهر توء که اگر دوست داری تو این مطلب بنویس که هما هم کمی با تردید قبول کرد _ تویه روابط خواهرانه حتی اگر ننویسند نیز شما رو نقد میکنند؟ * ببینید این بی رحمی که شما می گویید توی رابطه خودمون اتفاق می افته ولی هیچ وقت ننوشته _مهمترین نقدش به بازی شما؟ * در یکی از فیلمها به من گفت خیلی بدم اومد اصلا" نتو نستم بازیتو تحمل کنم _ خانوم توسلی شما از جاهای خوبی شروع کردید از سینما تلویزیون ولی نتونستید به همین خوبی ادامه بدید مخاطب انتظاره دیگری از شما داشت چرا؟ * بعد از شام آخر من خیلی بازی کردم {اسیری } کار آقای سجادی {شبهای روشن"} کار آقای معتمد خیلی هم مخاطب عام نداشت من بنا به دلایلی فیلمهای خاص را دوست دارم بعد شام آخر جشنواره خیلی فیلمها به من پیشنهاد کرد که کاملا سینمای تجاری بود که اصلا دوست نداشتم بازی کنم فقط دوست داشتم فیلمهای خاص بازی کنم _ اگر باز هم به آن زمان برگردید آن پیشنهادها را رد می کنید؟ *نه _یعنی پشیمونید؟ * نه چون به گذشته فکر نمیکنم _ یعنی تئوری شما بازی در فیلمهای خاص نیست؟ *یکی از دلایلی که در سریال وفا بازی کردم همین بود _ از نظر شما فیلمهای خوب اگر فروش نداره چه نیازی هست که بسازیم؟ چون سینما صرفا تجارت نیست ولی سرمایه همیشه حر ف اولو میزنه چیزی که یک فیلمساز به عنوان یک هنرمند می خواهد بسازد از یک جاهای خاص باید حمایت شود _ مثلا تقسیم بندی سینمه که مثلا این سینما هنریه . مگه قراره بقیه غیر هنر ی باشند من احساس میکنم که الان این فضا به وجود آمده که مثلا وقتی فیلمی فروش نداره میگوییم این فیلم هنری بوده؟ *نه من این حرفه شمارو قبول ندارم خیلی فیلمها کم میفروشه ولی قرار بوده بفروشه در واقع فاکتورهایی که یک فیلم برای فروش لازم داشته جمع کردند ولی باز هم نفروخته . _حداقل با قسمت اول عرایضم موافق هستید که این فیلمها هنری یا غیره هنریند؟ *راستش من با این قضییه خودم هم مشکل دارم ولی با تقسیم بندی فیلمها موافقم بدلیل اینکه یه چیزهایی وجود دارد که عامه مردم می پسندند و خیلی هم ممکن است فیلمهای خوبی باشد زیرا سلیقه های مردم فرق میکند مثل اینکه هر کس یک نوع موسیقی دوست دارد _شنیدم شما یکی از آرزوهاتون اینکه با آقای مهرجویی کار کنید؟ *بله آقای مهرجویی یکی از بهترین کار گردانهای سینما است و خیلی از فیلمهاشونو دوست دارم {مثلل آقای بهرام بیضایی. عباس کیا رستمی . داریوش مهر جویی و خیلی های دیگر هستند که اثر های پر مخاطب هم دارند واز این پز هایی که مثلا این 100 نفر اومدند و فقط مخاطب خاص من هم بودند نمیگند } _ خانم توسلی خیلیها فیزیک و صلبیت و خونسردی شما رو در کار به خانوم هدیه تهرانی تشبیه میکنند درسته؟مخصوصا بعذ از فیلم وفا؟ * اولین باره که میشنوم نه اینطور نیست _ فکر میکنید که شما در مدییوم تلویزیون موفق تر هستید یا در سینما؟ * خوب آخه من سریال زیاد بازی نکردم ولی خوب وفا هم خیلی موفق بود من هم اونو خیلی دوست داشتم. _ بعد از وفا باز هم سریالی به شما پیشنهاد شد؟ *بله ولی من نپذیرفتم _ {با لبخند} حتما به خاطر همان در حد نبودن _ فکر میکنید بهترین بازیگ وفا کی بود؟ *فرهاد قائمیان _ خانم توسلی نظر شما راجع به مدیر برنامه چیه؟ *مدیر برنامه خیلی خوبه ولی تویه سیستمی که در واقع درست باشه .ولی در سینمای ما پدیده جدیدیست _ در سینمای ما خیلیها برای با کلاستر شدن این کارو میکنند ولی شما میفرمائید که این یک اصل حرفه ایست و باید وجود داشته باشد * وقتی نیازش حس بشود چرا که نه؟ ولی وقتی که نیازی نباشه مثل فرمایشه شما میشه - بهترین فیلم اخیر سینمای ایران کدام بود؟ * من سر بازی فیلم غیر منتظره بودم و فیلمهای جشنواره را ندیدم _ از شما چیز غیر منتظره ای در این فیلم خواهیم دید ؟ * فکر میکنم یک فرقی دارد تویه این فیلم احساس کردم میتونم دو وجهی بودن را در بیارم با کمی گریم متفاوت چون کمی منفی بود _{خنده وکنایه} همون سرد بودن؟ *نه سرد نیستم _بد جنس؟ _فیلمبرداریه غیر منتظره تمام شد ؟ *بله _آخرین فیلمی که در سینما دیدید؟ *یادم نمیاد _{لبخند} م مثل مادر در بهمن ماه *تنها 20 دقیقه ی اولشو دوست داشتم ولی باقیش دیگه خیلی احساسی بود به خاطره بازی گلشیفته فراهانی فیلم قابل تحمل بود شاید اگر کسه دیگری بود اینقدر راحت نبود _{پخش 2 قطعه موسیقی و بیان احساسات} 1-{ نازنین مریم از محمد نوری}+یاد صدای گرم استاد محمد نوری افتادم 2-{آهنگ برنامه کودک}+پرتاب شدن به دوران کودکی _روح کودکانه هنوز در پشت این چهره سرد هست یا نه؟ *{با خنده}چرا فکر میکنید چهره من سرده؟ _نظره منه *{لبخند }شاید همینطوره *گاهی وقتها خیلی زیاد میشه بله _درسته که خیلی از بازیگرانه موفق سینمای جهان با قوت گرفتن کودکیه درونشان نقشهای متفاوت بازی میکنند؟ *بله چون کودک میل به ایجاد خلاقیت و ساختن یک اثر هنری دارد _پس شما پرتاب نشدید به کودکی این کودکی هست که به شمه کمک میکند؟ *بله خانم توسلی چند اسم نام میبرم نظرتان را بگوئید ؟ _هدیه تهرانی: یه بازیگر جذاب و خوب _مهناز افشار: بازیگری که الان بهتر از قبلا بوده _گلشیفته فراهانی: خیلی دوست داشتنی _بهش غبطه هم میخورین؟ *نا خداگاه ممکنه توی ذهنه همه بیاد ولی فکر نکردم _باران کوثری : یکی از بازیهاشو دو ست دارم _کدام؟ بانوی اردیبهشت _مریلا زارعی: *کاراشو کم دیدم _{لبخند}پس شما خیلی کم فیلم میبینید +نه میبینم ولی بیشتر فیلمهایی که احساس کنم دوست دارم _ محمد حسین لطیفی یه کارگردان خیلی خوش اخلاق و دوست داشتنی _سینما یا تلویزیون؟فرق نداره _همدان؟شهری که توش به دنیا اومدم چند تا اشتباه حرفه ای کردید؟ * 2 یا 3 تا _مطالب مهمی که از شخصیت شما کشف کردیم 1-اینقدر جرات داشتید که می گوئید اشتباهات حرفهای داشتم 2-اینقدر شهامت داشتید که میگوئید مسیر رو به رشدی دارم 3-و اینقدر جرات به خرج دادید که گفتید بعضی فیلمهارو کاشکی بازی نمیکردم.
