تبليغاتX
سینمای ایران
جدیدترین اخبار و تحلیلها سینمای ایران
«مسعود کیمیایی» در مراسم اختتامیه پنجمین جشنواره فیلم کوتاه کارگاه آزاد فیلم که در خانه هنرمندان ایران برگزار می‌شود، حضور خواهد داشت.

به گزارش ايلنا، پنجمین جشنواره فیلم کوتاه کارگاه آزاد فیلم در روزهای 23 و 24 اسفندماه در کارگاه آزاده فیلم برگزار و مراسم اختتامیه این جشنواره پنجشنبه 25 اسفندماه، ساعت 17 در تالار استاد جلیل شهناز خانه هنرمندان ایران برگزار خواهد شد.

در این جشنواره هنرجویان کارگاه آزاد فیلم از گذشته تاکنون شرکت کرده و 20 فیلم منتخب در دو روز از ساعت 16 اکران خواهد شد.

در مراسم اختتامیه این جشنواره درون کارگاهی علاوه بر مسعود کیمیایی، سعید راد، خسرو معصومی، جواد طوسی، پولاد کیمیایی و رضا یزدانی حضور خواهند داشت.
سال گذشته مسعود کیمیایی به دلیل کسالت نتوانست در این مراسم حضور پیدا کند.

 

 

در اولین روز فیلمبرداری فیلم "برلين 7" توم بیشاپز بازیگر مطرح آمریکایی مقابل دوربین رفت.

به گزارس ايلنا، «برلين 7- » اولین پروژه ایرانی محسوب می‌شود که درکنار مصطفی زمانی و مسعود رایگان به عنوان بازیگران ایرانی فیلم، بازیگران مطرحی از کشورهای دیگر مانند توم بیشاپز(آمریکا)، کارولینه ایشهورن، هاینه لاترباخ، کریستین ویکتور کوینه (آلمان)، سمیر فوکس( مصر- آلمان) و مریم عباس( عراق - آلمان) به ایفای نقش می‌پردازند.

سیامک پورشریف که پیش از این فیلم «چمدان» مانی حقیقی را تهیه کرده و موسسه رسانه‌های تصویری تهیه کننده این فیلم هستند.

عوامل اصلی «برلين 7- » که کاملا در آلمان فیلمبرداری می شود عبارتند از:
تهیه کنندگان: سیامک پورشریف و موسسه رسانه های تصویری، کارگردان: رامتین لوافی ، نویسنده: محمد رضا گوهری، مدیر فیلمبرداری: فرشاد محمدی، مدیر صدا برداری: بهمن اردلان، مدیر برنامه ریزی و دستیار اول کارگردان: علی مردانه، طراح چهره پردازی: مینا قریشی، مدیر صحنه: آلپای آلگور، ناظر پروژه: مقصود جباری، جانشین تولید: احسان جعفری، عکاس، جواد جلالی، هماهنگی تولید، کندیس فرزان، مشاور صحنه: سحر شهامت، دستیار اول فیلمبردار: ابراهیم اشرفی، منشی صحنه: ندا آصف، دستیار دوم کارگردان: بهاران بنی احمدی، دستیار صدابردار، مهدی یگانه، دستیار دو فیلمبردار: امیر رضایی، گروه فیلمبرداری: سید مرتضی نجفی، اکبر دهقان، ماتئوس دیپه، دستیار صحنه: منا قلی پور، مترجم: میلاد سیروانی، تصویربردار پشت صحنه: بیژن دهکلانی، مدیر روابط عمومی: مسعود نجفی
بازیگران: مسعود رایگان، مصطفی زمانی، توم بیشاپز، کارولینه ایشهورن، هاینه لاترباخ، سمیر فوکس، مریم عباس، کریستین ویکتور کوینه.

 

 

فیلم سینمایی «اینجا بدون من» در ایام عید نوروز توسط موسسه رسانه‌های تصویری برای نمایش در جشنواره بین‌المللی « کلیولند» آمریکا، حضور خواهد داشت.

به گزارش ايلنا، سی وششمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم کلیولند آمریکا از تاریخ 3 لغایت 13 فروردین در این شهر برگزار می‌شود و دراین دوره، جشنواره میزبان فیلم سینمایی «اینجا بدون من»ساخته بهرام توکلی خواهد بود.

این فیلم در روزهای 4، 6 و7 فروردین ماه در کنار 160 فیلم بلند داستانی و همچنین 160 فیلم کوتاه از 60 کشور دنیا همچون فرانسه، روسیه، پرتغال، ایتالیا، استرالیا، ژاپن، کانادا، انگلیس، اسپانیا و...به اکران درخواهد آمد.

این فستیوال که از سال 1977 آغاز به کار کرده نموده است، امسال با حضور و استقبال بی‌نظیر شرکت کنندگان مواجه شد و حدود یک میلیون نفر از سراسر جهان به این فستیوال دعوت شدند.

این فستیوال دارای بخش‌های گوناگون همچون مستند، کوتاه، انیمیشن، بررسی آثار کارگردانان و... می‌باشد که تنها بخش مستند(کوتاه وبلند) و فیلمهای اروپای شرقی و میانی رقابتی می‌باشد.

فیلم «اینجا بدون من» که عرضه بین‌المللی آن برعهده موسسه رسانه‌های تصویری می‌باشد در بخش زنان جهان به اکران درخواهد آمد و در کنار فیلم «سوگ» فرشباف به عنوان تنها نمایندگان سینمای ایران دراین جشنواره حضور خواهند داشت.

 

 

 

فیلم سینمایی «بوسیدن روی ماه» به کارگردانی همایون اسعدیان که قرار بود نوروز ۹۱ اکران شود، پروانه نمایش عمومی را دریافت کرد.

به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری، غلامرضا فرجی مدیر پخش و بازاریابی سازمان توسعه سینمایی سوره گفت: بیست و دوم اسفندماه پروانه نمایش عمومی فیلم «بوسیدن روی ماه» صادر شد، اما هنوز زمان اکران این فیلم مشخص نیست و با توجه به برنامه‌ریزی‌های انجام شده، امکان اکران فیلم در نوروز امسال را از دست دادیم.

فیلم سینمایی «بوسیدن روی ماه» به تهیه‌کنندگی منوچهر محمدی داستان دو مادر شهید است که پس از سال‌ها، خبری از آن‌ها دریافت می‌کنند.

شیرین یزدان بخش، رابعه مدنی، مسعود رایگان، صابر ابر و.... بازیگران این فیلم هستند که سازمان سینمایی سوره آن را پخش می‌کند.

همایون اسعدیان فیلم‌های سینمایی طلا و مس، مرد آفتابی و شوخی را کارگردانی کرده است

 

 

 

روابط عمومی مجموعه ساخت ایران بدننال انتشار اخباری مبنی بر پناهندگی امین حیایی به انگلستان اطلاعیه‌ای را صادر کرد.

به گزارش خبرنگار ایلنا متن این اطلاعیه بدین شرح است: چند روزی است در برخی محافل و سایت‌های ضد نظام جمهوری اسلامی ایران خبری مبنی بر پناهنگی امین حیایی به کشور انگلستان شایع شده است.

از این جهت روابط عمومی سریال ساخت ایران بر آن شد تا اذهان عمومی را نسبت به کذب بودن این خبر روشن سازد. امین حیایی در حال حاضر در خارج از کشور مشغول بازی در ادامه مجموعه ساخت ایران است و هیچگونه تصمیمی مبنی بر ترک وطن ندارد.

 

 

مراحل فنی فیلم سینمایی مثل يك عاشق به کارگردانی عباس کیارستمی به پایان رسیده و آماده نمایش عمومی است. اولین نمایش اين فيلم نيز جشنواره فیلم کن است.

رامین رحیمی(پخش کننده فیلم‌های سینمایی کپی برابر اصل و شیرین از ساخته‌های کیارستمی در ایران) در گفتگو با خبرنگار ایلنا، با اعلام این مطلب افزود: نانی مورتی(رییس هیات داوران این دوره جشنواره فیلم کن) از علاقمندان سینمای کیارستمی است و امیدوارم فیلم مثل یک عاشق که فیلم بسیار زیبایی هم است؛ یکی از جوایز مهم این دوره از جشنواره فيلم كن را کسب کند.

وی با اشاره به اینکه ساخت و پخش این فیلم با کمپانی MK2 است، افزود: درحال رایزنی هستیم تا درصورت امکان فیلم مثل یک عاشق را بعداز جشنواره فیلم کن و همزمان با اکران جهانی در ایران نیز اکران کنیم.

 

 

محمد کمالی‌پور» در گفت‌و‌گو با خبرنگار سینمایی فارس گفت: پرونده شکایت از اکبر عبدی و عوامل برنامه تلویزیونی هفت (فریدون جیرانی و حمید پنداشته) به شعبه جرایم رسانه‌ای و هنر کاخ دادگستری ارایه و امروز به ثبت رسید و تا اعلام حکم قضایی، این پرونده را دنبال خواهم کرد.

وی درباره شکایت از برنامه‌سازان هفت گفت: در زمان نقد فیلم اجازه ندادند من روی خط برنامه بیایم و در آخرین برنامه سال گذشته «هفت» پس از صحبت‌های اکبر عبدی که مرا‌ در رسانه ملی کلاهبردار خواند، بارها خواستم روی خط برنامه بیایم که این اجازه و امکان را در اختیار من نگذاشتند و اکبر عبدی یک طرفه در مورد من صحبت کرد و مردم هم به قضاوت نشستند؛ درحالی که من دلایل منطقی و محکمه‌پسندی دارم که در دادگاه ارایه خواهم کرد.

وی در ادامه توضیح داد: صحبت‌های عبدی تهمت، افترا و جوسازی بیش نبود و من در شکایتم اعاده حیثیت کردم. ‌آنچه روی آنتن رفت، کذب محض بود و برنامه‌سازان برنامه هفت هم اجازه ندادند من از خودم دفاع کنم. آقای عبدی سه بار مبلغ قرارداد خود را با عناوین مختلف تغییر داد، ابتدا مبلغ 45 میلیون تومان بود که در نهایت به 75 میلیون تومان افزایش یافت اما ایشان بارها کار را به دلایل مختلف تعطیل کردند و سر ساعت حاضر نشدند و خسارت زیادی به پروژه وارد کردند.

وی در ادامه گفت: پیش از این نیز شکایتی به هیئت داوری خانه سینما و اداره کل نظارت و ارزشیابی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ارایه دادم و در هر دو محکوم شده است.

تهیه‌کننده شرط اول در خاتمه افزود: متاسفم که برخی از هنرمندان که سال‌هاست در این عرصه فعالیت می‌کنند، حاشیه‌های بسیاری دارند و متاسفانه با رعایت نکردن حقوق دیگران به کارها لطمه می‌زنند.

پیش از این وکلای محمد کمالی‌پور در دادسرای ناحیه سه ونک شکایت خود را از نامبردگادن ارایه داده بودند.

 

 

 

«سید‌جمال ساداتیان» تهیه‌کننده سینما در گفت‌وگو با خبرنگار سینمایی فارس، در مورد کارهای آینده خود، اظهار داشت: قرار است اواسط اردیبهشت‌ماه فیلم سینمایی «جامه‌دران» رمان ناهید طباطبایی به کارگردانی حمید‌رضا قطبی جلوی دوربین برود.

وی در ادامه افزود: پیش‌تولید کار چند وقتی است که آغاز شده است.

ساداتیان ادامه داد: پیش از این قرار بود این فیلم را «جهانگیر کوثری» تهیه کند که تهیه‌کنندگی کار به من واگذار شد و عوامل پشت و جلوی دوربین هیچ تغییری نکرده‌اند.

بنابراین گزارش، «جامه‌دران» از یک موضوع اجتماعی زیبایی برخوردار است که بر اساس یکی از کتاب‌های «ناهید طباطبایی» نوشته شده است.

داستان فیلم درباره زنی به نام شیرین است که در مراسم ختم پدرش پی به روابط جدیدی در زندگی پدرش‌ می‌برد و حقایقی را کشف می‌کند.

داستان فیلم حول محور سه زن می‌گذرد، داستان از شیرین شروع می‌شود و به کشف حقایق می‌رسد. شخصیت شیرین زنی ۳۵ ساله است که برای ایفای نقش‌های اصلی از بازیگران حرفه‌ای سینما بهره‌خواهیم گرفت.

 

 

به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، «ایرج قادری» بازیگر و کارگردان سینمای ایران که سه روز گذشته در بیمارستان مهراد تهران به دلیل بیماری مثانه بستری شده بود، شب گذشته با بهبود وضعیت جسمی از بیمارستان مرخص شد.

بنا بر این گزارش، وی مدت‌هاست از بیماری مثانه رنج می‌برد و به همین دلیل هر ازچند گاهی در بیمارستان بستری می‌شود.

فیلم سینمایی «شبکه» جدیدترین ساخته او در نوبت اکران سینماها قرار دارد. این فیلم داستان انتشار فیلم‌های خصوصی افراد در فضای مجازی است.

در این فیلم اکبر عبدی، ایرج قادری، ماه‌چهره خلیلی، نیما شاهرخ‌شاهی، افسانه پاکرو، سیروس گرجستانی، مجید مشیری، الیزابت امینی، امیرعلی رنجبر، میرطاهر مظلومی، مریم امیرجلالی و عباس امیری به ایفای نقش پرداخته‌اند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پویا نبی | 

جابر قاسمعلی رئیس کانون فیلمنامه نویسان خانه سینما با نگارش نامه‌ای سرگشاده به جواد شمقدری معاون سینمایی ارشاد از او خواسته که نگذارد خانواده سینما از هم بپاشد.

او در اين متن كه در اختيار خبر آنلاين قرار داده نوشته :« شما را مقام محترم معاونت نمي‌خوانم؛ كه هستيد. بيش از هر چيز شما را فيلمساز مي‌دانم، از قبيله سينما، اما ضمناً كسي كه اين فرصت را يافته تا در جايگاه «پدر» سينماي ايران بنشيند. پدر در ميان خانه و خانواده معنا مي‌يابد. اين خانه و خانواده را دريابيد. تخريب اين خانه آوار را بر سر اهالي آن فرو‌مي‌ريزد. راضي نشويد خانواده سينماي ايران از هم بپاشد؛ آن هم در هنگامه سي‌‌امين سال تولدش، سي‌سالگي يعني اوج جواني و برومندي. نگذاريد شيريني كيك تولد سي‌سالگي سينماي ايران پس از انقلاب اسلامي، به كام خانواده تلخ شود.  آقاي شمقدري، مي‌دانم كه دلسوزيد. دلسوزانه براي سينماي برومند ايران پدري كنيد. دوستدار سينماي ايران و شما / جابر قاسمعلي»






یا حافظ یا رافع
 
ماهی این آب گل‌آلود کجاست؟
 
عقل و عقلاء که حیرانند.
 
قانون و قانوندانان هم که تایید نمی‌کنند.
 
مصلحت این ایام سخت هم که اقتضاء نمی‌کند.
 
با شان و فرهنگ هم که تناسبی ندارد.
 
پس چرا این فرمان چند خطی «انحلال»، چنین آشوبی بپا کرده است؟
 
عزیزان؛ ما یقین کردیم که این میل مرموز، قصدی جز بالا بردن هزینه برای نظام اسلامی ندارد.
 
این آب گل‌آلود شده، حاصل طراحی مهندسانی است که با وعده ریل‌گذاری سینمای آرمانی‌، ریل قطارِ شتابانِ سینما را بی‌هراس از واژگونی برمی‌چینند.
 
آیا سه سال سکانداری سینما نتیجه‌اش چنین افتخاریست که مقام محترم وزارت فرهنگ در مقابل دیدگان مردم، با لحنی امنیتی خبر از کشف و ضبط و توقیف خانه‌ای را بدهد که دو دهه مامن اهالی سینما بوده است؟
 
آیا در این مدت بقیه ارکان نظام خواب بوده‌اند؟
 
آقای وزیر اشتباه نشسته‌اید. اینجا عرصه فرهنگ است و این خانه چند روزی میزبان شماست. براستی این ادب مهمانی را از کجا آورده‌اید؟
 
سخن ما نه خانه سینماست و نه عملکرد آن، که هر چه هست از همه ماست؛ ولی اگر ذره‌ای انصاف و معرفت باشد، می‌داند که غالب این سینمای نجیب، مولود فرزندان نهضتی است که در پاسداری آن جان و مال و آبرو گذاشته‌اند و حاضر نیستند تن به اراده نامیمون و فراقانونی بدهند که هدفش سرکوب استقلال و حریت کسانی است که خود را ملتزم به ارزش‌های آرمانی نظام و قانون اساسی می‌دانند.
 
باشد که بزرگان و دلسوزان کشور بشنوند و چاره‌ای بیندیشند.
 
فتوکل علی الله
 
هفدهم دی ماه یکهزار و سیصد و نود
 
مجید مجیدی، منوچهر محمدی، کمال تبریزی، محمدرضا هنرمند، ابراهیم حاتمی‌کیا، مجتبی راعی، حسن برزیده، سیدرضا میرکریمی و احمدرضا درویش.»








رئیس مرکز پژوهش های مجلس با انتقاد از تصمیم وزارت ارشاد مبنی بر انحلال خانه سینما، معتقد است اقدام دولت درباره خانه سینما در آستانه انتخابات اهداف سیاسی را دنبال می‌کند.
احمد توکلی با انتقاد از انحلال خانه سینما توسط دولت گفت: «خانه سینما یک جمعیت صنفی است که با جامعه ارتباط عاطفی و قوی دارد و کارگردانانی که افتخار سینمای دینی و انقلابی ما هستند از جمله مجید مجیدی، ابراهیم حاتمی‌کیا، رضا میرکریمی، احمدرضا درویش، محمدمهدی عسگرپور و تهیه‌کنندگانی چون منوچهر محمدی و سایر دوستان جزو این خانه هستند.»
 
نماینده تهران در مجلس تصریح کرد: «اینکه وزارت ارشاد پس از سال‌ها فعالیت این خانه به فکر تعیین تکلیف آن افتاده دو دلیل می‌تواند داشته باشد. یک احتمال این است که جریان خاصی که در دولت هستند و از آن تحت عنوان جریان انحرافی یاد می‌شود ممکن است قصد داشته باشد اقشار مختلف را در آستانه انتخابات دلزده کرده و شرایط مشارکت پایین مردم در انتخابات را فراهم کنند.»
 
او ادامه داد: «احتمال دوم این است که قصد دارند خانه سینما به دست وزیر ارشاد منحل شود و سپس رئیس جمهور به شکل ناجی وارد صحنه شود و در راستای مقاصد انتخاباتی خود ابقای خانه سینما را اعلام کند.»
 
رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس خاطر نشان کرد: «شبیه چنین اتفاقی در بازنشستگی اساتید دانشگاه نیز بوجود آمد به طوریکه وزیر علوم این موضوع را به شدت دنبال می‌کرد، اما رئیس جمهور به شدت جلوی آن را گرفت.»
 
توکلی گفت: «درباره خانه سینما شاید هر دو هدف مدنظر باشد.»
 
او خاطرنشان کرد: «جامعه ما به سینما نیازمند است و اکثر سینماگران در خانه سینما جمع هستند. کدام دولت عاقلی چنین تصمیمی می‌گیرد و با قشری که حوائجی از حوائج جامعه را تامین می کند اینطور برخورد می‌کند؟ من در مقام قضاوت و ارزیابی عملکرد خانه سینما نیستم. شاید اگر در این مقام قرار گیرم انتقادات زیادی به آن وارد بدانم اما معتقدم اینگونه برخورد با خانه سینما در آستانه انتخابات کار غیر معقول و غیر متعارفی است.»
 
رئیس مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی گفت: «از نظر حقوقی نیز انحلال خانه سینما وجاهت قانونی ندارد، زیرا خانه سینما یک شرکت ثبت شده است و اجازه فعالیت دارد. برخی شرکت‌ها برای ثبت علاوه بر ارائه اسناد و میزان سرمایه باید از یک نهاد دولتی هم جواز فعالیت داشته باشند به عنوان مثال اگر فردی قصد دارد شرکت یبزند که هدفش از تاسیس آن شرکت انتشار روزنامه باشد زمانی که بخواهد روزنامه منتشر کند باید از وزارت ارشاد مجوز روزنامه بگیرد. خانه سینما نیز یک موسسه است که در حوزه سینما فعالیت می کند و علی القاعده باید هنگام ثبت جواز از وزارت ارشاد داشته باشد و فعالیت سینمایی کند.»
 
توکلی گفت: «حتی اگر خانه سینما مجوز نداشته و فعالیت کرده، باز هم وزارت ارشاد نمی تواند آن را منحل کند چون یک شرکت ثبت شده است و یک شرکت ثبت شده را فقط دادگاه می تواند منحل کند در این صورت وزارت ارشاد می تواند به ثبت شرکت ها نامه بنویسد که خانه سینما چه مجوزی به شما ارائه کرده که فعالیت می کند.»
 
نماینده تهران ادامه داد: «به هر حال انحلال خانه سینما موکول به تصمیم دادگاه است نه اراده وزارت ارشاد. هیچ گاه یک دولت عاقل با قشری که نیاز مهم جامعه را تامین می کند اینچنین برخورد نمی کند.»
 
وی گفت: «دکتر حسینی وزیر ارشاد به من زنگ زد تا موضوع را توضیح دهد که به او گفتم این کار شما مثل انگشت در چشم مردم فرو کردن است و سپس بگویید چرا صدایشان در می آید!»
 
توکلی تصریح کرد: «البته وزیر ارشاد هم دلایلی داشت و تاکید کرد که همه کارهای خانه سینما قابل دفاع و قانونی نیست که گفتم ممکن است چنین باشد اما شما باید از طریق دادگاه عمل می کردید چرا شکایتی که کرده بودید را پس گرفتید؟»
 
رئیس مرکز پژوهش های مجلس تاکید کرد: برخورد دولت باید با همه اقشار قانونی و عاقلانه باشد در حالیکه این برخورد با خانه سینما به احتمال قوی قانونی نبوده و اصلا هم عادلانه نیست.
 
تصمیم انحلال خانه سینما چندی پیش از سوی وزارت ارشاد و شورای فرهنگ عمومی اتخاذ شد و همچنان در حال پیگیری است.








مدیرعامل سابق خانه سینما یادداشتی را در ارتباط با انحلال این تشکل صنفی در اختیار خبرآنلاین قرار داد.

به گزارش خبرآنلاین، در یادداشت سیدرضا میرکریمی آمده است: «این تاوانی است که اصناف سینمایی برای حفظ استقلال و نه گفتن به پیشنهادهای رنگارنگ جریان مشکوک سیاسی باید بپردازند.»
در ادامه می‌خوانیم: «این همه شتاب برای تعطیلی یک نهاد صنفی خوشنام، فراگیر و باسابقه که از دستاوردهای مهم فرهنگی پس از انقلاب به شمار می‌آید، جای شگفتی دارد این رفتار نابخردانه در شرایطی که به استقبال جشنواره فیلم فجر می‌رویم و کشور در آستانه انتخاباتی دیگر است بخشی از یک سناریوی طراحی‌شده به نظر می‌رسد.»
کارگردان فیلم‌های تحسین‌شده‌ چون «زیر نور ماه»، «خیلی دور، خیلی نزدیک» و «یه حبه قند»  با اشاره به صحبت‌های وزیر ارشاد در ارتباط با انحلال خانه سینما دراین یادداشت تاکید می‌کند: «جناب وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی هم که در طول سه سال گذشته هیچ جمله نغزی در باب فرهنگ، ارشاد و حتی اسلام از او نشنیده‌ایم بدون شنیدن حرف‌های‌ سینماگران یک‌طرفه به قضاوت نشست و بدون ارائه حتی یک سند متقن جامعه اصناف سینمای ایران را متهم به همکاری با بیگانگان کرد.»
در ادامه این متن آمده است:  «اگر کسی بی خبر بود فکر می‌کرد وزیر اطلاعات است که دارد درباره کشف یک لانه جاسوسی دیگر حرف می‌زند. راستی چرا این روزها ادبیات دولتمردان ما در عرصه‌های گوناگون این‌قدر شبیه یکدیگر است.»
در ادامه می‌خوانیم: «به هر حال سنت الهی بر این است که دیر یا زود پرونده کاری آقایان هم گشوده خواهد شد و به قول معروف پرده‌ها بالا می‌رود و عملکرد‌ها مورد قضاوت قرار می‌گیرد، باید معلوم شود چه کسانی و در چه دورانی با شعارهای مقدس انقلاب کاسبی کرده‌اند. راستی آنان که هنوز درد دین و انقلاب دارند از جناب وزیر بپرسند آیا آمادگی دارند پرونده عملکرد مالی دوره اخیر معاونت سینمایی را جهت روشن شدن افکار عمومی مردم مومن و انقلابی منتشر کنند.»
میرکریمی می‌نویسد: «البته می‌دانم که ایشان خیلی در جریان امور نیستند، ولی برای من جای شگفتی دارد، شورای فرهنگ عمومی کشور که پسوند عمومی را یدک می‌کشد و چهره‌های فرهنگی سرشناسی در آن عضو هستند، چگونه بدون شنیدن حرف‌های طرف دیگر ماجرا که اکثریت سینماگران این کشور هستند این گونه قاطع حکم صادر کرده‌اند.»
او در پایان تاکید می‌کند: «آقایان مسئول در حوزه فرهنگ که فرصت کمی از حضورتان در مسندقدرت باقی مانده، به خاطر خدا، حالا که بنایی از خودتان به یادگار نمی‌گذارید لااقل دست‌آورد‌های قبلی نظام را تخریب نکنید.»









اصناف سینمای ایران با انتشار بیانیه‌ای تاکید کردند خانه سینمای ایران را خانه قانونی خود می‌دانند و دلایل آن برشمردند.

به گزارش خبرآنلاین، این بیانیه به امضای صنوف حاضر در جلسه روز چهارشنبه چهاردهم دی‌ماه 1390 که در خانه سینما برگزار شد رسیده و روسای 24 صنف حاضر، به نمایندگی از صنف خود آن را امضا کرده‌اند.
 
در متن بیانیه 24 صنف سینمایی آمده است: «ما صنوف سینمایی ایران، خانه سینمای ایران را خانه قانونی خود می‌دانیم، چرا که در مراجع رسمی کشور به ثبت رسیده است، اساسنامه آن را خود به تصویب رسانده‌ایم، چرا که طبق قوانین رسمی کشور مجمع عمومی حق هرگونه تغییر در اساسنامه خود را دارد، هیئت مدیره خانه سینما را با آرای خود برگزیده‌ایم و به انتخاب خود ایمان داریم.
 
توقع داریم وزارت محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی در کنار ما با شد و نه در مقابل ما، چرا که ما هنرمندان و دست‌اندرکاران سینمای ایران هستیم.»
 
این نامه به امضای روسای انجمن بازیگران، کانون کارگردانان، شورای عالی تهیه‌کنندگان، کانون فیلمنامه‌نویسان، کانون تدوینگران، انجمن فیلمبرداران، انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی، انجمن مدیران تولید، انجمن تهیه‌کنندگان سینمای مستند، انجمن مستندسازان، انجمن جلوه‌های ویژه، انجمن مدیران سالن‌های سینما، انجمن فیلم کوتاه، کانون آهنگسازان، انجمن صدای سینمای ایران، انجمن طراحان فیلم، انجمن طراحان فنی و مجریان صحنه، انجمن عکاسان، کانون دستیاران فیلمبردار، کانون مدرسان سینمایی، کانون دستیاران کارگردان و برنامه‌ریزان، انجمن منشیان صحنه، انجمن مدیران تدارکات و انجمن گویندگان رسیده است.







کارگردان سینمای ایران در یادداشتی که در اختیار خبرآنلاین قرار داد دیدگاه خود را در مورد صدور دستور انحلال خانه سینما بیان کرده است.

به گزارش خبرآنلاین، در ابتدای این یادداشت به قلم محمدرضا هنرمند آمده است: «آیا کسی می‌داند چرا هر روز دستی از آستینی بیرون می‌آید تا گوشه دیگری از این مرز و بوم را تکانی بدهد؟ آیا کسی می‌داند چرا باید که هر روزمان را با آشوبی، تخریبی، بحرانی و یا دلهره‌ای جدید آغاز کنیم که سزاوارش نیستیم؟»
 
کارگردان فیلم سینمایی «مومیایی 3» در ادامه یادداشت خود آورده است: «آیا کسی می‌داند که این بحران‌های پی در پی را چه کسانی و با چه نیات شومی می‌سازند؟ آیا این ملت شریف و بزرگ در بحبوحه هجوم تحریم‌ها و تهدیدهای دشمنان کوچک و بزرگ، حق دمی آسایش و احترام را ندارد؟»
 
در ادامه این متن آمده: «هنوز پس‌لرزه‌های اختلاس‌ها و آشفتگی بازار ارز و مسکن و بحران تورم و ده‌ها نابسامانی دیگر فروکش نکرده، که وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با تحریک و راهنمایی معاون سینمایی‌اش دست بکار ایجاد بحران تازه‌ای می‌شود. این بار هدف خانه اصناف سینمایی کشور است، آن هم در سخت‌ترین و جدی‌ترین حملات جنگ نرم و هجوم بی‌امان فرهنگی بیگانگان. آیا این بحران‌سازی واقعا اتفاقی است؟»
 
هنرمند پرسش خود را درباره شرایط ایجاد شده چنین مطرح کرده: «آیا همه استراتژی فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در میدان مقابله با هجوم فرهنگی بیگانگان همین بود؟ انحلال سرپناه شش هزار شاغل در 29 صنف سینمایی؟! آیا همه آن قله‌های جهانی که قرار بود یکی پس از دیگری فتح شوند همین قدر نزدیک بود؟ از بین بردن امنیت شغلی هنرمندان سینما؟! عجبا ! عجبا!»
 
این کارگردان در ادامه یادداشت خود آورده: «اما آقایان! شما چه بتوانید مدال‌های افتخار این فتح بزرگ‌تان را به سینه‌هایتان بیاویزید یا نتوانید همواره مسئول هزینه‌هایی هستید که شکست طرح‌ها و برنامه‌های ناکارآمدتان برسینمای کشور وارد کرده است. شما در هر حال و با هر حکم قضایی درباره خانة سینما، باید پاسخگوی بودجه‌های کلانی باشید که به بهانه ادعاهایتان از جیب ملتی تحریم شده هزینه کرده‌اید. شما در هر بحرانی که بسازید، بازهم مسئول آسیب‌هایی هستید که با سوء مدیریت، ندانم‌کاری و انحصارطلبی برپیکره سینمای ملی زده‌اید.»
 
هنرمند نوشته خود را چنین پایان بخشیده: «آقایان! خانه سینما چه باشد و چه نباشد، شما همچنان مسئول فیلم‌های به ظاهر فاخرِ عبثی هستید که از بیت‌المال و حق مردم ساخته‌اید. پس مطمئن باشید که هیچ هیاهو و آشوبی دست‌های خالی شما را از دید همگان پنهان نخواهد کرد و آخر این که بستن خانه سینما، بستن دهان ما نیست.»









موضوع خانه سینما و انحلال آن به صحن علنی مجلس هم رسید.

به گزارش خبرآنلاین، پس از آنکه یکی از نمایندگان تهرانی حامی دولت در جلسه روز یکشنبه مجلس، در تذکری لیستی از تخلفات قانونی خانه سینما را ارائه داد و انحلال آن را قانونی خواند و گفت نمایندگان همین رویکرد را از وزارت ارشاد انتظار داشتند، نماینده سمنان در مقام دفاع از خانه سینما برآمد.
 
مصطفی کواکبیان عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی با بیان اینکه بر اساس قانون اساسی احزاب و تشکل​ها مجاز هستند در چارچوب قوانین موضوعه فعالیت داشته باشند، افزود: «‌با این حال به شکل غیرقانونی، در خانه احزاب را بستند و الان هم نوبت خانه سینما است.»
 
مدیر مسئول روزنامه مردم‌سالاری با بیان اینکه واقعیت این است که وزارت ارشاد نباید خودش را در مقابل پنج هزار سینماگر قرار دهد و برخورد شلاقی با آن‌ها کند، افزود: «نباید به گونه‌ای رفتار کرد که برداشت شود دولت نهم هیچ ارتباطی با نهادهای مدنی ندارد و هر نهاد مدنی را می​خواهد توقیف کند. چنین برداشتی از مواضع دولت، خوب نیست.»
 







یکی از اعضای اتحادیه تهیه‌کنندگان در حالی که معتقد است مشکلات ایجاد شده برای خانه سینما حل شدنی است می گوید با انحلال این تشکل صنفی موافق نیست.

سمیه علیپور: حبیب‌الله کاسه‌ساز یکی از اعضای شورای مرکزی اتحادیه تهیه‌کنندگان در گفت‌و‌گو با خبرآنلاین وضعیتی را که در یک هفته اخیر برای خانه سینما رخ داده و صدور حکم انحلال این نهاد صنفی را مورد بررسی قرار داد.
 
آقای کاسه‌ساز به عنوان یکی از تهیه‌کنندگان سینمای ایران تحلیل شما از شرایط ایجاد شده برای خانه سینما و واکنش‌های سینماگران در پی آن چیست؟ تصور می‌کند چه مسائلی موجب شد چنین شرایطی برای جامعه اصناف سینمای ایران به وجود آید؟
با این شرایطی که پیش آمده و انحلال خانه سینما اصلا موافق نبودم، اما تصور می‌کنم باید کار به اینجا می‌کشید تا مسئولان خانه سینما بفهمند قضیه جدی است و باید پای میز مذاکره بیایند و مشکلات قانونی شدن خانه سینما را حل کنند. معاونت سینمایی در یکی دو سالی اخیر پیگیر این مسئله بود، اما مدیران خانه سینما فکر می‌کردند قضیه شوخی است. البته امکان آن وجود داشت که کار به اینجا کشیده نشود و مشکل حل شود. در این وضعیت هم  مشکلات حل خواهد شد و این طور نیست که خانه سینما تعطیل شود.
 
منظورتان از اینکه مسئولان خانه سینما وارد مذاکره و گفت‌و‌گو نشدند چیست؟ سه نماینده از خانه سینما با سه نماینده از معاونت سینمایی کارگروهی را برای حل مشکل تشکیل دادند که به دلیل راهگشا نبودن جلسات این نشست‌ها ادامه پیدا نکرد و اتفاقا مسئولان ارشاد در ادامه جلسات حضور پیدا نکردند.
من با این جزئیات نمی‌دانم، اما به عنوان مثال در هفته‌های گذشت معاونت سینمایی از صنوف دعوت کرد و آنان در جلسات نیامدند. فقط دو صنف به این جلسه رفتند که این خیلی بد است. حتما فشارهایی روی صنوف بوده که به این جلسه نروند. زمانی که مسئولان خانه سینما چنین تصمیماتی می‌گرفتند حتما فکر نمی‌کردند کار به اینجا بکشد.
 
در بخش دیگر صحبتتان به این اشاره کردید که مشکل حل خواهد شد، ذهنیت شما از حل مشکل این است که صنوف در دل سازمان سینمایی قرار بگیرند و دیگر خانه سینمایی وجود نداشته باشد؟
برنامه سازمان را نمی‌دانم و نمی‌دانم چه جایگاهی برای صنوف در این سازمان تعیین شده است. واضح است که معاونت و مسئولان سینمایی بدون اعضای صنوف نمی‌توانند کاری کنند. تعامل بین صنوف و معاونت باید وجود داشته باشد. اگر واسطه‌ای که به عنوان هیئت مدیره خانه سینما بوده در این میان نباشد و صنوف مستقیم با مسئولان سینمایی ارتباط داشته باشد مشکلات کمتر خواهد شد، زیرا در شرایط قبلی مسئولان خانه سینما بیشتر از آنکه موضوعات اهالی سینما را پیگیری کنند منویات خود را پی می‌گرفتند.
 
اعتقاد شما بر این است که دیگر هیئت مدیره‌ای وجود نداشته باشد؟
با این شرایطی که اگر قرار باشد هیئت مدیره‌ای بیاید و مسائل سینما را رها کنند و به مسائل شخصی برسد، نبودش بهتر است. البته اگر هیئت مدیره‌ای پای کار و دلسوز صنوف بیاید با وضعیت بهتری روبرو خواهیم شد.
 
شما از آنجا که در اتحادیه تهیه‌کنندگان عضو هستید حتما دیدارهایی با مدیران دولتی سینما داشته‌اید و با آنان صحبت کرده‌اید. در این جلسات شما از تغییر هیئت مدیره خانه سینما سخن گفتید یا اقدامی اساسی‌تر؟
قطعا مسائل اساسی تر. رفتن مدیریت خانه سینما خیلی مهم نیست. سینما آنقدر مسائل دارد که فقط مدیریت خانه سینما دغدغه ما نباشد. این بحران حل شدنی است و در عین حال سینما نیاز به مسائل و برنامه‌ریزی‌های خیلی اساسی‌تر دارد تا به سمتی برود که مردم احساس کنند سینما متعلق به آنان است.
 