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
۱. نقاب از ۲۰ اردیبهشت در ۲۲ سالن سینما اکران می شود ۲. معتمد آریا بار دیگر در کنار زوج هنری خود ایرج طهماسب و حمید جبلی قرار می گیرد ۳. مراسم بزرگداشت ۴ کارگردان بزرگ ایران ( اصغر فرهادی/ عباس کیارستمی/ کیانوش عیاری/ شاپور قریب) بر گزار شد ۴.قلقلک به ۲۰۰ میلیون تومان رسید ۵. سنگ کاگذ قیچی از ۱۹ اردیبهشت اکران می شود ۶. پارک وی از ۱۶ خرداد اکران می شود ۷. نسخه ۵/۱ اخراجی ها منتفی شد ۸. تجلیل از بزرگان بازی گری در دانشگاه هنر ادامه دارد ۹. مسعود ده نمکی : ۳۰۰۰ نقد فیلم اخرا جی ها داشت ۱۰. مسعود کیمیایی از اول شهریور امسال ۲۶ فیلم خود را می سازد
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
مسعود دهنمكي كه اين روزها بيشتر وقت و انرژياش را براي پاسخدادن به نوشتهها و اظهار نظرهاي كتبي و شفاهي درباره فيلم جنجالي و بحثبرانگيزش صَرف ميكند، در وبلاگش جواب فرجالله سلحشور كارگردان آثاري مانند "ايوب پيامبر" و "مردان آنجلس" را هم داده است. سلحشور كه اين روزها مشغول ساخت سريالي درباره حضرت يوسف (ع) است، در گفتوگو با همشهري جوان درباره "اخراجيها" جملههايي گفته و دهنمكي هم با همان شيوه خاص اين روزهايش متن زير را در جواب وي نوشته است. بدون هيچ توضيح و تفسيري اين متن را به صورت كامل و بدون ويرايش و غلطگيري روي سايت گذاشتيم. اگر سلحشور به اين متن جوابي داد، واكنش احتمالي فرجالله سلحشور را هم منتشر خواهيم كرد. متن كامل جوابيه دهنمكي از اين قرار است: «اگر شیخ پشم الدین بزرگترین کارگردان فیلم های در مایه خدا و پیغمبر و اینجور چیزها ...در مصاحبه ای با همشهری جوان نما که معلوم نیست سوزش دل آنها وادارشان کرده اینگونه دست به دامان این جرجیس شوند یا سوزش جای دگر و شاید اوامر ناعادلانه !! آقازاده فرهنگی حاکم بر مجله که فرهنگ را سرهنگی می کند سلحشورانه !!مدعی شده که دلغک [دلقك] بازی می فروشد ...
به گمانم یک آدم عاقل بالغ در این مجله نبود که به این شیخ پشم الدین بگوید شش میلیارد که هیچ بیست میلیارد هم خرج زلیخا کنی. تا نیتت خالص نباشد و همه مستحبات از تعدد زوجات گرفته تا سمند سواری در سواحل نیل دروغین . راه به جایی نخواهی برد چه در همشهری راستی های بچه گرا ( ببخشید جوان گرا)بنویسی چه در آگهی نامه شیشه پاک کن ... البته می فههم [ميفهمم] دیدن خودتان در نقش حاج صالح در فیلم که شریفی نیا بازی کرده چقدر درد آور است و تو تنها نیستی. دین فروشان دم در آورده اند و اعتراض هاشان شروع شده پرتو را بخوان ...همانها که به تعبیر ا ما[امام] عرضه اداره نانوایی را ندارند حالا اگر به جای نانوایی سنتی نان فانتزی و مجله همشهری جوان پسند هم بزنند باز چیز همان چیز است فقط چیزش عوض شده .»
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
منیژه حکمت: مجوزم را بدهید
سينماي ما- «سه زن» دومين فيلم بلند سينمايي منيژه حكمت است كه بنا به گفتههاي كارگردان، بسياري از دغدغههايش در آن ديده ميشود؛ فيلمي درباره ايران با نگاهي ملي و اشارهاي به فرش به عنوان نشانهاي از هويت فرهنگي ايرانيان. مراحل فني «سه زن» تا يك ماه ديگر به پايان ميرسد و حكمت قصد داردبلافاصله پس از دريافت مجوز منتظر جشنواره فجر نماند و آن را اكران كند. داستان اين فيلم درباره زناني از 3 نسل مختلف است كه به دنبال خويشند و كشف و شهود. فيلم با رفتن دختر(پگاه آهنگراني) از خانه آغاز مي شود. او به دنبال تجربيات و كشف و شهود خود رفته است. مادر (نيكي كريمي) نميداند دخترش كجا رفته است. او از مادر خودش (مريم بوباني) هم خبر ندارد. مادري كه فكر ميكند مبتلا به بيماري فراموشي شده اما هنوز دغدغههاي خاص خودش را دارد. مادر دنبال دختر و مادرش ميگردد و تلاش ميكند كه از اين دو نفر سر نخي پيدا كند. اما درمييابد كه آنها ميدانند دارند چه كار ميكنند و انگار خود اوست كه گم شده و بايد خودش را پيدا كند..