در یادداشت‌هایی که این روزها از سینماگران می‌خوانیم به مشاورانی اهل سینمایی اشاره می کنند که در کنار مدیران قرار دارند و خواستار انحلال خانه سینما هستند. شما که در جریان جلسات بودید، می‌دانید که واقعا سینماگران و به خصوص کسانی که سابقه کار صنفی داشتند، این روزها برای انحلال خانه سینما مشاوره می‌دهند؟
بعید می‌دانم چنین باشد. معاونت خودش این موضوع را پیگیری کرده است. البته هر معاونتی مشاورهایی دارد که نهایتا تصمیم‌گیرنده دولت و معاونت سینمایی است. مدیریت‌های قبل سینما با اتحادیه تهیه‌کنندگان برخورد کردند و شورای منحله تهیه‌کنندگان را تشکیل داد.  چنین کردند و انجام دادند و رفتند و در مدیریت جدید گفتند آن غلط بوده و اتحادیه تنها صنف قانونی تهیه‌کنندگان سینماست. همه این‌ها وابسته به مدیریت سینماست، مهم این است که ما باید به سمتی برویم که کمک کنیم این سینمایی که هر روز وضعش بدتر می‌شود به سمت بهتر شدن برود.
 
از چه نظر وضعیت سینما بدتر می‌شود؟
فروش‌ها، اکران و تولید موضوعات محتوایی فیلم‌ها. البته نمی‌گویم که الان وضعیت سینما بد است و قبلا خوب بوده. قبلا بدتر بوده، حالا بد شده و امیدواریم روزی خوب شود. معتقدم شرایط سینما به سمت خوب شدن پیش می‌رود.
 
چه تصویری از آینده شرایطی که امروز برای جامعه اصناف سینمایی به وجود آمده متصور هستید؟
قطعا چنین خواهد بود که صنوف خودشان کار خودشان را انجام دهند و حمایت دورا دور از دولت داشته باشند. اگر صنوف پا جلو نگذارند و کار نکنند از کسی نمی‌توان توقع داشت وجود صنوف و اتحادیه لازمه سینماست. من به آینده خوشبین هستم و فکر می‌کنم این مسائل حل شدنی است و چنین نخواهد بود که دائم در خانه سینما بسته باشد این بحرانی است که اگر خوب بتوان مدیریت کرد به زودی از آن رها می‌شویم.
 








کارگردان فیلم‌های «بوی کافور عطر یاس»‌ و «خانه‌ای روی آب» سه سیمرغ بلورینی که از جشنواره فجر دریافت کرده بود به دفتر جشنواره تحویل داد.

بهمن فرمان‌آرا، در گفت‌و‌گو با خبرآنلاین اظهار داشت:‌ «با شرایطی که در سینمای ایران به وجود آمده است، تصمیم گرفتم سه سیمرغ بلورینی که از جشنواره فجر گرفته‌ام به دفتر جشنواره بازگردانم.»
 
او ادامه داد:‌ «این سیمرغ‌های بلورین را برای فیلم‌های «بوی کافور عطر یاس» و «خانه‌ای روی آب» دریافت کرده بودم که همه را تحویل دفتر جشنواره دادم و رسید آن را گرفتم.»
 
فرمان‌آرا سیمرغ بلورین بهترین فیلم را از بیستمین جشنواره فیلم فجر برای «خانه‌ای روی آب» دریافت کرده بود و همچنین سیمرغ‌‌های بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه را از هجدهمین دوره جشنواره فجر برای فیلم «بوی کافور، عطر یاس» گرفته بود.
 





قدام بسیار، بسیار شجاعانه و اصرار و پایمردی مجدانه آن عالیجناب مبنی بر بستن و انحلال خانه سینما، عملی ستودنی و در خور تحسین است که ما بدان افتخار و مباهات می‌کنیم. این عمل هوشمندانه در آستانه دهه فجر و بزرگ‌ترین رخداد فرهنگی و هنری کشور که بناست نیرو و توان مضاعفی به اهالی نااهل سینما تزریق نماید، حکایت از درایت ذاتی جنابعالی دارد. انجام این عمل بغایت بهنگام نام جنابعالی را در تاریخ و هنر کشور ثبت خواهد کرد.
باور و امید داریم که جنابعالی به پاره‌ای از شایعاتی که سال‌هاست سینماگران می‌گویند توجه نفرمائید؛ درددلهای کهنه‌ای مثل اینکه:
«دشمن اصلی فرهنگ ما، سینمای آمریکاست که ارزش‌های ما را نشانه رفته و سیطره جهانی آن دمار از روزگار سینمای ملی ما درآورده است»
یا اینکه:
«ماهواره‌ها اساس و بنیان خانواده‌ها را هدف گرفته و از صبح تا شام بدن نیمه برهنه زنان را درون خانواده‌های مسلمان به نمایش می‌گذارد»
یا اینکه:
«رسانه‌های غربی در اقداماتی هماهنگ حلقه محاصره اقتصادی و فرهنگی را هر لحظه بر انقلاب و ملت ایران تنگ‌تر می‌کنند باور ننموده و بدانید»
شما وقتتان را صرف گوش دادن به این حرف‌های بی‌اساس نفرمایید شما کارهای مهمتری مثل انحلال خانه سینما دارید. این قبیل توهمات از ذهن بیمار اهل سینما برمی آید و جنابعالی باکیاست‌تر از آن هستید که فریب این اقوال غیرواقعی را بخورید.
جنابعالی به فراست و درایت شایسته و درخورشان یک وزیر فرهنگی دریافته‌اید که «دشمن اصلی» را شناسائی و گریبان او را بگیرید و قطعاً این دشمن اصلی کسی نیست جز سینمای ایران و اهالی فاسق و فاجر آن، لذا اقدامات ارزشمند آن عالیجناب در کشف و انحلال لانه فسادی بنام خانه سینما عملی ستودنی و درخور تحسین و قدردانی است.
تقاضای عاجزانه از درگاه آن عالیجناب داریم تا ریشه کردن جرثومه سینما از پای ننشسته و تا تمامی دست و پای این اژدهای مخوف را قطع نکرده‌اید خستگی و ملال بر شما غلبه ننماید.
در همین راستا پیشنهادهایی تکمیلی به شرف عرض می‌رساند با این امید که مسموع و بکار بسته شود.
1- پس از انحلال خانه سینما، اهالی آن را به سه دسته تقسیم نموده پاره‌ای را نفی بلد و تبعید، پاره‌ای را با قهوه قجری به دیار باقی و پاره دیگر را در جراید و نشریات افشاء و رسوا نمائید. ناگفته نماند تنی چند از اهالی منتسب به سینما که این روز‌ها خالصانه و بی‌هیچ چشم داشتی سیاست و برنامه‌های جنابعالی را محکمتر و قاطع‌تر از شما بیان می‌کنند حسابشان را از این جماعت جدا نموده ضمن استخدام رسمی آنان، مراتب فضل و کمال آنان را با اعطای دکترای افتخاری پاس بدارید (لطفا فدوی فراموش نشود)
2- نظر به تعطیلی قریب الوقوع سالن‌های سینما، جنابعالی پیش‌قدم شده و در اقدامی نمادین و با استعانت از اهرم شورای فرهنگ عمومی تعدادی از سالن‌های سینما را هرچه سریع‌تر تخریب و بجای آن عماراتی نوساز جهت کمبود فضائی اداری وزارت ارشاد تأسیس نمائید.
3- دستور تسریع در توقف فیلم‌های در حال تولید از دیگر اقدامات ضروری است، در دستور توقف این فیلم‌ها لطفا آیه مبارکه استرجاع فراموش نشود.
4- تخریب و تغییر کاربری موزه سینما که در این سالیان مبادرت به جمع آوری و نگهداری آلات و ادوات این سینمای فاسد گرفته و آن‌ها را بنام جوایز و افتخارات بنمایش عموم گذاشته و می‌گذارد از دیگر اقدامات بایسته‌ای است که عاجلاً باید در دستور کار قرار گیرد ضمنا مکان این موزه از هر حیث مناسب انتقال بخش بایگانی راکد آن وزارتخانه می‌باشد.
5- قطعه هنرمندان در بهشت زهرا از دیگر اماکنی است که ممکن است در آینده توسط اهالی فاسد این سینما مورد سوء استفاده قرار گیرد (مرده آن‌ها از زنده اشان خطرناک‌تر است)
لذا دستور تخریب و تسطیح مکان مزبور و محو سنگ مزار آنان از جمله اقدامات ضروری و تکمیلی می‌باشد.
بار دیگر فرصت را مغتنم شمرده، شم والای دشمن‌شناسی آن عالیجناب را در آستانه شرایط حساس کنونی تبریک گفته، شب و روز از داشتن وزیری بدین مرتبت از غایت و هوش بر خود بالیده و از درگاه خداوند شاکر سپاسگزاریم.
عمرتان طولانی، دولتتان پایدار و مستدام باشد. آمین
* رئیس شورای عالی داوری خانه سینمای ایران










عزت‌الله انتظامی بازیگر سرشناس و پیشکسوت سینمای ایران با انتشار نامه‌ای سرگشاده خطاب به مسئولان کشور انتقاد خود را نسبت به صدور دستور انحلال خانه سینما اعلام کرد.

به گزارش خبرآنلاین، متن نامه بازیگر فیلم‌های «گاو»، «اجاره‌نشین‌ها»، «روسری آبی»،«بانو» و «حاجی واشنگتن»، به این شرح است:

«سلام

پروردگارا، کمک کن ما یکدیگر را دوست داشته باشیم و به هم رحم کنیم ...

اگر با مدیران خانه سینما اختلاف نظر دارید، اگر به عملکرد مدیری ایراد دارید و بدبختانه تعامل نمی‌شود ...
چرا خانه ما را ویران می‌کنید ...
آخر چرا خانه سینما...؟
خانه سینما متعلق به تک‌تک اعضای هنرمند و زحمت‌کش خانه سینماست ...
آیا نمی‌شود با قانون و مقررات و صبر و حوصله در کنار هم، همه با هم مشکلات را حل کنیم ...؟
این خانه از آن ماست ...
جامعه اصناف سینمای ایران و هزاران نفر که عاشقانه در سینما فعالیت می‌کنند...
ما حرمت مهمان را داریم، به امید آنکه حرمت ما حفظ شود...

ما ایرانی هستیم... ایرانی... الله اکبر...
همه مشاغل در کشور ما دارای اتحادیه و سندیکا هستند.
وجود صنف، نشان توجه و پیشرفت تحول در جامعه مدنی است...
آیا انحلال این خانه عظیم، نشان تحول است...؟
من به عنوان یکی از خادمان سینمای نجیب ایران، به عنوان سپیدموی این هنر شریف و فاخر از فرزندان باعقل وخردم انتظار دارم در کنار یکدیگر با تعامل و همفکری و دوستی، هنرمندانه و به دور از اختلاف سلیقه‌های شخصی، مشکل پیش آمده را حل کنند.
بیایید عاقلانه بیاندیشیم، اگر گوشه‌ای از ساختمان خانه سینما به علتی احتیاج به تعمیر دارد...
شما را به خدا قسم، شما را به خدا قسم، همه بنا را خراب و نابود نکنید...
چه زود... دیر می‌شود.»







+ نوشته شده در  ساعت   توسط پویا نبی | 
«محسن علی‌اکبری» تهیه‌کننده و عضو شورای عالی سینما در گفت‌‌و‌گو با خبرنگار سینمایی فارس در خصوص جلسه روز گذشته شورای عالی سینما که به ریاست معاونت سینمایی برگزار شد، گفت: همان‌گونه که مطلع هستید شورای عالی سینما به منظور ارایه راهکارهای مناسب و مؤثر در خصوص رفع مشکلات  سینما در مواقع ضروری و اضطراری همچنین سیاستگذاری کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت در خصوص زیرساخت‌های سینما و مسایل و مشکلات جامعه سینمایی از جمله تجهیزات،  لابراتور سالن‌های نمایش و ... تشکیل شده است. شورای عالی سینما برای تسهیل امور در سینما ایجاد شده و مصوبه شورای ‌عالی سینما اگر به تصویب نهایی برسد طبق مصوبه دولت حکم اجرایی پیدا کرده و لازم‌‌الاجرا است و به سایر نهادها نیز ارجاع داده خواد شد.
 
وی در ادامه افزود: تشکیل شورای عالی سینما بسیار تاثیرگذار است و طی سی‌سال گذشته اولین باری است که فیلمسازان در عرصه سیاستگذاری حضور دارند و این اتفاق بسیار خوشایند و مؤثری است.
عضو شورای عالی سینمای در ادامه به جلسه دیروز اشاره کرد و گفت: در جلسه روز گذشته که به ریاست آقای شمقدری برگزار شد، در خصوص اختلافی که به دلیل اساسنامه خانه سینما به وجود آمده و طبق مصوبه شورای فرهنگ عمومی به ریاست وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی تشکیل می‌شود، خانه سینما منحل اعلام شده است. شورای فرهنگ عمومی تنها جایگاه قانونی است که خانه سینما را به رسمیت شناخته و همین شورا هم در تداوم جریان و یا انحلال آن تصمیم خواهد گرفت که چندی‌ پیش در جلسه‌ای که به ریاست وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و اعضای شورای فرهنگ عمومی برگزار شد، تصمیم به انحلال خانه سینما گرفته شد که در رسانه‌ها نیز خبرش منتشر شد.

وی به دلایل انحلال خانه سینما در جلسه شورای فرهنگ عمومی اشاره کرد و گفت: انحلال خانه سینما  به خاطر صنوف و یا نفس خانه سینما نیست بلکه به سیستم مدیریتی خانه سینما و اشکال در اساسنامه آن باز‌می‌گردد.
 
* شکایت از خانه سینما در دادگاه شکل خوشایندی نخواهد داشت

وی در ادامه افزود: اعضای شورای عالی سینما درباره انحلال خانه سینما در جلسه دیروز صحبت کردند تا لطمه کمتری به جامعه سینمایی و هنرمندان با این تصمیم وارد شود و در دفاع و پشتیبانی از اعضای صنوف، بحث انحلال خانه سینما و شکایت از خانه سینما مطرح شد. دوستان پیشنهادات متعددی در این‌باره ارایه دادند و درباره مباحث مختلف صحبت و تبادل نظر شد. تصمیم بر این شد تا در صورت منحل شدن خانه سینما و اعلام حکم رسمی آن، شورایی تشکیل شود تا بتواند موقتاً به مشکلات اعضاء خانه سینما به لحاظ رفاهی و معیشتی رسیدگی کند و پی‌گیر مسایل و مشکلات باشد تا زمانی که مجدداً کارهای قانونی خانه سینما انجام شود.

علی‌اکبری در ادامه گفت: تلاش شد تا ظرف کمترین مدت کارهای حقوقی و اصلاح اساسنامه خانه سینما انجام شده و به تایید و تصویب مراجع قانونی برسد و در مجمع عمومی اساسنامه به رای گذشته شود و پس از تایید و تصویب در مجمع عمومی هیئت مدیره انتخاب و فعالیت خانه سینما آغاز شود.
وی در ادامه افزود: تک تک اعضا درباره خانه سینما صحبت کردند و از معاونت سینمایی درخواست کردند تا شکایت از خانه سینما در دادگاه صورت نگیرد، زیرا شکل خوشایندی برای هنرمندان نخواهد داشت. آقای شمقدری خودشان فیلمساز هستند و به همین دلیل با نظر دوستان موافق بودند. اعتراض جدی به نحوه عملکرد مدیریت خانه سینماست و باید از سوی مراجع قضایی پی‌گیری شود اما به دلایلی که در بالا ذکر شد اعضای شورای عالی سینما پیشنهاد دادند تا آقای شمقدری با وزیر صحبت کنند و نظر ایشان را جلب نمایند تا شکایت پس گرفته شود و مشکلات با ریش سفیدی و مسالمت‌آمیز حل و فصل گردد و کار به دادگاه و قوه قضاییه کشیده نشود.
 
علی‌اکبری در ادامه گفت: مقرر شد تا رفع مشکل اساسنامه از صنوف مختلف شورایی تشکیل شود تا زیر نظر معاونت سینمایی فعالیت کند تا زمانی که اصلاحات در زمینه اساسنامه انجام شود.
وی در خاتمه افزود: معاونت سینمایی نیز این نظرات را پذیرفتند و در حال حاضر با دکتر حسینی وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی در جلسه هستند تا نظر موافق ایشان را نیز جلب کرده تا وزیر به معاونت حقوقی وزارت ارشاد اعلام کند تا شکایت قضایی پس گرفته شود و مشکلات مسالمت‌آمیز مرتفع شود

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پویا نبی | 

پويا نبي

تهران امروز



با اكران فيلم‌هاي «بدرود بغداد»، ساخته مهدي نادري(كه سال گذشته به عنوان نماينده ايران به اسكار هم معرفي شده بود) ‌و «گلوگاه شيطان» ساخته حميد بهمني، چراغ اكران مخاطب خاص بار ديگر روشن شد. سال‌هاست كه طرح اكران مخاطب خاص در سينماي ايران مطرح شده و هر چند وقت يكبار فيلم‌هايي در اين حوزه اكران مي‌شوند اما هنوز مسئولان آيين‌نامه قطعي براي اين طرح ابلاغ نكرده‌اند. محمد درمنش، فارغ‌التحصيل كارشناسي ارشد فيلمبرداري سينما و كارگردان فيلم‌‌هاي «دوشيزه»، «هيام» و «آژانس ازدواج» است كه فيلمسازي را از دهه 80 شروع كرده و اين روزها مسئوليت طرح اكران مخاطب خاص را برعهده دارد و ايده‌هاي خاصي هم درباره بهتر شدن اكران اين فيلم‌ها مي‌دهد. درمنش پيش از اين درباره اكران دانشجويي فيلم‌هاي مخاطب خاص در برنامه «هفت» سخن گفته بود. دوره جديد طرح مخاطب خاص با سرگروهي سينما آزادي آغاز شده و قرار است در ابتدا چهار سانس 15، 16، 22 و 23 در دو سالن آزادی در اختیار این فیلم‌ها قرار بگیرد و تا یک ماه و نیم دیگر و پایان اکران فیلم‌های گروه آزاد در سینما آزادی، یک سالن کامل به اکران فیلم‌های مخاطب خاص اختصاص پیدا کند. پردیس سینمایی ملت نیز یک سالن را به نمایش اين فيلم‌ها اختصاص خواهد داد. با محمد درمنش درباره شرايط اكران فيلم‌هايي كه اين روزها در گروه مخاطب خاص اكران شده‌اند و ايده‌هايي كه درباره اين طرح دارد، ‌گفت‌وگو كرده‌ايم.



آقاي درمنش شما جزو كارگردان‌هايي بوديد كه تعدادي از آثارتان در همين جريان اكران‌هاي چرخشي از بين رفتند و به نوعي فيلم سوزي در مورد آنها رخ داد. سابقه اكران فيلم‌هاي مخاطب خاص در كشور ما به امروز و ديروز باز نمي‌گردد و همواره سينماي ايران با اين نوع از اكران دست به گريبان بوده كه متاسفانه در اغلب اوقات اين‌گونه طرح‌ها با شكست روبه‌رو شده‌اند و پس از مدتي پرونده آنها بسته شده. حالا طرحي به سرپرستي شما اين روزها در سينماي ايران اجرا مي‌شود و قرار است تعدادي فيلم فرهنگي در اين طرح اكران شوند. شما چه راهكاري را براي به وجود نيامدن چنين مشكلاتي در نظر گرفته‌ايد؟

در مورد اكران فيلم‌هاي مخاطب خاص بايد دو نكته را در نظر بگيريد: اول بحث مضموني اين‌گونه فيلم‌هاست. واقعيت ماجرا اين است كه تعدادي از اين فيلم‌ها عام شمول نيستند و اگر شما بخواهيد همين فيلم‌هاي غيرعام شمول را براي مخاطب عام اكران كنيد ممكن است عامه مردم بازخورد مثبتي به آن نشان ندهند. پس بايد چاره‌اي انديشيد تا هم فيلم مورد نظر اكران شود و هم مخاطب واقعي خود را پيدا كند. من اين‌گونه فيلم‌ها را در گروه مخاطب خاص تعريف كردم اما بايد اين را هم در نظر بگيريد كه اگر اكران اين‌گونه فيلم‌ها به صورت عرضي باشد و همزمان 20 الي 30 سالن به اين‌گونه آثار اختصاص داده شود و در عوض دو هفته روي پرده بماند ممكن است همين مخاطبان محدود كه به آنها اشاره كردم فرصت تماشاي اين فيلم را از دست بدهند. به خصوص كه مخاطبان اين طيف از فيلم‌ها تحصيلكرده و طبقات ويژه جامعه هستند و اين دوستان يك مقداري براي وقت خود برنامه‌ريزي دارند. پس ما فكر كرديم اين فيلم‌ها براي اين‌گونه مخاطبان بايد به شيوه ديگري اكران شود كه ما آن را نوعي ديگر از اكران نامگذاري كرديم. تلاش ما بر اين است كه در فاز اول اين تجربه اين نكته را به همگان ثابت كنيم كه اگر يك فيلم خوب را در شرايط مناسب اكران كنيم مطمئن باشيد آن فيلم اندازه ظرفيت خود مخاطب خواهد داشت و در اين دو هفته‌اي كه از اكران دو فيلم فرهنگي مي‌گذرد، شاهد حضور پر شور مخاطبان آن فيلم‌ها در سالن‌هاي سينما هستيم. در نهايت هم اميدوارم اين نوع اكران‌ها با همكاري مسئولان فرهنگي، فيلمسازان و مردم به يك ثمره مناسب برسد و در سال آينده ما بتوانيم با پشتوانه بهتري اين‌گونه آثار را اكران كنيم.

راستش به‌نظرم يك تناقضي در صحبت‌هاي شما وجود دارد. شما به اكران طولي و بلند مدت در گروه مخاطب خاص معتقد هستيد اما خبرهاي دقيقي در دست داريم مبني بر اينكه قرار است فيلم «گلچهره» ساخته آقاي موساييان از 23 آذر جايگزين فيلم «بدرود بغداد» مهدي نادري شود كه اين فيلم از سه آذر اكران شده. يعني مدت زمان اكران اين فيلم حدود بيست روز است.

ما در همان خبري كه در اختيار خبرگزاري‌ها قرار داده بوديم اين را هم ذكر كرديم كه سينماهاي نمايش دهنده فيلم‌ها تغيير مي‌كنند. ببينيد يك سينما اگر در شمالي‌ترين نقطه تهران باشد خب قاعدتا آمدن مخاطبانش از جنوب شهر كار بسيار مشكلي است در نتيجه ما هر چند وقت يك‌بار سالن‌هاي اين فيلم‌ها را تغيير مي‌دهيم اما اكران همچنان پا برجاست و به كار خود ادامه مي‌دهد. در حال حاضر ما 5 سالن سينما در تهران در اختيار داريم كه سعي ما بر اين است كه اين عدد را به 8 سالن برسانيم كه اگر مثلا فيلمي با 5 سالن شروع كرد در هفته دوم و سوم با سه يا چهار سالن بتواند كار خود را ادامه دهد.

يكي از اتفاقات دردناكي كه در مورد اكران اينگونه فيلم‌ها اتفاق افتاده و شامل حال فيلم مهدي نادري هم شده نداشتن تيزر تبليغاتي و بيلبورد شهري است. با توجه به اينكه تعداد اين سالن‌ها محدود است آيا بهتر نبود خبر رساني بهتري را مبناي كار خود قرار مي‌داديد تا مخاطبان از اكران اين فيلم‌ها به خوبي با خبر شوند؟

با توجه به اينكه قرار است ما فيلم‌ها را به مدت يك ماه اكران كنيم و همان‌طور كه مي‌دانيد در هفته اول چند جلسه اكران با حضور عوامل و منتقدان در سالن‌هاي مختلف برگزار كرديم. فكر مي‌كنم فضاي ژورناليستي هفته اول به خوبي كار كرد. تبليغاتي و اطلاع رساني دارد ولي به محض اينكه اين تب و تاب بخواهد فروكش كند ما بايد وارد فاز تبليغاتي فيلم‌ها در سطح شهر و تلويزيون شويم كه بايد عنوان كنم پيش‌بيني‌هاي آن صورت گرفته و قرار است بعد از دهه اول محرم اين طرح هم به اجرا گذاشته شود.

يكي از حاشيه‌هاي اكران مخاطب خاص، آن ايده تورهاي گردشگري بود كه شما پيشنهاد داده بوديد. طرحي كه به واسطه آن مخاطبان به قيد قرعه قرار بود عيد نوروز امسال به همراه بازيگران اين فيلم‌ها به شهر كيش سفر كنند. اين ايده چقدر اجرايي شد؟

ما وقتي با شركت‌هاي اسپانسر وارد مذاكره شديم آنها اعلام كردند كه حاضر هستند يك تور صد نفري از بينندگان اين فيلم‌ها و تعدادي از بازيگران‌شان را عيد نوروز به شهر كيش اعزام كنند. در همين زمان برخي از دوستان به ما پيشنهاد دادند كه از اين طرح صرف‌نظر كنيم چون كمي فضاي زرد و تجاري دارد و با شانيت اين فيلم‌ها سازگار نيست و ما براي اينكه از هر گونه حاشيه جلوگيري كرده باشيم ديگر اين طرح را ادامه نداديم ولي واقعيت ماجرا ما تمام امكانات را براي اجراي اين طرح آماده كرده بوديم.

الان شما براي تشويق مخاطبان برنامه ديگري را جايگزين كرديد؟

الان دو برنامه را به مرحله عمل رسانديم. اول: در نظر داريم تمام امكانات و مواردي كه در تبليغات فيلم‌هاي تجاري مورد استفاده قرار مي‌گيرد را براي اكران گروه مخاطب خاص در نظر بگيريم. دوم: استفاده مناسب از فضاهاي مجازي است. همان‌طور كه مي‌دانيد خيلي از افرادي كه به جلسات افتتاحيه و نقد و بررسي دعوت مي‌شوند از همين فضاهاي مجازي در مورد مراسم آگاهي پيدا كرده‌اند. ضمن اينكه ما الان سايتي را طراحي كرديم كه مخاطبان با عضويت در آن عضو باشگاه ما مي‌شوند و هنگام برگزاري جلسات نقد و افتتاحيه ما از طريق ايميل به اين دوستان خبر مي‌دهيم كه قرار است چنين مراسمي صورت بگيرد.

حمايت معاونت سينمايي از اين طرح چگونه بوده؟ آيا همكاري هاي مناسبي صورت مي‌گيرد؟

اساسا همت اصلي اين كار از طرف معاونت سينمايي كشور صورت مي‌گيرد و با پشتيباني كامل اداره نظارت و ارزشيابي اين فيلم‌ها اكران مي‌شوند.

شما با حضور در برنامه «هفت» عنوان كرديد كه تمام ارگان‌هاي سينمايي و غير سينمايي با شما براي اكران هر چه بهتر اين فيلم‌ها همكاري مي‌كنند به جز حوزه هنري. حالا سوال اينجاست كه چرا حوزه هنري كه خود چند فيلم فرهنگي مخاطب خاص در نوبت اكران دارد دست به اين همكاري نمي‌زند؟

خوشبختانه اين مسئله هم حل شد. متاسفانه يك سو‌ءتفاهمي اين بين بود كه با گفت‌وگو و جلسه به پايان رسيد. به طوري كه بايد عنوان كنم يكي از مجموعه‌هايي كه در اين ماجرا با ما همكاري مي‌كند حوزه هنري است و الان برخي از فيلم‌هاي توليدي خود را در اختيار گروه مخاطب خاص قرار داده‌اند و حتي قول مساعد داده‌اند كه تعدادي از سينماهاي در اختيار خود را تا آنجايي كه امكان دارد در اختيار ما قرار دهند. خوشبختانه تنها جايي كه نگران بوديم نكند ناهماهنگي در اين بين صورت بگيرد همين حوزه هنري بود كه خدا را شكر مشكل حل شد.

آقاي درمنش الان حدودا چند فيلم براي اكران در اين طرح ثبت نام كردند؟

حدود 70 فيلم.

و قرار است تا پايان سال اكران شوند؟

نه. 70 فيلم مخاطب خاص در دست بررسي است . واقعيت ماجرا را بخواهيد برخي از اين فيلم‌ها اساسا قابليت اكران ندارند و بهتر است اين فيلم در شبكه نمايش خانگي توزيع شود. حتي برخي از اين آثار مناسب پخش در تلويزيون هستند اما از اين هفتاد فيلم حدود بيست فيلم قابليت اكران در سالن‌هاي سينما را دارند و ما در نظر داريم حدود 10 تاي آنها را همين امسال اكران كنيم. فيلمسازان بايد اين مسئله را بپذيرند كه قرار نيست هر فيلمي كه توليد مي‌شود اكران هم شود اما بايد براي فيلم‌هاي فاخر، ارزشمند و خوب امكان اكران را فراهم كرد.

من نام سه فيلم را دوست دارم در اين مصاحبه بيان كنم و خيلي دوست دارم شفاف و صريح از شما علت اكران نشدن اين سه فيلم را جويا شوم. سه فيلمي كه چند بار تاريخ اكران آنها مشخص شد اما هر بار بنا به دلايل نامعلومي اكران نشدند: شيرين ( عباس كيارستمي)؟

اتفاقا پخش كننده اين فيلم چند روز پيش با من تماس گرفت و طرح موضوع كرد و من هم گفتم به محض اينكه عقد قرار داد بين ما صورت بگيرد ما فيلم را در گروه مخاطب خاص اكران مي‌كنيم و هيچ محدوديتي براي اكران آن فيلم نيست و بايد پخش‌كننده فيلم «شيرين» قدم در اين راه بگذارند.

البته قرار بود فيلم اواسط آبان ماه اكران شود.

خب اين را بايد از پخش‌كننده فيلم جويا شويد چون من چنين قولي را نداده بودم و طبيعتا در مورد ديالوگ‌هاي خودم صحبت مي‌كنم. اما اين را هم دوست دارم عنوان كنم كه نه فيلم «شيرين» و نه هيچ يك از آثار آقاي كيارستمي هيچ مانعي براي اكران ندارند.

هفت پرده ( فرزاد موتمن)؟

اين فيلم هم براي اكران هيچ مشكلي ندارد اگر تهيه‌كننده فرم ثبت نام را پر كند ما آن را در گروه مخاطب خاص اكران خواهيم كرد.

يكسري صحبت‌هايي مبني بر توقيف اين فيلم به گوش مي‌رسيد، درست است؟

من از اين نكته بي خبر هستم. اين را هم توجه داشته باشيد كه تقسيم بندي بين كارها صورت گرفته وظايفي كه بر عهده بخش نظارت و ارزشيابي است من نمي‌توانم در آنها وارد شوم. چون اين بحث صدور پروانه نمايش است اما ميدان ما ميدان اكران فيلم‌هاست و طبيعتا فيلم‌هايي كه پروانه نمايش دارند امكان اكران پيدا مي‌كنند. تا آنجايي كه بنده به ياد دارم فيلم «هفت پرده» آقاي موتمن داراي پروانه نمايش است.

اشكان، انگشتر متبرك و چند داستان ديگر ( شهرام مكري)؟

اتفاقا اين فيلم را خودم ديدم و با تهيه كننده فيلم صحبت هم كردم. پيشنهاد ما به ايشان اين بود كه فيلم را در نوبت دوم اكران در گروه مخاطب خاص اكران كنيم چون فيلم يك اثر به شدت تجربي است و ممكن است كمي براي مخاطب عام‌تر ما غيرمنتظره باشد. ضمن اينكه خودم به شدت از فيلم دفاع مي‌كنم و فكر مي‌كنم فيلم آقاي مكري اثر آبرومند و شريفي است.

به عنوان سوال آخر مي خواستم از سرنوشت اين نوع اكران در شهرستان‌ها هم بپرسم. آيا اين فيلم‌ها در شهرستان‌ها هم اكران مي‌شود؟

استارت اينگونه اكران‌ها در برخي از شهرستان‌ها خورده شده و ما با تعدادي از سالن‌ها وارد گفت‌وگو شده‌ايم. مانند تهران. يكسري ويژگي‌ها هم براي اين سال‌ها در نظر داريم. مثل خوب بودن كيفيت سالن نمايش و اگر به يك اتفاق نظر برسيم مي‌توانيم فيلمها را همزمان با تهران در شهرستان‌ها هم اكران كنيم.

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پویا نبی | 
مسعود فراستی: «یه حبه قند» فیلم بدی است. یک فیلم بدلی. یه  حبه... حتی از شعر سطحی سپهری ـ زندگی جیره مختصری است مثل یک  فنجان چای و کنارش عشق است،  مثل یک حبه قند -  هم لوس‌تر است و بی هویت‌تر.

فیلم در تبلیغات یعنی: گل و گلدون و درخت و چراغ گردسوز، خانه‌ قدیمی سنتی، با حوض بزرگ پرآب، عکس‌های یادگاری خانوادگی با چراغ و گلدان شمعدانی، دختری با لباس دهاتی و چادر گلدار سفید، سوار بر تاب با پس‌زمینه‌ای از درخت و سیب و انار، زنانی لبخند به لب با چادرهای گلدار، ‌مردانی با لبخند و با یک کله‌قند، آخوندی سفید‌پوش بی‌عمامه دوقلو در بغل و چند بچه حیران، لوگویی با خط شکسته نستعلیق و جمله «پیشکش به خانواده‌های ایرانی».

و یه حبه قند در فیلم یعنی: سه کلیپ اسلوموشن سنت‌گرا و نیمه‌نوستالژیک با والسی غربی، تاب‌سواری، پرتاب هندوانه و سیب و خیار و گوجه به حوض خانه در حرکت آهسته، کِرکِر خنده‌های زنان چادر به سر، حرکات موزون و ناموزون مردان بیکاره با لهجه‌‌های مثلاً محلی، قورباغه بازی کودکان، موبایل بازی ، قند شکستن، آشپزی و مراسم نصفه و نیمه عروسی و عزا به سبک و سیاق ایرانیان عزیز مقیم خارج از کشور!

فیلم علی‌رغم ادعای ایرانی، ملی و اصیل بودن ـ هم در فرم، هم در محتوا ـ فیلم ایرانی و اصیلی نیست. فیلمی است فرم‌زده، بی‌معنا، بی‌سر و ته، شلوغ‌کار و دغل؛ ‌فاقد قصه، روایت و روایت‌گری؛ فاقد تعلیق، شخصیت‌پردازی و فاقد ساختار.

فیلم مملو از جزئیات است اما جزئیاتی بی‌ربط و بی‌معنا، فارغ از کلیات. این جزئیات‌پردازی جز شلوغی و آشفتگی نیست؛ آشفتگی در نگاه و در فرم.

نگاه فیلم، نه نگاهی شرقی ـ و ایرانی ـ و درونی که ملغمه‌ای است از نگاه توریستی و غربی به خانه و خانواده.

فیلمساز و هواداران روشنفکر مرعوب شده فیلم، آن را با فرش و مینیاتور و نگارگری ایرانی مقایسه کرده‌‌اند ـ قیاس مع‌الفارق ـ و بعضی با «عرفان متعالی» ایرانی؛ مقصود عرفان سطحی نیمه ناتورالیست نیمه بودایی سپهری است؟

لازم است همینجا تأکید کنم که فرش، پدیده‌ای کاربردی است و مقایسه‌اش با سینما و مدیوم‌های دیگر هنری، بی‌وجه است به خصوص از باب روایتگری.

مینیاتور ایرانی نیز هنر تصویرسازی است؛ یعنی چیزی را تصویرسازی می‌کند که همگان می‌دانند. شخصیت‌ها از قبل برای مخاطب آشناست. در فرم روایتش هم که تو در تو و حلزونی است، مرکزیت وجود دارد. در مرکز آن شخصیت اصلی است و پرسوناژها به ترتیب اهمیت قرار می‌گیرند. این نیست که هر پرسوناژی هر جایی بنشیند، این هم نیست که همه عین هم به چشم می‌آیند. اثر وحدت و انسجام دارد ـ در فرم ـ و نمی‌شود چیزی از آن کاست و یا به آن اضافه کرد.

درباره امپرسیونیسم هم ـ که بعضی فیلم را امپرسیونیستی می‌دانند ـ بگویم مسئله اصلی در این مکتب، مسئله نور است. نور طبیعت و ثبت آن در اثر. رنگ هم تابع این نور است. در این مکتب، نقاش از آتلیه بیرون می‌رود ـ همچون فیلمساز نئورئالیست - و در جست‌وجوی کشف حقیقت لحظه به طبیعت نظر می‌کند. زیبایی فرع و معلول این کشف است؛ و نه زیبایی برای زیبایی.

امپرسیونیسم «زیبایی صرف» نیست. در یه حبه قند، رنگ بازی اصل است. فیلتر زرد، امپرسیونیسم نیست. تقلید سطحی از آن است و بی اثر. رنگ‌های بی‌کنتراست هم زیبایی نمی‌سازند. در ضمن رنگ‌های اصلی سنتی‌ها، آبی و سبز ـ فیروزه‌ای است و بعد نارنجی.

رنگ، نسبت به ترکیب‌بندی فرعی است، نه اصلی. تا وقتی فرم با هویت و بهینه نیست، رنگ بی‌معناست و بی‌هویت. رنگ درون فرم معنا دارد.
﷼دوربین فیلم که تشخیص اصلی فرم است، دوربینی است سردرگم، مستأصل و فاقد آگاهی، در نتیجه بی‌هویت. نمی‌داند از نگاه چه کسی ببیند: فیلمساز، پسند، دایی، یا از نگاه جمعی؟!