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
۱. لبه پرتگاه ( بهرام بیضایی) ساخته نمی شود
توليد فيلم «لبه پرتگاه» منتفي شد و سيران فيلم، اعلام كرد: فيلمنامهاي جديد از «بهرام بيضايي» را به عنوان پروژه جايگزين «لبه پرتگاه» توليد خواهد كرد. ۲. مسعود ده نمکی برای جنگ آماده شد سينماي ما- حبيب الله كاسه ساز تهيه كننده فيلم اخراجيها گفت :ان شائ الله با همكاري اداره نظارت وارزشيابي فيلم اخراجيهاي جديد با اضافه شدن صحنه هاي جديدي ،از اواخر اين هفته يا اوائل هفته آينده اكران مي شود. كاسه ساز در گفت وگو باخبرگزاري هنر افزود :اين روزها بااداره نظارت جلساتي داشته ايم و پس از صادرشدن پروانه نمايش صحنه هاي جديد ،مااين صحنه ها را به فيلم اضافه كره واين فيلم براي اكران عمومي آماده مي شود گفتني است قرار است نزديك به چهل دقيقه به فيلم اخراجيها اضافه شود و دراين افزايش فيلم به به زمان حال يعني سالها پس از شهادت مجيد سوزوكي باز مي گردد. فيلمنامه فيلم «اخراجيها» در مرحله اوليه شامل دو بخش زمان حال و فلاشبك به زمان جنگ بود ولي وقتي زمان اوليه فيلم 140 دقيقه شد، تصميم به كوتاه كردن بخشهايي از فيلم كه در زمان حال ميگذشت، گرفته شد ، چون در اكران سينماي ايران بيش از 100 الي 110 دقيقه زمان براي اكران فيلم در نظر نميگيرند. دست اندركاران اين فيلم با توجه به مشكلات و مسائلي كه در مورد قاچاق فيلم به وجود آمده، تصميم گرفتند كه زمان حال را هم به فيلم اضافه شود، چون اين برهه زماني از نظر مضموني، نكات جالبي در خود دارد. در فصل 40 دقيقهاي كه به زمان حال ميپردازد، بازي «مريلا زارعي» در نقش يك خبرنگار نيز كه در نسخه فعلي وجود ندارد، به فيلم افزوده خواهد شد. اضافه شدن 40 دقيقه به نسخه فعلي «اخراجيها» به دليل احترامي است كه دست اندركاران اين فيلم معتقدند بايد به تماشاگر سينماي ايران بگذارند و بين كسي كه براي فيلم ديدن به سينما ميآيد و كسي كه سي دي قاچاقي فيلم را تماشا ميكند، تفاوت قائل شوند. در دي وي دي رسمي فيلم كه منتشر خواهد شد اين 40 دقيقه وجود خواهد داشت و به همراه آن 140 دقيقه پشت صحنه فيلم «اخراجيها» هم منتشر خواهد شد.
با ما باشید
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
فيلم سينمايي «سنتوري» آخرين ساخته داريوش مهرجويي بدون تغيير در صداي خوانندهاش در انتظار پروانه نمايش است. به گزارش خبرنگار سينمايي فارس،در حالي كه در هفتههاي اخير، حرف و حديثهاي متفاوتي از وضعيت نمايش «سنتوري» شنيده شده است، براساس شنيدهها، احتمال دريافت پروانه نمايش نسخه فعلي اين فيلم وجود دارد. بنا به اين گزارش، دستاندركاران فيلم در آخرين تصميم خود بر آن شدهاند تا فيلم را بدون اضافه شدن صداي بهرام رادان براي كسب پروانه نمايش عمومي به اداره نظارت و ارزشيابي معاونت سينمايي ارائه دهند.
«سنتوري» عليرغم درخواست پروانه نمايش به دلايل متعددي هنوز موفق به كسب اين پروانه نشده است. صداي محسن چاووشي يكي از دلايل عمده ايجاد اين مشكل است كه سازندگان اين فيلم با جايگزين كردن صداي بهرام رادان بازيگر نقش اول فيلم قصد حل آن را داشتند.
شنيدهها حاكي از آن است كه تغييرات عمدهاي به لحاظ موسيقايي در فيلم رخ نداده است و ظرف هفته جاري؛ احتمال كسب پروانه نمايش فيلم وجود دارد.
منبع خبر فارس
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
۱. نا صر تقوایی: بدون دردسر دارم زندگی میکنم از من فیلم نخواهید!
۲. تهمینه میلانی هم کلیپ ساز شد ۳ . شماره جدید ماهنامه فیلم/ فیلم نگار/ دنیایی تصویر / فرهنگ و سینما منتشر شد
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
۱. اخراجی ها ۲ میلیارد تومان
۲. میهمان ۵۰۰ میلیون تومان ۳. خون بازی ۲۰۰ میلیون تومان ۴. قلقلک ۳۸ میلیون تومان ۵. شب بخیر فرمانده ۱۰۰ میلیون تومان
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
۱. مسعود کیمیایی نگارش فیلم جدید خود را با نام وصیت مسموم
آغاز کرد ۲. مسعود دهنمکی نگارش فیلم رسوا را تمام کرد ۳. یک ایرانی تهیه کننده فیلم جدید آل پاچینو به نام سالومه شد ۴. سامان سالور سریال خود را از ۲۰ فروردین کلید زد ۵. گروه فیلم سامان مقدم ( صد سال به این سال ها) تا ۱ هفته دیگر از شمال باز می گردند ۶. رضا میر کریمی فیلم نا تمام ملاقلی پور را می سازد ۷. بزرگداشت رضا کیانیان در فرهنگستان هنر بر گزار شد ۸. اخراجی ها از مرز ۲ میلیار تومان گذشت ۹. توزیع کننده فیلم های میهمان و اخراجی ها دستگیر و به ۲ سال حبس محکوم شد ۱۰. قلقلک/ پارک وی/ صحنه جرم ورود ممنوع/ سنگ.کاغذ . قیچی به زودی اکران می شوند ۱۱. مهرزاد دانش : اخراجی ها فیلم بدی است ۱۲. اخراجی ها در ۴ سینما در آمریکا از ۱۹ آوریل به روی پرده رفت ۱۳. مستانه مهاجری تدوین ((کلاغ پر ))را آغاز کرد ۱۴. با انصراف ۴ بازیگر از جمله حامد بهداد از پروژه ((لبه پرتگاه)) بهرام بیضایی تست بازیگران را دوبار از نو شروع کرد با این تفاسیر احتمالآ فیلم از اول خرداد کلید می خورد ۱۵.مانی حقیقی و مسعود جعفری جوزانی پروانه نمایش گرفتند ۱۶. ابراهیم حاتمی کیا سریال سوم خود را به زودی کلید می زند هنوز نام این سریال مشخص نیست ۱۷. اخراجی ها در دبی ۴۰۰ میلیون تومان در آورد ۱۸. ابطحی: من قرار نیست فیلم بسازم دروغ سیزده بودْ! ۱۹. منتقدان سنتوری از اخراجی ها بیشتر سود می کند ۲۰. اختلاف محسن چاوشی و داریوش مهرجویی بر سر فیلم سنتوری این فیلم را از اکران باز می دارد ۲۱. واروژ کریم مسیحی برای فیلم خود از پرویز پرستویی/ بهرام رادان/ امین تارخ دعوت کرد ۲۲. جهانگیر کوثری: بشتر به فکر دید شدن خون بازی هستم تا فروش آن
با ما باشید بهترینها با ما
هستند
+
نوشته شده در ساعت توسط پویا نبی
|
|
|||||
|
|||||