دوربین در صحنه‌هایی که همه جمعند- سفره ـ کیفیت جایگاه افراد را نمی‌شناسد. در صحنه‌های پایانی همه به ترتیب سن نشسته‌اند، در واقع جایگاه همیشگی افراد روشن نیست ـ برخلاف خانواده‌های سنتی ـ زن‌دایی هم که از همه زن‌ها بزرگ‌تر است، از یاد رفته و خارج از سفره است. دایی که نیست. خوب است همین را ـ سفره و غذا خوردن خانواده ـ  با دره من ... جان فورد مقایسه کنیم. میزانسن دقیق، دوربین باوقار منجر به شخصیت‌پردازی فردی، اهمیت سفره و غذا در زندگی، جایگاه پدر و مادر - سر و قلب ـ و بچه‌ها و در نتیجه ساخته شدن یک سفره واقعی و یک جمع واقعی سنتی می‌شود. هم جمع شکل می‌گیرد و هم فرد. و خانواده‌ جان فوردی، که برای همیشه می‌ماند و سنت‌های پاس دارنده آن و بعد چرایی و چگونگی تلاش خانواده پس از بحران اجتماعی و رفتن پسرها.

دوربین رودست پیش فعال و برونگرای یه حبه ، چه ربطی به فرهنگ ایرانی دارد؟ چه ربطی به سکون، آرامش، وقار و درونگرایی فرهنگ ایرانی ـ و شرقی- دارد؟

سرعت و لرزش این دوربین برای «خارجی‌»ها، تنش‌ها و التهاب‌ها و بحران‌های بیرون، شاید قابل تحمل باشد و نه درون. درون را و نگاه به درون شرقی را دوربین‌ ثابت می‌تواند به نمایش درآورد.  دوربین میزوگوچی، ازو و ساتیا جیت‌رای را به یاد بیاورد.

دوربین‌ رودست و لرزانی که در اساس برونگراست، مناسب محفظه رنج و کشتی‌گیر است، نه یک فیلم خانوادگی ایرانی.

از به‌اصطلاح عمق میدان‌های یه حبه قند بگذریم که فیلمساز و هواداران بدجوری پزش را می‌دهند. توجه کنید دو نفر در پیش‌زمینه مشغول شوخی‌اند، در پنجره پشت سر کسی رد می‌شود یا گربه‌ای، یا دو نفر چیزی می‌‌گویند بی‌ربط، جزئیات برای جزئیات ـ و دوربین ‌ثبت می‌کند؛ چی را؟
 
***
همینجا درباره سه فصل رؤیاگون فیلم ـ سه کلیپ ـ بنویسم که اسلوموشن فیلمبرداری شده‌اند و بسیاری را فریفته است. در کلیپ اول، قاصدک‌‌های ریز در هوا شناورند (شبیه اوایل آمارکورد فلینی). در کلیپ دوم خرده‌ریزهای رنگارنگ کاغذ زرورق در فضا پخشند و در کلیپ سوم دخترک و تور عروسی و مرگ و عزا.

به نظر می‌رسد اسلوموشن‌ها ـ به خصوص اولی ـ به جای فیلم‌سازی،‌کلیپ‌سازی نوستالژیک است. با موسیقی والس، موسیقی و تصاویر را با اسلوموشن‌ها  و موسیقی «در حال و هوای عشق» (ونگ‌کاروای) مقایسه کنید، تفاوت ـ و تقلید ـ اصل و بدل آشکار می‌شود. دکوپاژ کلیپ‌ها اساساً برای موسیقی است؛ حتی جای قطع‌ها. گویی در ابتدا موسیقی بوده که برایش تصویرسازی کرده‌اند. البته تصویر هم بوده ـ در حال و هوای .... ـ ریتم‌اش نیز وام گرفته از آنجاست. به این می‌گویند فرم اصیل ایرانی؟

به باور من کلیپ‌ها به شدت بازاری و پیش پا افتاده‌اند و غربی. این کلیپ‌های خوش آب و رنگ،‌ جای خالی شخصیت‌پردازی و حس کلی نداشته فیلم را پر نمی‌کنند. منطق دراماتیک آنها صرفاً قشنگی است و حتی به فضاسازی ابتر فیلم هم کمک نمی‌کند.
 
فضا وقتی ساخته می‌شود که شخصیت‌ها در محیط خاص خود زندگی کنند. فضا فرع شخصیت است و قصه.  بدون شخصیت‌ها و روابط انسانی‌شان، فضایی ساخته نمی‌شود.
 
به نظر می‌رسد کلیپ‌ها اصلند و فیلم فرع آنها. فیلم مقدمه یا بهانه کلیپ‌هاست.
 
اسلوموشن‌ها بی‌منطق‌اند و معلوم نیست از نگاه چه کسی‌اند. از نگاه پسند، از نگاه فیلمساز، از نگاه رضا (کودکی فیلمساز)، از نگاه جمع خانه؟ یا از نگاه روشنفکران سنت زده مدرن‌ طرفدار فیلم؟

اسلوموشن‌ها طبعاً از نگاه آدم‌های خانه نمی‌تواند باشد که در زمان حال زندگی می‌کنند. از نگاه فیلمساز است که در زمان حال، نوستالژی دارد!
 
اسلوموشن‌ اگر شکلی از خاطره است و به یاد آوردن، درست است. اگر لحظه مرگ است باز قابل فهم است، وگرنه بی‌معنی است. حداکثر قشنگ است و بس ـ به خصوص با موسیقی. اسلوموشن POV می‌خواهد.
اسلوموشن‌های بسیاری از فیلم‌های وطنی و فرنگی فقط دکوراتیوند اما بی‌معنی. مداخله بی‌خودی فیلمسازند و ناتوانی‌اش.
 
 ***
شخصیت‌ها: فیلم نه‌تنها قصه و پیرنگ ندارد، بلکه شخصیت‌پردازی هم ندارد ـ با این بهانه و توجیه ـ که کسی زیاد دیده نشود، همه دیده شوند!

آدم‌های فیلم هیچ یک به شخصیت بدل نمی‌شوند؛ پس همذات‌پنداری ما را نیز بر نمی‌انگیزند؛ حتی پسند و دایی. از پسند آغاز کنیم که محور فیلم است. از این دختر جوان مثلاً سنتی چه می‌بینیم؟ مهربانی نمایشی، پی در پی سرخ و سفید شدن، لبخند و گاهی غم بی‌دلیل. مرتب موبایل به گوش به بک‌گراند می‌رود که ما نشنویم. برای دایی سفره می‌اندازد، نان داغ می‌کند، غذا می‌برد، زن دایی را شب عقدکنان استحمام می‌کند، تاب می‌خورد و سیب می‌کند (با حرکت آهسته). رفتارش هیچ حس و شناختی از یک دختر سنتی ایرانی امروزی به ما نمی‌دهد. اگر با حجب و حیا است، چرا سینی غذای قاسم را می‌برد و پایش هم به فرش می‌گیرد و سینی از دستش می‌افتد. چرا به عقد کسی درمی‌آید که در فرنگ است؟ مادرش خواسته؟ آن مرد چگونه آدمی است؟ حتی خانواده او را هم نمی‌شناسیم. اگر شیفته داماد است که مرتب موبایل به دست با او خوش و بش می‌کند و موبایلش هم آهنگ عروسی می‌زند، انگلیسی می‌خواند که برود، پس چرا در آخر به ناگه رأی خود را برمی‌گرداند، چون دایی مرده؟ مگر او دختر سنتی نیست و نباید با بزرگتر حداقل مشورت کند؟چرا نخواسته با قاسم ازدواج کند؟ چرا بساط عقدش را پنهان می‌کند و بعد از رفتن قاسم،‌ از انفعال به در می‌آید و در حرکتی سریع و نمایشی چادر بر می‌دارد، فانوس به دست به کوچه می‌زند و در جست‌وجوی قاسم روانه می‌شود. خوب شد قاسم را نیافت، که اگر می‌یافت، فیلم چه می‌کرد؟ اصلاً چرا می‌خواهد از این خانه و خانواده  بکند؟ خسته از خانه و سنت است یا گیج و گول و فاقد آگاهی و بینش و منش؟ شخصیتی مقوایی است و عروسکی. هیچ تحول شخصیتی ندارد. تغییر رأیش در آخر نیز دفعی و بی‌منطق است. در لحظه جو زده شده و احساساتی. لباس سیاهش هم تزئینی است؛ چیزی از انفعالش نمی‌کاهد. تنها چیزی که از او به یاد می‌ماند، تاب بازی و سیب کندن است در آرزوی ازدواج با مرد خارجه‌نشین و موسیقی نوستالژیک؛ همه این چند کنش جای شخصیت‌پردازی را نمی‌‌گیرد.

به قول فیلمساز: «اصیل‌ترین و ایرانی‌ترین» شخصیت فیلم، پسند است ... اوج همه است،‌ در ساحت بزرگ‌تری می‌اندیشد، قدر همه را می‌داند...»

برای همین است که می‌خواهد مهاجرت کند؟ بگذریم که فیلمساز اهل سنت و ماندن‌ ما، خطر مهاجرت و تهدید آن را برای یک زندگی «منسجم اصیل» باز نمی‌کند و درباره آن خاموش می‌ماند. تأییدش می‌‌کند و پس می‌گیرد.

چنین آدم منفعل و ناآگاهی چگونه «نماینده نسل جدید» است؟ این است دفاع از نسل امروز «متکی به سنت» مدرنیزه شده؟  از مدرنیسم چه می‌فهمیم جز موبایل و لپ‌تاپ؟

عوض کردن لباس عروسی و پوشیدن رخت عزا در آخر، آیا هَپی‌اند است و ماندن در خانه و در سنت؟ یا عزای ماندن و سنت را گرفته، و بن‌بست است؟

آدم‌های دیگر فیلم نیز همه از همین جنسند؛ حداکثر دارای یکی دو کنش.

از زن‌های فیلم که حجم زیادی از فیلم را اشغال کرده‌اند چه می‌دانیم؟ کِرکِر خنده، جوک و مسخره بازی و غذا پختن که وقت زیادی از ما می‌گیرد. هیچ کدام با دیگری فرقی ندارد.  می‌شود دیالوگ‌های هرکدام را به جای دیگری گذاشت. فرقی نمی کند. همسر آخوند چه فرقی با همسر  فالوده‌‌فروش یا بنا دارد؟

زن دایی که از همه مسن‌تر است و حکم مادر بزرگ خانه را دارد، فردی است کم شنوا، حواس‌پرت و خرافاتی. این یعنی آلزایمر؟ آیا او که فسیل، فاقد شعور و بی‌‌اثر است، ما‌در ایرانی است؟

مادر پسند چی؟ او هم مانند زن دایی بی‌منش است و بی‌اثر. در جشن و عزا بیخودی غم زده است. بود و نبود هر دویشان یکی است.

و اما مرد‌ها: داماد‌ها، یک مشت آدم کج و کوله‌اند که مرتب یا رقاصی می‌کنند - حتماً به جای زنهایشان - یا دیگ غذا می‌آورند و سینی چای و شربت و گاهی جوک

 
 SMSمی‌خوانند و همچون زنان لیچار می‌گویند و مزه‌پرانی می‌کنند و با قابلمه رِنگ می‌گیرند. هیچ‌کدام شغلی جدی ندارند. رفتارشان هم به شغل ادعایی‌شان نمی‌خورد. همه مثل هم‌اند و از همه مضحک‌تر آخوند‌ مدرن شده بی‌عمامه سفید‌پوش و بی‌سواد است که مثلاً سرطان دارد.

سرطانش نمادین است؟ اهل نماز هم نیست- نماز صبح که بماند- مگر پس از شنیدن خبر بیماری قلابی‌اش و مرگ دایی. در میزانس مضحکی، گرچه می‌گرید، مشغول از بر کردن نماز میت است و با صلوات شمار تعداد غذای مهمانان را می‌گیرد.

بگذریم که او سرطان دارد و دارد می‌میرد! آن دیگری هم در حال دزدی ابلهانه «گنج» زمین را می‌کند اما به سبک فیلم فارسی به «ریشه‌ها» می‌رسد.

و اما دایی که صاحب خانه قدیمی - و نماد آن! - است، از ابتدا قند می‌شکند. به نشانه عزا؟ مواظب است که قند‌ها هم‌اندازه در بیایند. این یعنی شخصیت‌پردازی؟ شکارچی بوده. شغلش این بوده؟ چگونه زیسته؟ پول درآورده و....؟
 
سکوت‌ها، ادا‌ها، بد‌خلقی‌هایش، پیش پا افتاده و تیپیک است. شخصیت نمی‌شود.

زندگی و مرگ بی‌شفقت و دکوراتیو او هم هیچ حس همدردی ما را برنمی‌‌انگیزد. به صحنه مرگ او توجه کنید که به شوخی می‌ماند و به کاریکاتور. یک حبه قند خفه‌اش می‌کند و چقدر آنتی پاتیک و نه با شفقت؛ انگار فیلمساز هم مثل ما از او خوشش نمی‌آید. در لحظه مرگ کلی پیچ و تاب می‌خورد و به در و دیوار و پرده می‌زند، اما وقتی تمام می‌کند از نگاه پسند گویی نشسته خشک شده و بدل به یک مجسمه شده. این چه مرگ حقیرانه و مضحکی است؟ شاید نمادین است؟ این است احترام به سنت؟
 
چگونه می‌شود با او همدردی کرد و  در مرگش گریست؟ مخاطب که نمی‌تواند، فیلمساز نیز، آدم‌های خانه چطور؟ کسی از آنها دایی را در زمان زندگی چندان تحویل نمی‌گیرد. شاید کمی پسند از سر عادت یا باج دادن. بعد از مرگ او، نحوه بردن جنازه‌اش را از یک اتاق به جای دیگر بیاد بیاورید. پیچیده در پتو در حرکتی آهسته؛ و مچ پا بیرون از آن. گویی همه از شرش خلاص شده‌اند. فیلمساز نیز. چرا مراسم تشییع جنازه ندارد؟ فیلمساز نمی‌تواند برایش مراسم بگیرد، چون دوستش ندارد. حالا باید همه بعد از رفتن او به دستور فیلمساز نمایش قدر‌شناسی بدهند.

دایی قبل از مرگ جمله قصاری نمادین! می‌گوید: «این خونه‌داره خراب میشه. همین روز‌هاست که سقفش هم رو سر ما بریزه». اما چیزی از خرابی و فرسودگی خانه در فیلم دیده نمی‌شود. جمله «نمادین» یعنی اینکه سنت تمام است و مدرنیسم در راهه؟
به این نمی‌گویند ابتذال فیلم فارسی؟
 
همین جا به خانه فیلم هم اشاره‌ای بکنیم. این خانه نو به سبک قدیم ساخته شده، ابداً یزدی نیست، شمالی است. وقتی در باز می‌شود تا ته آن دیده می‌شود، بدون اندرونی و بیرونی. از بچه‌ها و نوزاد‌ها بگذریم که بیشتر آکسسوار صحنه‌اند، برای پر کردن محیط. نه نقشی دارند، نه شکلی گرفته‌اند. کی بچه کیست؟ چه فرقی می‌کند اما رضا، بچگی فیلمساز است و موبایل هم دزدیده. خب چکار کنیم؟ فیلم به سبک دره من... جان فورد از نگاه اوست؟ شوخی نکنید. مقایسه فورد با این فیلم شوخی بی‌مزه‌ای است.

به صحنه‌‌ای اواخر فیلم برگردیم: پسر و دختر نوجوان -یا جوان - را با دو نوزاد دو قلوی در بغل بیاد بیاورید. یعنی آینده مشترکشان؟ اگر باز فیلم فارسی به یادمان بیاید، بد است و توهین؟ از بچه‌ها بگذریم. صحنه قورباغه بازی‌شان خوب است. همین.

خب تعداد زیادی زن و مرد و بچه فوج فوج به حیاط قدیمی ریخته می‌شوند و احتمالاً ما قرار است آنها را بشناسیم، تا بتوانیم به روابطشان پی ببریم و به مسائل و درد‌ها و خوشی‌هایشان و چون چنین نمی‌شود و یا حتی اغلب نمی‌فهمیم، یا به سختی متوجه می‌شویم که، کی همسر کیست. بگذریم از اینکه چرا فقط همین یک خانه سنتی فقط همانجا‌ست. جامعه چی؟ جامعه کجای کار است؟ همینجا از سردبیر محترم مجله فیلم تشکر کنم که چارت خانوادگی فیلم بسیار کمک کننده است. پیشنهاد می‌کنم حتماً در بروشور‌های راهنمای فیلم در سینما‌ها پخش شود.
 
به دلیل ارائه اطلاعات ناچیز درباره آدم‌ها و روابط عاطفی‌شان و قهر و آشتی‌ها است که چیزی و کسی به بار نمی‌نشیند. پس حسی از کار در نمی‌آید. همه رو هوا می‌مانند. اینطوری جمع ساخته نمی‌شود؛ جمع بی‌شکل چرا؟ جمع - و خانواده - وقتی شکل می‌گیرند که فرد و افراد شکل گرفته باشند. جمع بعد از فرد می‌آید. بد فهمی از فرش و مینیاتور کار دست فیلم و فیلمساز داده. دره جان‌فورد را دوباره در نظر آورید که چگونه فرد و جمع ساخته می‌شوند. کار معدن و شستشوی بعد از کار و میز غذا کافی است.

یا فانی و الکساندر برگمان تک‌تک افراد خانه بزرگ شکل‌می‌گیرند و میز غذایشان و روابطشان، مسایلشان، دغدغه‌ها‌یشان، شادی و غمشان، مرگ و عشق و...
 
یا آمارکورد فلینی را به یاد بیاورید. شهر و فضای آن همان ابتدا ساخته می‌شود و پرسوناژ می‌شود و آدم‌ها و خانواده‌ نیز به سرعت. فیلم‌ها را دوباره ببینیم اما نه برای کپی کردن لحظه‌ای یا المانی یا....

همذات پنداری با آدم‌هایی که نمی‌شناسیم و با آنها خویشاوندی نمی‌کنیم، ممکن نیست. همچنان وقتی از مادر در سینما حرف می‌زنیم «مادر» فورد - در بسیاری  از فیلم‌هایش - به یادمان می‌‌آید و خانواده دره و خوشه‌ها و خانواده ازو در داستان توکیو و گل بهاری و...
مخاطب عام به دیدن یه حبه قند می‌رود که بخندد - به خصوص به بچه‌ها و حرکات موزون مرد‌ها - و دمی بیاساید و اگر فروش به تنهایی ملاک بود، اخراجی‌ها 2 حالا حالا جلوتر از همه است.
 
مخاطب خاص هم که تعابیر عمیقه و عجیب و غریب از فیلم استخراج می‌کند، به جای همذات ‌پنداری با آدم‌ها و فضای فیلم، به یاد خاطرات خویش می‌افتد و با آن اینهمانی  می‌کند نه با فیلم. یک جور فرار به عقب است و خود‌ ارضایی.
 
فضای مثلاً سنتی فیلم با چاشنی تجدد - موبایل و لپ‌تاپ - خوشایند آدم‌های خسته از اوضاع است. آدم‌هایی که نمی‌توانند تغییر - هرچند کوچک - در اوضاع بدهند. نوستالژی بازی بی‌خطر  باچاشنی برخی مظاهر مدرنیسم راه حل فیلم و این آدم‌هاست. همه این طیف فریاد می‌زنند زنده باد سنت - دیروز - به اضافه رفاه و مصرف‌گرایی امروز.

یه حبه قند، با سطح و پلاستیک سنت حال می‌کند - بدون فرهنگ آن - و با مظاهر آسان مدرن وارداتی.

از سنت، آدم‌هایش، سطح و پلاستیک آنها را می‌خواهد و از مدر‌نیت مصرف‌‌گرایی و رفاه  نیم‌بند. از هیچ‌کدام، کار و زحمت نمی‌خواهد؛ فرهنگ نیز.
قند پرت کردن زن آخوند به زن دایی مسن در حال خواب از ترس مرگش، دفاع از سنت است و احترام به بزرگتر‌ها؟ دفاع از مادر است یا تحقیر و توهین؟

در صحنه‌ای از فیلم، قبل از مراسم عقد، یکی از خواهر‌های پسند ساعتی به جلیقه دایی می‌آویزد. دایی می‌گوید اینکه کار نمی‌کند. جواب می‌شنود: چکار به کار کردنش داری، بنداز برای قشنگی. به نظرم این جمله کلید فیلم است: قشنگی بدون کار کرد.

 
 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط پویا نبی | 
یک تهیه کننده سینما گفت: خلاقیت حرف اول را در سینمای کودک و نوجوان می زند.

هارون یشیایی در گفت و گو با خبرنگار سینما پرس در خصوص جشنواره کودک و نوجوان گفت: یکی از بهترین جشنواره هایی که در حال حاضر در کشور ما برگزار می شود جشنواره کودک و نوجوان است . این جشنواره دو دوره در اصفهان برگزار شده است و بازتابی جهانی دارد. حضور فیلمهای خارجی در این جشنواره کار را برای ما در برپایی هر چه بهتر ان دشوارتر می کند.

یشیایی در ادامه سخنان خود افزود: چنانچه از این جشنواره حمایت های لازم صورت گیرد، می توان به نحوی آبرومند از آن بهره برداری کرد. از دیدگاه من سینمای کودک و نوجوان ازدسته فیلمهایی است که چنانچه از آن حمایت شود می تواند گیشه خود را پیدا کند و جز پرفروشترین فیلمها باشد.البته این در باره تمام کشورها صدق می کند.

یشیایی در پایان سخنان خود اظهار داشت:خلاقیت در ساخت فیلم های کودک حرف اول را در این سینما می زند.برای کمک به این سینما باید خلاق بود.اگر ما با ذهنی باز و خلاق به ساخت این فیلم ها اقدام کنیم مسلما استقبال بیشتری از آن صورت می گیرد و در نتیجه روند رشدی صعودی خواهد داشت.


 

 

همزمان با ادامه فیلم برداری فیلم سینمایی «خود زنی» به کارگردانی «احمد کاوری»، حسن ایوبی تدوین این فیلم سینمایی را آغاز کرد.

به گزارش خبرنگار سینماپرس، خود زنی نخستین فیلم سینمایی مستقل «احمد کاوری» است که به تهیه کنندگی «اردشیر ایران نژاد» برای حضور در سی امین جشنواره فیلم فجر آماده می شود. این فیلم شهری قصه زندگی مردی به نام کیانوش را روایت می کند که پس از آزادی از زندان به دنبال یافتن همسر سابق و فرزندش می رود. به زندان افتادن مردان»،«طلاق غیابی زنان» و «کسب حضانت فرزند از سوی مادر» سه موضوع محوری فیلم است.

در این فیلم سینمایی امین حیایی، لعیا زنگنه، محمد رضا شریفی نیا، نادر سلیمانی، نیما شاهرخ شاهی، سینا رازانی، امیر غفارمنش، تینا آخوند تبار، امیر یل ارجمند، حسام حمیدی و «امیر دلاوری» ایفای نقش می کنند.

«حسن ایوبی» تدوین گر این فیلم در گفت و گو با خبرنگار ما گفت: «در روزهای پایانی سال 1387 و همزمان با فیلمبرداری فیلم سینمایی نفوذی، فیلمنامه خودزنی احمد کاوری را مطالعه کردم. در آن زمان نسخه اولیه فیلمنامه نوشته شده بود و کاوری بنا به شیوه همیشگی اش برای آگاهی از دیدگاه های دوستانش نسخه ای از فیلمنامه را به چند نفر از جمله من داده بود».

وی با بیان این مطلب که «فیلمنامه این فیلم درامی اجتماعی است» گفت: « در این فیلم نامه با قصه ای ساده و سر راست و نگاهی جسورانه، تنهایی آدمهای امروزی جامعه با وجود حضور در جمع شلوغ و پُر هیاهوی شهری روایت می شود. شاید دور از واقعیت نباشد اگر بگویم خودزنی به گونه ای تداوم تنهایی شخصیت اصلی فیلم نفوذی است که اینبار در دل جامعه به تصویر کشیده می شود».

ایوبی در ادامه افزود: « در این فیلم فیلمنامه نویس با دنبال کردن کیانوش پس از آزادی از زندان به عنوان شخصیت محوری، برای اعاده حیثیت و باز پس گیری خانواده از دست رفته به شیوه ای دراماتیک سعی در نقد جامعه امروزی برای کمرنگ شدن مرام و منش انسانی و از دست رفتن صداقت دارد. فیلمنامه چند باری بازنویسی شد .نکاتی اضافه و مواردی حذف شد و در نهایت آنچه در حال حاضر احمد کاوری و گروه سازنده فیلم در حال فیلمبرداری هستند،برشی هوشمندانه از روابط و مناسبات اجتماعی امروز (پاییز 1390) است که عشق های فراموش شده را که معمولا آخرین پناهگاه افراد زخم خورده هستند را به تصویر می کشد» .

ایوبی از ابتدای آبان ماه همزمان با فیلمبرداری تدوین این فیلم را شروع کرده و امیدوار است خودزنی هم مانند فیلم نفوذی مورد توجه منتقدین و تماشاگرانی ایرانی قرار گیرد.
«محمد تقی پاکسیما» در مقام مدیر فیلم برداری، «داریوش پیرو» به عنوان طراح صحنه و لباس، «کامبیر دارابی» در مقام مدیر برنامه ریزی و دستیار اول کارگردان و «بابک شعاعی» به عنوان طراح چهره پردازی با این پروژه همکاری می کنند. صدابرداری سر صحنه فیلم توسط «جهانگیر میرشکاری» صورت می گیرد و «طاهر امانی» هم در مقام مدیر تولید با این پروژه همکاری می کند.

 

 

 

کارگردان فیلم سینمایی «مدرسه هنرپیشگی» خبر از واگذاری حق رایت این فیلم و آغاز فیلمبرداری آن در هفته آینده داد.

علیرضا داوود نژاد در گفت و گو با خبرنگار سینما پرس گفت: پیش تولید فیلم« مدرسه هنرپیشگی » تقریبا به پایان رسیده است  این کارگردان سینما در گفت و گو با خبرنگار سینماپرس با اشاره به تولید این فیلم، گفت: به دلیل مشکلات مالی که سد راه داشتم، فیلمبرداری عقب افتاد ولی با رفع این مشکلات در صورتی که دستهای پنهانی مانع کارم نشود، فیلمبرداری را هفته آینده شروع می کنیم.

داوود نژاد در ادامه سخنانش با تاکید بر مشکلات مالی فیلم اظهار داشت: با توجه به مشکلات مالی من مجبور شدم که حق رایت فیلم را واگذار کنم، تا بتوانم به ساختن فیلم ادامه دهم.

وی در ادامه افزود: من از نابازیگر در ساخت این فیلم استفاده کرده ام و البته تمام خانواده ام نیز در این فیلم حضور دارند. 
  

 

 

مهناز افشار به گروه بازیگران فیلم سینمایی «پیشونی سفید 2» پیوست.

به گزارش خبرنگار سینماپرس، مهناز افشار بازیگر فیلم سینمایی  «پیشونی سفید 2 » شد و در این فیلم نقش مادر ماه پیشونی را بازی می کند.

براساس این گزارش، امین حیایی، محمدرضا شریفی‌نیا، امین زندگانی، نیلوفر خوش‌خلق، نادر سلیمانی، هومن حاجی‌عبدالهی، امیر غفارمنش و ترلان پروانه (آهوی پیشونی سفید) در این فیلم به ایفای نقش می‌پردازند.

این فیلم در ژانر کودک و درباره مراقبت از دخترانی است که زود گول می‌خورند. از طریق یک کار شاد کودکانه و موزیکال که در حدود 14 ترانه در آن اجرا می‌شود کودکان و نوجوانان را با مسایل پیش رو آشنا می‌کند، فیلم سعی دارد در کنار این اثر شاد، آسیب‌های اجتماعی این قشر را نیز مطرح کند.

فیلمنامه پروژه را سیدجواد هاشمی به رشته تحریر درآورده و داستان فیلم به گونه‌ای طراحی شده که در آن شخصیت‌های فولکلور، قدیمی و معروف ایرانی از جمله خاله سوسکه و آقا موشه، آهوی پیشونی سفید، عفریته، عجوزه، سالار، گرگ، روباه، خرس پلیس و . . . نیز حضور دارند.

برخی از عوامل فیلم عبارتند از: نویسنده و کارگردان: سیدجواد هاشمی، تهیه‌کننده: مسعود اطیابی، فیلمبردار: فرشاد خالقی، طراح صحنه: داریوش پیرو، طراح گریم: شهرام خلج، صدابردار: مهران ملکوتی، مدیر تولید: ایرج طایفه‌غلامی، آهنگساز: بهنام صبوحی.

 

 

 

جمشید مشایخی که قرار بود به دکلمه اشعار در کنسرت گروه هوران در تالار اندیشه حوزه هنری بپردازد به دلیل سرماخوردگی شدید امکان حضور در این کنسرت را نیافت.

کوروش تهامی بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون که در این کنسرت به عنوان نوازنده دف گروه هوران را همراهی می کند در گفت و گو با خبرنگار موسقی خبرگزاری سینمای ایران، ضمن بیان این مطلب خاطر نشان کرد: من به درخواست سعید سلطانی تهیه کننده کنسرت از استاد جمشید مشایخی برای حضور در این کنسرت دعوت به عمل آوردم و وی هم از این دعوت استقبال کرده و پذیرفتند که این گروه جوان را همراهی کنند منتها در روزهای اخیر دچار سرماخوردگی شدیدی شدند و به همین دلیل امکان حضور در این کنسرت را نداشتند.

وی ضمن ابراز تاسف از بوجود نیامدن این فرصت برای گروه اظهار امیدواری کرد که جمشید مشایخی در برنامه های بعدی این گروه را همراهی کند.

گفتنی است گروه هوران دو شب در تاریخ های 25 و 26 آبان ماه در تالار اندیشه حوزه هنری به اجرای کنسرت پرداخت و در این اجرا لاله اسکندری و کوروش تهامی بااین گروه موسیقی همراه بودند.

 

 

 

کنسرت گروه موسیقی «هوران» شب گذشته 25 آبان ماه در تالار وحدت با حضور لاله اسکندری و کوروش تهامی اجرا شد.

به گزارش خبرنگار موسیقی خبرگزاری سینمای ایران، نوای ساز و آواز گروه موسیقی «هوران» به سرپرستی بهروز قهاری شب گذشته در تالار اندیشه حوزه هنری طنین انداز شد.

این گروه موسیقی جوان که فعالیت خود را از سال 81 در قالب یک گروه دف نوازی آغاز کردند شب گذشته با همراهی هنرمندانی چون کوروش تهامی و لاله اسکندری به هنرنمایی پرداختند.

در اجرای این گروه تلفیقی از موسیقی سنتی با سازهای غربی به گوش می رسید که در کنار این سازبندی، شاهنامه خوانی و دکلمه اشعار نیز کار را رنگ و بویی دیگر بخشیده بود. این گروه دو شب به اجرای موسیقی پرداختند که شب اول در ساعت 21 و شب دوم در دو سانس 18 و 21 بود.

این کنسرت در دو بخش اجرا شد؛ در بخش نخست قطعات «سماع آسمان» قطعه کوبه ای با شعری از عبدالحمید هدایتی، «خواب» با شعر ه.الف.سایه، «دریا» قطعه کوبه ای با شعر زاهد، «همایون» آواز ضربی با شعری از حافظ و «سرود صلح» قطعه ای کوبه ای و بی کلام به اجرا در آمد.

پس از یک آنتراکت کوتاه بخش پایانی گروه موسیقی هوران آغاز شد. در ابتدای این بخش تکنوازی زیبای بهمن رجبی هنرمند تمبک نواز به این اجرا حال و هوای دیگری بخشید. این هنرمند قبل از اجرای تکنوازی به خواندن بخشی از اشعار خود پرداخت که بسیار مورد تشویق قرار گرفت. بهمن رجبی قطعه «موسیقی کوچک شبانه» اثر «موتزارت» را به زیبایی نواخت.

پس از تکنوازی این هنرمند تمبک نواز قطعه «سوگ سیاوش» با نواختن سازهای کوبه ای و دکلمه خوانی لاله اسکندری و شاهنامه خوانی سامره توفیق به اجرا در آمد. سپس قطعات «استخوان سوز» با شعری از حافظ، «رستاخیز» با شعری از مولانا و «رگ جان» با شعری از ه.الف.سایه اجرا شد.

همچنین قطعه ای به خوانندگی کوروش تهامی اجرا شد؛ این هنرمند سینما سرود زیبا و حماسی «وطنم» را خواند.

نوازندگانی که گروه هوران را همراهی کردند؛ بهروز قهاری نوازنده دف و دایره، محمدرضا بداغی نوازنده تار، آرام مرتضوی نوازنده پیانو، کوروش تهامی نوازنده دف، هیمن قادرزاده نوازنده به آوا، پیام رونق نوازنده دی جی ری دو، مهدی خدیوی نوازنده دف و دایره، جمشید جهرمی نژاد نوازنده کمانچه، مجید برومند نوازنده بیس گیتار، یزدان بهمنی نوازنده دف، فرهنگ مشتاق نوازنده کمانچه، آرش قربانی نوازنده دف، محسن رحمانی نوازنده ویولنسل، میلاد سعدی نوازنده سازهای ضربی و تمبک، مسعود پهلوان زاده نوازنده تمبک، مسعود خوشگام نوازنده تمبک، مجتبی شایان فرد نوازنده تمبک، سیاوش پایمرد نوازنده تمبک، سینا لطیف پور نوازنده سازهای ضربی و عماد فرهنگ نوازنده سازهای ضربی بودند.

در این اجرا ساخت و تنظیم قطعات کوبه ای برعهده بهروز قهاری، میلاد سعدی و یزدان بهمنی، ساخت و تنظیم قطعات ملودی برعهده محمدرضا بداغی و همچنین ساخت و تنظیم قطعات الکترونیک برعهده آرام مرتضوی بود. خوانندگی این گروه را نیز امین هدایتی برعهده داشت.

کنسرت با تشویق حاضران در سالن و معرفی اعضای گروه و کسانی که آن را همراهی کرده اند توسط سعید سلطانی تهیه کننده این برنامه به پایان رسید.

گفتنی است؛ گروه موسیقی هوران در سال 81 و در قالب یک گروه دف نوازی توسط بهروز قهاری بنیان نهاده شد. این گروه در آن سال ها به تنظیم و اجرای قطعاتی صرفا دف نوازی می پرداخت که برای نمونه می توان از اجرای کنسرت در سال 82 با گروه تنبورنوازان سیمرغ اشاره کرد. از سال 83 در پی تغییرات در تفکر اعضای اصلی گروه و همچنین در ساخت قطعات کوبه ای، گروه هوران تصمیم به گسترش و استفاده از سازهای مختلف کوبه ای دیگر کشورهای جهان در ساخت و تنظیم قطعات جدید خود کرد، این تغیرات در نوع خود حرکتی بی نظیر و با ذهنیات متداول گروه های کوبه ای دیگر کاملا متفاوت بود.

این گروه در چند دوره جشنواره سرود محله به مقام نخست دست یافت، همچنین در نخستین جشنواره موسیقی جوان مقام سوم را کسب کرد. اجراهای مختلف و متفاوت این گروه در سراسر ایران و دیگر کشورها با استقبال بسیار خوبی مواجه شده است.

 

 

 

 هفته نامه یالثارات در یادداشتی در نقد فیلم یه حبه قند با انتقاد تند از ابراهیم حاتمی‌کیا به خاطر انتشار یادداشتی در حمایت از فیلم یه حبه قند چنین نوشت :

 همین آقای حاتمی کیا‌یی که امروز رزمنده بودن و هم‌نفس بودن با سید اهل قلم شهید مرتضی آوینی را در بوق می‌کند، فیلمی ساخته ‌با عنوان گزارش یک جشن در ستایش زهرا رهنورد و میرحسین موسوی .دو عنصری که سبب آشوب‌های پس از انتخابات شده‌اند.
 در پایان فیلم با توجه به مضمون کلی یک عروسی که اتفاق می افتد و نام داماد محمود رضایی است ‌(ترکیبی از نام محمود احمدی نژاد و محسن رضایی) با توجه به این که زن نماد سرزمین است و حاتمی‌کیا این موضوع را به خوبی می‌داند و با در نظر گرفتن المان‌های اسطوره‌شناختی ‌می توان توجیه نمود که حاتمی‌کیا به طعنه می‌گوید ایران را به عقد اصول‌گرایان در آورده‌اند و هیچ تفکر و نگرش سیاسی حق اظهار نظر و تنفس ندارد.


یالثارات در  این یادداشت همچنین از این که کار‌گردانهایی چون عباس کیارستمی ،رخشان بنی اعتماد ،مجید مجیدی ،منوچهر محمدی ،کمال تبریزی،بهروز افخمی و....از فیلم رضا میرکریمی تمجید کرده اند، انتقاد کرده است .

 

 

چیزی نزدیک به سه سال از خبر احتمال انتشار مجموعه داستانهای آلیس مونرو با ترجمه ترانه علیدوستی طول کشید تا کتاب پشت ویترین کتابفروشی‌ها رسید. بعد از فیلم «کنعان»، قرار بر این بود که ترانه علیدوستی داستان تیر و ستون (کنعان اقتباسی از این داستان است) و چند داستان دیگر از این نویسنده شهیر کانادایی را ترجمه ‌و راهی بازار کند که به دلایلی تا امروز میسر نشد. جای خوشحالی‌ست که به فاصله چند روز از به روز شدن وبلاگ اسپات لایت، این کتاب هم منتشر شد.

رویای مادرم - پنج داستان از آلیس مونرو
ترجمه‌ی ترانه علیدوستی
نشر مرکز. ۲۵۰ صفحه. ۵۹۰۰ تومان


در مورد نویسنده: آليس مونرو مدت‌ها با چخوف مقايسه شده، جان آپدايك تولستوي را هم اضافه مي‌كند، و اي. اس. بايات از گي دو موپاسان و فلوبر نام مي‌برد. مونرو بارها به عنوان بهترين نويسنده داستان كوتاه در زبان انگليسي شناخته شده است. اين كتاب دربردارنده پنج داستان از آليس مونرو است.

و شاید قدم بعدی این بازیگر تراز اول ایرانی در حوزه ادبیات، انتشار مجموعه داستان‌های ترانه علیدوستی باشد؟!

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پویا نبی | 
پویا نبی: انسان صادقی است. این را می توان از جز به جز پاسخ‌هایش به پرسش‌هاي اين گفت‌وگو دریافت کرد. حدود دو سال پیش با تاسیس یک دفتر سینمایی و انتخاب یک مدیر برنامه کاربلد تصمیم گرفت دیگر به بازی در آثار سطحی تن ندهد اما امروز بعد از گذشت دو سال از آن تصمیم سرنوشت ساز کارنامه این بازیگر جوان تغییر چندانی نکرده است. کارنامه او در این دو سال با فیلم‌هايی چون «زمهریر»، «دختر شاه پریون» و «دموکراسی تو روز روشن» رنگ آمیزی شد. به مناسبت اکران فیلم «پرتقال خونی»، اولین فیلم تولیدی دفتر نیوشا ضیغمی گفت‌وگويی را با وي انجام دادیم‌:

خانم ضیغمی حدود دو سال پیش ما در همین روزنامه تهران امروز مصاحبه‌ای با شما انجام دادیم که در آن زمان شما اعلام کردید که از این به بعد قصد دارید از بازی در آثار سطحی فاصله بگیرید و تمام حواس خود را به اصل بازیگری و ایفای نقش های اساسی‌تر معطوف کنید اما امروز پس از گذشت دو سال از آن ماجرا شیوه انتخاب شما تغییر چندانی نکرده. در این مدت شما فیلم‌هايی مثل «زمهریر»، «دختر شاه پریون» و «دموکراسی تو روز روشن» را بازی کردید که نه به لحاظ گیشه و نه به لحاظ جلب توجه خواص آثار قابل دفاعی نبودند. واقعا علت این مسئله چیست؟

در ابتدا دوست دارم خرسندی خودم را نسبت به انجام این مصاحبه آن هم بعد از دو سال ابراز کنم اما در مورد سوال شما باید بگویم یک چیزهايی است که من بازیگر دوست دارم و یک چیزهايی است که روند سینما برای من بازیگر تعریف می‌کند. صادقانه بگویم تعریف سینمای آرمانی از نظر نیوشا ضیغمی سینمایی است که ضمن رعایت استاندارد های فنی و فیلمنامه‌ای در گیشه و اکران هم موفق باشد ولی متاسفانه چیزی که در سالهای اخیر در سینمای ایران می‌بینیم مسیر نزولی است و متاسفانه فیلم‌های که ساخته می‌شوند (به جز تعدادی انگشت شمار) ضعیف و ضعیف‌تر می‌شود. در زمانی که من «دختر شاه پریون» را انتخاب کردم دلیلم حضور کارگردان با سابقه و شناسنامه داری مثل کامران قدکچیان و بازیگرانی مثل رامبد جوان و علیرضا خمسه بود که قرار بود روبه‌روی من ایفای نقش کنند و صراحتا عرض می‌کنم که فیلمی مثل «دختر شاه پریون» بسیار شرافتمندانه‌تر از بسیاری از فیلمنامه‌هايی بود که برای من ارسال می‌شد.

 

به نظر شما چرا «دختر شاه پریون» با این همه نکته مثبت‌ در گیشه با شکست مواجه شد و به هدف اصلی سازندگانش یعنی جذب مخاطب نرسید؟

اول شرایط اکران فیلم بود که متاسفانه زمان خوبی به آن تعلق نگرفت و دوم فیلمبرداری اثر بود. متاسفانه فیلمبرداری «دختر شاه پریون» در راستای فیلمنامه نبود.

 

منظورتان قاب بندی و نوع نور پردازی آن فیلمبردار خاص هست؟

بله، فیلمبرداری هم مثل تمام رشته‌های فنی در ژانر سینمايی تعریف پیدا می‌کند. به نظر من نوع نگاه فیلمبردار آن کار به کلیت اثر لطمه زد.

 

شما در صحبت‌های خود از فیلم آقای قدکچیان دفاع کردید و از آن به عنوان یه کمدی سالم اسم بردید اما به نظر شما که یکی از اعضای تیم آن فیلم بودید چرا آن اتفاقی که برای فیلم رامبد جوان ( مانند نامزدشدن در جشن خانه سینما و جشنواره فیلم فجر) افتاد برای این فیلم نیفتاد؟ اگر قرار بود منتقدان و داوران سینمای ایران هیچ فیلم طنزی را نبینند قطعا باید فیلم رامبد هم نادیده گرفته می‌شد.

یکی از برگ برنده های فیلم رامبد جوان فیلمنامه خوب آن بود و با اینکه نویسنده کار این فیلمنامه را براساس یک فیلم خارجی نوشته بود اما بسیار خوب توانسته بود موقعیت‌ها را به فرهنگ ایرانی و جامعه ما نزدیک کند و البته ترکیب درست و هوشمندانه بازیگران آن فیلم بود. ضمن اینکه پخش کننده فیلم رامبد جوان با یک هوشمندی تمام توجهات را به سمت فیلم خود جلب کرد و همین عامل باعث دیده شدن فیلم شد. حالا اینجا باید سوال جدی از خودمان بکنیم مگر در سینمای ایران در سال چند فیلم مثل «جدایی نادر از سیمین» و «ورود آقایان ممنوع» ساخته می شود؟ من بازیگر چقدر باید منتظر بشوم تا فیلمنامه‌ای مثل «ورود آقایان ممنوع» به سراغم بیاید ؟ جواب خیلی روشن است چون من بازیگر در جایگاه انتخاب‌كننده نیستم بلکه انتخاب می‌شوم و فیلمنامه به من پیشنهاد می‌شود در نتیجه در چنین شرایطی انتخاب درست و آگاهانه حضور در فیلم کارگردانی مثل کامران قدکچیان است که شناسنامه‌ای دارد و ما قبلاً با کارهای او آشنایی داشتیم.

 

خانم ضیغمی سوالی این وسط پیش می‌آید. آن هم آیا شکست تجاری فیلمی مثل «دختر شاه پریون» که هدف گیشه دارد به ضرر شمای بازیگر است یا خیر؟

صد در صد ولی واقعیت امر سینمای ایران در سالهای اخیر به قدر غیر قابل پیش بینی شده که نهایت ندارد. اصلا معلوم نیست چه فیلمی می فروشد و چه فیلمی نه برای مثال در مورد فیلم «دموکراسی تو روز روشن» آن همه شوخی خط قرمزی داشت و آن همه سوپر استار مردم پسند در آن جمع شده بودند اما در اکران آن انتظاری که می رفت

بر آورده نشد. من به عنوان یکی از اعضای خانواده این سینما نمی‌دانم ذائقه مردم چیست؟ از یک طرف «اخراجی‌های 3 » می‌فروشد و از طرفی دیگر «جدایی نادر از سیمین» ، از طرفی هم «ورود آقایان ممنوع» !

 

البته «اخراجی‌های 3 » بیشتر نان دو قسمت قبل را خورد!

من هم تا حدودی با شما موافقم اما نکته اصلی اینجاست من به عنوان بازیگر وقتی قرارداد «دختر شاه پریون» را امضا کردم با این نیت سر صحنه رفتم که تمام گروه در حال ساخت یک فیلم مخاطب پسند هستند و در پرونده من به عنوان یک فیلم تجاری پر فروش قرار خواهد گرفت اما نتیجه اکران چیز دیگری شد که البته این زیاد به من بازیگر مربوط نیست بلکه به شرایط مختلفی بستگی دارد.

 

شاید همین انتخاب شما در فیلم آقای قدکچیان انتخاب درستی نبوده! به هر حال ایفای نقش یک دختر لات جنوب شهری که پدرش در زندان است چندان با فیزیک و روحیه شما سازگار نیست.

من هم این را قبول دارم اما دوست داشتم امتحان کنم که آیا توانايی اجرای چنین نقش‌هایي را دارم یا خیر؟

 

تجربه رضایت بخشی بود؟

به هر حال نفس تجربه چیز جذابی بود و من همیشه دوست دارم در گونه های مختلف خودم را امتحان کنم.

 

اگر چنین نقشی دوباره پیشنهاد شود قبول می‌کنید؟

بستگی دارد. من دوست ندارم مردم همیشه با یک نیوشا ضیغمی واحد رو به رو بشوند و از نظر خودم اینکه در چند فیلم مدام خودم را تکرار کنم چیز چندان جالبی نیست اگر هم به کارنامه کاری من نگاه کنید متوجه این نگاه

می شوید. از اولین نقشم در سریال آقای جوزانی که نقش یک دختر زحمت کش روستایی در شمال کشور را بازی کردم تا یک دختر آرام و هنرمند در حس پنهان تا همین دختر شاه پریون.

 

چقدر موافق مرز بندی بین بازیگران هنری و گیشه‌ای هستید؟

خیلی زیاد. الان یک سری نقش به بازیگران به اصطلاح هنری ما پیشنهاد می شود که مدام این دوستان منتخب منتقدان و هیات داوران هستند و یک سری از بازیگران هم هستند که این ور مرز ایستادند و برچسب سینمای تجاری خوردند و محکوم هستند که در این فرمت باقی بمانند.

 

الان شما هشتمین سال حضور خود را در سینما سپری می کنید خیلی از بازیگران هم دوره شما الان جزو 10بازیگر برتر منتقدین هستند و جوایز بسیار معتبری را چه در داخل و چه در خارج دریافت کرده اند ، چرا این اتفاق مثلاً برای حامد بهداد افتاده و برای نیوشا ضیغمی نیفتاده است؟

ببیند قضیه بازیگران مرد فرق می‌کند.

 

چه فرقی؟

معمولا فیلمنامه‌های سینمای ایران بر اساس شخصیت‌های مرد نوشته می‌شود و اساسا بازیگران مرد ما ستاره‌تر هستند نسبت به بازیگران زن. این مسئله حتی در رقم دستمزد هم صادق است. دستمزد بازيگران مرد به مراتب بیشتر از بازیگران زن است.

 

نگار جواهریان چطور؟ او هم، هم دوره شماست.

به نظرم ایشان یکی از پدیده‌های بازیگری سینمای ایران است اما اتفاقی که برای نگار جواهریان افتاد این است که به ایشان هیچ وقت بر چسب سینمای گیشه نخورد و همیشه آن طرف مرز قدم زد. جالب آن است که شاید تهیه کنندگان و کارگردانان سینمای تجاری کمتر سراغ ایشان بروند.در نهایت باید بگویم همان مرز باعث شده عده‌ای از هم صنف های من نتوانند استعداد خود را در گیشه و یا سینمای هنری نشان دهند به همین سادگی.

خب وقتی چنین برخورد هایی با شما می شود چه اصراری دارید که در سینمای هنری ادامه دهید؟ مثال خوب این ماجرا محمد رضا گلزار است که به نظرم کاری که ایشان در سینمای تجاری می‌کند همانند کاری است که بازیگرانی چون صابر ابر در سینمای هنری می‌کنند. در واقع او با بازی در هر فیلم عملا توفیق آن فیلم را در اکران تضمین می‌کند مثال این قضیه هم چهار فیلم میلیاردی در کارنامه اوست. منظورم این است که شما هم قطعا می‌توانید در سینمای تجاری به موفقیت برسید.

صادقانه اگر بخواهم بگویم این است که درونم چیزی می‌گوید و بیرون چیز دیگری، سوق درونی‌ام بازی در فیلم‌های آبرومند و موجه است اما از بیرون من را برای فیلم‌های نه چندان موجه دعوت می‌کنند برای همین هم الان دچار سرگشتگی شدم.

 

حالا یک سوال از شما می‌پرسم و انتظار دارم صادقانه جواب دهید. چند درصد از فیلمنامه‌هايی را که برای شما ارسال می‌شود ‌رد می‌کنید؟

به خدا قسم 80 درصد!

 

یعنی در میان فیلمنامه‌های ارسالی به شما «زمهریر» بهترینش بوده؟

بله!

 

پس یعنی ما به طور جدی در سینمای ایران با فقر فیلمنامه روبه‌رو هستیم؟

قطعا به نظر من بزرگترین مشکل سینمای ایران در حال حاضر نبود فیلمنامه است. چون سینمای ایران که متکی به ابزار فنی و تکنیکی نیست بلکه متکی به قصه است و مردم ما ثابت کرده‌اند به خاطر اسم یک کارگردان به دیدن فیلم نمی‌روند در نتیجه من فکر می کنم در هیچ ژانری ما فیلمنامه درست و محکم نداریم.

 

فیلمنامه‌ای بوده که شما آن را رد کرده باشید اما وقتی روی پرده آمده به خود گفته باشید عجب اشتباهی کردم؟

نه واقعا. من اینجا خوب است چیزی را توضیح دهم. بنده اگر ببینم یک کارگردان خوب و آبرومند و با یک فیلمنامه درست به سراغم آمده هرگز بحث عدد و رقم را مطرح نمی‌کنم. این موارد زمانی پیش می‌آید که یا می‌خواهم فرار کنم یا تهیه کننده از دوستانم هست و از اینکه به او بگویم مایل نیستم در کار شما بازی کنم خجالت می‌کشم.

 

در خیلی از دفاتر سینمايی وقتی قرار است فیلم جدی ساخته شود وقتی به گزینه‌های بازیگری می‌رسند اولین چیزی که تهیه کننده به کارگردان ، دستیار کارگردان‌ها و مدیر تولید می‌گوید این است که آقا از خیر بازیگرهای تجاری مثل نیوشا ضیغمی بگذرید ما پول این دوستان را نداریم و بی خودی اسباب زحمت می‌شود؟

من هم کاملا حرف شما را قبول دارم و از همین‌جا می‌خواهم عنوان کنم که این کار برای من حرمت دارد و فقط برای کسب در آمد وارد این حرفه نشدم و صادقانه بگویم اگر امروز کارگردان کار بلد و با استعدادی سراغ من بیاید من حاضرم بدون دستمزد جلوی دوربینشان حاضر شوم ولی جاهایی هست که اتفاقا تو باید به عنوان بازیگر پول بگیری و پول خوب هم باید بگیری چون آن فیلم چیزی برای گفتن ندارد.

 

برسیم به فیلم «پرتقال خونی». این فیلم به عنوان اولین محصول از دفتر شما روی پرده رفته. هدف ازتولید این فیلم چه بود و با چه نیتی در این فیلم سرمایه گذاری کردید؟

من به عنوان سرمایه گذار باید دو اصل را در تولید یک فیلم رعایت می کردم یک، حیثيت حرفه‌ای، دو : نگاه به گیشه، و فکر می‌کنم به خواسته هایم از تولید یک فیلم در «پرتقال خونی» رسیدیم و در زمان تولید فیلم دوم ( «چهار سو») کمی با فراغ بال بیشتری به سینمای مورد علاقه‌ام پرداختم. اگر چه که در همین مدت چند روز اکران پرتقال خونی با موارد حیرت انگیزی رو به رو شدم که اصلا با آنها سابقه آشنایی نداشتم فقط در همین حد بگویم که تولید و پیش تولید در سینمای ایران یک چیز است و پخش و اکران چیز دیگری اصلا این‌ها دو دنیای مختلف هستند. کار به جايی رسیده که سینما دار تعیین می کند پوستر یک فیلم چه چیزی باشد و صاحبان اصلی فیلم حق هیچ گونه اظهار نظری را ندارند.

 

پيمان عباسی فیلمنامه «پرتقال خونی» را برای شما نوشته بود یا از قبل چنین فیلمنامه‌ای را داشت؟

ایشان این طرح را در همین دفتر نوشتند. حتی به یاد دارم ایشان نگارش فیلمنامه‌ای به نام «تلکه» را آغاز کرده بود که به دلیل برخی مشکلات از ساخت و ادامه نگارش آن صرف نظر کردیم تا اینکه از میان طرح‌های مورد بررسی به «پرتقال خونی» رسیدیم و نگارش آن را آقای عباسی آغاز کرد. وقتی نگارش به اتمام رسید ما تصمیم گرفتیم کار را به دست کارگردانی بدهیم که فیلم‌های این چنینی در کارنامه‌اش داشته است که در نهایت به آقای الوند رسیدیم.

 

انتخاب آقای الوند پیشنهاد شما بود یا آقای عباسی؟

یک توافق نظر بود بین من، پیمان عباسی و آقای نشاط تهیه کننده فیلم.

 

با حضور آقای الوند فیلمنامه تغییری هم کرد؟

بله، به هر حال آقای الوند تجربه نگارش فیلمنامه در کارنامه خود داشتند و هنگامی که به این دفتر آمدند قرار شد روی فیلمنامه یک بازنویسی انجام دهند اما شاکله اصلی تغییر نکرد.

 

ویژگی شاخص شخصیت ترمه را چه چیزی ارزیابی می‌کنيد؟

ترمه یک دختر صادق و عاشق است ، آدمها در شرایط مختلف واکنش های مختلف از خودشان نشان می دهند ترمه دختری است امروزی با سرگشتگی های دنیای امروز و اندکی هم احساسی که در یک موقعیت دشوار گرفتار شده.

 

تم «پرتقال خونی» متاسفانه یک اپیدمی در جامعه ایران است.

برای اینکه این گونه دخترها از همسران بزرگ سال خود انتظار هم پدر بودن را دارند و هم همسر بودن را. اساسا در خانواده‌هایي که دخترانشان پدر معقولی نداشته‌اند، به این نوع ازدواج‌ها سوق پیدا می‌كنند و به قول شما در جامعه امروز ایران این یک اپیدمی شده.

 

و سخن آخر؟

فقط امیدوارم راهی باز شود تا استعداد های جوان یک جوری راه به این سینما پیدا کنند و آنهايی که در حال حاضر مشغول کار هستند انگیزه‌هايشان گرفته نشود.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پویا نبی | 
دو نفر از مستندسازان انجمن سینمای مستند ایران روز گذشته آزاد شدند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری سینمای ایران، دو نفر از شش مستندسازی که در بیست و هفتم شهریور ماه به دلیل همکاری با شبکه بی.بی.سی بازداشت شده بودند روز گذشته آزاد شدند.

طبق اعلام سایت رسمی انجمن مستندسازان ایران روز گذشته 17 مهر ماه ناصر صفاریان و محسن شهنازدار آزاد شدند.

طبق گفته های اعضای هیات مدیره انجمن مستندسازان احتمال دارد چهار نفر دیگر طی روزهای آتی آزاد شوند.

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پویا نبی | 
روزنامه کیهان نوشت:

آقای عسگرپور[مدیر عامل خانه سینما] اگر کمی به روند برنامه های سینمایی و مستند بی بی سی فارسی نگاه بیندازند شاید خودشان به این نتیجه برسند که فروش ممتد چندین کار که درست در راستای نگاه بی بی سی تولید شده باشد غیرممکن است مگر با سفارش قبلی یا از آن بدتر همسویی قلبی فیلمساز با جریان آن طرف آبی.
اما اینکه خانه(؟) سینما وارد چنین حوزه ای شده اگر واقعاً با نیت خیر صورت می گرفت بحث دیگری بود. آن هم به شرطی قابل قبول بود که این مدیران دلسوز نسبت به همه چیز این سینمای مستند که حالا یکباره برایشان مهم شده است واکنش نشان می دادند. از تأمین اعتبار برای بیمه کردن همه فعالانش تا تأمین بودجه برای ساخت و پی گیری شرایط اکران و البته اکران همه نوع فیلم نه فقط کارهای مسئله داری از قبیل «سلاطین خیابان ها»، «ما نیمی از جمعیت ایرانیم»، «نقل گرد آفرید»، «عادت می کنیم» و...
بخش دیگر ماجرا دخالت در مسأله ای است که جز وزارت اطلاعات همه ما بدان جاهلیم و بهتر است بگذاریم این وزارت کار خود را پیش برد. درصورتی که از مستندسازان مدرکی باشد به دادگاه ارائه خواهد شد اگر نه چه حاجت به جنجال؟ شاید دوستان خانه سینما مستمسکی یافته اند که ضرباتی به نظام بزنند. اگر این طور است که دیگر هیچ!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پویا نبی | 
«احمد نجفی» بازیگر سینما و تلویزیون  کشورمان در گفت‌وگو با خبرنگار سینمایی فارس، در مورد ارزیابی خود از اتفاقات اخیر بیانیه خانه سینما، اظهار داشت: ارزیابی من این است که هر چه به جریان انتخابات نزدیک می‌شویم، این بحث‌ها بیشتر می‌شود. من اینجا رسماً اعلام می‌کنم و همیشه گفته‌ام و از هیچ کس خرده و برده ندارم چرا که اگر قرار بر ملاحظه با هدف دلسوزی است، این طور نباید دلسوزی کرد...
نجفی تصریح کرد: اگر قرار بر ایجاد روابط صحیح و قانونی است با صدور بیانیه کار حل نمی‌شود. دوستان عزیز متوجه باشند برای چه کسانی کار می‌کنند!
این بازیگر سینما و تلویزیون در ادامه خاطرنشان کرد:  من ایرانی هستم و غرور ایرانی دارم، من نگاه به درونم می‌کنم و با هیچ مدیر و مسئولی کاری ندارم به فرض اینکه شما اجازه داشته باشید و وزارت ارشاد هم مجوز صادر کند و در کنار آن وزارت اطلاعات هم پشت شما باشد، آیا ارزش دارد برای این شبکه منحوس کار کنید؟
وی در ادامه به فارس، گفت: چرا اشکالی ندارد که شما یک فیلم در مورد طبیعت بسازی و برای تبلیغ هر چه بیشتر این فیلم در شبکه بی.بی. سی پخش شود اما اگر راجع به جامعه، سیاست و فرهنگ فیلم ساختید، لطف کنید ببینید برای چه کسی دارید کار می‌کنید؟
وی ادامه داد: آیا این اثر ارزش این را دارد تا در خدمت شبکه منحوس بی.بی.سی قرار بگیرد؟
بازیگر نقش «کارگاه علوی» ادامه داد: به خدا من این حرف‌ها را از سر دلسوزی می‌گویم، این دوستان مستند ساز را هم نمی‌شناسم اما چون جنس این شبکه منحوس را می‌شناسم، می‌خواهم بگویم آیا رواست که  ما برای این شبکه منحوس کار کنیم؟
این بازیگر سینما و تلویزیون در ادامه افزود: امیدوارم این کارها به خاطر دستمزد و پول نباشد که اگر باشد باید دید آیا می‌ارزد یا خیر؟
وی در ادامه اذعان کرد: به نظر من «خانه سینما» نباید در بیانیه خود این قضیه (بی.بی.سی) را سانسور می‌کرد بلکه با تجزیه و تحلیل درست به این مسائل ‌می‌پرداخت.
«احمد نجفی» در پایان این گفت‌وگو خاطرنشان کرد: باز هم تکرار می‌کنم هر چه به زمان انتخابات نزدیک‌تر می‌شویم، این مسائل هم بیشتر می‌شود، امیدوارم از خانه سینما استفاده منفی در این زمینه صورت نگیرد و خانه سینما همچنان صنف سینمایی باقی بماند نه صنف سیاسی باشد.

 

 

 

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از سایت سینمایی ورایتی، در حالی که علی‌رغم پیش‌بینی طمع‌ورزان غربی، بیش از سه دهه طلایی از پیروزی انقلاب اسلامی ایران می‌گذرد، آنها هر روز با دسیسه و ابزاری جدید وارد میدان مبارزه می‌شوند و به نظر می‌رسد که در این عصر ارتباطات، فیلم و تصویر نیز نقشی به‌سزا ایفا می‌کند.
از دشمن‌ورزی‌های چند دهه قبل که بگذریم، از جریان توطئه انتخابات 88 تاکنون، غربی‌ها بیش از همه، دست به دامان سینما و رسانه شده‌اند و نه تنها با پخش فیلم‌های مختلف سعی در تحریف چهره‌ شخصیت‌های برجسته انقلاب اسلامی ایران داشته‌اند بلکه با دخالت‌های نابه جای خود سعی کرده‌اند تا فضای ایران را فضایی تاریک و خفقان آور بلاخص برای قشر هنرمند جامعه نشان دهند.
اخیرا نیز دستگیری شش مستندساز ایرانی توسط مقامات کشورمان به علت مسائل امنیتی (که اقدامی کاملا داخلی و امنیتی بوده)، به شدت از سوی رسانه‌های وابسته‌ و همچنین برخی از جشنواره‌های سینمایی جهان مورد انتقاد قرار گرفته است، حال آن که در هر کشوری، امنیت آن کشور در اولویت است و تهدید آن از سوی هر قشری که باشد مورد تحمل مقامات آن کشور نخواهد بود.
در راستای چنین دخالت‌هایی، که چندی پیش نیز در جریان محکوم شدن «جعفر پناهی» در دادگاه ایران، شاهد آن بودیم، جشنواره‌هایی چون «سن‌سباستین» و «مانهایم-هایلدبرگ آلمان» با دخالتی آشکار در امور داخلی ایران این اقدام دولت ایران را محکوم کرده‌اند.
جشنواره فیلم هایدلبرگ نیز کار را از دخالت گذرانده و در تشبیهی توهین‌آمیز مقامات ایران را با نازی‌های مقایسه کرده است!
در این بیانیه‌ آمده است: ناامیدانه ولی همراه با خشم به این اقدام خشن و غیرانسانی رژیم ایران که یادآور کارهای نازی‌هاست، اعتراض می‌کنیم.
جشنواره هایدلبرگ حتی تا آنجا پیش می‌رود که از دیگر جشنواره‌های بین المللی جهان می‌خواهد تا تمام کسانی را که به طور  آشکار و یا غیر آشکار برای رژیم ایران کار می‌کنند و تمام کسانی را که در سازمان‌هایی چون موسسه سینمایی فارابی و موسسه رسانه‌های تصویری مشغول به کار هستند، بایکوت کند.

این دست بیانیه‌ها بیش از هر چیز و راحت تر از حد تصور ثابت‌کننده «ماهیت سیاسی» جشنواره‌های ریز و درشت «سینمایی»‌ غربی است و نشان می‌دهد که دیگر نقاب از چهره گردانندگان محافل ظاهرا هنری غربی فروافتاده است.
به نظر می‌رسد که اقدام هوشیارانه و به جای مقامات ایرانی در دفاع به جا از مرزهای اعتقادی کشورمان،منافع غربی‌ها را همچون گذشته به خطر انداخته و آنها را تا حد جنون به خشم آورده به طوری که به قول آن شهید بزرگ، از عصبانیت در حال مرگ هستند.

 

 

 

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از روابط عمومی معاونت امور سینمایی، در نامه سجادپور به شمقدری آمده است:
با عنایت به تخلف در پخش آثار فاقد مجوز پخش خارجی در جشنواره‌ها و محافل خارجی به استحضار می‌رساند: مجوز فعالیت موسسات عرضه بین‌المللی فیلم به مدیر عاملی خانم «کتایون شهابی» و آقای «محمد اطبایی» از سوی این اداره کل به تعلیق درآمد. 
اخذ تصمیم نهایی در خصوص ادامه فعالیت موسسات فوق الذکر منوط به نظر شورای نظارت بر چگونگی تأسیس و فعالیت موسسات عرضه بین‌المللی فیلم است.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پویا نبی | 

ستار هدايت‌خواه در گفت‌وگو با خبرنگار پارلماني خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) گفت: اين بيانيه در واقع بيانيه خانه سينماي جمهوري اسلامي ايران نيست، بيانيه خانه سينماي استعمار پير انگليس است.

وي ادامه داد: متاسفانه خانه سينما برخلاف موازين قانوني و منافع ملي به جاي اين‌كه دامن خود را از آلودگي به جاسوسي و حمايت از حركت‌هاي ضدمنافع ملي مبرا كند، از كساني كه در راستاي اهداف استعمار ـ همان‌طور كه وزير اطلاعات اشاره كرد براي يك تشكيلات بهائي، صهيونيستي كار مي‌كردند ـ حمايت كرده است.

وي خاطرنشان كرد: اين موضوع با منافع ملي ناسازگار است و قطعا بايد توسط نهادهاي ذيربط مورد پيگيري قرار گيرد، علاوه بر آن بايد نهاد متولي ذيربط آن يعني وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي نيز اقدامات قانوني لازم را براي تجديدنظر در ساختار و تار و پود اين تشكل ـ كه متاسفانه در مقاطع مختلف بيشتر در موضع و محافظ اپوزيسيون به شمار مي‌آيد در حالي كه از امكانات و فضاي فراهم شده توسط جمهوري اسلامي بهره مي‌برد ـ انجام دهد.

اين عضو كميسيون فرهنگي مجلس افزود: اين اتفاق در هفته دفاع مقدس رخ داده است؛ هفته‌اي كه يادآور حماسه ملت‌ها و جانبازي و رشادت و شهادت بسياري از جوانان اين ملت در راه حفظ استقلال و هويت ملي و ديني خودشان است. اين موضوع در اين زمان معناي خاصي دارد و مي‌توان گفت اين حركت خيانت به آرمان شهيداني است كه هشت سال براي حفظ تمايت ارضي و استقلال و هويت ديني و ملي اين ملت و كشور جنگيدند و جان خود را فدا كردند و همين امر زشتي و قباحت اين حركت را بيش از پيش روشن مي‌كند.

وي تصريح كرد: اميدواريم اين شرايط فرصتي باشد براي اين‌كه اين نهاد اصلاح شود و اگر اصلاح هم نشود به نظر مي‌رسد كه بايد در اصل هويت وجودي اين نهاد تجديدنظر كرد و ترديد جدي روا داشت؛ بنابراين چگونگي تهيه و فروش فيلم‌ها بايد در نظر گرفته شود؛ لذا در اين زمينه در هر دو صورت مقررات قانوني وجود دارد، بايد اول ديد آيا با مجوز رسمي و به صورت قانوني اين فيلم‌ها تهيه شده است؟ ثانيا مهم است كه به چه كسي فروخته مي‌شود؟

وي گفت: در واقع تمام اين موارد قانون دارد، اين‌گونه نيست كه قانون وظيفه‌اي براي هنرمندان نداشته باشد و آن‌ها آزاد باشند به هر شكلي و از هر راهي ولو غيرقانوني و زيرزميني و با حمايت صهيونيست‌ها و بهائي‌ها پول بگيرند و بعد هم بخواهند براي آن‌ها كار كنند

 

 

 

حجت الاسلام رسایی عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در گفت و گو با خبرنگار سینمایی فارس درباره بیانیه اخیر خانه سینما و عدم حمایت دولت از مستندسازان و فروش فیلم‌های به شبکه‌های خارجی گفت: بهانه‌ای که خانه سینما آورده مضحک‌ترین بهانه‌ای است برای توجیه رفتاری که داشته است. این که دولت حمایت نکرده و این مستندسازان فیلم‌هایشان را به شبکه‌های غیرمجاز و معاند مانند BBC فروختند، در حقیقت توجیه غیرقابل قبولی است، به این دلیل که اولاً ما شاهدیم در این حوزه حمایت‌های لازم صورت می‌گیرد، کما این‌که تولیدات مختلفی با همین حمایت‌ها ساخته شده است.  از سوی دیگر تاکنون مشخص شده است که  ارتباط تشکیلاتی بین این مستندسازان و شبکه بی.بی.سی وجود داشته و این آثار با هدف تولید شده است، نه این‌که بدون هدف تولید شده باشد و بعد بی.‌بی.‌سی پس از بررسی، قطعاتی از آن را استفاده کرده باشد.
نماینده مردم تهران، ری و شمیرانات در ادامه افزود: خانه سینما از جمله مراکزی است که از این حمایت‌ها بهره‌مند می‌شود و اگر علامت سوالی باشد، این علامت سوال روی «خانه سینما» است که هم از این حمایت‌ها در راستای تولیداتی که هم‌سو با اهداف انقلاب اسلامی نیست، استفاده می‌کند و هم رفتار افرادی را که مورد استفاده دشمنان نظام ما قرار گرفته‌اند، توجیه می‌کند.
حجت الاسلام رسایی در ادامه افزود: روز گذشته در کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی بحث خانه سینما مطرح شد و اعضای کمیسیون بلا استثناء رفتار خانه سینما را محکوم کردند و از وزارت ارشاد خواسته شد تا  نسبت به کسانی که در همکاری با این شبکه‌ها فعالیت داشتند برخورد قانونی و محکمی صورت گیرد.  
رسایی در خاتمه افزود: مجلس شورای اسلامی به خانه سینما هشدار می‌دهد که مراقب این نوع رفتارهای خودش باشد. تجربه ثابت کرده کسانی با دشمنان ما هم پیمان می‌شوند و در بزنگاه‌هایی مثل این بزنگاه، حتی حاضر به حمایت عوامل آنها می‌شوند. در پس پرده اتفاقات دیگری هم می‌افتد که با گذشت زمان، شاید خودش را نشان دهد.

 

 

 

 

«محمدمهدی عسگرپور» مدیر عامل خانه سینما در گفت‌وگو با خبرنگار سینمایی فارس در مورد بیانیه صادر شده از سوی خانه سینما در حمایت از همکاران بازداشت شده شبکه بی‌بی‌سی در ایران،‌اظهار داشت: نمی‌دانم ما طبق قانون چه کار باید بکنیم. اخیراً مصاحبه‌ای انجام داده‌ام که در آن این موضوع توضیح داده شده است.

وی در حالی که بسیاری از روزنامه‌ها و خبرگزاری‌های کشور در دو روز اخیر عملکرد خانه سینما در انتشار این بیانیه‌ را زیر سئوال برده‌اند، به‌جای پاسخ‌گویی، به اهانت به خبرگزاری فارس پرداخت و در ادامه افزود: عملکرد خبرگزاری فارس خیلی شبیه به بی.بی.سی شده است و من هیچ وقت با بی.بی.سی مصاحبه نکرده‌ام و در کنار آن، باید بگویم با جایی که از حرف‌های من سوء استفاده می‌شود و نمی‌دانم مبنای کار را بر چه اساسی بنا کرده، هیچ وقت کار نمی‌کنم.
عسگرپور ادامه داد: در بیانیه دومی که از سوی خانه سینما منتشر شد آن بخش‌هایی مهم بود که برای خبرگزاری فارس اهمیت داشت برای همین است که احساس می‌کنم که عملکرد این دو شبیه هم شده است.
مدیرعامل «خانه سینما» در حالی عملکرد فارس را شبیه رسانه معاند بی‌.بی.سی می‌داند، که در بیانیه‌های «دفاع از مستندسازان» کوچک‌ترین اشاره‌ای به این شبکه (که همکاری با آن موجب دستگیری افراد مذکور شد) نکرده ، مبادا به ساحت بی‌.بی‌.سی بربخورد. همین مشی، نشان می‌دهد علی‌الظاهر ارتباط آقای مدیرعامل با بی‌.بی.سی نباید چندان بد باشد و از آن سو، تمجیدهای بی.بی‌.سی نیز نشان دهنده این است که «تعامل» بین «خانه سینما» با این شبکه خیلی هم بد نیست.


 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پویا نبی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
من پویا نبی هستم . خبرنگار سینمایی. با اینکه در نشریات معتبری قلم می زنم اما مطبوعات هدف نهایی من از هنر هفتم نیست . دوست دارم کارگردان سینما بشم و از این راه در حال آموختن هستم . الگوی من تو سینما پنج نفر هستند : بهروز افخمی ، فرزاد موتمن، حسن فتحی ، داریوش مهرجویی و ناصر تقوایی ، می دونید چرا؟ چون اینها قبل از اینکه هنرمند باشند تکنسین هستند و به نوعی سینما را مهندسی شده می بینند و به مثابه یک هنر صنعت با آن برخورد می کنند ، چیزی که در تاریخ سینمای ما مغفول مانده

پیوندهای روزانه


آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
فروردین 1391
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
آرشيو
پیوندها
سینمای ما
روزنامه تهران امروز
روزنامه بانی فیلم
سیما فیلم
بهمن قبادی
مهدي كرم پور
خبر گزاری مهر
خبرگزاری فارس
خانه سینما
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM